بایگانی مطالب برچسب: جنگلبانان
حمله با داس و چاقو به جنگلبان آملی
سر با داس شکافته شده و بخیهها روی لایههای خون نشستهاند. چاقو پای راست «فضلالله اسماعیلی» را نشانه گرفته و او در روزهای اخیر بر تخت بیمارستان آراد تهران مدام به این فکر کرده که چطور قاچاقچیان چوب، جنگلبانی را در شهر و مقابل خانوادهاش به خاک نشاندهاند و فقط یک نفر از آنها بازداشت شده؟ اتفاق روز هجدهم شهریور افتاد، در شهر آمل؛ یک روز بعد از آنکه اسماعیلی و همکارانش کامیون یک قاچاقچی چوب را گرفتند. فردای آن روز دو برادرزاده آن فرد مقابل همسر، زن برادر و کودکان دو و هشت ساله به اسماعیلی حمله کردند. بچه هشتساله هنوز نتوانسته حمله به عمویش را هضم کند، تحت رواندرمانی است و مدام گریه میکند. پای اسماعیلی بیحس است، عصبها ناتوانند و او میگوید: «هیچچیز به قبل برنمیگردد.» سال گذشته هم عدهای خانه او را به رگبار بستند و هنوز مشخص نیست این کار توسط چه کسانی انجام گرفته بود.
فیشهایی که دل جنگلبانان را سوزاند
فیشهای نجومی مدیران سازمان منابعطبیعی در حالی خبرساز و پرسشبرانگیز شده است که برخی نیروهای محلی همکار این سازمان در زاگرس، بعد از پنجماه دستمزد دریافت میکنند؛ آنهم با اما و اگر. «از برج سه تا برج هشت، ۲۴ساعته باید در اختیار میبودیم تا هر وقت آتشسوزی شود، برای رفع حریق عازم شویم. گفتند ماهی هشت میلیون تومان میدهند. تا آخر سال خبری نشد، اول امسال ۳۹ میلیون تومان برایم واریز کردند و گفتند ۹ میلیون تومان بابت بیمه و... کم کردهاند.» اینها گفته یکی از محلیهای ساکن زاگرس است. نمیخواهد نامش را در گزارش بیاوریم، مبادا دوباره او را به کار نگیرند. روی این ۴۸ میلیون تومان حساب کرده بود، نگفت خانم میدانید آن روز دلار چقدر بود و وقت واریز چقدر؟ «به من گفتند بیمه بینام میشوم، اما بعد پول بیمه تأمین اجتماعی را از من کسر کردند.» این روزها فیش حقوقی مدیران سازمان منابعطبیعی دستبهدست میچرخد، عدهای میگویند در سازمان همیشه این مسئله بوده و به این رئیس و رئیس قبلی محدود نمیشود، آنچه باید به آن پرداخت، شایستهسالاری، تبعیض در امکانات و پرداختها و بیتوجهی به نیروهای میدانی است. نمونهاش این مرد زاگرسنشین که بابت همین ۳۹ میلیون تومان که برای پنج ماه برایش واریز کردهاند، باید تنش بلرزد که مبادا اسمش بیاید و وقت حریق از او نخواهند همکاری کند.
درختان افتاده ؛ فرصتی برای احیا یا تهدیدی برای اکوسیستم؟
مسئله درختان افتاده در جنگلها و دلسوزی بیش از حد در مورد حیات قارچها، ویروسها و باکتریهای موجود در خاک اخیراً به یک هیجان غیرقابلکنترل در جامعه محیطزیستی تبدیل شده است! جنگلهای هیرکانی علیرغم تبلیغات گسترده مبنیبر قدمت ۴۰ میلیون ساله آنها، جنگلهای طبیعی بکر و دستنخورده نیستند بلکه منابعی هستند که سالیان متمادی به اشکال مختلف در آنها دخالت شده است. ازاینرو، متوسط حجم سرپای این جنگلها پایین و بهتبع رشد سالانه درختان آنها نیز بسیار کمتر از توان تولیدی این جنگلهاست. علیرغم شرایط آبوهوایی مناسب و خاکهای غنی در شمال کشور، متأسفانه رویش سالیانه این جنگلها ۲ تا ۲.۵ مترمکعب در هکتار برآورد شده؛ درحالیکه این رویش در جنگلهای مشابه در اروپا ۸ تا ۹ مترمکعب در سال و هکتار است.
اعزام دیرهنگام
نفسهای «مصطفی عبداللهی» کشیده و صدایش آرام است. تصاویر، جسم سوخته او را در بیمارستان مطهری تهران نشان میدهند. صورتش ورم دارد و باندهایی دور سرچ پیچیده شده است، بهزحمت صحبت میکند و این آخرین تصویر این جنگلبان لرستانی است. او ۲۷ مهرماه درحالیکه آتش در جنگلهای بام خرمآباد گسترده شده بود، در محاصره شعلهها قرار گرفت و دو روز در بیمارستان عشایر لرستان ماند. تلاشها برای انتقالش به اصفهان یا تهران بینتیجه بود. او دو روز بعد از حادثه و وقتی عفونت گسترده شده بود، با تلاش فعالان محلی به تهران آمد؛ اما جسمش تحمل این آسیب گسترده را نداشت و روز گذشته از دست رفت. آتش جنگلهای بام بهخاطر اتصالی سیمهای برق شروع شد و عبداللهی جزو ۳۷ کارگر نگهبان بام بود، کارگران شرکتی زیر نظر سازمان منابعطبیعی استان لرستان که حالا این آتش، جان او را در خود تمام کرده است.
محیطبانان در جستجوی عدالت
«چطور میشود هر روز ۲۰۰ کیلومتر بروم و برگردم؟ آنهم در کوه و بیابان و ...»، «چرا باید در مقابل خواستۀ بهحق من، چنین تصمیمی گرفته شود؟» محیطبانی که از سازمان حفاظت محیطزیست شکایت کرده و خواستار حقوقی متناسب با ساعات کاریاش شده است، این پرسشها را مطرح میکند. او که نمیخواهد نامش در این گزارش آورده شود، از پاسخ محیطزیست به درخواست بهحقی که دارد، دلگیر است،؛ اینکه سازمان بهجای بهبود شرایط، راهی را رفته که چارهای جز استعفا یا صرفنظر از شکایت برایش باقی نمانده است.
دفاع خونین از جنگل «گیسوم»
بامداد هفتم مرداد، دو جنگلبان با شنیدن صدای اره موتوری و افتادن درخت در منطقۀ جنگلی گیسوم تالش، متوجه سه قاچاقچی درحال بریدن درخت شدند. یکی از قاچاقچیان با اره موتوری روشن به جنگلبانان حمله و یکی از آنها را از ناحیۀ دندان، زبان، دست، صورت و پا مجروح کرد. آنها پس از این حمله، بدون برداشتن محمولۀ چوبها، از منطقۀ درگیری متواری شدند. با وجود تاریکی هوا و انبوهی جنگل، جنگلبان دوم موفق به برداشتن پلاک خودروی قاچاقچیان شد و هر سه نفر ظرف ۷ ساعت بعد از حادثه، شناسایی و دستگیر شدند. سه متخلف مدت زیادی در بازداشت نماندند و کمتر از ۴۸ ساعت بعد با قرار وثیقه آزاد شدند.
نیاز اضطراری به رویکرد اکولوژیک در مدیریت جنگل
