بایگانی مطالب برچسب: اعتراضات

تو را به خاطر می‌آورم

نگرانی از تنش و ناامنی در برخی مدارس

بعد از آنکه یک مرد و زن، با عنوان تحلیلگر سیاسی به مدرسه‌ای در تهران رفتند و تصاویری خشن از اعتراضات دی‌ماه را به بچه‌های پایه دهم نشان دادند، یکی از بچه‌ها غش کرد و بچه‌های دیگر حال روحی بدی را تجربه کردند. این روایتی شنیده شده از اتفاقی است که می‌گویند در مدارس برخی از شهرها رخ داده. همه آنها اما می‌خواهند نامشان در گزارش نیایند، نام شهر و مدرسه‌شان عنوان نشود و مهم‌تر از همه اینها، فضای مدرسه بار دیگر مدرسه شود؛ بدون حضور عوامل خارجی، تصویربرداری از بچه‌ها، تهییج آنها و نشان‌دادن فیلم‌های خشن از اعتراضات. هرچند پیگیری‌ ما از سخنگوی آموزش‌وپرورش دراین‌باره بی‌نتیجه بود، اما روابط‌عمومی این وزارتخانه گفت «سخنگو پیش‌ازاین درباره بازداشت دانش‌آموزان و فضای امنیتی صحبت و آن را تکذیب کرده است، از همان استفاده کنید.» پیگیری‌های «پیام ما» در این زمینه همچنان ادامه دارد و از مسئولان مربوطه می‌خواهیم که در این زمینه پاسخ‌گوی نگرانی‌های خانواده‌ها باشند.

شکاف روایت‌ها درباره دانش‌آموزان بازداشتی

تعداد دانش‌آموزان بازداشتی همچنان یکی از ابهامات اصلی پرونده حوادث دی‌ماه است. «علیرضا کاظمی»، وزیر آموزش‌وپرورش، از آزادی همه دانش‌آموزان بازداشتی خبر داد، اما «محمد حبیبی»، سخنگوی شورای تشکل‌های صنفی فرهنگیان، این گفته‌ها را رد کرد و از تداوم بازداشت تعدادی از دانش‌آموزان گفت.

جامعه در آستانه سرریز خشم فروخفته

خشم این روزهای ایران، صرفاً یک واکنش لحظه‌ای نیست؛ در صف نان، پشت فرمان، زیر پست‌‌های شبکه‌های اجتماعی و حتی در سکوت خانه‌ها مدام جریان دارد. بعد از بحران‌های پی‌درپی، از اعتراضات دی‌ماه تا فشارهای اقتصادی و فرسودگی اجتماعی، حسی در روان جمعی ما انباشته شده است؛ تنشی مزمن که به‌سادگی فروکش نمی‌کند و با هر محرک کوچکی دوباره سر برمی‌آورد. این خشم، واکنش به یک تجربه خاص نیست؛ حاصل سال‌ها تجربه بی‌ثباتی، ناامنی و احساسات فروخورده است که به این روزهای ما خلاصه نمی‌شود. وقتی خشم در یک جامعه مزمن می‌شود، به حافظه جمعی راه پیدا می‌کند و آهسته‌آهسته به نسل‌های بعد منتقل می‌شود. خشم سرکوب‌شده می‌تواند به‌شکل پرخاشگری پنهان، فرسودگی، بی‌اعتمادی یا حتی بی‌حسی عاطفی بازتولید شود و تداوم یابد. اما این خشم انباشته، جامعه را به چه سمت می‌برد؟ آیا به چرخه‌ای از فرسایش روانی و اجتماعی دامن می‌زند یا شکل‌های تازه‌تری از تنش و گسست را در سال‌های پیش‌ رو رقم خواهد زد؟ «سید وحید شریعت»، رئیس انجمن علمی روان‌پزشکان ایران، در گفت‌وگو با «پیام ما» از ریشه‌های این خشم و پیامدهای آن می‌گوید.

مسعود پزشکیان: اگر درست باشد، فاجعه است

مسعود پزشکیان با اشاره به واکنش اخیرش نسبت به فایل صوتی منتشرشده از اظهارات «علی شکوری‌راد» درباره ناآرامی‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ تأکید کرد اگر ادعاهای مطرح‌شده صحت داشته باشد، «فاجعه» است و دستور داد موضوع «تا یافتن بیماری و ارائه درمان» پیگیری شود. این اظهارات در «آیین اختتامیه جشنواره فارابی» طرح شد؛ جایی که رئیس‌جمهور بار دیگر بر ضرورت نقد حاکمیت، شفاف‌سازی و یافتن ریشه‌های بحران تأکید کرد.

