بایگانی مطالب: میراث و فرهنگ

بازگشت جامعه به مأموریت موزه هنرهای معاصر

زمین با دستان زنان نفس می‌کشد

در جهانی که هر روز، بحران‌های زیست‌محیطی عمیق‌تر می‌شوند، بسیاری از کنشگران محیط‌زیست می‌کوشند با ابزارهای علمی، آموزشی و قانونی جلوی تخریب منابع‌طبیعی را بگیرند. در این میان، اکوتوریسم به‌عنوان یکی از راهکارهای حفاظت از طبیعت، نقشی دوگانه دارد: از یک‌سو می‌تواند به پاسداری از محیط‌زیست کمک کند و از سوی دیگر -درصورت مدیریت نادرست- به تخریب آن بینجامد. کمبود نیروی حفاظتی، زیرساخت‌های ناکافی، نبود منابع مالی پایدار و همچنین، بی‌بهره ماندن جوامع بومی از منافع گردشگری، نیاز به مشارکت مردمی را در حفاظت از محیط‌زیست پررنگ‌تر کرده‌ است؛ مشارکتی که تنها با ارتقای آگاهی عمومی و جلب توجه به بهره‌برداری پایدار از منابع‌طبیعی امکان‌پذیر است. کمک به حفاظت از ارزش‌های بومی و توجه به میراث ناملموس، اهمیت ویژه‌ای در اکوتوریسم دارد. به همین دلیل، در گفت‌وگو با «افسانه احسانی»، مدرس اکوتوریسم و مدیر مؤسسه «آوای طبیعت پایدار» که راهی متفاوت را آزموده و از «هنر برای حفاظت» بهره برده، از تجربه‌اش در این زمینه پرسیدیم. از مفهومی که می‌خواهد میان زیبایی، خلاقیت و حس زندگی با حفاظت از طبیعت پیوند برقرار کند.

«مرگ من»: داستانی درباره هویت، فقدان و خلاقیت

بهشت ایرانی جهنم می‌شود

در تاریخ ایران، باغ تنها فضایی برای آسایش یا تفریح نبوده؛ تصویری از نظم، عقلانیت و هماهنگی میان انسان و جهان است. باغ ایرانی تلاشی است برای بازآفرینی بهشت گمشده بر زمین؛ نظمی هندسی که در آن آب، گیاه، نور و بنا، استعاره‌ای از چهار عنصر خلقت‌اند. اما در روزگار ما، این میراث جهانی آرام‌آرام رنگ می‌بازد. شهرهای مدرن، با توسعه مهارنشدنی، ریشه باغ‌ها را می‌خشکانند و آنها را به تکه‌هایی از خاطره بدل می‌کنند. در اصفهان، که روزگاری به «شهر باغ‌ها» شهره بود، دیگر جز نامی از بسیاری از باغ‌های قاجاری و صفوی باقی نمانده است. در شیراز، باغ‌های تاریخی در سایه برج‌ها فرو رفته‌اند. در تهران، آخرین نفس‌های باغ‌های قاجاری شمیران میان ویلاهای لوکس و خیابان‌های آسفالته گم شده است. در این میان، پرسش اصلی آن است که چگونه میراثی که در سال ۲۰۱۱ با عنوان «باغ ایرانی» در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد، امروز تا این اندازه آسیب‌پذیر و بی‌دفاع مانده است؟

سرامیک آن‌سوی ویترین

در میانه‌ بافت پرتراکم و پررفت‌وآمدِ شمال تهران، جایی هست که با گشودن یک درِ سبز، ناگهان وارد فضایی آرام و اصیل می‌شوی. نیاوران با کوچه‌باغ‌های قدیمی، دیوارهای پوشیده از پیچک و نسیمی که از کوه می‌وزد، بستر تولد فضایی شده که پل می‌زند میان سنت و نوآوری. موزه سرامیک «فرزانه»، نه‌فقط یک موزه، بلکه ترکیبی‌ست از کافه، فروشگاه آثار دست‌ساز و فضایی برای تجربه‌ زیستن با هنر؛ جایی برای لمس، تماشا، توقف و ارتباط دوباره با زیبایی‌هایی که گاه در زندگی شهری فراموش می‌شوند. دیوارهای موزه مزین به کاشی‌هایی با نقش‌ونگارهای ایرانی و طیفی از رنگ‌های زنده و طبیعی‌اند؛ از آبی لاجوردی گرفته تا فیروزه‎ای، سبز زیتونی و خاکی. رنگ‌هایی که فضا را به بومی زنده تبدیل کرده‌اند و پنجره‌ها، راهروها و حیاط را به روایتگر هنر ایرانی در زندگی امروز بدل می‌کنند. جایی که هر قطعه سرامیک، نه‌فقط تزئینی، بلکه بخشی از یک زیست معنادار است. اینجا نگاهی نو به سرامیک و سفال ارائه می‌شود و تأملی دوباره در رابطه‌ دیرینه‌ انسان با خاک، رنگ، فرم و عملکرد. «خاک، دست و اندیشه» در این فضا به‌هم پیوند می‌خورند تا دوباره به زندگی روزمره بازگردند و جای خود را در معماری، اشیای کاربردی و حس‌وحال خانه‌های امروزی پیدا کنند. موزه‌ای که به همت «لیلا فرزانه» و «حسین معمارپوری» و با مجوز وزارت میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری در سال ۱۳۹۸ تأسیس شد، امروز به یکی از مقصدهای قابل‌توجه فرهنگی‌-هنری تهران تبدیل شده است؛ فضایی که به‌جای نمایش صرف آثار در پشت ویترین‌ها، آنها را در جریان زندگی به نمایش می‌گذارد، در فضا، در کاربرد و در ارتباط.

خلف وعده یا تخلف مالی؟

|پیام ما| پلتفرم‌های آنلاین رزرواسیون، حالا دیگر به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی گردشگری پذیرفته شده‌اند. اما هنوز سازوکار مشخصی برای نظارت مؤثر بر فعالیت آنها و پاسخگو کردنشان در قبال مسائلی که برای مشتریان خدماتشان پیش می‌آید، تعریف نشده است. نهادهای ناظر نیز در بسیاری از موارد، واکنش شفافی نسبت به این مسائل نشان نمی‌دهند. در تازه‌ترین مورد، تعدادی از اقامتگاه‌های بومگردی از تسویه نشدن مبالغ مربوط به رزروهای انجام‌شده در سایت «شب» طی هفت ماه گذشته خبر داده‌اند. سایت «شب» که از نخستین پلتفرم‌های رزرو آنلاین اقامتگاه در ایران است، مجوز رسمی فعالیت از وزارت میراث‌فرهنگی دارد. بااین‌حال، تاکنون پاسخی رسمی از سوی مدیران این پلتفرم یا وزارتخانه درباره خسارت واردشده به ۲۲ اقامتگاهی که در هفت ماه اخیر با خلف وعده این سایت روبه‌رو بوده‌اند، منتشر نشده است.

صدای بندرعباس به ارگ آزادی می‌رسد؟

|پیام ما| در گوشه‌ای از ساحل خلیج‌فارس، آخرین نشانه‌های تاریخ صفویان در بندرعباس زیر غبار بی‌توجهی مانده است. عمارت کلاه‌فرنگی از عصر صفوی تا امروز پابرجا مانده است؛ امروز اما زخمی، خاموش و در انتظار مرمت است. خردادماه امسال «پیام ما» گزارش مفصلی درباره اهمیت این بنا و ضرورت نجات آن منتشر کرد. آن روزها فعالان میراث‌فرهنگی هرمزگان امید داشتند این بنا با پیگیری مسئولان استان از وضعیت بغرنجی که گرفتار آن است، نجات پیدا کند؛ اما نکرد. اخیراً مشاور وزیر میراث‌فرهنگی در سفر به هرمزگان وضعیت این بنا را از نزدیک مشاهده کرده و قول پیگیری از وزارتخانه را داده است. اما تا زمان تنظیم این گزارش هنوز پیگیری‌ها نتیجه‌بخش نبوده. در روزهای اخیر جمعی از کنشگران فرهنگی با راه‌اندازی کارزاری خطاب به وزیر میراث‌فرهنگی در تلاش‌اند این بنای تاریخی را از تخریب نجات دهند.

