بایگانی مطالب برچسب: وزارت نیرو
شکستن انحصار آب با مدیریت مشارکتی
شیوههای گوناگونی برای مدیریت محیطزیست وجود دارد، اما مسیری که جهان بهسمت آن میرود مدیریت مشارکتی است؛ مدیریتی که تمام ذینفعان و بهخصوص مردم محلی در آن مشارکت دارند. ایرانیان در گذشته و قبل از ورود دولت به مباحث آبی و محیطزیستی این کار را بهخوبی انجام میدادند، اما با متمرکز شدن مدیریت و کنار گذاشته شدن مردم محلی، مردم حس مالکیت منابعطبیعی و محیطزیست را از دست دادند و این روند بههمراه بخشینگری منجر به بحرانهای متنوع محیطزیستی شد. این یکی از مباحثی بود که در نشست تخصصی «مدیریت مشارکتی زیستبوم و ابزارهای اقتصادی در حکمرانی محیطزیست و مدیریت زیستبوم» در ۲۱ آبان با حضور کارشناسان به بحث گذاشته شد.
سایهها و چاهها: روایت بحران آب در البرز
اختاپوس بروکراسی یا یارانههای سنگین؟
در اخبار همهچیز حاکی از پیشرفت بدون مانع و توقف انرژیهای تجدیدپذیر است؛ تخصیص هزاران هکتار زمین، ارائه تسهیلات بانکی، خرید تضمینی برق و موارد دیگر. اما در زمین واقعیت، اوضاع بهشکل دیگری است؛ نیاز به ضمانتهای فراوان و سنگین، تأمین ارز و عبور از اختاپوسی بهنام بوروکراسی از مشکلات مورد اشاره کارشناسان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی برق است. همچنین، فعالان حوزه تجدیدپذیرها معتقدند تکلیف دولت با بخش خصوصی مشخص نیست و همین ریسک کار را بالا میبرد. بااینهمه، آنها روند کنونی کاهش ریسک سرمایهگذاری را تأیید میکنند و آینده را روشن میبینند.
توسعه بدون نقشه
سالهاست درباره توسعه انرژیهای تجدیدپذیر صحبت میشود، اما واقعیت میدانی، تصویر دیگری دارد. اگرچه نیروگاههای خورشیدی با سرعت بیشتری پیش رفتهاند، اما پروژههای بادی، زیستتوده و زمینگرمایی همچنان در حاشیه ماندهاند. بسیاری از تصمیمها نه براساس یک برنامهریزی منسجم، بلکه در قالب بخشنامهها و ابلاغهای ناگهانی اتخاذ میشوند؛ دستورهایی که در مدت کوتاهی میتوانند قواعد سرمایهگذاری را کاملاً دگرگون کنند. این درحالیاست که برنامه توسعه هفتم، هدف ساخت ۱۲ هزار مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر را پیشبینی کرده است؛ هدفی که بدون اصلاح جدی سازوکارهای مالی، ارزی و نهادی، دور از دسترس خواهد بود. در گفتوگوی پیش رو، «امیر طالبی طرقبه»، مدیرعامل شرکت شایان شار کیش و عضو انجمن انرژیهای تجدیدپذیر، از دلایل کندی توسعه، تصمیمهای متناقض و آثار ورود مستقیم دولت به عرصه اجرا سخن میگوید.
هورالعظیم سپر بلای تأسیسات نفتی
تالاب هورالعظیم بهدلیل قرارگیری میان دو کشور ایران و عراق، تحتتأثیر معاهدات بینالمللی مرتبط با تالابها و منابع آبی مشترک قرار دارد. یکی از این معاهدات کنوانسیون رامسر (۱۹۷۱) است و هر دو کشور ایران و عراق از اعضای آن هستند. در متن این معاهده حفاظت و استفاده پایدار از تالابهای با اهمیت بینالمللی الزامی است و ماده ۳ کنوانسیون، کشورهای عضو را به همکاریهای بینالمللی برای حفاظت از تالابهای مرزی متعهد میکند. در حال حاضر، ۲۷ تالاب ایران در فهرست سایتهای کنوانسیون رامسر ثبت شدهاند، اما در میان آنها تالاب هورالعظیم داستان دیگری دارد؛ بخش عراقی این تالاب (هورالهویزه) با تمام مشکلاتش در سال ۲۰۰۷ به عضویت کنوانسیون درآمده، اما بخش ایرانی نه.
سنگاندازی در مسیر خورشیدیها
در دنیای در حال تحول انرژیهای تجدیدپذیر، سرمایهگذاران ایرانی با دیدگاههای بلندپروازانه وارد عرصه نیروگاههای خورشیدی میشوند. اما مسیر آنها، در سایه موانع پیچیده و چالشهای اداری قرار دارد. بسیاری از آنها با وجود صرف سرمایههای هنگفت و راهاندازی پروژههای اولیه، هنوز با مشکلات جدی در تأمین تجهیزات و ماشینآلات مواجه هستند. بهعلاوه، زمان انتظار برای دریافت تسهیلات ارزی بهشدت طولانی شده است؛ بهطوریکه پروژههای وعدهدادهشده بهجای آنکه بهسرعت تحقق یابند، با تأخیرهای چندبرابری روبهرو میشوند. این وضعیت نهتنها آینده انرژیهای تجدیدپذیر در ایران را زیر سؤال میبرد، بلکه مانع بهرهبرداری کامل از ظرفیتهای بالقوه این منابع میشود.