حق فهم مردم

نجات‌دهنده در گور خفته است

ایستادن کنار روانِ زخمی جامعه

در شرایطی که جامعه با امواج پیچیده‌ای از تحولات روبه‌روست، همواره نقشی فراتر از وظیفه‌ رسمی برخی گروه‌ها، چراغ راهی برای تاب‌آوری جمعی می‌شود. بحران‌ها هر کدام چهره‌ای ویژه دارند و پاسخ به آنها نیز بسته به ماهیتشان، نیازمند پیشگامی گروه‌های خاصی است. در دوران همه‌گیری کووید‑۱۹، کادر درمان با ایثاری فراتر از شرح وظایف حرفه‌ای، در خط مقدم سلامت جسمانی جامعه ایستادند. در بلایای طبیعی چون سیل و زلزله گروه‌های امدادی و خدمت‌رسان، در میدان جنگ رزمندگان و در آتش‌سوزی جنگل‌ها محیطبانان، آتش‌نشانان و طبیعت‌دوستان، هر یک با ازخودگذشتگی، مسئولیت اجتماعی خود را در قبال جامعه به منصه‌ ظهور رساندند. مسئولیت اجتماعی در اینجا نه صفتی انتزاعی، بلکه عملی انسانی و اقدامی عینی است که فرد یا گروه، فارغ از نقش رسمی خویش، برای کاهش رنج دیگران و حفظ کرامت انسانی پیش می‌کشد. پرسش کلیدی این است: در بحران کنونی که جامعه با آن دست‌به‌گریبان است، انتظار پیشتازی و ایثار از کدام گروه می‌رود؟ برای پاسخ، باید نگاهی موشکافانه به ابعاد این شرایط داشت.

صنایع‌دستی در زنجیر ناامیدی

|پیام ما| حدود ۴۰ روز از فاجعه دی‌ماه و قطعی اینترنت گذشته است، اما اثر آن در جامعه و کارگاه‌های صنایع‌دستی هنوز ادامه دارد. هنرمندان صنایع‌دستی از توقف سفارش‌ها، ازدست‌رفتن بازار و بی‌معنا شدن ادامه کار می‌گویند؛ وضعیتی که برای برخی از آنها منجر به تصمیم برای کوچ از این حوزه شده است. هنرمندان صنایع‌دستی سال‌هاست که با بی‌مهری‌های ناتمام مواجه‌اند و با تمام موانعی که سر راهشان است، سعی کردند ادامه دهند؛ چراکه برای بسیاری از آنها این هنر-صنعت در کنار تأمین معیشت، نمودی از فرهنگ ایران است. بسیاری از آنها سال‌ها تلاش کردند با امید به آینده ایران بعضی از هنرهای فراموش‌شده شهرشان را احیا کنند. حالا اما بحران آنقدر مزمن و طولانی شده که امیدوارترین‌ آنها هم رگه‌هایی از خستگی و ناامیدی در کلامشان پیدا شده؛ برخی از هنرمندان دیگر نه از کاهش درآمد، بلکه از کنار گذاشتن شغلشان حرف می‌زنند.

تیشه زدن بر بنیان «پایداری اجتماعی»

کودکان جان‌باخته گمشده در آمارها

|پیام ما| یک ماه از حوادث دی‌ماه می‌گذرد، در این میان هنوز آمار رسمی و تفکیک‌شده‌ای از تعداد کودکان و دانش‌آموزان جان‌باخته و بازداشت‌شده در این حوادث منتشر نشده. آمار برخی تشکل‌های صنفی از جان‌باختن تعداد زیادی از کودکان خبر می‌دهد که بخشی از آن در لیست سه هزار و ۳۰۸ نفره جان‌باختگان این حوادث که توسط دولت منتشر شده، وجود دارد. بااین‌حال، نهادهای رسمی به‌ویژه وزارت آموزش‌وپرورش همچنان در این رابطه سکوت کرده است.

تهران در سکوت فاجعه

|پیام ما| دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران سوت‌وکور است؛ همچون بسیاری از دانشکده‌ها. خبری از دانشجویان نیست. صدای رعدوبرق است که می‌آید. گنجشکان در آسمان پرواز می‌کنند و از اوضاع ما خبر ندارند. بیش از یک ماه از اعتراض‌های خونین ۱۸ و ۱۹ دی گذشته. شوک فاجعه با یک اضطراب تازه همراه شده؛ سایه جنگ. تهران اما از حال مردمش بی‌خبر نیست. در یک گوشه خود ماشین‌های سوخته را جا داده و در گوشه دیگرش اعلامیه آنها که دیگر بین ما نیستند. «حسین ایمانی‌جاجرمی»، جامعه‌شناس شهری و عضو هیئت‌علمی دانشکده علوم‌اجتماعی دانشگاه تهران، میزبان ماست تا از نسبت شهر و اعتراض و منازعه بگوید و به این پرسش پاسخ دهد که آیا شهرها شاهد اعتراض‌اند یا نقش‌آفرین در آن؟ اینکه راهی برای عبور از این بحران‌ها هست یا نه؟