بایگانی مطالب برچسب: پارکهای ملی
حفاظت از پارکهای ملی خجیر و سرخه حصار اولویت سازمان محیط زیست است
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان تهران گفت: حفاظت از پارکهای ملی خجیر و سرخه حصار در راستای حفظ تنوع زیستی از اولویت های سازمان حفاظت از محیط زیست است
محیطبانی و هزار مسئله
«هُماگ» تنها میسوزد
«در این ۵۰ سال آنقدر حواسمان در حفاظت به گونههای بزرگجثه بود که هم سایر گونهها فراموش شدند و هم زیستگاههایشان؛ نمونهاش هماگ!» این را «باربد صفایی مهرو»، دانشآموخته زیستگاهها و تنوعزیستی، میگوید. پنجشنبه اول خرداد آتش به جان منطقه حفاظتشده «هماگ» افتاد، از آن روز تاکنون کمتر کسی اخبار و تصاویر آن را در شبکههای اجتماعی به اشتراک گذاشته یا خبرهای آن را دنبال کرده است. چند نفر در جمع محیطزیستیها میدانند «هماگ» کجاست؟ و چه گونههایی دارد؟ درحالیکه بهگفته این خزندهشناس «بیراه نیست اگر بگویم هماگ از نظر ارزش حفاظتی حتی برتر از مناطقی مانند پارکهای ملی ارسباران و گلستان است».
تغییر ریل مدیریت ذخیرهگاههای زیستکره
«ذخیرهگاههای زیستکره در کشور ما همچنان با همان شیوهای مدیریت میشوند که سایر مناطق حفاظتشده اداره میشوند.» این گفته «حمید ظهرابی»، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیطزیست، در کارگاه «معیشتهای جایگزین پایدار در ذخیرهگاههای زیستکره ایران» است. او علاوهبر شرح وضعیت فعلی، راهحلی را هم مطرح کرد: «پیشنهادم این است که ابتدا یک آییننامه مشخص، مثلاً در سطح مصوبه دولت، برای مدیریت ذخیرهگاهها تهیه شود و یک کمیته ملی ساماندهی این مدیریت را بهعهده بگیرد. پسازآن نیز میتوان بهسمت تدوین قوانین و مقررات اختصاصی در قالب یک لایحه برای تصویب در مجلس پیش رفت.»
مادران حفاظتگر در منگنه انتظارات سنتی
«طفلک بچهها که کنارت نیستند.» این جمله را «مهری بوجار» در بیش از ۱۰ سال فعالیت حفاظتی بسیار شنیده است. اوایل ناراحت میشد و سکوت میکرد، «حالا ترجیح میدهم سکوت نکنم و توضیح دهم که هیچوقت تلاش نکردم بین «مادر بودن» و «فعال اجتماعی بودن» یکی را فدای دیگری کنم.» این پرندهنگر و حفاظتگر را در همان بدو ورودش به محیطزیست در همایش جنگل ابر در اوایل دهه ۹۰ دیدم، او خیلی زود وارد حوزه کودکان و آموزش محیطزیست در مدارس شد و پسازآن سراغ تسهیلگری رفت. ساکنان روستاهای قلعهبالا، رضاآباد و احمدآباد که در حاشیه پارک ملی توران قرار گرفتهاند، او را بهخوبی میشناسند؛ همچنانکه در کلاتهخیج و مزج که در اطراف پناهگاه حیاتوحش قرار دارند نیز نامی آشناست. او در این سالها به حوزه پرندهنگری هم وارد شد و توانست مشاهده بیش از ۳۰۰ پرنده را در فهرست خود قرار دهد. علاوهبر اینها، او راهنمای گردشگری است و با جمعی از زنان قلههای مختلفی را هم صعود کرده. در این سالها برای آشنایی بیشتر «دنیا» و «رضا» دو فرزندش بارها آنها را به سفر بردهاند؛ چه روستاهای حاشیه زیستگاههای حیاتوحش و چه برنامههای پرندهنگری! در این گفتوگو از او پرسیدم چطور وارد این حوزه شد، تاکنون چه فعالیتهایی انجام داده و فعالیت مادران در حوزه محیطزیست و حیاتوحش چقدر به رسمیت شناخته شده است.
قابهای شکسته مستندهای سبز
در غیاب دوربینهای مستندسازان محیطزیست، بحرانها در حال شدتگرفتناند. در سالهای اخیر، با توجه به تشدید خشکسالی، تغییراقلیم، نابودی زیستگاهها و خطر انقراض گونههای جانوری اهمیت ساخت این نوع مستندها بیشتر به چشم میآید. بااینحال، چالشهایی که بر سر راه مستندسازان این حوزه قرار دارد، روند تولید را کند میکند. «پیام ما» در بررسیهای خود تلاش کرد به آماری از روند و تعداد ساخت این مستندها برسد، اما ازآنجاکه آمار جامعی از ساخت این نوع مستندها وجود ندارد، مقایسه تعداد مستندهای حاضر در جشنوارههای داخلی مانند فجر و سینما حقیقت طی سالهای مختلف حاکی از کاهش یافتن تعداد آنهاست. این درحالیاست که در شرایط کنونی که کشور با بحرانهای محیطزیستی مختلف دستبهگریبان است، چنین مستندهایی میتوانند برای تحلیل این مسائل و پیدا کردن راهحل مناسب راهگشا باشد. اما با اینکه این نوع مستندها در محفلهای محیطزیستی و بین مخاطبان بیشتر مورد اقبال عمومی قرار میگیرند، در بین مسئولان دولتی نادیده گرفته میشوند. این نکتهای است که مستندسازان این حوزه هم در گفتوگو با «پیام ما» به آن اشاره میکنند و از نبود حمایتهای لازم در روند تولید و پخش میگویند.
خداحافظی گنجشکها با چنارهای تهران
«شهرداری تهران بلندگوهایی در پارکها نصب کرده و صدای پرندگان بومی نظیر سسکها، چرخریسکها و بلبلها را که در حال جفتیابی و لانهسازیاند، مداوم پخش میکند.» این جمله که توسط آرش حبیبیآزاد پرندهنگر پیشکسوت بیان شده، نشان میدهد مدیران شهری تا چه اندازه با مقوله پرندگان و تنوعزیستی ناآشنا هستند. همین عدم اطلاع هم سبب شده است پرندهنگری در فضاهای شهری با دوربین دوچشمی پدیدهای عجیب باشد و گاه برای پرندهنگران مشکلاتی ایجاد کنند. شعار امسال روز جهانی پرندگان مهاجر «فضاهای مشترک: ایجاد شهرها و جوامع دوستدار پرندگان» است. شعاری که بر همزیستی سالم بین انسان و پرندگان تأکید دارد و تلاش میکند با افزایش آگاهیبخشی، شرایط امنتری را برای این گونهها اعم از مهاجر و غیرمهاجر فراهم آورد. شاید با مطالعه مطالب این پرونده از سوی مسئولان شهری، شاهد قطع صدای سسکها، چرخریسکها و بلبلها از بلندگوها باشیم و مزاحمت پرندهنگران بهواسطه داشتن دوربین دوچشمی هم متوقف شود.
حفاظت از طبیعت با نظام جبران خسارت
در چارچوب اکوتوریسم پایدار، تنها تأکید بر کاهش پیامدهای منفی کافی نیست؛ بلکه در مواردی که آسیبهای محیطزیستی اجتنابناپذیر یا پیشبینینشده رخ میدهند، باید سازوکارهای جبران خسارت مؤثر، منصفانه و علمی در دستورکار قرار گیرند. همچنان که در سایر کشور چنین رویهای اعمال میشود. در کانادا و آلمان هرگونه خسارت واردشده به مناطق تحتحفاظت، باید با اقدام جبرانی همارز یا مؤثرتر در همان نوع زیستگاه جبران شود. در استرالیا در اکوسیستمهای حساس صدور مجوز برای فعالیتهای طبیعتگردی مشروط به اجرای همزمان پروژههای احیای زیستگاه شده است و مجریان طرحهای اکوتوریسم ملزم به تأمین بخشی از منابع مالی این اقدامات هستند. در شیلی، برزیل و ژاپن ابزارهایی مانند بیمههای محیطزیستی برای جبران خسارات غیرقابلپیشبینی یا حوادث نادر طبیعی نیز بهکار گرفته میشوند.
جنبش پایداری زیستی ایران
مهاجرت،ایستگاه آخر
«نیایش مظفری» از جمله حفاظتگران نسل جدید ایران که کار میدانی خود را با شمارش پرندگان شکاری مهاجر آغاز کرده است، میگوید: «مهاجرت آخرین مسیریست که دلم میخواهد بروم. تصور جمع کردن چمدانی که در آن نتوانم خانوادهام، جنگلهای هیرکانی، خلیجفارس، دریای کاسپین و کودکانی را که هنوز مدرسهای برایشان ساخته نشده، جا دهم، برایم بسیار سخت است.» او که ۲۲ سال دارد، آکادمی حیاتوحش «چمروش» را برای آموزش محیطزیست به کودکان راهاندازی کرده است، تأکید میکند: «اگر روزی احساس کنم که در این خاک بستری برای فعالیتهای حفاظتیام وجود ندارد، میروم». مخاطب این گفته مسئولان سازمان حفاظت محیطزیست و سایر نهادها هستند؛ کسانی که میتوانند نسل جدید را در ایران نگه دارند یا باعث شوند چمدانشان را ببندند و جایی را برای زندگی انتخاب کنند که امکان فعالیت داشته باشند. در این گفتوگو با نیایش مظفری که در شیراز به دنیا آمده و در ساری بزرگ شده، علاوهبر اهمیت شمارش پرندگان شکاری مهاجر و نقش آنها در اکوسیستم به موانع پیش پای زنان حفاظتگر محیطزیست و همچنین اهمیت آموزش به کودکان و نوجوانان پرداختهایم که در ادامه میخوانید:
جنگلداری، کلید احیای منابع طبیعی
هدف از دخالتهای جنگلشناسی در جنگلها محدود به تولید چوب نیست. این اقدام استواری جنگل و مساعد کردن هرچه بیشتر زمینههای استمرار تولید را فراهم میکند. دخالتهای جنگلشناسی باعث افزایش کارآییهای بیشتر را در جنگلها میشوند، رشد کمی آنها را افزایش میدهند و این رشد کمی را به رشد کیفی مبدل میکنند. درعینحال، تجارب مختلف نشان دادهاند دستیابی به اهداف اکولوژیکی تنها از طریق صندوق دولت عملاً در بلندمدت نتایج مناسبی بههمراه ندارد و وصل کردن استواری اکوسیستمهای جنگلی به منابع خارجی درنهایت به رها شدن جنگل به حال خود و ناپایداری تدریجی آن منجر میشود. امری که سالیان زیاد است در جنگلهای خارج از شمال کشور نیز رخ داده است.
زیبایی در بالهای گسترده پرندگان
«اهالی «روستای پامنار» تا چند سال پیش «جغد ماهیخوار» را بدشگون میدانستند. میگفتند هر کس یکی از این جغدها را که پشت سد دز لانه داشت ببیند، تا شب نشده، باید بکشد و از شرش خلاص شود تا شومی جغد دامنگیرش نشود. شبکههای اجتماعی که به راه افتاد، یکی از اهالی خیلی اتفاقی عکسی از جغد ماهیخوار منتشر کرد. این تصویر دست به دست شد و به یکی از پرندهنگرها رسید که مدتها بهدنبال تصویربرداری از این گونه بود. بعد از آن، پای پرندهنگرهای دیگر هم برای دیدن جغد ماهیخوار به روستا باز شد و پامنار شد یکی از مقاصد گروههای پرندهنگری.» این روایت «نوید پارسایی»، پرندهنگر، مدرس و مؤسس «آکادمی حیاتوحش ایران»، از رونقی است که پرندهنگری برای یکی از دورافتادهترین روستاهای دزفول در شمال خوزستان به ارمغان آورده. حالا «جغد ماهیخوار» برای پامناریها خوشقدم است و آنطورکه پارسایی میگوید: «قایقرانهای محلی قبل از رسیدن به لانه جغد ماهیخوار موتور قایقشان را خاموش میکنند، مبادا جغد بترسد و از آنجا برود و دیگر برنگردد.»