شکستن رکورد جهانی فرونشست در دشت جهرم- فسا
پدیده فرونشست در استان فارس با ثبت ۵۴ سانتیمتر در دشت جهرم-فسا رکورد فرونشستهای جهانی را شکسته است. این اتفاق در سایه سهولت در برداشت آبهای زیرزمینی اتفاق افتاده و نشانی واضح از هرجومرج و سوءمدیریت در بدنه حکمرانی آب و خاک دارد. پایینرفتن سطح ایستابی آب در جغرافیای استانی چون فارس که روزی عنوان پایتختی کشاورزی ایران را یدک میکشید، امروز با وقوع فرونشست، ترکهای وسیع در سطح دشتها و حتی در تاروپود بناهای تاریخی، مسکونی، فروچاله و دیگر پدیدههای انسانساخت، تنها یک پیام دارد: سفرههای زمین ته کشیدهاند.
آینده سیاه «آبسفید»
آیا قرار است «سبزکوه» هم مثل «تالاب خانمیرزا» در چهارمحالوبختیاری خشک شود؟ خانمیرزا را سال ۱۳۶۱ زهکشی کردند تا کشاورزی را توسعه دهند، حالا پس از ۴۰ سال بستر خشک تالاب منشأ گردوغبار شده است. تجربه خانمیرزا مانع تکرار آن در منطقه دیگری در همین استان نیست، تأمین آب شرب چهار شهر بروجن، خانمیرزا، فلارد و لردگان بهانهای شده تا پروژه انتقال آب از «آبسفید» مجوز محیطزیست را بگیرد. اما اصرار بر تأمین آب شرب چهار شهری که در تنش آبی نیستند، این فرض را تقویت کرده که پای ذینفعانی مانند کارخانههای آب بستهبندی در میان باشد.
تشنگی نتیجه دیدار «کمیساران»
دولت حتی از تأمین آب شرب منطقه سیستان نیز عاجز مانده، چه برسد به تأمین آبی برای کشتو زرع. در آخرین دیدار کمیساران آب نیز خبری از تفاهم یا تعهدی از سوی کشور همسایه به گوش نمیرسد.
مقصر چاههای عمیق وزارت نیرو است
خشکیدن درختان تهران در چندماه اخیر به یکی از چالشهای جدی مدیریت شهری تبدیل شده و هرازچندگاهی خبری مبنیبر خشکیدن بخشی از آنها به گوش میرسد. این درحالیاست که کارشناسان هشدار میدهند تداوم این روند میتواند تأثیر مستقیم بر افزایش دمای شهر، کاهش کیفیت هوا و ازبینرفتن فضای سبز تهران داشته باشد. ادامه این روند باعث شد روز ششم آبان تعدادی از دغدغهمندان و فعالان محیطزیست، جلوی ساختمان اصلی شورای شهر جمع شوند و از اعضای شورای شهر بخواهند در این زمینه پاسخگو باشند. در پاسخ، «مهدی پیرهادی»، یکی از اعضای شورای شهر تهران، وزارت نیرو و چاههای ۲۵۰ متری آن را مقصر دانست و به کمکاری دورههای قبلی شورای شهر در حوزه آب اشاره کرد.
«کوهرنگ» دیگر نمیجوشد
|پیام ما| کوهرنگ را پرآبترین چشمه ایران میخوانند و در آوازهای بختیاری از زلالیاش میگویند. اما اکنون دبی این چشمه چنان کم شده که دیگر سرریزی ندارد. درواقع، تمام آبی که از این چشمه خارج میشود، به خط انتقال میرود تا آب شرب چند شهرستان را تأمین کند. با وجود تداوم خشکسالی و کاهش بارش در استان چهارمحالوبختیاری، این وضعیت قابل پیشبینی بود، اما با تشدید این روند، دور نیست که چشمه کوهرنگ برای نخستینبار در دهههای اخیر از جریان بیفتد و بهطور کامل خشک شود.
با این دستفرمان خوانسار خشک میشود
این روزها بازار روایت نابودی محیطزیست و مصادیق تخریب از گوشهوکنار سرزمین مادری داغ است؛ خشکی تالابها، رودخانهها، مراتع، سدها و کاهش ارتفاع و پهنای عرصههای جنگلی، جولان ریزگرد، فرونشست و ترکها و فروچالههای وحشتآور. این داغ و روایت سرخ کی تمام میشود؟ حد و مرز آبادانی و تخریب کجاست؟ علت ترویج این دامنه از تخریب چیست و توسط چه نهادهایی جریان دارد؟ راهحلها چگونه و چه زمانی به کار گرفته خواهد شد؟ همه شدهاند منتقد و چشمشان خیره در دستان منجیانی که خود مسبب این چالشها هستند. بیان حقیقی و نقادانه اشکالات و برجسته کردن نقاط ضعف و قوت نهادی و فرایندهای مختلف اجتماعی، اقتصادی، محیطزیستی تنها نیمی از مسیر حل مسئله است و نیم دیگر بیان راهحلهایی که عزمی ملموس برای کاربست میدانی آنها دیده نمیشود.
