بایگانی مطالب برچسب: خشکی تالاب
سرگردانی در سرزمین بیتالاب
فرض کنید از تهران عازم زاهدان هستید. مسیر طولانی است و باک بنزین شما ظرفیت محدودی دارد. بهناچار در میانه راه ناچار میشوید بنزین بزنید. باز فرض بگیریم پمپ بنزین تعطیل شده باشد و هیچ ماشینی هم برای کمک توقف نکند. چه میکنید؟ احتمالاً سراغ اولین آبادی نزدیک میروید، اما اگر شهر و روستایی نباشد، آنتن موبایل خط ندهد و در جادهای خاکی و فرعی دورافتاده گیر افتاده باشید، چه؟ زندگی پرندگان مهاجر در ایران همینقدر سخت است و البته پیچیدهتر از این مثال ساده! تالابها که نقش پمپ بنزین را برای پرندهها دارند، خشک شدهاند یا شرایطشان مساعد نیست. پرندگان سرگردان به هر دری میزنند تا آبی پیدا کنند، برخی پساب گیرشان میآید، برخی شکار میشوند، گروه سوم خوششانس هستند و به سفرشان ادامه میدهند. آنها که خودشان را با بحران سازگارتر میکنند، جمعیتشان افزایش مییابد، گونههای حساستر به آرامی محو میشوند و در ادامه تبعات آن تنوعزیستی ایران را تحتتأثیر خود قرار میدهد. وضعیت تالابها و پرندگان مهاجر یکی داستان است پر آب چشم!
تالاب ما روزگاری ماهی داشت
چند روز قبل از آنکه صدای جنگندهها در آسمان ایران شنیده و راه پهپادها به استانهای مختلف باز شود، دختران و پسران دبستانی در کنار تالاب لاگون پارک ملی بوجاق به صف شدند و رو به تالابی که میخواهند روزهای پرآبیاش را ببینند، گفتند: «تالاب شهر ما زمانی آب داشت، روزی ماهی داشت، روزی پرندهها میاومدن، روزی میشد قایقسواری کرد،روزی آدمها شاد بودند، روزی تالاب زنده بود…». تالاب لاگون پارک ملی بوجاق بندر کیاشهر زیر پاهایشان قرار داشت، زیر پل چوبی بندری که تا سالهای قبل به داشتن تالاب میبالید و بعدها تبدیل به فاضلاب شهری و نیها شد. آنها روی زمینی خشک که نیها جای آب را در آن گرفتهاند، خواستار احیای تالاب شدند؛ تالابی که در دهه اخیر ساکنان کیاشهر هر روز شاهد کمجان شدنش بودند. آنها با تشکیل زنجیرهای انسانی و امضای طوماری خطاب به رئیس سازمان حفاظت محیطزیست، در روزهایی که خبری از جنگ نبود، خواستند راهی برای زندهشدن تالاب پیدا کنند، راهی برای زندگی.
آیا خشکی ۱۰۰ درصدی ۹ تالاب ایران در تابستان جاری صحت دارد؟
مدیرکل دفتر حفاظت و احیای تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست درباره با خشک شدن ۹ تالاب کشورمان طی تابستان جاری توضیح داد.
همدستی خشکی و تصرف غیرقانونی میانکاله
|پیام ما| در دهۀ ۹۰ سطح آب دریای خزر با کاهش حدود ۵۰ سانتیمتری مواجهه شد و عقبنشینی دریا از ۱۰ متر تا ۱۰۰ متر در سواحل مختلف رخ داد. نتیجۀ این فرآیند، خشکی بخشی از میانکاله بود که تبعاتی چون کشتوکار در اراضی خشکشده را به دنبال داشت. تصرف زمین این منطقه توسط افراد حقیقی و حقوقی در سالهای گذشته بهسرعت ادامه یافته و این وضعیت با وجود طرح دعواهای حقوقی گسترده، همچنان در جریان است. در این میان مدیرکل محیطزیست استان مازندران، در روزهای اخیر اعلام کرد: «تاکنون ۹ هکتار از اراضی که تصرف غیرقانونی شد، به منابع ملی بازگشته است.» این خبر اما نتوانسته نگرانیهای موجود دربارۀ تصرفات گسترده در این منطقه را مرتفع کند؛ منطقهای که بر اثر فعالیت انسانی و تغییر اقلیم، هرساله بر میزان خشکیاش افزوده میشود و تصرف زمین هم با قوت خود باقی است.
«تنگ سرخ» فاجعهای برای اقلیم فارس
با اعلام استاندار فارس مبنیبر موافقت سازمان حفاظت محیط زیست، بعد از مخالفت و ایستادگی ۱۲سالهٔ ادارهکل حفاظت محیط زیست فارس، آن اداره با چرخش ۱۸۰ درجه با اجرای سد تنگ سرخ که تهدیدی مهلک برای شیراز و شهروندانش است، موافقت کرد. اما آنچه از اجرای این سد استنباط میشود، ماجرای زمینخواری در بازههای جنوبشرق تنگ سرخ تحتعنوان ایجاد طرحهای گردشگری و... است. شهرداری شیراز همچنین میگوید قصدش از راهاندازی این سد آبرسانی به باغهای قصرالدشت شیراز است. اما این منطقه بهوسیلهٔ دو مجرا آبیاری میشده، یکی تنگ سرخ و دیگری نهری بهنام «نهر اعظم» که از چشمهٔ جوشک به این منطقه میآید و بخشی از باغهای شیراز را مشروب میکند. اما باغهای قصرالدشت در چهار دههٔ گذشته مساحتشان به یکچهارم تقلیل یافته و بدل به ساختمان و جاده شده است. بنابراین، آبرسانی به این منطقه هم بهانه است و سعی بر این است که اراضی تحتعنوان گردشگری، توسعهٔ نامتوازن یابند و مافیای زمینخواری آبرسانی را را هم بهانهٔ دیگری برای ساخت سد کرده است.
