خرسها در قاب؛ حفاظت بیــــرون از قاب
از ثبت سه خرس قهوهای در لنگرود تا داستان «خرس شماره ۷۱»؛ فناوری چگونه میتواند از ثبت تصویر به ابزار حفاظت تبدیل شود؟
۹ مرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۰۲
خبر ثبت تصاویر سه خرس قهوهای در ارتفاعات جنگلهای هیرکانی لنگرود، در میان خبرهای مداوم تخریب جنگل، آتشسوزی، شکار و تعارض انسان و حیاتوحش، خبری امیدوارکننده است. دوربینهای تلهای حضور این خرسها را ثبت کردهاند و اداره حفاظت محیط زیست لنگرود نیز این تصاویر را نشانهای از ارزش زیستگاهی منطقه و پویایی اکولوژیک جنگلهای هیرکانی دانسته است. البته در عنوان خبر، عبارت «سه قلاده خرس» ممکن است برای مخاطب عمومی ابهام ایجاد کند. «قلاده» در اینجا واحد شمارش حیوان است و به معنای استفاده از قلاده ردیاب نیست. آنچه ثبت شده، تصویر سه خرس با دوربینهای تلهای است، نه مسیر حرکت آنها با ابزار ردیابی.
اما اهمیت اصلی این خبر فقط در دیدهشدن سه خرس نیست. پرسش مهمتر از لحظهای آغاز میشود که دوربین، تصویر را ثبت میکند:
این تصاویر پس از ثبت چه میشوند؟
آیا فقط در یک حافظه باقی میمانند یا به بخشی از یک روند پایش تبدیل میشوند؟
آیا میتوان با کنار هم قرار دادن تصاویر ماهها و سالهای مختلف، تغییر رفتار، کاهش حضور، خطرهای جدید یا تغییر وضعیت زیستگاه را فهمید؟
به بیان سادهتر، آیا با مجموعهای از عکسها روبهرو هستیم یا با یک سامانه شناخت و تصمیمگیری؟
دوربین تلهای، بدون تردید، یکی از مهمترین ابزارهای پایش غیرمداخلهای حیاتوحش است. این دوربینها بدون حضور مستقیم انسان، لحظههایی را ثبت میکنند که در طبیعت بهسادگی قابل مشاهده نیستند. اما خود دوربین، پایان مسیر نیست. یک دوربین فقط حسگر است؛ همانطور که یک دماسنج بهتنهایی سامانه پیشبینی هوا نیست. ارزش فناوری زمانی شکل میگیرد که تصویر ثبتشده بتواند به شناخت، تحلیل و در نهایت اقدام حفاظتی منجر شود.
فاصله میان «دیدن» و «حفاظتکردن» همان چیزی است که مستند تعاملی «Bear 71» یا «خرس شماره ۷۱» با روایتی متفاوت نشان میدهد.
خرسی که به شماره تبدیل شد
«خرس شماره ۷۱» داستان واقعی یک خرس گریزلی ماده در دره بو (Bow Valley) و محدوده پارک ملی بنف (Banff National Park) کاناداست؛ خرسی که مأموران حیاتوحش او را گرفتند، برای پژوهش و پایش به او قلاده ردیاب بستند و در نظام مطالعاتی با شماره ۷۱ ثبتش کردند. از آن لحظه، او دیگر فقط یک خرس نبود؛ به موجودی قابلشناسایی، قابلاندازهگیری و قابلردیابی تبدیل شده بود.
پژوهشگران و نیروهای حفاظت از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۹ زندگی او را دنبال کردند. مسیرهای حرکتش ثبت شد. دوربینهای حساس به حرکت، تصاویری از زندگی روزمره او ثبت کردند و رفتار این خرس در زیستگاهی بررسی شد که اگرچه حفاظتشده بود، آزادراه، راهآهن، خطوط انتقال نیرو، شهرها و زیرساختهای انسانی از میان آن عبور میکردند. مستند، برخلاف بسیاری از آثار حیاتوحش، با تصاویر باشکوه طبیعت آغاز نمیشود. خبری از قابهای آرام جنگل و نماهای شاعرانه حیوانات نیست. تصاویر دانهدار، سیاهوسفید و شبیه تصاویر دوربینهای نظارتیاند؛ تصاویری که هیچ فیلمبرداری پشت دوربینهای ثبتکننده آنها حضور نداشته و تنها با عبور حیوان ثبت شدهاند.لیان الیسون، یکی از سازندگان اثر، به هزاران تصویر دوربینهای تلهای دسترسی داشت؛ تصاویری که برای پژوهش علمی جمعآوری شده بودند. جرمی مندس، دیگر سازنده پروژه، در این تصاویر شباهتی میان نظارت بر طبیعت و نظارت شهری دید: همانطور که انسانها در شهرها با دوربین دیده میشوند، حیوانات نیز در طبیعت وارد شبکهای از ثبت و اندازهگیری شدهاند.
در مستند، صدای خرس شماره ۷۱ را میشنویم. خرس با زبان اولشخص درباره دوربینها، جادهها، انسانها و جهانی حرف میزند که هر روز بیشتر به شبکهای از مسیرها، نقاط ثبتشده و دادهها تبدیل میشود.
نسخه تعاملی اثر نیز مخاطب را وارد همین جهان میکرد. حیوانات روی نقشه به نقاط متحرک تبدیل میشدند، مسیرها و دوربینها دیده میشدند و کاربر بهتدریج متوجه میشد که فقط ناظر نیست؛ خودش نیز بخشی از همان شبکه دیدهشدن است.
این مهمترین ایده «خرس شماره ۷۱» است: فناوری فقط ابزار نگاهکردن نیست؛ ساختاری است که نگاهکننده و دیدهشونده را به یکدیگر متصل میکند.
اما تراژدی داستان زمانی کامل میشود که میفهمیم ثبت داده همیشه به معنای حفاظت نیست. خرس شماره ۷۱ سالها پایش شد. مسیرهایش شناخته شد. تصاویرش ثبت شد. رفتارهایش مطالعه شد. اما در نهایت، در همان محیطی که سالها درباره آن داده جمع شده بود، با قطار برخورد کرد و کشته شد.
راهآهن، جادهها و زیرساختهای انسانی همچنان بخشی از همان جهانی بودند که زندگی او را محدود کرده بودند.
«خرس شماره ۷۱» اثری ضد فناوری نیست و نمیگوید نباید حیوانات را پایش کرد. این مستند پرسش سختتری مطرح میکند:
اگر دانستن به تغییر تصمیم و کاهش خطر منجر نشود، دقیقاً از چه چیزی محافظت کردهایم؟
فناوری بدون دانش، حفاظت نمیسازد
خبر ثبت خرسهای لنگرود میتواند آغاز مسیری مهم باشد؛ اما نباید تصور کنیم که صرف داشتن دوربین یا جمعآوری هزاران تصویر، بهخودیخود یک سامانه حفاظت ساخته است.
داده خام فقط نقطه شروع است.
تصاویر باید در کنار دانش متخصصان حیاتوحش، تجربه محیطبانان، شناخت رفتار گونهها و تحلیل وضعیت زیستگاه قرار بگیرند. تصویر یک خرس در جنگل فقط زمانی معنا پیدا میکند که بدانیم این مشاهده چه زمانی و در چه شرایطی رخ داده است، آیا تکرار شده، آیا نشانهای از تغییر رفتار وجود دارد و پس از آن چه تصمیمی باید گرفته شود. فناوری میتواند سرعت مشاهده و تحلیل را افزایش دهد، اما جایگزین متخصص نمیشود. هوش مصنوعی میتواند به دستهبندی تصاویر، یافتن الگوها و کاهش حجم کار کمک کند؛ اما تشخیص اهمیت یک مشاهده، فهم رفتار حیوان و تصمیمگیری درباره اقدام حفاظتی همچنان به دانش انسانی نیاز دارد.
تفاوت اصلی میان یک آرشیو بزرگ تصویر و یک سامانه حفاظت همینجاست:
آرشیو میگوید چه چیزی دیده شده است.
سامانه حفاظت باید کمک کند بفهمیم چه کاری باید انجام شود.
ممکن است مشاهده یک خرس در عمق جنگل فقط نشانهای طبیعی باشد؛ اما تکرار حضور همان خرس در نزدیکی روستا، جاده یا محل دفع زباله میتواند نشانه یک مسئله حفاظتی باشد. در نهایت، فناوری باید فاصله میان مشاهده و اقدام را کوتاه کند، نه اینکه فقط تعداد فایلهای ذخیرهشده را افزایش دهد.
از دیدن تا حفاظت
ساخت آینده حفاظت از حیاتوحش فقط به تجهیزات بیشتر وابسته نیست؛ بلکه به ایجاد چرخهای کامل نیاز دارد:
مشاهده، تحلیل، تصمیم، اقدام و یادگیری از نتیجه.
اگر پس از ثبت یک تصویر، هیچ تغییری در مدیریت زیستگاه، کاهش خطر یا رفتار انسانی رخ ندهد، فناوری فقط تصویری باکیفیتتر تولید کرده است.
حفاظت واقعی نیز تنها بر یک منبع داده متکی نیست. دوربین تلهای بخشی از داستان را میبیند؛ محیطبانان، جوامع محلی، پژوهشگران، تصاویر ماهوارهای و دادههای دیگر میتوانند بخشهای دیگر را تکمیل کنند. اما در کنار همه این ظرفیتها، مسئله مهم دیگری نیز وجود دارد: دادههای حیاتوحش باید با مسئولیت مدیریت شوند.
انتشار موقعیت دقیق یک گونه ارزشمند میتواند خطرآفرین باشد. سامانههای حرفهای باید میان اطلاعات مورد نیاز پژوهشگران، دادههای عملیاتی نیروهای حفاظتی و اطلاعات عمومی تفاوت قائل شوند.
«خرس شماره ۷۱» دقیقاً به همین دلیل اهمیت دارد. این مستند نمیگوید فناوری اشتباه است. برعکس، نشان میدهد فناوری میتواند ما را به شناخت عمیقتری از طبیعت برساند؛ اما هشدار میدهد که شناخت بدون عمل کافی نیست.
شماره ۷۱ یک رکورد پژوهشی بود، اما پشت این شماره موجودی زنده قرار داشت؛ حیوانی با مسیر حرکت، تجربه، غریزه و سرنوشت.
ثبت تصاویر سه خرس قهوهای در لنگرود نیز فقط خبری کوتاه درباره دیدهشدن چند حیوان نیست. این تصاویر میتوانند آغاز پروندهای بلندمدت درباره وضعیت خرس قهوهای در جنگلهای هیرکانی باشند؛ به شرط آنکه از حافظه دوربینها فراتر بروند و وارد چرخه تصمیمگیری شوند.
درس «خرس شماره ۷۱» این نیست که حیوانات را نبینیم یا ردیابی نکنیم.
درس آن این است که نباید به دیدن و ردیابی رضایت بدهیم.
زیرا ممکن است سالها بدانیم یک خرس کجاست، تصاویرش را ثبت کنیم و مسیرش را روی نقشه ببینیم؛ اما اگر جاده، تخریب زیستگاه و تعارض انسان و حیاتوحش را تغییر ندهیم، فناوری در نهایت فقط آخرین تصویر او را با دقت بیشتری ثبت میکند.
برچسب ها:
برداشت درختان زیستگاهی از جنگلهای هیرکانی، جنگل هیرکانی، خرس، یادداشت
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
بیآبی پای فاضلاب را به مزارع زنجان باز کرد
هشدار دانشگاه علوم پزشکی زنجان درباره «وبا»
بیش از ۵ میلیون سفر اشتراکی
قدم اسنپ برای کاهش ردپای کربن
گزارش «پیام ما» از معدن بوکسیت تاش شاهرود؛ از آغاز استخراج تا تصمیم سرنوشتساز
شاهوار؛ نبرد آب و بوکسیـــــت
۲۰ هکتار از عرصه طبیعی درگیر حریق
آتشسوزی منطقه حفاظتشده شیمبار اندیکا مهار شد
شرط سازمان منابع طبیعی برای اجرای طرحهای گردشگری در عرصههای ملی
تهدیدی تازه برای میراث عصر یخبندان
آفرودسواری در جنگلهای هیرکانی مازندران
ائتلاف دولتی برای مقابله با کاهش تراز آب و صید غیرمجاز
بحران در مسیر مهاجرت ماهیان خزری
محکومیت سنگین برای شکارچی غیرمجاز در کلات
چالشهای تازه در مدیریت آب، انرژی و گردشگری
افزایش ۲۰ درصدی نیاز آبی کشاورزی بر اثر تغییر اقلیم
بحران کاهش تراز آب دریای خزر و خشکی تالاب انزلی
وب گردی
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پرندهای به اسم «موسی کوتقی»!
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید