سفر مرگبار یک گونه وزغ از جنگل به آبگیرهای هیرکانی

کرونا جاده را بست، وزغ‌های تالشی دوباره دیده شدند

ساخت‌وساز در مسیر مهاجرت، تخریب آبگیرها و رهاسازی ماهی‌های غیربومی، بقای وزغ تالشی را تهدید می‌کند





کرونا جاده را بست، وزغ‌های تالشی دوباره دیده شدند

10 مهر 1405، 22:15

اواخر بهمن ۱۴۰۰، همان روزهایی که جاده‌های تفرجگاه‌ها، از جمله «عباس‌آباد» بهشهر، به‌خاطر کرونا بسته شده بود، تعداد زیادی وزغ در این جاده دیده شدند. تجمع آنها برای مردم منطقه عجیب بود؛ نمی‌دانستند این جانوران چه هستند و چرا این تعداد در یک مسیر دیده می‌شوند. اینجا سرآغازی بود برای اینکه محلی‌ها دیده‌هایشان را با «میترا درویشی»، فعال محیط‌زیست منطقه، در میان بگذارند.

درویشی و دوستانش آن روزها نمی‌دانستند این تجمع وزغ‌ها برای چیست و با چه گونه‌ای روبه‌رو هستند. «مشاهدات را با کارشناسان محیط‌زیست در میان گذاشتم تا فهمیدم وزغ تالشی همان گونه‌ای است که سال‌هاست در جنگل‌های هیرکانی زندگی می‌کند. گونه‌ای که بیشتر سال را در جنگل می‌گذراند و چون زیر برگ و بوته‌ها خود را پنهان می‌کند، کمتر دیده می‌شود. این وزغ برای زادآوری به سمت آب و آبگیرها حرکت می‌کند.»

درویشی از همان سال با گروهش، «حامیان طبیعت پارس بهشهر»، برای حفاظت از وزغ تالشی تلاش کرد.

وزغ تالشی آرام حرکت می‌کند و پرش ندارد. در مسیرش از جنگل به آبگیر عباس‌آباد، جاده و موانع ساختمانی ایجاد شده و فنس کشیده شده بود. در روزهایی که خودرو و موتورسیکلت در جاده تردد می‌کردند، بسیاری از وزغ‌ها زیر چرخ آنها له می‌شدند و به آبگیر نمی‌رسیدند. اما نبود خودرو در روزهای کرونا باعث شده بود تعداد زیادی از آنها در جاده حرکت کنند و چون مانعی برای حرکتشان نبود، به‌صورت گروهی دیده شوند.

اما مسئله فقط عبور خودروها نبود. در جاده عباس‌آباد، ساختمان‌های اطراف تالاب و فنس‌هایی که کشیده شده بودند نیز مانعی برای حرکت طبیعی این وزغ‌ها به شمار می‌رفتند. وزغ‌ها برای ادامه نسل به آب نیاز داشتند و وقتی به آبگیر نمی‌رسیدند، چرخه زادآوری آنها قطع می‌شد.

این فعال محیط‌زیست می‌گوید: «بعد از کرونا که جاده باز شد، با توجه به آموزش‌هایی که طی این سال‌ها فراگرفته بودیم، با افراد انجمن خود و محلی‌های دوستدار محیط‌زیست، از آن زمان تاکنون در فصل زادآوری وزغ‌ها که از اواخر بهمن‌ماه به مدت سه تا چهار هفته است، شب‌ها از شش یا هفت غروب تا یک یا دو بامداد با این افراد به جمع‌آوری وزغ‌ها، ریختن آنها در سطل و عبور آنها از جاده می‌پردازیم تا وزغ‌های بیشتری چرخه زادآوری خود را کامل کنند.»

جاده طولانی است و رانندگانی که شب‌ها در این جاده تردد می‌کنند، ممکن است متوجه وزغ‌ها نشوند و آنها را از بین ببرند.

اما مشکل دیگری که این فعال محیط‌زیست عنوان می‌کند، زمانی پیش می‌آید که وزغ‌ها به آبگیر می‌رسند. به گفته درویشی، ماهیان کپور و اردک‌ماهی‌های رهاشده در این آبگیر، انتظار لاروهای آنها را می‌کشند و از آنها تغذیه می‌کنند. درویشی این مسئله را تهدید جدی‌تری برای تمام اقدامات انجام‌شده برای نجات این گونه می‌داند.

محلی‌ها به او گفته‌اند تعدادی اردک‌ماهی چند سال پیش در این تالاب رهاسازی شده‌اند. او با تورکشی تعدادی از آنها را صید کرده، اما تعدادی باقی مانده‌اند که امسال بالغ شوند و زادآوری کنند. او تأکید می‌کند که رهاسازی ماهی‌ها در این آبگیرها تهدیدی جدی برای ساکنان آنها، به‌ویژه وزغ تالشی، است.

