بایگانی مطالب: جنگ

بازیکن آزاد خیابان‌های جنگی

خلوتی خیابان‌ها، نبود مزاحمت همیشگی موتورسواران و رانندگانی که دوچرخه را به رسمیت نمی‌شناسند، هوای تمیز و قابل‌تنفس شهر، فراغت زمانی به‌واسطه تعطیلی مشاغل در جنگ، خمودگی جسمی و روحی، کنجکاوی از آنچه بر سر شهر آمده، بازگشت عاملیت به یغما رفته شهروندان با رکاب‌زنی، از مجموعه دلایلی است که سبب شده تا دوچرخه‌سواران در طول جنگ و روزهایی که هر ثانیه‌اش آبستن حمله و اتفاقی بود کماکان دوچرخه‌سواری کنند. گویی در شرایط بحرانی «دوچرخه» نقشی متفاوت از ورزش یا حمل‌ونقل پیدا می‌کند و به ابزاری برای مشاهده‌گری بی‌طرفانه در شهر تبدیل می‌شود. شاید «کارل‌فون دریس» مخترع نخستین دوچرخه هرگز به ذهنش خطور نمی‌کرد که اختراعش در سرزمینی هزاران کیلومتر دور از آلمان، به وسیله‌ای برای تاب‌آوری و نگریستن به شهر در روزگاری جنگی تبدیل شود. گزارشی که می‌خوانید روایت رکاب‌زنی تعدادی از دوچرخه‌سواران زیر آسمان جنگ‌زده ایران است که در گفت‌وگو با «پیام ما» به مناسبت روز جهانی دوچرخه در سیزدهم خردادماه (مصادف با سوم ژوئن) بیان کردند.

جنگ، جان شهر را می‌گیرد

در روزهایی که غرش جنگنده‌ها و سایه سیاه جنگ، زیست روزمره بسیاری از مردم منطقه را تغییر داده است، «سید ابراهیم حسینی» رئیس شورای اسلامی شهر شیراز در حرکتی متفاوت با ارسال نامه‌ای خطاب به اعضای شوراها و پارلمان‌های شهری در شهرهای خواهرخوانده شیراز (نانجینگ در چین، دوشنبه در تاجیکستان، نیکوزیا در قبرس، چونگ‌چینگ در چین، وایمار در آلمان، پچ در مجارستان و نووی ساد در صربستان) در اقصی‌نقاط جهان، صدای غیرنظامیانی شده است که قربانی مستقیم تحولات اخیر شده‌اند. «پیام ما» به همین بهانه در گفت‌وگو با رئیس شورای شهر شیراز، چرایی نگارش این نامه و نگاه حقوقی و انسانی نویسنده به مقوله «جنگ در شهر» را مورد واکاوی قرار داده است.

گذار از آب به توسعه در پساجنگ |پیام ما

کودکـــیِ آشفتـــــه در جنگ |پیـــام مـا

کودکی مدتی است که در گیرودار جنگ به فراموشی سپرده شده است. مدارس تعطیل است، والدین بی‌حوصله‌اند و کودکان در دنیای پر ترس خود تنها مانده‌اند. همین بهانه‌ای برای برگزاری نشست «جنگ و کودک» شد. در این نشست از مقامات دولتی، مدیر مرجع ملی حقوق کودک، رئیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و معاونت آموزش‌وپرورش نیز دعوت شده بودند؛ اما هیچ‌کدام نیامدند.

تهـــــــــــران صبح نشد

| پیام ما | «شب زدن انبار نفت آتیشی که بلند شد، خیلیا با دیدنش فکرکردن انفجار هسته‌ایه آن‌قدر که بزرگ بود و قارچش شبیه بود. منم وقتی دیدمش همین فکرو کردم گفتم الان لابد موج انفجار میاد میزنه پودرم میکنه»، «باید آن روز می‌رفتم اداره کار والا اعتراضم ثبت نمی‌شد. ۷ پا شدم. هوا تاریک بود. رفتم دوش گرفتم. اومدم بیرون دیدم هوا تاریکه. صبحانه خوردم، بیرون رو نگاه کردم، تاریک بود. مدارک و اوراق رو آماده کردم، لباس پوشیدم. ۹:۱۵ زدم بیرون و هوا هنوز تاریک بود. دیشبش انبار نفت رو زده بودن»، «شبی که انبار نفت و زدن من گریه کردم، دوستم زنگ زد با هم گریه کردیم. از سیصد و شصت درجه خونه دود می‌دیدم»، «برای من یکی از بدترین‌هاش فردای انبار نفت بود بیدار شدم، بعد با خودم گفتم من که خیلی خوابیدم چرا هنوز صبح نشده. پرده رو زدم کنار دیدم همه‌جا سیاهه» این‌ها تنها بخشی از توییت‌های شهروندان تهرانی پس از باز شدن اینترنت جهانی آن‌هم به شکل نیم‌بند است. هنوز بسیاری نه دسترسی به شبکه‌های اجتماعی‌شان دارند و نه دسترسی به بسیاری از سایت‌ها. تنها گروه کوچکی از مردم می‌توانند از تجربه‌هایشان در جنگ بنویسند؛ اما همین تعداد اندک شب بمباران انبارهای نفت از بسیاری از شب‌های جنگ متفاوت‌تر بود. شاید؛ ازاین‌رو که فرق نمی‌کرد، کجای تهران زندگی کنی، شمال یا جنوب، شرق یا غرب. آلودگی خودش را می‌رساند به خانه‌ات، به زندگی‌ات و به ریه‌هایت. این روزها پژوهشی در این باره منتشر شده که نشان می‌دهد این بمباران به‌اندازه یک آتشفشان، آلودگی تولید کرده و دامنه آن تا شرق آسیا هم رسیده است.

تحریم، جنگ و فرصتی برای صرفه‌جویی

انصاری: پروژه‌های محیط‌زیستی دولت چهاردهم با وجود جنگ متوقف نشد

معاون رئیس‌جمهوری و رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست گفت: پروژه‌های محیط‌زیستی دولت چهاردهم با وجود وقوع ۲ جنگ متوقف نشد.

تأکید وزیر میراث بر پیگیری جنایت میناب در مجامع بین‌المللی

 آیین گرامیداشت روز جهانی موزه‌ها و هفته میراث‌فرهنگی با حضور وزیر میراث‌فرهنگی، رئیس شورای شهر تهران و جمعی از مدیران در باغ‌موزه قصر برگزار شد.

فلاکـت عـــــــــام

دشواری پیگیـــــری خسارت جنگ

«از زیر آوار به دوستم زنگ زدم و گفتم خانه ما را زدند.» این جمله را یکی از حاضران گفت؛ زنی که سه روز بعد از شروع جنگ ۱۲ روزه، خانه ۶۰ساله خانواده‌اش در خیابان «صابونچی» تهران تخریب شد و هنوز با شنیدن صدای رعدوبرق، به لحظه انفجار برمی‌گردد. چند صندلی آن‌طرف‌تر، زن دیگری از کودکی گفت که در روزهای جنگ «صبح بدون مادر از خواب بیدار شد» و از پدر کودکی شش‌ساله که در سوگ همسرش، کمک هیچ روان‌شناسی را نمی‌پذیرد. نشست «دوران پساجنگ و خانواده ایرانی» در حالی برگزار شد که فعالان حقوق کودک و بازمانده‌های جنگ از اضطراب منتقل‌شده به کودکان، تجربه سوگ و خانه‌های تخریب‌شده سخن گفتند. همچنین از محله‌هایی یاد شد که بعد از وقوع جنگ، همسایه‌ها بعد از سال‌ها یکدیگر را پیدا کردند و شبکه‌های محلی جان دوباره‌ای گرفتند.