بایگانی مطالب برچسب: گردشگری
نوسازی بیحساب در نصف جهان
شهر اصفهان، با عنوان نصف جهان، همواره بهواسطه آثار تاریخی منحصربهفرد خود، نهتنها در ایران بلکه در جهان شناختهشده است. میدان نقشجهان، مسجد جامع، پلهای تاریخی و خانههای قدیمی که هریک روایتگر تاریخ و فرهنگ این سرزمین هستند، در محدوده بافت تاریخی این کلانشهر جای گرفتهاند. این بافت تاریخی حدود ۱۵۰۰ هکتار از شهر اصفهان را در بر میگیرد و در طول دهههای گذشته، به عنوان قلب تپنده میراث فرهنگی این شهر شناخته میشده است. بااینحال، اخیراً خبرهایی مبنیبر بازنگری در محدوده بافت تاریخی اصفهان از سوی معاونت شهرسازی و معماری شهرداری اصفهان منتشر شده است. مسئولان شهری اعلام کردهاند مناطقی که «دیگر ارزش تاریخی ندارند»، از محدوده بافت خارج خواهند شد. این تصمیم که با هدف تسهیل در نوسازی بافتهای فرسوده و رونق ساختوساز مطرح شده، نگرانیهایی در بین کارشناسان میراث فرهنگی و فعالان این حوزه ایجاد کرده است.
پارچههای قلمکار، روایتگر تاریخ
در دل تاریخ فرهنگ ایران، اصفهان همواره جایگاه ویژهای را به خود اختصاص داده است؛ شهری که با هنرهای دستیاش شناخته میشود و در میان این هنرها، «قلمکار» همیشه درخشیده است. این هنر اصیل، بهعنوان نمادی از ذوق و دقت ایرانی، نهتنها تاریخ کهن اصفهان بلکه جانمایه فرهنگ و سنتهای آن شهر را به دوش میکشد. خانواده عطریان، با چند صد سال سابقه در هنر قلمکار، نهتنها میراثدار این هنر سنتی هستند بلکه بهنوعی حافظ اصالت و کیفیت قلمکار اصفهان بهشمار میروند. در گفتوگوی «پیام ما» با استاد «محمد عطریان» وارث این میراث گرانبها و فرزند هنرمند نامآور قلمکار اصفهان، مرحوم استاد «حاج نصرالله عطریان»، به بازخوانی تاریخچه این هنر و فرازونشیبهایی که این خاندان در طول سالها تجربه کرده است، پرداختهایم. آنچه در این مصاحبه میخوانید، نهتنها از سرگذشت هنری یک خانواده بلکه از عشق و تعهد به حفظ هنر ایرانی سخن میگوید.
تجلی سبز در هتلداری
اولین مدرسه پاییزه هتلداری سبز آغاز شد
درختان قربانیان “پروژه تشریفات” اصفهان
| پیام ما | اگر گذرتان به اصفهان و فرودگاه این شهر افتاده باشد، بهخوبی میدانید فرودگاه اصفهان با فاصله اندکی خارج از این شهر واقع شده است و باید از فرودگاه مسافتی حدود ۱۵ کیلومتر را طی کنید تا به ورودی اصفهان برسید. مسافتی که بهدلیل مشکلات خشکسالی، حداقل فضای سبز را دارد و در یکی از مناطق شهری با بیشترین فرونشست واقع شده است. حالا در این بزرگراه که فرودگاه اصفهان در خارج از شهر را به این شهر متصل میکند، پروژهای در روز ۱۰ آذر کلنگزنی شد؛ همان جایی که قبلاً بهنام سرتیپ خلبان شهید مصطفی اردستانی از شهدای عزیز نیروی هوایی ارتش بهدلیل مجاورت با پایگاه هشتم شکاری نامگذاری شده بود و شورای شهر اصفهان بدون اشاره به نام قبلی، نام پروژه را به نام شهید رئیسی نامگذاری کردهاند یا بهتر بگوییم، نام این بزرگراه یا بخش بزرگی از آن را تغییر دادند. از این بدسلیقگی که بگذریم؛ طرحی دراین منطقه تعریف شده که قرار است به طول دو کیلومتر اجرا شود که شامل شش تقاطع و یکهزار و ۳۰۰ متر زیرگذر با عرض ۳۲ متر است که دارای شش خط رفتوبرگشت و دو خط اضطراری خواهد بود. عمق این زیرگذر هفت متر از سطح کنونی در نظر گرفته شده است و کندروهای هر طرف نیز عرضی معادل ۱۰.۵ متر خواهد داشت و بودجه پنجهزار و ۵۰۰ میلیارد ریالی برای اجرای آن پیشبینی شده. اما آنچه طبق معمول در هیچیک از سخنرانیها و اظهارنظرها به آن پرداخته نشده و با تلاش حداکثری صورتگرفته از انتشار آن تا حدودی جلوگیری هم بهعمل آمده، قطع ۸۰۰ اصله درخت در طی اجرای این طرح در تنها پارک یک منطقه کمتر برخوردار اصفهان به نام حصه است!
حفاظت کم اثر
|پیام ما|سالهاست که یگان حفاظت میراثفرهنگی کشور از نبود نیروی حفاظتی گله دارد و آسیبهای فراوانی بهدلیل همین کمبود نیرو به محوطهها و بناهای تاریخی وارد میشود، اما همچنان در گزارشهای ارائهشده از سوی یگان حفاظت میراثفرهنگی، کمبود تجهیزات و نیروی انسانی یکی از سرفصلهای این گزارش بود.
دستهای پنهان علیه «کلتپه»
دستهای پنهان علیه یک محوطه ۳۵۰۰ساله مشغول به کار شدند. براساس اسنادی که به دست ما رسیده، درخواستهای متعددی برای ساختوساز روی عرصه و حریم محوطه «کلتپه» در بوکان آذربایجانغربی داده شده است که درصورت تأیید شهرداری و اداره میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی این استان، مردم بهزودی باید با بخشی از هویت و تاریخ خود خداحافظی کنند. در حال حاضر، مردم بوکان در آستانه یک تصمیم بسیار مهم قرار گرفتهاند؛ اینکه محوطههای باستانی خود را فدای منفعت برخی از مالکان بکنند یا اینکه نشانههای هویت ملی خود را پاس بدارند و میراثدار بحق فرزندانشان باشند. در این میان، حق حاکمیتی این است که از پایمال شدن حق هویتی و میراثی بیشماری از مردم در برابر عدهای انگشتشمار جلوگیری کند.
حقایق تلخ از درون پایگاههای میراثی
اخیراً نامه سرگشادهای در شبکههای اجتماعی منتشر شده است که به بیعدالتی در پرداخت حقوق کارکنان پایگاههای میراث فرهنگی اشاره دارد. قرار بود پیگیری این موضوع از مدیران پایگاههای چند استان کشور بهعنوان محور اصلی گزارش باشد، اما در گفتوگو با آنها مسائلی آشکار شد که نشان از نابسامانی وضعیت پایگاهها داشت و این مشکلات، مسئلهای فراتر از پرداخت حقوق بود. مشکلاتی ریشهدار که «بیعدالتی در پرداخت حقوق کارکنان» تنها یکی از وجوه آن است. برخی از مدیران پایگاههای ملی و جهانی، با این شرط که نامشان محفوظ بماند، حاضر به گفتوگو با «پیام ما» شدند و نکاتی را مطرح کردند که بهگفته آنها، بازتابدهنده حرف دل اغلب مدیران پایگاههای میراث ملی و جهانی کشور است. تلاش ما برای گفتوگو با «مصطفی پورعلی»، مدیرکل امور پایگاههای میراث ملی و جهانی، و انعکاس توضیحات او در این زمینه بینتیجه ماند.
جنگ مردم اسفرجان برای حفظ منابع طبیعی
تعارض برای ساخت دهکده گردشگری اسفرجان ۱۷ساله شد. از سال ۱۳۸۶ که مجوز ساخت این دهکده صادر شد تا کنون آنچه اتفاق افتاده، ساختن ویلاهای بسیار برای استفاده شخصی بوده است. آب در منطقه وجود ندارد و محلیها در نامه اعتراضی اخیرشان میگویند علاوهبر زمینخواری، کوهخواری، مصادره تنها پارک عمومی منطقه، برقدزدی هم به این لیست اضافه شده است. این درحالیاست که سال ۱۴۰۰ رئیس اداره منابعطبیعی و آبخیزداری شهرضا نامهای به دادستانی نوشته و خواهان برخورد با با صاحب این مجموعه بهدلیل تعرض به زمینهای ملی شده بود.
شور زندگی اصفهانیها به جریان افتاد
اصفهان، شهر تاریخ و فرهنگ است و زایندهرود، شریان حیاتی این دیار که از دیرباز نماد شکوه و هویت این استان بوده، پس از مدتی خشکی دوباره جریان یافته است. اما تنها آب نیست که در بستر رودخانه جاری است بلکه روح و هویت اصفهان دوباره به زندگی برگشتهاند. در روزهای اخیر، زایندهرود دوباره بهطور موقت برای تأمین نیازهای کشاورزی باز شده است و مردم اصفهان در کنار آن گرد هم آمدهاند. بستر رودخانه که مدتی خشک و بیصدا بود، حالا شاهد لحظاتی پر از نشاط و شادی است. مردم با هر قدم در کنار سیوسهپل و پل خواجو، یاد روزهای گذشته را زنده میکنند. برای آنها، زایندهرود نهتنها یک رودخانه بلکه بخشی از تاریخ و هویت فرهنگیشان است که زندگی را در این سرزمین جاری نگهداشته است.
گردشگری ایران گرفتار تحریم و تورم
«محدثه گرمابدری»، فعال گردشگری، مدرس و جهانگرد، در گفتوگو با «پیام ما» راهحل بسیاری از مشکلات گردشگری را توجه به کدهای اخلاقی و اجتماعی مدون توسط سازمان جهانی گردشگری عنوان میکند. درعینحال، به باور او باتوجهبه اهمیت پایداری منابع طبیعی و فرهنگی در صنعت گردشگری، آموزشهای مرتبط با حفاظت از محیطزیست و رفتار درست با جوامع محلی از اهمیت ویژهای برخوردار است. چگونگی رفتار گردشگران در جامعه بومی و طبیعت، ساخت اقامتگاه بومگردی و رفتار با گردشگران همگی در این کدها آمده و عمل براساس آنها میتواند منجر به تحقق گردشگری پایدار شود.
انتشار فراخوان کنفرانس بینالمللی سرمایهگذاریهای سبز در دانشگاه علم و فرهنگ
کشمکشهای حقوقی آشوراده
۱۸ آبان ۱۴۰۰ در خبری که از سوی سازمان حفاظت محیطزیست کشور در مورد طرح طبیعتگردی جزیره منتشر شد، قید شده بود: «مقرر شد سوابق و مستندات قانونی اراضی ملی و مستثنیات جزیره آشوراده (سوابق ثبتی آرای صادره نقشه اراضی ملی و مستثنیات) توسط سازمان منابعطبیعی و آبخیزداری کشور طی مکاتبهای رسمی ظرف مدت ۱۰ روز به سازمان حفاظت محیطزیست اعلام شود. همچنین، ظرف مدت ۱۰ روز بهمنظور تعیین دقیق حدود، قانون حدنگار توسط ادارهکل منابعطبیعی و آبخیزداری استان گلستان در محدوده جزیره آشوراده اجرا شود.» ضمن اینکه اعلام شد «با هدف حمایت از معیشتهای پایدار جامعه محلی مدیریت واحد و یکپارچه و بارگذاری حداقلی در جزیره آشوراده، فعالیتهای مرتبط با تفرج متمرکز از جمله احداث مرکز بازدیدکنندگان آتشنشانی، اورژانس و خدمات اقامتی با ظرفیت برد حداکثر ۸۰ نفر از محدوده اراضی ملی ۲۲ هکتاری به محدوده مستثنیات روستای آشوراده منتقل و در کاربریهای مرتبط روستا مستقر شود.» در هیچ خبری اما اعلام نشده است که اگر اهالی جزیره اسناد خود را دریافت کنند و بخواهند به جزیره برگردند و در آن زندگی کنند، تکلیف چیست؟ آیا مهمانخانههایی که دوباره رونق گرفته است، با همان ظرفیت برد ۸۰ نفر سنجیده شدهاند؟ آیا دولت یا سرمایهگذار احتمالی میخواهد اراضی مردم را پس از تعیینتکلیف نهایی از آنها بخرد یا اینکه به هر کسی که بخواهد چنانچه پیشتر قول داده بود، اجازه سکونت و کسبوکار میدهد؟ گویا پسروی آب خزر گرچه خانه و زندگی اهالی را از آنان گرفت، اما برای نهادهای دولتی کمرونق نیست و نخواهد بود. روزگاری میگفتند آشوراده کلید توسعه استان است؛ حالا این کلید توسعه چگونه رقم خواهد خورد وقتی حتی سر جامعه محلی هم بیکلاه مانده است.