یک برنامه برای سه استان شمالی

 

۹۵ درصد وزغ‌های تالشی در جنگل‌های هیرکانی و در سه استان گیلان، مازندران و گلستان زندگی می‌کنند.

«محمدرضا محمدی»، کارشناس دفتر حفاظت و مدیریت حیات‌وحش «سازمان حفاظت محیط‌زیست»، می‌گوید: «برایمان مهم بود که گونه‌های کوچک هم حفظ شوند. برای همین تصمیم گرفتیم برای دوزیستان ایران که کمتر مورد توجه بودند، برنامه حفاظتی تهیه کنیم و این پروژه از سال ۱۳۹۲ در سازمان برنامه‌ریزی شد و وزغ تالشی در بالای این پروژه‌ها قرار گرفت.

ابتدا زیستگاه‌هایش را شناسایی کردیم، تهدیدهایش را برشمردیم و راه‌حل‌ها را بررسی کردیم. در کشور شش زیستگاه شناسایی شد که مهم‌ترین آن عباس‌آباد بهشهر بود، چون جمعیت گونه در این منطقه بیشتر بود. آموزش افراد محلی و گروه‌های فعال محیط‌زیست، نصب تابلوهای هشدار و کاهش سرعت خودرو در مسیر وزغ‌ها، چاپ بروشور و آموزش دانش‌آموزان از جمله اقداماتی بود که شروع شد.»

اما وزغ تالشی برای بعضی فعالان محیط‌زیست محلی خیلی هم بیگانه نبود.

«حر منصوری»، از فعالان محیط‌زیست بهشهر، می‌گوید: «چند سال پیش با وزغ تالشی روبه‌رو شدم، قورباغه‌ای که با گونه‌هایی که تاکنون دیده بودم ظاهری متفاوت‌تر داشت. از آن عکس و فیلم منتشر کردم و کارشناسان گفتند این یک نوع وزغ تالشی است.»

منصوری می‌گوید شب‌هایی بوده که ۱۵ تا ۲۰ لاشه وزغ را در جاده عباس‌آباد دیده است که زیر چرخ ماشین یا موتورسیکلت له شده بودند. او از دوره‌ای از تلاش خود و فعالان محیط‌زیست محلی می‌گوید که در فصل زادآوری وزغ تالشی، بیش از ۱۵۰ جفت وزغ را از مسیر خطر جمع‌آوری کرده و در نزدیکی تالاب رها کرده‌اند.

به گفته او، محلی‌ها فکر می‌کردند این وزغ‌ها از شیر دام‌های آنها تغذیه می‌کنند و هر جا که آنها را می‌دیدند، به‌سرعت نابودشان می‌کردند. اما بعدها با آموزش‌هایی که به افراد محلی داده شد، نگاهشان به وزغ‌ها تغییر کرد، زیرا وزغ‌ها از حشرات و بندپایان تغذیه می‌کنند و در کنترل آفات بسیار مؤثر هستند.

«نجفی»، یکی از اهالی این منطقه، می‌گوید: «وزغ تالشی هرچند کم دیده می‌شد، ولی دیدنش حس خوبی برای مردم منطقه نداشت و آنها آن را تهدیدی برای دام خود می‌دیدند. ولی این آموزش‌ها و آگاهی‌رسانی‌ها حالا باور و نگاه مردم را به این گونه تغییر داده، طوری که محلی‌ها خود حالا در حفظ و رفع تهدیدها کمک می‌کنند.»

 

بقای نسل وابسته به سفری کوتاه

 

«کوروس ربیعی»، کارشناس حیات‌وحش، فصل زادآوری را مهم‌ترین بخش زندگی وزغ تالشی می‌داند. این کارشناس می‌گوید وزغ تالشی بیشتر سال را در جنگل زندگی می‌کند. در فصل زادآوری به سمت آبگیرها و دریاچه‌ها حرکت می‌کند و این زمان، بسته به دما و ارتفاع محل زندگی‌اش، از اوایل بهمن تا اوایل اسفند است.

در این سفر زادآوری، نرها که جثه کوچک‌تری دارند، برای جفت‌گیری روی ماده‌ها می‌نشینند و تا رسیدن به آب به همین حال می‌مانند. ماده‌ها در آب رشته‌های ژلاتینی تخم را رها می‌کنند، مثل دانه‌های سیاهی که در امتداد هم قرار گرفته‌اند. گاهی طول این رشته‌ها به چند متر هم می‌رسد و بعد نرها آنها را بارور می‌کنند.

لاروها تا دگردیسی در آب زندگی می‌کنند و پس از تبدیل‌شدن به وزغ‌های جوان، آبگیر را به سوی جنگل ترک می‌کنند.

ربیعی تغییر کاربری، ساخت‌وسازهای اطراف زیستگاه‌های وزغ، تخریب آبگیرها و تالاب‌ها، ایجاد تأسیسات گردشگری و فعالیت‌هایی مثل تردد قایق‌های تفریحی، تردد خودروها و موتورسیکلت‌ها در مسیر مهاجرتی وزغ‌ها و رهاسازی ماهی‌های غیربومی در تالاب‌ها و آبگیرها را از تهدیدهای زندگی و بقای نسل وزغ‌های تالشی می‌داند.

تفاوت عمده وزغ‌های تالشی با قورباغه‌های جنگلی آن است که قورباغه‌های جنگلی در گودال‌ها و آب‌های موقتی که در جنگل‌ها جمع می‌شوند هم می‌توانند زادآوری کنند، ولی وزغ تالشی به آبگیرها و آب کافی و ماندگار نیاز دارد. پس وجود آبگیرهای سالم هم در ادامه نسل وزغ‌های تالشی اهمیت بالایی دارد.

 

«سوستان»؛ تکرار تجربه تهدید عباس‌آباد

 

ماجرای تهدید وزغ‌های تالشی تنها به عباس‌آباد محدود نیست. «حسین جوان‌بخت»، عضو هیات علمی دانشگاه گیلان تأکید می‌کند که در تالاب «سوستان» در لاهیجان نیز همان تجربه عباس‌آباد بهشهر تکرار شده است؛ جایی که از اواخر بهمن و اوایل اسفند، وزغ‌های تالشی از دامنه جنگل‌ها برای زادآوری به سمت این تالاب حرکت می‌کنند. در بخش مهمی از مسیر سفر این وزغ‌ها جاده کشیده شده و کافه‌های فراوانی نیز در این مسیر احداث شده‌اند.

وزغ‌ها آرام حرکت می‌کنند و پرش هم نمی‌کنند، پس عبورشان از جاده زمان‌بر است. او می‌گوید در سال‌های گذشته، برخی شب‌ها لاشه‌های زیادی از این وزغ‌ها در این مسیر دیده است.

راهکار فوری از دید این پژوهشگر محیط‌زیست آن است که در فصل زادآوری و سفر وزغ‌ها آگاهی‌رسانی شود، گروه‌های فعال محیط‌زیست در مسیر حضور داشته باشند، خودروها هدایت شوند و وزغ‌ها جابه‌جا شوند. اما در بلندمدت، احداث گذرگاهی برای وزغ‌ها ضروری است.

 

النگدره گرگان؛ تجربه‌ای کوچک‌تر

 

وزغ تالشی در گلستان نیز زندگی می‌کند، اما جمعیتی محدودتر و گستردگی کمتری دارد.

«محمود شکیبا»، کارشناس «اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست گلستان»، در یک یادداشت به این نکته اشاره کرده است که وزغ تالشی در «النگدره» گرگان زندگی می‌کند و ممنوعیت تردد خودرو و موتورسیکلت در چند سال اخیر در این پارک جنگلی، به حفظ این گونه و از بین رفتن تهدید ناشی از تردد خودروها کمک کرده است.

 

عباس‌آباد به‌تنهایی کافی است؟

 

«باربد صفایی مهرو»، دوزیست‌شناس و مؤلف «دوزیستان ایران»، وزغ تالشی را یکی از گونه‌های شاخص جنگل‌های هیرکانی می‌داند. پراکنش آن محدود به بخش‌هایی از شمال ایران و جنوب جمهوری آذربایجان است. در ایران، تنها نماینده جنس Bufo است.

صفایی مهرو به این نکته اشاره دارد که هرچند برنامه‌های حفاظتی خوبی در عباس‌آباد بهشهر برای حفظ این گونه انجام شده، اما کاهش تلفات در یک نقطه به‌تنهایی برای ارزیابی کل جمعیت کافی نیست. اگر در یک آبگیر، در یکی دو سال، تلفات جاده‌ای کم شود یا گروه‌های محلی وزغ‌های بیشتری را به محل تخم‌ریزی برسانند، این یک اقدام مؤثر در همان محدوده است. اما نمی‌شود براساس آن درباره وضعیت جمعیت در تمام جنگل‌های هیرکانی حرف زد.

صفایی مهرو تأکید می‌کند در این شرایط، عباس‌آباد نمونه‌ای از مشارکت مردم و گروه‌های محلی است. اما ادامه آن نیاز به پایش علمی و حفاظت هم‌زمان از سایر زیستگاه‌ها دارد. آبگیرهای زادآوری، مسیرهای دسترسی، حاشیه جاده‌ها و بخش‌های جنگلی باید کنار هم دیده شوند تا حفاظت کامل و جامع شود. بنابراین، روند جمعیت و کیفیت زیستگاه‌های مختلف در طول زمان باید مدنظر باشد.

عباس‌آباد پایان یک برنامه حفاظتی نیست، بلکه آغازی برای شناخت بهتر گونه و تهدیدهای آن است. اگر همین کار در سایر زیستگاه‌های هیرکانی با پایش مستمر و مشارکت جوامع محلی دنبال شود، تصویر دقیق‌تری از وضعیت وزغ تالشی به دست می‌آید و گام محکم‌تر و مؤثرتری برای حفظ این گونه برداشته می‌شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *