بایگانی مطالب: پیشنهاد سردبیر

زمین سوخته

ساعتِ روی میز هنوز روی ۱۰:۲۰ ایستاده است؛ همان لحظه‌ای که «احمد محمود»، خالق رمان‌های «زمین سوخته» و «همسایه‌ها» صبح روز دوازدهم دی ۱۳۸۱، از دنیا رفت. مدادها کنار هم چیده شده‌اند، عینک روی میز است، عصا تکیه‌ داده به دیوار و دمپایی‌ها جفت‌وجور شده‌اند؛ انگار نویسنده فقط برای چند دقیقه از اتاق بیرون رفته باشد. خانه‌ای که سال‌ها محل نوشتن مهمترین آثار احمد محمود بوده است، امروز در میدان ۲۲ نارمک تهران در میان فروختن و فروریختن معلق مانده است؛ نه از سوی نهادی خریداری و ثبت ملی می‌شود و نه توان نگهداری‌اش برای خانواده مانده است. «بابک اعطا»، فرزند او، به «پیام ما» می‌گوید: «خیلی سعی کردم دفتر بابا را به همان شکل نگه دارم. مثل یک عکس. اما این عکس تا کی می‌تواند ماندگار بماند؟» و حالا ممکن است این خانه به سرنوشت خانه پدری نویسنده در اهواز دچار شود؛ فروش، تخریب و پاک‌شدن یکی از نمادهای ادبیات معاصر ایران.

تهران؛ ۲۳۹ سال پایداری

دیگر نه از آن انارستان‌ها و چنارستان‌هایش خبری‌ست، نه از آن آب‌وهوای خوشش. دود و ساختمان‌های بلندمرتبه است که تا چشم کار می‌کند در آسمان پایتخت دیده می‌شود. انگار نه انگار که اینجا همان شهری‌ست که آقامحمدخان قاجار آن را به اصفهان و شیراز و تبریز ترجیح داد تا حالا برای دویست‌وسی‌ونهمین سال هنوز هم پایتخت بماند. شهری که تاب‌آوری بالایی داشت و کوه‌های البرز هم سدی بودند تا دشمنان نتوانند پایتخت را مورد حمله قرار دهند. اما سال‌ها گذشت و در بر پاشنه دیگری چرخید و حالا نبود برنامه‌ریزی شهری و توسعه بدون محدودیت طی دهه‌های گذشته آن را با معضلات زیادی مواجه کرد. به‌طوری‌که موضوع انتقال پایتخت برای چندمین‌بار مطرح شد و آخرین‌بار دهم مهر بود که رئیس‌جمهوری آن را نه «انتخاب» که «اجبار» خواند. حالا «فرزانه ابراهیم‌زاده»، پژوهشگر تاریخ، در گفت‌وگو با «پیام ما» از دلایل انتخاب تهران به‌عنوان پایتخت می‌گوید و «سولماز حسینیون»، پژوهشگر شهری، عوامل ازبین‌رفتن تاب‌آوری تهران در طول سال‌ها و مشکلات برنامه‌ریزی شهری در دهه‌های گذشته را بررسی می‌کند.

زلزله پنهان طبقه متوسط فقیر

نمی‌دانم تابه‌حال در میدان انقلاب دیده‌اید کسی با کت‌وشلوار مرتب و عینک فریم‌نازک، بساط دست‌فروشی کتاب یا ساز پهن کرده باشد و هم‌زمان تحلیل رمزارزها را چک کند؟ یا در کافه‌ای در مرکز شهر به فردی برخورده‌اید که ساعت‌ها درباره هنر مدرن حرف می‌زند، اما شب به آپارتمانی کوچک در حاشیه شهر بازمی‌گردد؟ این تصویرهای پراکنده، نشانه ظهور لایه‌ای اجتماعی‌اند که نه کاملاً «فقیر» به‌معنای سنتی آن است و نه «طبقه متوسط» به سبک کلاسیک؛ بلکه گروهی برزخی و سیال را شکل داده‌اند که جامعه‌شناسان از آن با عنوان «طبقه متوسط فقیر» یا شما بخوانیدش «طبقه متوسط تهی‌شده» یاد می‌کنند. این طبقه در دهه‌های اخیر به بازیگر خاموش اما مؤثر تحولات اجتماعی ایران بدل شده است؛ نیرویی که همچون زلزله‌ای زیرپوستی، فشارهای پنهان را در دل جامعه انباشته می‌کند و گاه در بزنگاه‌های تاریخی، خیابان‌ها را به لحظه اسپینوزایی (خیزش نهایی) درمی‌آورد.

کشف پادشاه ۴هزارساله در صخره‌های ایذه

در دل صخره‌های آیاپیر ایذه، کوچکترین نقش‌برجسته ایلامی کشف شد؛ پادشاهی چهارهزارساله که بر تخت نشسته و «ناهونته، خدای خورشید و عدالت» را نیایش می‌کند. باستان‌شناسانی که چهارسال پیش برای پیمایش آثار باستانی راهی ایذه خوزستان شده بودند، آن را به‌صورت اتفاقی دیدند تا پس از چهارهزار سال، صدای گمشده این پادشاه، در زمانه‌ ما شنیده شود. نامش را گذاشتند: «نویافته ایلامی»؛ پادشاهی که در حال نیایش خدای عدالت است. حالا با این کشف جدید، سیزدهمین نقش ایلامی ایذه قرار است روزنه‌ای شود به سنت‌های نیایشی و هنر صخره‌ای این دوران ناشناخته. البته اگر مسئولان مربوطه در وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی برنامه‌‌ای برای حفاظت از آن داشته باشند.

زندگی در تعلیق

«فاطمه» اخیراً در آزمون استخدامی، پذیرفته شده، «علی» مدتی است که به توسعه شغلش فکر می‌کند و «رضا» و «الهه» به بچه‌دار شدن فکر می‌کنند، اما جنگ ناگهان همه برنامه‌ها و پیش‌بینی‌های آینده را دگرگون کرد و حتی اکنون، روزها پس از آتش‌بس، آنها هیچ نشانه‌ای از کنترل موقعیت را برای خواسته‌هایشان نمی‌بینند. این روایت‌ها نمونه‌های از بلاتکلیفی گسترده‌ای است که جامعه با آن روبه‌روست. بحرانی که ریشه در نیاز ذاتی انسان به پیش‌بینی و کنترل دارد. زمانی که این نیاز برآورده نمی‌شود، پیامدهای روانی آن از اضطراب فلج‌کننده تا تعلل در تصمیم‌گیری، گریبانگیر فرد و جامعه می‌شود. این مقاله می‌کوشد با نگاهی روانشناختی، هم به ریشه‌های این پدیده و ارتباط آن با نیاز ذاتی ما به کنترل بپردازد و هم راهکارهای عملی برای تقویت «تحمل بلاتکلیفی» ارائه دهد؛ از سطح فردی تا جمعی. زیرا درک این مکانیسم، اولین گام برای تبدیل تهدید بلاتکلیفی به فرصتی برای رشد انعطاف‌پذیری روانی است. هدف نهایی، نه حذف کامل عدم قطعیت -که امری ناممکن است- بلکه افزایش توانایی ما برای زندگی کردن در میانه طوفان، بدون ازدست‌دادن توانِ عمل و امید است.

تشنه در خانه، پر تنش در مرزها

باید به فکر همکاری افتاد. تقابل و انفعال، رفتار عمومی دیپلماسی آب ایران بوده است. نتیجه این شد که سیاست‌های همسایگان ما، جز تنش آبی، دستاوردی برای ما نداشته است. درواقع، مسئله دیپلماسی آب فعال بودن یا نبودن نیست، موضوع اصلی تغییر پارادایم و زبان مذاکره است. امروز سرنوشت جمعی و بحران‌های محیط‌زیستی ارزش‌های جهانی است. توسعه پایدار یک موضوع صرفاً ملی نیست، باید در قالب سرنوشت مشترک جمعی به آن فکر کرد. این زبان را ایران باید تقویت کند.

زنی که با دوربینش به دل طبیعت زد

«عاشقانه‌ای برای کرم ابریشم» نخستین ساخته‌ «لیلا فولادوند»، مستندساز ایرانی و مدیرعامل انجمن مستندسازان حیات‌وحش، تنوع‌زیستی و محیط‌زیست ایران است. این فیلم چرخه‌ شگفت‌انگیز زندگی کرم ابریشم را از لحظه‌ تخم‌گذاری تا تبدیل شدن به بید بالغ روایت می‌کند. فولادوند پس از این تجربه، مسیر کاری خود را به‌سوی دیگر گونه‌ها و چالش‌های محیط‌زیستی گسترش داد و سال‌هاست این موضوعات را در قاب تصویر ثبت می‌کند. لیلا فولادوند دانش‌آموخته کارگردانی تئاتر از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و تنها مستندساز ایرانی است که موفق شده در بخش مقدماتی جشنواره معتبر Jackson Wild -یکی از مهم‌ترین رویدادهای جهانی در زمینه‌ فیلمسازی طبیعت، علم، محیط‌زیست و بحران اقلیمی- به‌عنوان داور حضور داشته باشد. او در طول ۱۸ سال فعالیت حرفه‌ای، موفقیت‌های متعددی به‌دست آورده است. در هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم شهر، فیلم «شهر زنده» ساخته‌ مشترک او و محمدحسین نظری، به‌دلیل ثبت تصاویر خلاقانه از محیط‌زیست شهری تهران، دیپلم افتخار، نشان زرین جشنواره و جایزه نقدی بخش «بهترین دستاورد فنی و هنری» را دریافت کرد. همچنین، در جشنواره تلویزیونی مستند، فیلم «شهر زنده» جایزه بهترین فیلم را به‌همراه «محمدحسین نظری» از آن خود کرد و فولادوند برای فیلمبرداری این اثر، تندیس بهترین فیلمبرداری را نیز به‌دست آورد. لیلا فولادوند در کنار این افتخارات، تنها تصویربردار زن سینمای مستند ایران است که به عضویت انجمن جهانی زنان تصویربردار حیات‌وحش (Wildlife Camera Woman) درآمده؛ جایگاهی که او را در میان چهره‌های شاخص و اثرگذار این عرصه در جهان قرار می‌دهد. در این گفت‌وگو از او پرسیدیم چرا سراغ فیلمسازی درباره محیط‌زیست و حیات‌وحش رفت؟ آیا به‌عنوان زن با چالشی مواجه شده است و چشم‌انداز مستدسازی زنان را چطور می‌بیند؟

شهروند درجه ۲؛ پزشکی درجه ۲؟!

«نحوه پذیرش دانشجوی پزشکی در سال جاری، مردم بلوچستان و هرمزگان را به شهروندان درجه دو تبدیل خواهد کرد». این هشدار اخیر «اردوان بهرامی»، رئیس کمیته پزشکی خانواده انجمن پزشکان عمومی کشور، است که به جدالی چندساله میان سیاستگذاران و کارشناسان حوزه سلامت اشاره دارد: چگونه می‌توان کمبود پزشک در مناطق محروم را جبران کرد؟ در نگاه اول شاید این جمله بهرامی مبالغه‌آمیز به‌نظر برسد؛ مگر می‌شود تصمیمی آموزشی یا اداری، ناگهان شهروندانی را «درجه دو» کند؟ اما وقتی به روند پذیرش دانشجویان پزشکی در سالیان اخیر نگاه می‌کنیم، تصویری روشن‌تر و نگران‌کننده‌تر رخ می‌نمایاند.

ورود گردشگر ممنوع

گردشگری محصول مستقیم دموکراسی است. صنعتی که چرخ اقتصاد را نه بر محور فروش سوخت‌ فسیلی که براساس فروش جاذبه و سفر می‌چرخاند‌. گردشگری در خاورمیانه با حضور پررنگ قطر، عمان، عربستان سعودی، دبی و ترکیه پرچم سفید خود را برافراشته و با گردش مالی قابل‌توجه، آینده‌ امیدوارکننده‌ای پیش‌ رو دارد. در ایران از میانه دهه ۹۰ خورشیدی، رویکرد اغلب دولت‌ها این بخش را در موقعیتی شکننده و آسیب‌پذیر قرار داده و جنگ دوزاده‌روزه ضربه آخر را بر پیکره کم‌توان گردشگری وارد کرده‌ است. در ایام پساجنگ هم موقعیت تعلیق حاکم بر کشور، مجال تنفس به صاحبان کسب‌و‌کارهای حوزه گردشگری نمی‌دهد؛ هرچند وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی از پرواز مستقیم تهران-مینسک و گسترش ارتباطات گردشگری با این کشور اروپای شرقی خبر می‌دهد و آن را آغازگر جهش گردشگری میان ایران و بلاروس معرفی می‌کند و در گفت‌وگویی مردم بلاروس را علاقه‌مند به میراث‌فرهنگی ایران می‌داند. او این اقدام را «گام بلندی در مسیر توسعه دیپلماسی گردشگری و تسهیل ارتباطات مردمی میان دو کشور» دانست، اما تدوین آیین‌نامه جدید درمورد صدور ویزا و ضابطه‌مند کردن گردشگری ورودی و اعمال قوانین جدید برای سفر به ایران نقطه مقابل تسهیل در گردشگری است.

فرزندِ «ایران» به دنیا نیامد