بایگانی مطالب برچسب: محوطه باستانی
نجاتیافتگان داعش در چنگ قاچاقچیان
بازداشتشدهها به ستونهای باستانی بسته شدهاند. تروریستها قرار است آنها را اعدام کنند. نمایشی دردناک در آمفیتئاتر باستانی «پالمیرا» برپاست. داعش در پالمیرا جولان میدهد. ستونها را منفجر میکند. آدمها را اعدام میکند و باستانشناس شریف پالمیرا را بعد از بازجویی گردن میزند و پیکرش را بر یکی از ستونهای پالمیرا میآویزد. حالا ۱۰ سال از آنهمه تلخی که کام بسیاری از علاقهمندان به میراث بشری را تلخ کرد، گذشته است. پالمیرا زخمهای زیادی به تن داشت که داعشیها تصرفش کردند، دینامیت به ستونهایش بستند، تندیسهایش را «بت کافر» خواندند و با پتک خرد کردند و تمام توانشان را بهکار بستند تا هر چه از تمدنی که از قرن سوم پیشازمیلاد باقی مانده بود، نابود کنند. آنها مهمترین ویرانه باستانی جهان را ویرانهتر کردند و رفتند. حالا ۱۰ سال گذشته، سوریه کمی آرام شده است، فقر اما هنوز بر شهرها سیطره دارد. مردم هنوز تاوان جنگ را پس میدهند. پالمیرا هم از این حجم فقر و استیصال در امان نیست. قاچاقچیان شبانه به سراغش میروند و هر چه را که بهدست میآورند، در فیسبوک به دلالان آثار تاریخی در سراسر جهان میفروشند. جنگ در خاورمیانه تنها آرامش و امنیت و سلامت را نشانه نرفته، گویی نااهلان -از تروریستها گرفته تا قاچاقچیان- قصد دارند تمام نشانههای تمدنهای غنی در این منطقه را با هر بهانه و بر هر بستر و فضایی محو و نابود کنند.
تخریب بهجای کاوش مقصر کیست؟
|پیام ما| با انتشار تصاویر و اخبار مربوط به تخریب در محوطه باستانی کنارصندل در جیرفت در رسانههای محلی و روزنامه «پیام ما»، بحثها بر سر این موضوع بالا گرفته است. دهیار روستا با دفاع از عملکرد خود و ارائه توضیحاتی، اقدام خود را قانونی و با تکیه بر مستندات طرح هادی میداند، اما پایگاه ملی جیرفت از تخلف آشکار دهیار روستا میگوید. امروز حدود یک هفته بعد از شروع پروژه ساخت سالن چندمنظوره ورزشی در کنارصندل، معاون میراثفرهنگی کشور از تلاش برای برخورد قضائی با متخلفان خبر داده است. در این میان، آنچه مغفول مانده است، مسئله مهم تعیین حریم دو اثر ملی در کنار صندل است؛ موضوعی که سالهاست به تعویق افتاده و در یک سال اخیر که پایگاه جیرفت پرونده تعیین حریم را به وزارتخانه ارسال کرده هم هنوز خبری از به نتیجه رسیدن آن نیست.
ورزشگاه روی تمدن ۴ هزارساله
دو دهه پیش، وقتی خواب کنارصندل آشفته شد و بخشی از حافظه تاریخیاش به یغما رفت، بودند کسانی که به دادش برسند و صدایش را به گوش دنیا برسانند. «حمیده چوبک» و «یوسف مجیدزاده» و بسیاری از کسانی که ایران و تمدن کهن آن برایشان ارزشمند بود، تمام تلاششان را برای شناسایی این محوطه باستانی بهکار گرفتند. جیرفت و کنارصندل شهرت جهانی پیدا کرد. آنها نمیدانستند کنارصندل قرار است دو دهه به حال خود رها شود و بعد هم دهیار روستا لودرها را راهی تپه باستانی کند. او با صراحت تمام میگوید: «برای من مردم مهم هستند، نه ثبت جهانی و محوطه باستانی.» او درباره کدام مردم حرف میزند؟ لودرها کارشان را شبانه پیش بردهاند، یکهفتهای میشود که مشغول کارند و مخالفتهای پایگاه میراث ملی جیرفت راه به جایی نبرده و مثل همیشه از مسئولان بالادستی وزارتخانه هم خبری نیست. حالا تپه کنارصندل پر از تکههای سفال شده و تخریبی سازمانیافته در قلب نشانههای تمدن «ارته» رخ داده است؛ بدون اینکه کسی کاری کند. جیرفت قرار بود جهانی شود، قرار بود تاریخ بینالنهرین را تغییر دهد، قرار بود از تمدنی ارزشمند بگوید؛ حالا اما لودرها کنارصندل را شخم زدهاند، همانطورکه دو دهه پیش حفاران غیرمجاز سوراخسوراخش کردند و همانطورکه ۲۰ سال به حال خود رها شد و همانطورکه امروز کسی دم نمیزند و به تخریب نشانههای یک تمدن بزرگ واکنشی نشان نمیدهد.
جیرفت، تمدن گمشده
«جیرفت» این نام برای پژوهشگران و باستانشناسان جهان نامی آشناست. اما تا پیش از طغیان هلیلرود و جاری شدن سیل در آن منطقه، جیرفت شهری بود نزدیک کرمان با مردمانی که چندان مرفه نبودند و خبر نداشتند در همسایگی چه گنجینه بزرگی زندگی میکنند. سیل اما رازهای بزرگی را برملا کرد، با شسته شدن گورهای تاریخی منطقه، آثار فراوانی نمایان شد و این، شروع فاجعهای فرهنگی در این منطقه بود. غارت آثار باستانی در سطحی گسترده و بهشکلی بیسابقه آغاز شد. تا جایی که خبرنگار یکی از مجلات خارجی تصویرش از مواجهه با منطقه را اینطور تصویر کرده است: «اینجا شبیه یک پنیر سوئیسی بزرگ است که در هر سوراخ آن یک نفر در حال حفاری و بیرون کشیدن آثار تاریخی است.» کاوشها در جیرفت شروع شد و دو باستانشناس بزرگ در آن حفاریهای علمی انجام دادند، اما این دولت مستعجل کُنارصندل بود؛ با تنگنظری حفاریها را متوقف کرد و ۱۷ سال طول کشید تا باز کلنگ باستانشناسان به زمین جیرفت بخورد. هنوز جیرفت اسیر بیمهریهاست و بهاندازه یک تمدن بزرگ که تاریخ بینالنهرین را تغییر داده، قدر ندیده است. در هشتصد و چهل و چهارمین شب از شبهای بخارا جیرفت محور سخنرانیها شد و باستانشناسان و مسئولان پیشین و امروز میراثفرهنگی از خاطرات و تجربیاتی گفتند که در جریان کشف این تمدن بزرگ داشتند. در پایان نشست مستند «جیرفت تمدن گمشده» به کارگردانی «پژمان مظاهریپور» به نمایش درآمد؛ مستندی که بهمرور حادثه و بررسی ابعاد حقوقی فاجعه غارت آثار باستانی در جیرفت پرداخته است.
هیروشیمای فرهنـگی
| پیام ما | افسانهای که حالا تبدیل به یک کابوس شده، راهی که این افسانه تا کابوس شدن طی کرده، از میان داستانها گذشته تا امروز که دیگر نمیتوان با رؤیا و افسانه همنشینش کرد، حالا دیگر غارت است و تاراج، تخریب هویت یک سرزمین است؛ آنچه در سکوتی سنگین و تلخ در جریان است. سکوتی منفعلانه و انفعالی آگاهانه از سوی آنان که قرار بود حافظان این میراث باشند، اما امروز نقش دیگری پذیرفتهاند. روزی نیست که خبر دستگیری حفار غیرمجاز از گوشهای از کشور در میان خبرها نباشد، آمارها میگوید سالانه ۵۰۰ نفر به جرم حفاری غیرقانونی بازداشت میشوند. گستره تخریبها اما چیز دیگری میگوید؛ تاراج بهمراتب وسیعتر از آن است که آمارها نقل میکنند. با این وضعیت چه باید کرد؟ بخشی از تشکلهای فعال در حوزه تاریخ و باستانشناسی، در نشستی هماندیشانه که قرار است مستمر و ادامهدار باشد، تلاش کردند بخشی از زوایای این معضل ریشهدار را واکاوی کنند؛ تا شاید راهی برای نجات از این زخم عمیق که پیکر میراث فرهنگی ایران را تهدید میکند، پیدا کنند. البته «حامد وحدتینسب»، رئیس انجمن علمی باستانشناسی ایران، معتقد است نخستین گام برای حل این معضل مسدود کردن صفحات مجازی کسانی است که اقدام به تبلیغ گنجیابی میکنند. اما همین کار هم تابهحال از سوی مقامات مربوطه صورت نگرفته است.
دادخواهی پارینهسنگیها
حدود ۲۵ سال است که در حوزه باستانشناسی دوران پارینهسنگی، با تمرکز بر منطقه زاگرس، فعالیت پژوهشی انجام میدهد. دوران کارشناسی ارشد، دکتری و پسادکترای خود را با مطالعه در منطقه کرمانشاه به انجام رسانده و به همین دلیل، تجربه و شناخت عمیقی از دوره پارینهسنگی پیشازتاریخ در این منطقه دارد. «سامان حیدری گوران» باستانشناس و پژوهشگر ارشد پیشازتاریخ دانشگاه کلن نظر خود را در مورد احداث تلهکابین در محدوده تاقبستان کرمانشاه در قالب این یادداشت در اختیار «پیام ما» گذاشته است.
حل معمای آپادانا
|پیام ما| «رومن گیرشمن» کاخ آپادانا در شوش را «گوهر تابناک معماری هخامنشی» توصیف کرده است. کاخی بهیادگارمانده از داریوش بزرگ که در طوفان حوادث تاریخ بارها طعم غارت و ویرانی را چشید و آسیب دید، اما بهجا ماند تا روایتگر تاریخ باشد. دمورگان، دیولافوآ و گیرشمن و باستانشناسان بسیاری تلاشهایی برای حل معمای آن کردند و هریک بخشی از آن را از خاک بیرون کشیدند و داستان و تاریخش را ثبت کردند. حالا اما پس از سالها، بخش دیگری از ماجرای آپادانا برای باستانشناسان روشن شده است. معدنی که سنگهای این کاخ را تأمین کرده، توسط پژوهشگران کشف شد؛ کشفی که به تعبیر رئیس پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری یکی از مهمترین اکتشافات باستانشناسی در خاورمیانه در سالهای اخیر است و علاوهبر اینکه یک معمای تاریخی دوهزارساله را حل میکند، میتواند معادل کشف معدن مرمر در آتن برای ساخت پارتنون در تاریخ معماری جهان باشد.
چرا «هگمتانه» از اماکن پربازدید نوروزی جا ماند؟
محوطه باستانی هگمتانه در نخستین نوروز جهانی شدن، نه تنها در لیست اماکن پربازدید کشور قرار نگرفت بلکه در میان جاذبههای گردشگری استان نیز همانند سالهای قبل در جایگاه چهارم باقی ماند.
صدای ۳۰۰۰ ساله واسکس خاموش میشود
تخریب آثار تاریخی و محوطههای باستانی در جریان پروژههای توسعه در دهههای اخیر شتاب بیشتری گرفته است. قانون این امر را دیده و دستگاههای اجرایی را موظف کرده است پیش از انجام پروژههای عمرانی از میراث فرهنگی استعلام کنند تا اگر احتمال وجود نشانهها و آثار تاریخی و باستانی در محدوده اجرای پروژه وجود دارد، مطالعات لازم صورت گیرد و بعد پروژه عمرانی اجرایی شود. حال نهتنها این قانون چندان مورد توجه مجریان پروژههای بزرگ عمرانی نیست که حتی وقتی وزارت میراثفرهنگی با اجرای پروژه در محلی مخالفت و اعلام میکند پروژه از روی یک محوطه باستانی عبور میکند، باز هم مجریان کار خود را طبق روال برنامهریزیشده پیش میبرند و توجهی به هشدارها و مخالفتهای میراثفرهنگی نمیکنند. اما موضوع جایی دردناک میشود که شواهدی از همکاری مدیران میراثفرهنگی با مجریان پروژه دیده میشود. این پروژه اولین پروژهای نیست که این اتفاق را از سر میگذراند، آخرین هم نخواهد بود. تا زمانی که تعاملی سازنده میان وزارت میراثفرهنگی و دستگاههای اجرایی و مجریان پروژههای بزرگ عمرانی و راهسازی شکل نگیرد، این اتفاق بهکرات تکرار خواهد شد.
بلاگرها، تهدید جدید میراث فرهنگی
تلاش یک بلاگر برای جذب مخاطب بیشتر، باز هم بهانهای شد برای مرور خلأهای بسیار در حوزه میراث فرهنگی. از نبود ضمانت اجرایی قوانین در برخورد با متخلفان حوزه میراث فرهنگی و کوتاهی دستگاههای متولی در آگاهیبخشی عمومی درباره اهمیت میراث فرهنگی کشور تا نصب نشدن تابلوی اطلاعات اثر در محوطه اطراف آن. اقدام این بلاگر بهگفته مدیران میراث استان منجر به وارد آمدن دو میلیارد تومان خسارت به میراث فرهنگی شده است، اما مشخص نیست قانون چه تصمیمی در مورد تخلف او خواهد گرفت. «میل اُمام» که اثری باستانی بهجامانده از دوره ساسانی است، هفته گذشته توسط یک بلاگر برای تولید محتوای ویدئویی به آتش کشیده شد. اما این اولینبار نیست که یک بلاگر برای خلق تصویر تأثیرگذار و جذب مخاطب به آثار تاریخی خسارت وارد میکند.
فراموشی تاریخ، آلزایمر جمعی است
اهمیت آموزش و آگاهی در زمینه میراث فرهنگی بر کسی پوشیده نیست. آموزشی که باید از کودکی و در مدارس آغاز شود، اما مدیران میراثفرهنگی و آموزشوپرورش هنوز به ضرورت آن واقف نیستند و اقدامی برای آن انجام نمیدهند. با «شادی گنجی»، باستانشناس، پژوهشگر و نویسنده، درباره اهمیت آگاهی از تاریخ در جامعه و بهخصوص دانشآموزان گفتوگو کردیم، او درباره خطر فراموشی تاریخ در جامعه معتقد است: «جامعهای که تاریخ و گذشته خودش را به یاد نیاورد، مثل فردی است که دچار فراموشی میشود. تصور کنید یک انسان بزرگسال اگر خاطراتش را از دست بدهد، چه رنجی میکشد؟ فراموشی تاریخ مثل ابتلا به آلزایمر است، همانقدر تلخ و دلخراش»
دستهای پنهان علیه «کلتپه»
دستهای پنهان علیه یک محوطه ۳۵۰۰ساله مشغول به کار شدند. براساس اسنادی که به دست ما رسیده، درخواستهای متعددی برای ساختوساز روی عرصه و حریم محوطه «کلتپه» در بوکان آذربایجانغربی داده شده است که درصورت تأیید شهرداری و اداره میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی این استان، مردم بهزودی باید با بخشی از هویت و تاریخ خود خداحافظی کنند. در حال حاضر، مردم بوکان در آستانه یک تصمیم بسیار مهم قرار گرفتهاند؛ اینکه محوطههای باستانی خود را فدای منفعت برخی از مالکان بکنند یا اینکه نشانههای هویت ملی خود را پاس بدارند و میراثدار بحق فرزندانشان باشند. در این میان، حق حاکمیتی این است که از پایمال شدن حق هویتی و میراثی بیشماری از مردم در برابر عدهای انگشتشمار جلوگیری کند.
