از هدف‌گذاری وزارت نیرو تا نیروگاه‌هایی که هنوز به مدار نرسیده‌اند

باد در گلوگاه تأمین مالی و شبکه

وزارت نیرو می‌خواهد ظرفیت نیروگاه‌های بادی را تا پایان ۱۴۰۶ به حدود ۱۵۰۰ مگاوات برساند؛ هدفی که تحقق آن به تأمین مالی، دسترسی به تجهیزات و توسعه زیرساخت انتقال برق وابسته است.





باد در گلوگاه تأمین مالی و شبکه

11 مهر 1405، 21:36

از آسبادهای خواف تا توربین‌های منجیل و میل‌نادر، بهره‌گیری از نیروی باد در ایران پیشینه‌ای طولانی دارد. در سیستان، بادهای ۱۲۰روزه ظرفیت تولید برق در مقیاس نیروگاهی را فراهم کرده‌اند. بااین‌حال، سهم باد از ظرفیت نیروگاه‌های کشور همچنان محدود است. وزارت نیرو از برنامه افزودن هزار مگاوات به ظرفیت بادی تا پایان سال ۱۴۰۶ خبر داده است. اما کارشناسان می‌گویند دستیابی به این هدف، علاوه بر ساخت نیروگاه، به تأمین مالی، تجهیزات و آمادگی شبکه برق نیاز دارد.

در دو سال گذشته، ظرفیت نیروگاه‌های تجدیدپذیر ایران افزایش یافته، اما سهم فناوری‌های مختلف از این رشد یکسان نبوده است. «حمیدرضا عظیمی»، قائم‌مقام سازمان انرژی‌های تجدیدپذیر و بهره‌وری انرژی برق (ساتبا)، هفته گذشته گفت ظرفیت نیروگاه‌های خورشیدی در این مدت از حدود ۷۰۰ مگاوات به بیش از ۵۳۰۰ مگاوات رسیده و ظرفیت کل نیروگاه‌های تجدیدپذیر نیز از حدود ۱۲۵۰ مگاوات به بیش از ۶۰۰۰ مگاوات افزایش یافته است.

براساس آمار تفکیکی ساتبا، از مجموع ۶۰۱۴ مگاوات ظرفیت نیروگاه‌های تجدیدپذیر و پاک کشور، ۵۴۹۱ مگاوات به نیروگاه‌های خورشیدی و ۳۷۱٫۶ مگاوات به نیروگاه‌های بادی اختصاص دارد. برق‌آبی کوچک، توربین‌های انبساطی و زیست‌توده نیز سهم دیگری از این ظرفیت دارند. این ارقام نشان می‌دهد رشد تجدیدپذیرها عمدتاً بر دوش نیروگاه‌های خورشیدی بوده است. هر چند وزارت نیرو به‌تازگی از برنامه افزودن هزار مگاوات به این ظرفیت تا پایان سال ۱۴۰۶ خبر داده است.

توسعه نیروگاه‌های بادی در ایران پیشینه‌ای طولانی‌تر از موج تازه سرمایه‌گذاری در انرژی خورشیدی دارد. منجیل، بینالود، خواف و میل‌نادر سال‌هاست در شمار مناطق دارای نیروگاه بادی قرار دارند. بااین‌حال، شناسایی مناطق بادخیز به‌تنهایی به ساخت نیروگاه و تولید برق نمی‌انجامد. تأمین مالی، دسترسی به تجهیزات، ثبات مقررات، آمادگی شبکه و زمان اجرای پروژه‌ها نیز بر سرعت توسعه اثر می‌گذارند.

 

خورشید چگونه جلو افتاد؟

 

رشد سریع نیروگاه‌های خورشیدی در دو سال گذشته، پرسشی درباره تفاوت مسیر توسعه این دو فناوری ایجاد می‌کند: چرا ظرفیت خورشیدی با شتاب بیشتری بالا رفته، اما باد هنوز سهم محدودی از ظرفیت تجدیدپذیرها دارد؟ «محسن طرزطلب»، رئیس ساتبا، یکی از تفاوت‌ها را هزینه و زمان اجرای پروژه‌ها می‌داند. به اعتقاد او، سرمایه‌گذاری در نیروگاه‌های بادی به هزینه اولیه بالاتر و زمان بیشتری نیاز دارد.

 

باد چه جایگاهی در سبد برق دارد؟

 

تفاوت این دو فناوری فقط به هزینه و زمان ساخت محدود نمی‌شود؛ الگوی تولیدشان نیز با یکدیگر فرق دارد. «مصطفی رجبی‌مشهدی»، معاون برق و انرژی وزارت نیرو، شهریور امسال گفت باد به‌دلیل امکان تولید در ساعات شب می‌تواند مکمل نیروگاه‌های خورشیدی باشد. البته میزان این مکمل‌بودن به زمان وزش باد و تابش خورشید در هر منطقه و همچنین ظرفیت شبکه بستگی دارد.

این بحث در میزگردی درباره چالش‌های توسعه تجدیدپذیرها نیز مطرح شد که تسنیم گزارش آن را در نیمه دوم اردیبهشت امسال منتشر کرد. در این میزگرد، «سیدهاشم اورعی»، استاد دانشگاه شریف و رئیس اتحادیه انجمن‌های علمی انرژی ایران، گفت: «انرژی خورشیدی فقط در ساعات مشخصی از روز تولید دارد.» او استفاده از منابع مکمل یا ذخیره‌سازی را برای تأمین پایدار برق ضروری دانست و ترکیب انرژی خورشیدی و بادی را در کنار ذخیره‌سازی پیشنهاد کرد؛ هرچند به هزینه بالای باتری‌ها نیز اشاره داشت.

اما استفاده از منابع مکمل، بدون آمادگی شبکه کافی نیست. در همان میزگرد، «محمود کریمی»، عضو هیئت‌مدیره انجمن ساتکا، از ناهماهنگی میان ساخت نیروگاه‌ها و آماده‌سازی شبکه انتقال برق گفت و توضیح داد که در بعضی پروژه‌ها نیروگاه ساخته می‌شود، درحالی‌که خطوط انتقال و زیرساخت شبکه هنوز آماده نیستند. اورعی نیز از ناهماهنگی میان توسعه تولید برق و گسترش شبکه انتقاد کرد. این اظهارات بر ضرورت هماهنگی میان ساخت نیروگاه و توسعه شبکه تأکید دارند؛ برای تعمیم آن‌ها به همه پروژه‌های بادی، بررسی نمونه‌های مشخص و داده‌های توانیر یا شرکت‌های برق منطقه‌ای لازم است.

 

تأمین مالی؛ از طرح تا نیروگاه

 

در گفته‌های فعالان صنعت بادی، تأمین مالی یکی از موانع تکرارشونده پروژه‌هاست. «احمد درازی‌گیسو»، عضو هیئت‌مدیره انجمن انرژی‌های تجدیدپذیر ایران، تحریم‌ها و محدودیت دسترسی به خطوط اعتباری خارجی را از عوامل دشوارکننده تأمین مالی می‌داند و به ریسک ناشی از ناهماهنگی درآمد پروژه و نرخ ارز اشاره می‌کند: «جذب سرمایه در حوزه انرژی بادی ایران با موانعی در سه سطح اقتصادی، نهادی و اجرایی روبه‌روست. در سطح اقتصادی، بی‌ثباتی سیاست‌های ارزی و نرخ بهره، ابهام در بازگشت سرمایه در بلندمدت و تأخیر در پرداخت‌های خرید تضمینی برق، مهم‌ترین عوامل بازدارنده به شمار می‌روند. در سطح نهادی، طولانی‌بودن فرایندهای اداری، نبود تضمین‌های اجرایی شفاف و ضعف در نظام ارزیابی اعتباری پروژه‌ها، زمینه حضور سرمایه‌گذاران، به‌ویژه سرمایه‌گذاران خارجی را محدود کرده است. در سطح اجرایی نیز محدودیت در انتقال فناوری، دشواری‌های نقل‌وانتقال ارز و فقدان پوشش‌های بیمه‌ای معتبر، از جمله چالش‌های جدی این حوزه هستند.»

«محمد موسوی»، کارشناس حوزه انرژی، نیز دراین‌باره به «پیام ما» می‌گوید: «در بعضی نقاط کشور، ضریب دسترسی باد به بالای ۹۸ تا ۹۹ درصد می‌رسد که عددی بسیار قابل‌توجه و در سطح استانداردهای جهانی است. از نظر راندمان هم نیروگاه‌های بادی عملکرد به‌مراتب بهتری نسبت به نیروگاه‌های خورشیدی دارند. جالب است که ما در همین منطقه، از دیرباز سابقه استفاده از انرژی باد را داریم؛ آسیاب‌های بادی نشتیفان سندی از یک پیشینه ۲۵۰۰ساله در این حوزه است. اما چرا امروز سراغ این ظرفیت نرفته‌ایم؟ بخشی از پاسخ به عدم شناخت قانون‌گذار برمی‌گردد و بخشی دیگر به نگاه کوتاه‌مدت ما در محاسبه هزینه‌ها. ما تقریباً همه‌چیز را فدای قیمت تمام‌شده کرده‌ایم. کیفیت، امنیت، پایداری تولید و ضریب بار را قربانی این کرده‌ایم که هزینه نصب نیروگاه خورشیدی کمتر است. درحالی‌که نیروگاه‌های خورشیدی فقط در ساعات روز فعال‌اند، در روزهای ابری یا برفی تولید ندارند و راندمان آن‌ها معمولاً از ۲۶ تا ۲۷ درصد بالاتر نمی‌رود.»

به گفته موسوی، نامشخص‌بودن بازگشت سرمایه، تمایل سرمایه‌گذاران به ورود به این حوزه را کاهش داده است: «وقتی مدل اقتصادی روشن نیست، طبیعی است سرمایه‌گذار رغبتی برای ورود به این حوزه ندارد. درنتیجه، به‌دلیل پایین‌بودن هزینه احداث نیروگاه‌های خورشیدی و نبود سیاست‌گذاری جامع، تمام تمرکز کشور بر این نوع نیروگاه‌ها قرار گرفته است. درحالی‌که اگر قرار است آینده انرژی ایران پایدار و متوازن باشد، باید همه فناوری‌ها و منابع را هم‌زمان و هوشمندانه توسعه دهیم. مهم‌ترین مانع، ناهماهنگی میان نهادهای اجرایی و ناپایداری مقررات است. از مرحله صدور مجوز تا خرید تضمینی برق، پروژه‌های بادی درگیر فرایندهایی پیچیده و گاه متعارض هستند.»

«کامبیز شجاعی»، از فعالان حوزه تجدیدپذیر، نیز توسعه نیروگاه‌های بادی را نیازمند ثبات سیاسی، پیش‌بینی‌پذیری اقتصادی، تثبیت سیاست‌های حمایتی و فراهم‌کردن شرایط رقابتی می‌داند. او می‌گوید: «در عمل، سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی از یک سو با عدم اطمینان نسبت به آینده قراردادها، تغییر مکرر مقررات، نبود مشوق‌های پایدار و اصلاحیه‌های پی‌درپی آیین‌نامه‌ها مواجه‌اند و از سوی دیگر تحت‌تأثیر بی‌ثباتی‌های سیاسی و اقتصادی ناشی از تحریم‌، شرایط بین‌المللی و جنگ‌ قرار دارند. این شرایط، ریسک سرمایه‌گذاری را بالا می‌برد و انگیزه ورود سرمایه را کاهش می‌دهد.»

او اضافه می‌کند: «وقتی مدل‌های توسعه فاقد برنامه‌ریزی زمان‌بندی‌شده و هماهنگی نهادی باشند، مدیریت ریسک ممکن نیست و سرمایه‌گذار به سمت پروژه‌های زودبازده و کم‌ریسک‌تر حرکت می‌کند. از همین رو، ایجاد بسترهای حقوقی باثبات، طراحی مدل‌های مالی شفاف و رقابتی و تضمین تعهدات قراردادی از سوی سیاست‌گذار، پیش‌نیاز اساسی جذب سرمایه در پروژه‌های بادی است.»

 

آزمون اصلی، عبور از اعلام تا اتصال

همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد؛ وزارت نیرو برای پایان سال ۱۴۰۶ هدف افزایش هزار مگاواتی ظرفیت بادی را اعلام کرده است. اما کارشناسان معتقدند که این هدف زمانی محقق‌ می‌شود که پروژه‌ها تأمین مالی و تجهیز شوند و برق تولیدی‌شان به شبکه برسد. موسوی دراین‌باره می‌گوید: «برای ارزیابی پیشرفت برنامه، باید روشن شود چه تعداد از پروژه‌ها تأمین مالی شده‌اند، چه میزان از تجهیزات موردنیازشان فراهم است و چه ظرفیتی تا پایان مهلت اعلام‌شده به شبکه برق کشور متصل می‌شود. پاسخ این پرسش‌ها مشخص می‌کند که هدف‌گذاری وزارت نیرو تا چه اندازه به ظرفیت واقعی تولید برق تبدیل خواهد شد.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *