زخم جنگ بر پیکر تاریخ مدرن ایران
ساختمان شیشهای صداوسیما، شاهکار «عبدالعزیز فرمانفرمائیان»، در آتش حمله موشکی سوخت. هشداری برای حفظ میراث معماری که هویت یک ملت را روایت میکند
۲۷ خرداد ۱۴۰۴، ۱۷:۴۸
دوشنبه، ۲۶ خرداد ۱۴۰۴، قلب تهران زخمی عمیق برداشت. ساختمان شیشهای صداوسیما در مجموعه جامجم، این بنای نمادین که از سال ۱۳۴۶ چون نگینی در خیابان ولیعصر میدرخشید، در پی حمله موشکی اسرائیل در شعلههای آتش گرفتار شد. دود غلیظ از پنجرههای شکستهاش به آسمان زبانه کشید و بخشی از تاریخ و هویت ایران در آن آتش سوخت. این بنا، شاهکاری از «عبدالعزیز فرمانفرمائیان»، نهفقط یک ساختمان که روایتی ملموس از آرزوهای ایران مدرن بود. تصور کنید در سال ۱۳۴۶ و تهران در تکاپوی مدرنیته که عبدالعزیز فرمانفرمائیان، معمار چیرهدست و بهقولی پدر معماری مدرن ایرانی، این ساختمان را با خطوطی تیز، شیشههایی گسترده و هندسهای خاص که به معماری ایران توجه داشت، خلق کرد. نمای شیشهای این ساختمان که در نور خورشید میدرخشید، گویی آیندهای روشن را نوید میداد.
از اول فروردین همان سال، این بنا قلب تپنده رسانه ایران شد. جایی که صدای رادیو و تصویر تلویزیون برای اولینبار از استودیوهایش به خانههای مردم رسید. اما این فقط یک مرکز رسانهای نبود. این بنا، در کنار دیگر آثار فرمانفرمائیان مانند استادیوم آزادی، ساختمانهای وزارت نفت، وزارت کار و پست و تلگراف، سندی بود از دورانی که ایران تلاش میکرد با معماری و برگزاری رویدادهای فرهنگی و هنری، هویت مدرن خود را به جهان نشان دهد. وقتی به این ساختمان نگاه میکردیم، دیوارهایش زنده بودند. اما حالا شیشههایش که روزگاری آسمان تهران را بازتاب میدادند، ترکخورده و دودگرفتهاند. ستونهای بتنیاش که با صلابت وزن تاریخ را تحمل میکردند، در برابر موشکها تاب نیاوردند. این تخریب، فقط ازبینرفتن یک ساختمان نیست بلکه گسستی در حافظه جمعی ماست. بناهایی مثل این، آجربهآجر، داستان ملتی را روایت میکنند که در دهههای گذشته برای پیشرفت و نوآوری میکوشید. آنها مدرکی هستند از اینکه ما روزگاری چگونه میاندیشیدیم، چه میخواستیم و چگونه آینده را تصور میکردیم.
بهعنوان یک معمار، قلبم برای هر بنایی که ردپای تاریخ را در خود دارد، میتپد. این ساختمانها فقط مصالح نیستند؛ آنها قصهگوهای خاموشیاند که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند. تخریبشان، چه در آتش جنگ و چه در غفلت زمان، مثل پارهکردن صفحات یک کتاب تاریخی است. حیف است که میراثی چنین ارزشمند که با عرق و اندیشه ساخته شده، به این سادگی از دست برود. ما، معماران، وظیفه داریم فریاد بزنیم که این بناها فقط دیوار و پنجره نیستند، هویت تاریخی و فرهنگی ما هستند. باید برای حفظشان بجنگیم، برای بازسازیشان تلاش کنیم، تا آیندگان بدانند که ما چه بودیم و چه رؤیاهایی در سر داشتیم.
لازم است ما معماران و دوستداران فرهنگ و هنر این مرزوبوم با ایجاد کمپینها و بیانیهها برای حفاظت از میراث خود در برابر این جنگ نابرابر اقدام کنیم.
برچسب ها:
حفاظت از میراث، صداوسیما، فرهنگ و هنر، معماری، میراث، میراثفرهنگی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
چه کسی چالش را تحمـــل میکند؟
یک سال دور یک میز؛ به احترام محیطزیست ایران
تو یکـــــی نِهای هزاری، تو چراغِ خود برافروز
رسانه و کنشگــــــری محیطزیست
سرانجام، روزنامهنگاری محیطزیست
هر رسانه، یک دریچــــــــه تازه
مدیریت پسماند «تالش» در محاق فراموشی
آنچه بر میــــــــراث میگذرد
صاحبنظران در گفتوگو با «پیام ما» درباره انتقال اموال پژوهشکده هنرهای سنتی به «کاخ سعدآباد» هشدار دادند
کوچ اجبـــــــاری یک قرن هنر
محیطزیست بهجای خبر فوری
صدای طبیعت
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید