بایگانی مطالب برچسب: جنگل زاگرس
بلوطها قربانی مشکلات معیشتی شدند
در آگهی نوشته «فروش بلوط برای خوراک دام، میزان موجودی: هزار تُن، حداقل میزان فروش: دو تُن.» آدرس آگهی در استان فارس و یکی از چندین آگهی فروش بلوط برای خوراک دام است. یک جستوجوی ساده، آدرسهای بسیاری را برای فروش بلوطهای زاگرس به نمایش میگذارد. ماجرا از دهه ۶۰ ابعاد گستردهای گرفته، اما در ماههای گذشته تعداد آگهیها بالا رفته. مشکلات اقتصادی و معیشتی و نبود خوراک برای دام میزان این آگهیها را افزایش داده و حالا تن رنجور بلوطهای زاگرس که با سوزاندن، قطع برای تولید زغال و زمینخواری تکهتکه شده بود، بیشازپیش آماج حمله است.تعداد آگهیهای خریدوفروش بلوط برای خوراک دام افزایش یافته، این را فعالان محلی تأیید میکنند و میگویند مشکلات اقتصادی، نبود خوراک دام و از سوی دیگر، وضعیت نابسامان فعلی از جمله دلایل افزایش این آگهیهاست. ماجرای استفاده از بلوط بهعنوان خوراک دام یا در هنگام خشکسالی بهعنوان آرد و خوراک سابقهای طولانی دارد، اما بعد از انقلاب خریدوفروشش بهعنوان خوراک دام با جدیت بیشتری دنبال شد. «مرتضی ابراهیمی رستاقی»، عضو سابق شورایعالی جنگلها، به نخستین همایش جنگلهای زاگرس پس از انقلاب و در سال ۱۳۶۴ در یاسوج اشاره میکند؛ همایشی که در آن یکی از کارشناسان با جدیت از استفاده بلوط بهعنوان خوراک دام نام برد و مقالاتی هم در این زمینه منتشر شد. «همان زمان جنگلبانان با این موضوع مخالفت کردند. نگرانی آنها برای ازدسترفتن جنگل بود، اما بههرصورت، این نگاه از همان زمان ریشه دواند.» او میگوید این عادت عجیب یکی از عوامل ازدسترفتن اکوسیستم جنگلی در زاگرس شد؛ چراکه خاصیت تجدیدشوندگی جنگل از بذر میآید و جنگل همواره نیازمند داشتن این بذرها بود و جمعآوری آنها یعنی کمک به مرگ زاگرس. «در گذشتههای دور و در زمان خشکسالی و مشکلات اقتصادی از بلوط آرد گرفته میشد و از آرد، خمیری بهنام «کلک» درست و نان از آن تهیه میشد. اما بعدها این استفادهها متنوع شد. در زمان خزانِ درختان بلوط، دامها همواره از آن استفاده و بسیاری از دامداران بهدلیل نبود علوفه برای فصل سرد بلوطها را جمع میکنند و این امر به رویه بدل شد؛ با افزایش جمعیت و میزان دام، میزان برداشتها هم بیشتر شد. حالا سؤال اینجاست که سازمان منابعطبیعی بهعنوان متولی در همه این سالها کجا ایستاده و چطور با این قاچاق برخورد نمیشود؟ آیا میشود برای فروش موادمخدر که قاچاق است هم به این سهولت آگهی کرد؟» او آگهیهای متعدد فروش بلوط بهعنوان خوراک دام را دیده و افزایششان را هم تأیید و درعینحال به کارخانههایی اشاره میکند که در سالهای اخیر توسط واسطههایی بذر را از مردم میخرند و تبدیل به خوراک دام میکنند. «در شهرهای مختلف این کارخانهها وجود دارند و نکته منفی دیگر، نبود آمار مشخص از میزان برداشتها و تخریبهاست. ما باید بدانیم اکوسیستم زاگرس و بلوطهایش برای جانوران بسیار دیگر هم مهماند. سنجاب، تشی و سایر جانوران نیازمند استفاده از آن هستند و حالا چرای گسترده و بیضابطه مانع از آن شده.» ابراهیمی رستاقی روستاهای مختلفی از استانهای کهگیلویهوبویراحمد تا چهارمحالوبختیاری و سایر استانهای زاگرسنشین را نام میبرد که این رویه در آنها عادی شده و شرایط فعلی هم برداشت را آسانتر کرده است. * زمان و الگوی چرای دام تغییر کند سال گذشته دو مطالعه علمی در مورد نقش چرای دامها در زاگرس و اثرات مخرب آن بر بلوطها منتشر شد. یکی از آنها مقاله «Abiotic factors impact on oak forest decline in Lorestan Province, Western Iran» (Scientific Reports، بود که به بررسی نقش عوامل غیرزیستی در کاهش جمعیت جنگلهای بلوط زاگرس استان لرستان اشاره میکرد. پژوهش با تحلیل دادههای اقلیمی، زمینریختشناسی، کاربری زمین و خواص خاک از سال ۱۹۵۸ تا ۲۰۲۲، نشان میداد خشکسالیهای طولانی و شدید همراه با افزایش دما از عوامل اصلی کاهش بلوطها هستند و در کنار آن روشهای سنتی بهرهبرداری از زمین، مثل نگهداری دام و کشاورزی دیم، نیز بهطور گستردهای در این روند نزولی نقش داشتهاند. نتایج همچنین نشان میداد مناطق با ارتفاع و ناهمواریهای توپوگرافیکی نسبت به تغییراقلیم مقاومت بیشتری دارند. مقاله بر این نکته تأکید داشت که برای حفظ تنوعزیستی و پایداری اکوسیستم جنگلهای بلوط لازم است مدیریت مناسب کاربری زمین، تنظیم تعاملات انسان-جنگل و راهکارهای توسعهای پایدار در همکاری با جوامع محلی پیاده شود تا این زیستبوم مهم برای نسلهای آینده حفظ شود. در مقاله دیگر «Meta-analysis of livestock effects on tree regeneration in oak agroforestry systems» که در Journal of Environmental Management منتشر شده، آمده است چرای دامهای اهلی بهطور معناداری بازتولید طبیعی درختان بلوط را در سیستمهای آگروفارستری مختل میکند. این متاآنالیز که برپایه دادههای چند دهه پژوهش انجام شده، نشان میدهد اثر منفی دامها در تمام مراحل بازتولید بلوط، شامل بذر، نهال و درختچههای جوان، مشاهده میشود و بیشترین شدت تخریب مربوط به مرحله درختچهای است. همچنین، نتایج حاکی از آن است که دامهای کوچک مانند گوسفند و بز، نسبت به دامهای بزرگ، اثر مخربتری بر بقای بذر و تراکم نهالها دارند. برخلاف برخی دیدگاههای مدیریتی رایج، این مطالعه تأکید میکند صرف تغییر نوع دام راهکار مؤثری برای حفاظت از جنگلهای بلوط نیست، بلکه شدت، زمان و الگوی چرای دام نقش تعیینکنندهای در موفقیت بازتولید بلوط دارند. برایناساس، نویسندگان مدیریت چرای دام، قرق مراحل حساس رشد و کاهش فشار چرا را بهعنوان پیششرطهای اساسی برای پایداری اکوسیستمهای بلوطی معرفی میکنند. *سند تهیه کردیم «از ۳۰ میلیون رأس دام موجود در زاگرس، نیمی از آنها غیرمجازند.» این را «سید هاشم موسوینژاد»، رئیس مرکز جنگلهای خارج از شمال سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری، به «پیام ما» میگوید. حالا که وضعیت معیشت سختتر از همیشه است و اقتصاد در فشلترین موقعیت خود به سر میبرد، بهگفته او، افزایش این آگهیها اجتنابناپذیر شده. «از سال گذشته سند توسعه پایدار جنگلهای زاگرس با همکاری سازمان برنامهوبودجه تدوین شد. ما در این سند هم میخواهیم حفاظت پایدار اکولوژیکی و هم وضعیت اقتصادی و اجتماعی جامعه مورد توجه قرار گیرد.» او میگوید یکی از ارکان پایداری و تنوعزیستی توجه به معیشت پایدار است، اما این گفته درحالیاست که طی سالهای گذشته شاهد چنین پایداریای نبودیم، زاگرس یا در حریق بود یا برداشتها جانش را بیشازپیش کمرمق کرد. حالا موسوینژاد معتقد است این سند که بهصورت پایلوت در ادارات منابعطبیعی استانهای کردستان، کرمانشاه، چهارمحالوبختیاری و فارس اجرایی شده، قرار است معیشت جایگزین مانند گردشگری پایدار را عملیاتی کند. اما سؤال اینجاست که در این نابسامانی اقتصادی و اجتماعی آیا چنین سندهایی کارایی دارند؟ اصلاً مردم در این شرایط چقدر میتوانند و یا میخواهند که همراهی کنند؟ «کار باید با خواست و رضایت مردم باشد، برای بلوط نمیتوان برنامه انتزاعی ریخت و مردم باید بدانند این گونه بهراحتی قابلیت به ثمر رسیدن و ماندگاری ندارد. در این طرح، تسهیلگران اجتماعی مهمترین نقش را دارند؛ آنها واسطه اصلی هستند تا نیاز جامعه محلی بهدرستی شناخته و پاسخ داده شود.» او میگوید در این سند به خسارت حریق، کشت زیراشکوب و گسترش زراعت گندم در زاگرس و فشار بسیار زیاد دامها به زاگرس اشاره شده است. اما نکته اینجاست که قوانین بازدارنده در این سالها برای چرای دام در جنگلها بیاثر بوده، چه در جنگلهای شمال و چه در زاگرس، حالا هم که سختی معیشت بیشتر از همیشه است و دامداران نگران دامهایشان «گشتهایی برای نظارت وجود دارد، ولی معمولاً این دامها دور از چشم مأموران هستند و کمبود نیرو در این زمینه هم خود را نشان میدهد؛ هرچند نمیتوانیم فقط با نیرو این مسئله را حل کنیم.» موسوینژاد امیدوار است سند تهیهشده که در چهار استان بهصورت پایلوت در حال اجراست تا یک ماه دیگر ابلاغ شود و به دست سایر استانهای زاگرسنشین هم برسد. این درحالیاست که هیچ برآوردی از عملکرد این چهار استان در دست نیست، نگاه مردم به طرحهایی ازایندست طی سالهای گذشته با بدبینیهایی روبهرو بوده و حالا سؤال این است: در شرایط اجتماعی فعلی که میزان اعتماد در کمترین سطح خود قرار دارد چطور قرار است این سند پیش برود؟ آنهم وقتی طی سالیان طولانی بلوطها کشته شدهاند و فکری به حالش نشده، آیا این سند میتواند مانع کشتار بلوطها و بدل شدنشان به خوراک دام شود؟ پاسخی برای این پرسشها نیست.
زاگرس؛ جغرافیای آتش و انکار
«توان ما بریده، همه آسیب دیدهایم، چشمم را از دست دادم، مهره کمرم آسیب دید، ماهیچه شکمم پاره شد، ریههایم آسیب دید، چیزی از من و ما نمانده. بیتفاوتی دولت و قوه قضاییه ما را میکشد.» اینها را کیان یزدانپور از فعالان محیطزیست نورآباد ممسنی میگوید. زاگرس امسال، سال پرحریقی را تجربه کرد. در نورآباد ممسنی ۱۵۰ مورد حریق داشتند. در کوهمره سرخی هم سالار اسفندیاری فعال محیطزیست، تنها در سال ۱۴۰۴، درگیر ۶۰ آتشسوزی در زاگرس بوده است. بیعملی سازمانهای متولی توان او را هم گرفته، اینکه مردم هر بار حریق را خاموش کنند و باز آتش زبانه بکشد.
تخریب باقیمانده جنگلهای زاگرس با جنگلداری اجتماعی
هیئت مؤسس جمعیت توسعه پایدار جنگل با ارسال نامهای هشدار داد
بیاطلاعی کارشناسان از سند جنگلداری زاگرس
سوختند تا زاگرس نسوزد
«مامان هیچی نیست»؛ البرز نیمخیز روی برانکارد نشسته بود، در آمبولانس را که جلوی بیمارستان گچساران باز کردند، رو به مادرش این جمله را گفت. بعد صورت سیاهشده از دود و سوختگیاش را به سمت خواهر چرخاند: «مامان را آرام کن، من مشکلی ندارم.» انگار آب سردی روی صدیقه ریختند، جانش آتش گرفت؛ مثل تن و بدن و ریه البرز که برای نجات زاگرس و بلوطهایش سوخته بودند. صدیقه نمیدانست چه بر سر ریه برادرش آمده، باید زمان میگذشت. چه آن روز در بیمارستان گچساران که شش ساعت بیهوده نگهشان داشتند و چه روزهایی که در بیمارستان یاسوج بود. یکییکی مسئولان آمدند، عکس گرفتند و رفتند تا اینکه یک روز پرستاری او را به گوشهای کشید و گفت اگر میخواهی برادرت زنده بماند، بفرستش اصفهان. صدیقه همه این روزها امیدوار بود زخمهای برادرش بهزودی خوب شوند و به خانه برگردند، در اصفهان فهمید که حضور هشتروزه البرز در عملیات اطفای حریق ریهاش را پر از دود بلوطهای آتشگرفته کرده است. البرز عصر جمعه ۳۰ خرداد تمام کرد؛ هر چند راه او ادامه یافت، همچنان که نامش! «مردم از شمال و جنوب با ما همدردی کردند، حتی بعضی از آنها که با من تماس گرفتند نمیتوانستند فارسی صحبت کنند. همه گفتند البرز را دوست داشتند. یکی بهنام البرز در منطقهای دورافتاده در چهارمحالوبختیاری مدرسه ساخت، یکی جهیزیه عروس و داماد را به یاد البرز تهیه کرد. قلههای زیادی را با خاطره او فتح کردند. اگر مردم نبودند، نمیدانم وضع ما چه میشد. افسوس میخورم که مدیران منابعطبیعی و محیطزیست قدر طبیعت را نمیدانند.» آتشسوزی در کوهستان زاگرس در سالهای اخیر جان ۲۱ نفر را گرفته، از این تعداد ۱۹ نفرشان داوطلبانه برای اطفای حریق رفته بودند. آنها پدر و پسر کسانی بودند که زندگیشان پس از سوختن این عزیزان، در آتش افتاده است.
مدیریت نابلد و دلسوزی بینتیجه
نگاهی به همایش زاگرس و حاشیههای آن
