به مناسبت روز روستا و عشایر، از دیدن کمبودها تا دیدن ظرفیت‌ها

روستا، حاشیهٔ اقتصاد ایران نیست





روستا، حاشیهٔ اقتصاد ایران نیست

15 مهر 1405، 15:55

روستا، حاشیهٔ اقتصاد ایران نیست

وقتی دربارهٔ روستا و جامعهٔ عشایری ایران صحبت می‌کنیم، هنوز بخش مهمی از روایت عمومی از کمبود شروع می‌شود؛ کمبود سرمایه، زیرساخت، آموزش، فرصت و دسترسی به بازار. این دشواری‌ها واقعی‌اند و نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت، اما اگر روستا را فقط از دریچهٔ آنچه ندارد ببینیم، بخش مهم‌تری از واقعیت را از دست می‌دهیم.

برای من و همکارانم در ایفا، روستا پیش از هر چیز «جغرافیای توان» است؛ جایی که سرمایهٔ انسانی، دانش بومی، تجربه، مهارت، منابع طبیعی، ظرفیت تولید و بخشی از میراث فرهنگی و هویتی ایران در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. مسئله در بسیاری از این مناطق نبود توان یا انگیزه نیست. مسئله این است که این توان همیشه به فرصت، سرمایه، دانش، فناوری و بازار مورد نیاز برای رشد متصل نیست.

اقتصاد روستایی نیز مسئله‌ای محدود به ساکنان روستا نیست. آنچه در روستا و جامعهٔ عشایری تولید می‌شود، با اشتغال، امنیت غذایی، منابع آب و خاک، مهاجرت، دانش بومی و بخشی از ظرفیت اقتصادی و فرهنگی کشور پیوند دارد. وقتی یک کسب‌وکار محلی از میان می‌رود یا یک مهارت بومی به نسل بعد منتقل نمی‌شود، بخشی از ظرفیت تولید و سرمایهٔ اجتماعی یک منطقه تضعیف می‌شود.

به‌همین‌دلیل، توسعهٔ روستایی را نباید صرفاً در قالب ایجاد یک فعالیت اقتصادی جدید از صفر دید. در بسیاری از روستاها، فعالیت اقتصادی از پیش وجود دارد. محصول وجود دارد، مهارت وجود دارد، تجربه وجود دارد، مشتری وجود دارد و گاهی حتی بازار هم وجود دارد؛ اما یک یا چند حلقه از زنجیرهٔ رشد ناقص است.

گاهی مسئله، سرمایهٔ در گردش است. گاهی فناوری و تجهیزات. گاهی آموزش و دانش فنی. گاهی استانداردسازی و کنترل کیفیت. گاهی بسته‌بندی و فراوری. گاهی هم مسئله، دسترسی به بازار و شبکهٔ توزیع است.

توسعه زمانی اتفاق می‌افتد که این حلقه‌ها را درست ببینیم و برای تکمیل آن‌ها راه‌حل پیدا کنیم.

ایفا از سال ۱۳۹۸ با همین نگاه شکل گرفت؛ به‌عنوان یک سازمان مردم‌نهاد غیرانتفاعی و غیردولتی که تلاش می‌کند از راه‌حل‌های نوآورانه و پایدار برای کاهش فقر و توسعهٔ روستاهای ایران استفاده کند. مدل ایفا بر تأمین مالی جمعی بر پایهٔ قرض‌دادن به کسب‌وکارهای خرد استوار است و در کنار تأمین منابع مالی، آموزش و مشاورهٔ شغلی نیز بخشی از مسیر حمایت از کارآفرینان است.

این مدل برای ما یک تفاوت مهم ایجاد می‌کند: فرد دریافت‌کنندهٔ حمایت را فقط به‌عنوان کسی که نیازمند کمک است نمی‌بینیم. او را صاحب یک توان و یک ظرفیت اقتصادی می‌دانیم که ممکن است به دلیل نبود دسترسی به سرمایه و فرصت، امکان رشد پیدا نکرده باشد.

تجربهٔ ایفا نیز نشان داده که وقتی سرمایهٔ اجتماعی و مالی درست به ظرفیت‌های محلی متصل شود، می‌توان نتایج قابل اندازه‌گیری ایجاد کرد. بر اساس داده‌های ثبت‌شده از ۱۳۹۸ تا امروز، این سازمان با همراهی بیش از 7200 حامی، نزدیک به 975 میلیارد ریال سرمایه برای کسب‌وکارهای روستایی تأمین کرده و به ایجاد یا توسعه 3209 شغل پایدار در 269 روستا کمک کرده است. ترکیب صاحبان کسب‌وکارهایی که در این مسیر با ایفا همراه شده‌اند نیز برای ما اهمیت ویژه‌ای دارد. امروزه ۴۸ درصد از این کسب‌وکارها توسط زنان اداره می‌شوند. همچنین نرخ بازپرداخت حمایت‌ها ۹۷.۰۲ درصد است و ۹۳ درصد از کسب‌وکارها پس از گذشت دو سال همچنان فعال و پابرجا هستند.

این اعداد برای ما صرفاً شاخص عملکرد نیستند. پشت هر کدام از آن‌ها یک انسان، یک خانواده، یک کسب‌وکار و یک امکان تازه برای ادامهٔ زندگی در همان جامعهٔ محلی قرار دارد.

بااین‌حال، برای توسعهٔ روستاها نمی‌توان تمام مسئولیت را بر دوش سازمان‌های مردم‌نهاد یا نهادهای حمایتی گذاشت. بخش خصوصی و صنعت نیز ظرفیت بزرگی در اختیار دارند که هنوز می‌تواند بسیار بیشتر در خدمت توسعهٔ محلی قرار گیرد.

شرکت‌ها طی سال‌ها دانش فنی، فناوری، تجربهٔ عملی، استانداردهای تولید، نظام‌های کنترل کیفیت، شبکه‌های توزیع و شناخت بازار را توسعه داده‌اند. اگر این دانش و تجربه به‌درستی به کسب‌وکارهای محلی متصل شود، می‌تواند به حل مسائل بسیار واقعی منجر شود؛ از کاهش هزینه و ضایعات گرفته تا افزایش بهره‌وری، ارتقای کیفیت و ایجاد دسترسی بهتر به بازار.

در چنین مدلی، مسئولیت اجتماعی صرفاً به معنای انتقال منابع مالی از یک مجموعه به یک جامعهٔ دیگر نیست. مسئلهٔ مهم‌تر، انتقال دانش، تجربه، فناوری و دسترسی است؛ یعنی ساختن رابطه‌ای که بتواند ظرفیت موجود را به ارزش اقتصادی پایدار تبدیل کند.

این نگاه برای محصولات محلی نیز اهمیت زیادی دارد. در بسیاری از بازارها، منشأ محلی، اصالت محصول، هویت منطقه‌ای و امکان رهگیری شیوهٔ تولید، بخشی از ارزش اقتصادی محصول را شکل می‌دهد. در ایران نیز بسیاری از تولیدکنندگان روستایی و عشایری چنین ظرفیت‌هایی دارند، اما برای بالفعل شدن این ارزش، کیفیت، سلامت، استاندارد، فراوری، بسته‌بندی و دسترسی به بازار باید هم‌زمان تقویت شود.

هدف این است که کیفیت بالاتر برود، بهره‌وری افزایش پیدا کند، محصول بتواند در بازار رقابت کند و سهم بیشتری از ارزش ایجاد شده به همان تولیدکنندهٔ محلی بازگردد.

در ایفا تلاش می‌کنیم همین اتصال را ایجاد کنیم: اتصال ظرفیت محلی به سرمایه، دانش، فناوری و بازار؛ و همراهی با کسب‌وکار از مرحلهٔ شناسایی و ارزیابی تا تأمین مالی، توسعه و پایش.

شاید یکی از مهم‌ترین تغییراتی که امروز در نگاه به توسعهٔ روستایی به آن نیاز داریم، تغییر یک سؤال ساده باشد.

 

جامعهٔ عشایری ایران

به‌جای اینکه همیشه بپرسیم: این منطقه چه کم دارد؟

 

بپرسیم: این منطقه چه دارد؟ چه چیزی در آن می‌تواند ارزش بیشتری خلق کند؟ و چه حلقه‌ای باید کامل شود تا این ظرفیت به یک کسب‌وکار پایدار و رقابت‌پذیر تبدیل شود؟

این تغییر نگاه، شاید نقطهٔ شروع مهمی برای سیاست‌گذاری، سرمایه‌گذاری و مسئولیت اجتماعی مؤثرتر باشد.

روستا برای من مجموعه‌ای از کمبودها نیست. روستا بخشی از دارایی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و انسانی ایران است؛ دارایی‌ای که اگر فرصت رشد پیدا کند، می‌تواند بخشی از آیندهٔ اقتصاد ایران را نیز بسازد.

روز روستا و عشایر فرصتی است برای دوباره دیدن این دارایی‌ها؛ برای دیدن توان‌هایی که از پیش وجود داشته‌اند و برای ساختن شرایطی که این توان‌ها بتوانند رشد کنند، رقابت کنند و ماندگار بمانند. هرجا توان هست، فرصت هم باید باشد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

وام به مزرعــــه‌ بدون برق

وام به مزرعــــه‌ بدون برق