معشوق جاودان افشار

ایران، معشوق جاودانش بود. کیلومترها از خاک ایران را زیر پا گذاشت تا آن را هرچه بهتر بشناسد و بشناساند. سفر کرد، نوشت، جست‌وجو کرد؛ به امید اینکه توشه‌ای برای آیندگان باقی بماند و آنچه از خود به‌جای گذاشت میراثی ماندگار بود که در کتاب‌هایی که نوشت و تلاش‌هایی که کرد مشهود است. عصرگاه شانزدهم مهرماه، سالروز صدسالگی‌ «ایرج افشار»، پژوهشگر فرهنگ و تاریخ و پدر کتاب‌شناسی ایران، در کانون زبان پارسی پاس داشته شد تا به این پرسش پاسخ داده شود «ایران را چرا باید دوست داشت؟». پرسشی که «محمدعلی فروغی»، سیاستمدار تجددخواه ایران، نزدیک به صدسال پیش مطرح کرده بود و شاید اگر افشار در این نشست حضور داشت، پاسخ این پرسش را در جانِ فرهنگ و تاریخ این سرزمین می‌جست و به ما یادآوری می‌کرد که عشق به ایران، پیوندی ناگسستنی با گذشته، حال و آینده‌اش دارد.

اصفهان بدون زاینده‌رود؛ شهری بدون زندگی

اصفهان، که قرن‌ها به «نصف جهان» شهرت یافته، هویت خود را بیش از هر چیز مدیون زاینده‌رود و سازه‌های شگفت‌انگیزی است که روی آن بنا شده‌اند. بزرگ‌ترین رودخانه فلات مرکزی ایران، نه‌تنها منبع حیات طبیعی و اقتصادی منطقه، بلکه زمینه‌ساز پیدایش و شکوفایی معماری صفوی بود؛ معماری‌ای که امروز بخش مهمی از میراث‌‌فرهنگی جهانی محسوب می‌شود. پل‌هایی مانند سی‌وسه‌پل، خواجو، جویی و مارنان، که به دستور شاهان صفوی ساخته شدند، تنها مسیرهای ارتباطی نبودند؛ این پل‌ها کارکردهایی اجتماعی، آیینی و هنری داشتند و در حافظه تاریخی مردم اصفهان به‌عنوان صحنه‌هایی زنده از زندگی جمعی ثبت شده‌اند. اما اکنون خشکی ممتد زاینده‌رود این شریان حیاتی را از نفس انداخته و پل‌های تاریخی را در معرض تهدیدی جدی قرار داده است. به باور بسیاری از کارشناسان میراث‌فرهنگی، خشکی مداوم رودخانه می‌تواند نه‌تنها ساختار فیزیکی این پل‌ها، بلکه کارکرد اجتماعی و ارزش فرهنگی آنها را به نابودی بکشاند. به‌بهانه روز ملی زاینده‌رود ضمن مرور تاریخچه پل‌های تاریخی روی این رودخانه، به بررسی بحران کنونی و دیدگاه متخصصان می‌پردازیم.

این فیلم بخشی از تراژدی تاریخ معاصر ایران است

نمایش و نقد و بررسی فیلم «کودکی ناتمام» با حضور ناصر صفاریان (کارگردان و تهیه‌کننده)، حسین شیخ‌الاسلامی (نویسنده، پژوهشگر و منتقد ادبی)، علی‌اکبر زین‌العابدین (پژوهشگر) و سید احمد محیط‌طباطبایی (رئیس ایکوم و پژوهشگر میراث فرهنگی)، روز گذشته، چهارشنبه ۱۶ مهرماه، در سالن فردوس موزه سینما برگزار شد.