بایگانی مطالب: میراث و فرهنگ
ویترینهای ناامن، حافظان خائن
|پیام ما| در هفته گذشته، سرقت از موزههای قاهره و تاریخ طبیعی پاریس، بار دیگر زنگ خطر حفاظت از موزهها و آثار فرهنگی را به صدا درآورد. یکی از این دو مورد اما، برای ایرانیان تداعیکننده سرقتی قدیمی است که هنوز هم زخم آن باز است. اگرچه این دو سرقت از نظر ارزش و زمینه با یکدیگر تفاوت دارند، اما شباهتهایشان در نوع اجرا و سرنوشت آثار، قابلتأمل است. سرقت یک دستبند طلای باستانی از موزه قاهره و ذوبکردن آن، بیشباهت به ماجرای کتیبه زرین هخامنشی نیست که سالها پیش توسط یکی از کارکنان موزه ایران باستان ربوده شد؛ اثری که گفته شد برای خرید یک پیکان ذوب شده، اما سرنوشت واقعیاش هنوز در ابهام است.
کاروانسراها نعمت جادههای ایران
کاروانسراهای بیپناه
|پیام ما| دو سال پیش در بیستوششم شهریور اعضای کمیته میراث جهانی یونسکو به ثبت ۵۴ کاروانسرای شاخص ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو رأی مثبت دادند تا این شاهکار معماری ایران به جهان معرفی شود. کاروانسراهای جهانی ایران، با تمام ویژگیهای منحصربهفردشان امروز با چالشهای متعددی از جمله مرمتهای غیراصولی، بهرهبرداری نادرست، تغییرات مدیریتی و نبود برنامهریزی بلندمدت مواجهاند.
وقتی پروفایل نوجوانان «پتشخوآرگر»میشود
میراثفرهنگی تنها در معماری و نقشونگارها خلاصه نمیشود؛ بخش مهمی از آن در روایتها و اسطورههاست. متون کهن و افسانهها، گنجینههایی هستند که هویت ایرانی را شکل دادهاند. اما نوجوانی که در عصر دیجیتال زندگی میکند، با چه زبانی میتواند با این میراث ارزشمند پیوند برقرار کند؟ «آرمان آرین» در آثار خود به این پرسش، پاسخ داده است. او به بازنویسی اسطورهها بسنده نکرده و به ساختن جهانی داستانی برپایه اساطیر پرداخته که با زبان نوجوان امروز، هماهنگ باشد. شخصیتهای شاهنامه و داستانهای اَوستا در آثار آرین، تنها در حد نام و نشانه باقی نمیمانند، بلکه بر بستری تازه از ماجراها جان میگیرند و با چالشهایی روبهرو میشوند که برای نوجوان امروز هم قابلدرک است؛ مثل دوستی، خیانت، وفاداری یا پرسش از هویت. اینگونه است که اسطورهها از قفسه کتابخانهها بیرون میآیند و به تجربه زیسته نسل تازه گره میخورند.
میراثدار واژهها
|پیام ما| مترجم، ویراستار، منتقد ادبی، هنرشناس، فرششناس و از بنیانگذاران سازمان اسناد ملی ایران، مجموعه عناوینی است که بعد از نام «سیروس پرهام»، در کنار هم میآیند. او که بهعنوان یکی از ستونهای فرهنگ و هنر ایران شناخته میشد، بهدلیل کهولت سن و در ۹۷سالگی روز ۲۴ شهریور برای همیشه چشم از جهان فروبست.
اکوشعر؛ پلی میان ادبیات و آگاهی محیطزیستی
تقویت حس تعلق و مسئولیت نسبت به طبیعت
فرصتسوزی در مجامع جهانی
|پیام ما| ایران پنج سال است که حق عضویت در یونسکو را پرداخت نکرده است. این خبر اگر با نگاهی بلندمدت و سنجیدن شرایط موجود کشور بازخوانی و بررسی شود، موجب نگرانی از تبعات این سهلانگاری برای میراثفرهنگی کشور است. بهنظر میرسد بهرغم مکاتبات صورتگرفته برای پیگیری این مسئله، مسئولان مربوطه با اهمال با این موضوع برخورد کردهاند. عضویت و حضور مؤثر در نهادها و مجامع بینالمللی یکی از مهمترین اصول دیپلماسی فرهنگی است؛ همان موضوعی که مسئولان در سخنرانیهایشان به آن اشاره میکنند، اما در پرداخت حق عضویت سالانه و حضور مؤثر در محافل فرهنگی دنیا که یکی از راههای تحقق دیپلماسی فرهنگی است، پنج سال است که تعلل کردهاند. مهرماه سال گذشته دولت لایحهای را به مجلس فرستاد و در آن خواهان لغو عضویت ایران در سه نهاد بینالمللی با هدف کاهش هزینههای دولت شد. اعلام وصول این لایحه بازتاب گستردهای داشت، اما با انتشار خبر اخیر در مورد وضعیت کرسی ایران در یونسکو، بهنظر میرسد کوتاهی در پرداخت حق عضویت چشمپوشی غیرمستقیم از حق حضور مؤثر ایران در مجامع جهانی است.
معمای اصفهان
محوطه تاریخی کمرزرین اصفهان این روزها به مهمترین کانون توجه در حوزه باستانشناسی شهری تبدیل شده است. اهمیت این محدوده ازآنروست که در قلب هسته اولیه شهر اصفهان قرار دارد و هر برداشت یا نتیجهگیری درباره آن، میتواند روایتهای تاریخی موجود را دگرگون کند. در تازهترین اظهارنظرها، «علی شجاعیاصفهانی»، سرپرست هیئت باستانشناسی کمرزرین، تأکید کرده فرضیه وجود بناهای فاخر دوره سلجوقی یا دیلمی در این محوطه، نه بر مبنای حدس و گمان، بلکه براساس مجموعهای از منابع مکتوب تاریخی، بررسیهای زیرسطحی و دادههای میدانی تقویت میشود. او با اشاره به سفرنامه کسانی چون «ژان شاردن» و «انگلبرت کمپفر» و همچنین یادداشت پژوهشگرانی مانند «هاینتس گاوبه»، این منابع را مکمل کاوشهای میدانی میداند و معتقد است چنین دادههایی میتوانند جایگاه کاخها یا بناهای حکومتی را در این محدوده روشنتر کنند. طرح فرضیه وجود کاخ سلجوقی در کمرزرین اما واکنشها و نقدهای متعددی را در میان باستانشناسان و صاحبنظران برانگیخته است. این گزارش تلاش دارد با بهرهگیری از دیدگاه باستانشناسان و استادان دانشگاه، این موضوع را تحلیل کند.
در جستوجوی ایوان گمشده ناصرخسرو
|پیام ما| از کشف نخستین کارگاه ساخت شیشه تخت در ایران تا بقایای مسجد جامعی که ناصرخسرو از شکوه ایوان بلندش گفته، روایتی است که «رجبعلی لباف خانیکی» درباره شهر قدیم «قاین» نقل میکند. در دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ گمانهزنیها و کاوشهایی در این محوطه زیر نظر او انجام شده و به نتایج ارزشمندی رسیده است. لباف خانیکی که از پیشکسوتان باستانشناسی ایران است و تمرکز پژوهشهایش بر باستانشناسی خراسان دوران اسلامی است، در این گفتوگو درباره روند مطالعات در شهر قدیم قاین و دستاوردهایی که این مطالعات داشت، گفته است و اینکه امروز برای حفظ و معرفی این میراث ارزشمند چه باید کرد. او معتقد است شهر قدیم قاین نهفقط یک محوطه تاریخی، بلکه سندی است برای هویت فرهنگی جنوب خراسان؛ سندی که باید از گزند فراموشی و تخریب نجات پیدا کند.
وقت تکاندن خاک آرشیوهاست
|پیام ما| کافی است تجربه انجام یک پژوهش تاریخی را داشته باشید و گذرتان به یکی از موزهها و مراکز تاریخی یا آرشیو اسناد افتاده باشد، تا با شنیدن این خبر که در دنیا مطالباتی برای دسترسی آزاد به اطلاعات مربوط به آثار تاریخی و میراثفرهنگی شکل گرفته، داغ دلتان تازه شود. در حالی برخی موزههای دنیا از قبیل موزه ملی آمستردام، تاریخ طبیعی بریتانیا، متروپولیتن و مجموعه اسمیتسونین، رویهها و ابزارهای دسترسی آزاد را به کار گرفتهاند که در بسیاری از کشورها هنوز اطلاعات مربوط به آثار تاریخی با اعمال محدودیتهایی در اختیار پژوهشگران و عموم مردم قرار میگیرد. در کشورهایی مثل ایران آنقدر این روند فرسایشی است که بارها صدای اعتراض پژوهشگران را بلند کرده، بدون اینکه تغییری در رویکردهای مدیریتی ایجاد شود. پیشنیاز این رویکرد، دیجیتالسازی آثار و اسناد، با کیفیت قابلقبول است؛ رویکردی که چندان دغدغه مدیران میراثفرهنگی در ایران نیست. البته آنچه در دنیا بهشکل مطالبه مطرح شده است، فراتر از خواسته پژوهشگران ایرانی از موزهها و آرشیوهای اسناد است. آنها بهدنبال مجوزهایی برای بهرهبرداری در پژوهش و همچنین استفادههای هنری و فرهنگی از میراث مستند هستند؛ چراکه در سالهای اخیر بارها موضوع کپیرایت آثار موزهای و استفاده از آنها در محصولات هنری، مورد اعتراض قرار گرفته و کار متخلفان را به دادگاه کشانده است. اما گام نخست، الزام موزهها و آرشیوهای اسناد به دیجیتالسازی آثار خود و در اختیار عموم قرار دادن آنها است؛ مطالبهای جدی که در عصر تکنولوژی چندان هم غیرمنطقی بهنظر نمیرسد و حتی یونسکو یک دهه پیش درباره آن توصیهنامهای منتشر کرد. طبیعی است که این اقدام نیازمند سازوکارهای قانونی برای اجرای صحیح و بدون مشکل است.
