بایگانی مطالب: آب
کوه رادون تکهتکه میشود
بادهای موسمی هربار که از غرب به شرق میوزند، گردوغبار اکتشاف معدن، روستای امینآباد را در خود غرق میکند. اهالی امینآباد که در ۴۵ کیلومتری شهرضا هستند، از ابتدای امسال با بیل مکانیکی و لودر سنگین در منطقهشان روبهرو شدهاند و حالا نگران از بین رفتن کشاورزی، دامداری و پوشش گیاهی منطقه و گیاهانی دارویی که بر روی ۱۰ رشته قنات روستا قرار دارند، هستند. آنها میگویند معدنکاوی در پنج کیلومتری روستا و تنه به تنه زمینهای کشاورزی یعنی نابودی شغل آنها به قیمت سود عدهای خاص. آنها حتی هنوز بهدرستی نمیدانند چه معدنی قرار است آنجا راه بیفتد. به آنها گفتهاند «سنگ مرمریت سیاه و چیزهای دیگر» اما به گفته عضو شورای روستای امینآباد، راه افتادن معدن یعنی خشک شدن ۱۰ رشته قتات منطقه، قناتهایی که آب شرب بیش از هزار نفر از اهالی روستا را تأمین میکند.
زمین جابهجا میشود، ما هم
در ساحل چابهار، موجهای خروشان دریای عمان هر روز چند متر به خانههای روستاییان نزدیکتر میشوند. مریم، مادر سه فرزند، درحالیکه آخرین وسایلش را در گونی میگذارد، میگوید: «این خانه را پدربزرگم ساخت... حالا دریا آن را میبلعد.» او یکی از هزاران پناهنده اقلیمی ایران است؛ کسانی که نه بهخاطر جنگ بلکه بهخاطر خشکسالی، سیل و فرسایش خاک مجبور به ترک خانههایشان شدهاند. سازمان ملل پیشبینی میکند تا سال ۲۰۵۰، ۲۰۰ میلیون نفر در جهان آواره تغییراقلیم خواهند شد.
آلودگی ارس؛ معمایی بیپاسخ
نمودار بارش ایران از اول مهر تا ۲۶ بهمن
آمار بارش استانها نشان میدهد که از اول مهر تا ۲۶ بهمن تمامی استانها کارت قرمز و منفی بارش داشتهاند.
آلودگی ارس، معمایی که با هر جواب پیچیدهتر میشود
وزارت نیرو میخواهد آب رودخانه ارس را برای تأمین آب شرب شهر تبریز و شهرهای کوچک مسیر منتقل کند. آبی که خود وزارت نیرو، وزارت امور خارجه و کمیسیون کشاورزی، آب، منابعطبیعی و محیطزیست مجلس شورای اسلامی آلودگی آن به فلزات سنگین را تأیید میکنند. تنها نهادی که متولی پایش آلودگی آب است و در مورد این موضوع اظهارنظر نمیکند، سازمان حفاظت محیطزیست است. بااینحال، مطالعاتی از خود این سازمان وجود دارد که مؤید آلودگی بالای رودخانه به ۵۹ فلز سنگین است. حالا وزارت نیرو میگوید میخواهیم آب را از منطقهای غیرآلوده منتقل کنیم، اما نمیگوید کجا. سخنگوی صنعت آب ایران انتقال آب از بالادست ورود آلایندهها (بالادست سد خداآفرین) را تأیید میکند، اما نقطه دقیق آن را قید نمیکند. بهنظر میرسد بالادست منطقه آلوده بهدلیل ورود آلودگی در معادن مس کشور ارمنستان باید جایی در خارج از مرزهای ایران باشد. وزارت امور خارجه اعلام کرده است مذاکراتی با ارمنستان برای رفع آلودگی رودخانه ارس در جریان است. وزارت امور خارجه تأکید میکند با کشور ارمنستان در مورد رفع آلودگی مماشات ندارد، اما اطلاعی از تصمیم وزارت نیرو در مورد مکانیابی انتقال آب هم ندارد. مجلس بر موضوع مهمی تأکید میکند؛ اینکه سازمان حفاظت محیطزیست کشور بهرغم درخواست مجلس شورای اسلامی گزارشی از آخرین پایش آب ارس ارائه نداده است. برخی نمایندگان مجلس و رسانهها اعلام کردهاند تاکنون پاسخ شفافی از سازمان حفاظت محیطزیست در این زمینه دریافت نکردهاند. در کنار همه اینها، بیش از ۵۰ مطالعه دولتی و دانشگاهی وجود دارد که جزئیات آلودگی را هم بیان میکنند. حالا سه سؤال بزرگ در مورد طرح انتقال آب این رودخانه بهمنظور شرب وجود دارد. رودخانهای که اسناد میگویند بهدلیل استمرار ورود آلایندهها به آن، اکوسیستمش را آلوده کرده است و رد فلزات سنگین را میتوان را تا عضلات ماهیان ارس و همچنین، طول ۱۵۰ کیلومتر در خاک ایران نیز رصد کرد. سؤال نخست در برابر وزارت نیرو قرار میگیرد: منطقه دقیقی که قرار است آبی سالم از آن منتقل شود، کجاست؟ پاسخ سؤال دوم در حوزه وظایف سازمان حفاظت محیطزیست است: «دلیل عدم انتشار شفاف وضعیت آلودگی آب این رودخانه چیست؟» و سؤال آخر متوجه وزارت امور خارجه است: «آیا با انتقال آب از خارج از مرزهای ایران، آنهم بر رودخانهای که معاهدهای بر آن ندارند، موافقت خواهد کرد؟
قصه رنج زایندهرود و گاوخونی
در دهههای اخیر، خشکی رودخانه زایندهرود و تالاب گاوخونی به یکی از بزرگترین چالشهای محیطزیستی اصفهان تبدیل شده است. کاهش بارندگی، سوءمدیریت منابع آبی و برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی ازجمله عواملی است که منجر به خشک شدن این دو عنصر حیاتی در قلب فلات ایران شدهاند. این امر نهتنها زندگی موجودات زنده وابسته به این اکوسیستمها را تهدید، بلکه سلامت و رفاه شهروندان اصفهانی و استانهای همجوار را نیز به خطر انداخته است. در چنین شرایط بحرانی، آگاهیرسانی و جلب مشارکت عمومی برای حفاظت و احیای این اکوسیستم ارزشمند از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این میان، هنر، بهویژه هنر تئاتر، میتواند نقش مؤثری در افزایش آگاهی و ایجاد حساسیت در جامعه نسبت به مسائل محیطزیستی داشته باشد.
مرگ تدریجی خلیج گرگان
بهنظر میرسد ستاد ملی هماهنگی و مدیریت تالابهای کشور دارد خلیج گرگان را برای عبور از بدترین شرایطی که ممکن است طی ۲۵ سال آینده با آن روبهرو شود، آماده میکند. درحالیکه پیشتر لایروبی کانال آشوراده بهعنوان راه علاج خلیج گرگان معرفی میشد و اعتباری در حدود ۵۰۰ میلیارد تومان برای آن صرف شد، اما حالا دولت میگوید این اقدام کافی نبوده است. بنابر آنچه معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری گلستان و مدیرکل حفاظت محیطزیست این استان به «پیامما» میگویند و براساس آنچه در سال ۱۳۹۹ تکلیف شده است، حالا باید اقدامهای دیگری هم بر خلیج انجام شود. بهمن امسال معاون اول رئیسجمهوری مصوبه انجام مطالعه برای پمپاژ آب از دریای خزر به خلیج را امضا کرد. پمپاژی که گویا قرار است از دو منطقه، یکی در شرق و دیگری در غرب خزر، انجام شود. گرچه مجری این طرح وزارت نیرو خواهد بود، اما مطالعات آب از سوی سازمان حفاظت محیطزیست انجام میشود. طبق آخرین دادههای موجود، خزر تا ۲۵ سال آینده به تراز ۳۳- خواهد رسید؛ ترازی که پیشتر آن را تجربه نکردهایم. این کاهش تراز میتواند تمام پهنه ۵۱ هزار هکتاری خلیج گرگان را خشک و آن را به یک کانون نمکی تبدیل کند. اعتبار پیشبینیشده برای علاج خلیج گرگان عددی در حدود ۲.۳ هزار میلیارد تومان است.
رشد ۴ درصدی ذخایر سدها
حجم آب موجود مخازن اکنون ۲۲ میلیارد و ۱۸۰ میلیون متر مکعب ثبت شده که این عدد نسبت به سال قبل که عددی معادل ۲۱ میلیارد و ۹۹۰ میلیون متر مکعب بوده که نشان دهنده رشد ۴ درصدی است.
هجوم چاههای غیرمجاز به قلب تاریخ
استان فارس چهارمین استان ایران از نظر وسعت و شدت فرونشست است که دشت مرودشت با تختجمشید و نقشرستمش بیشترین فشار ناشی از این پدیده را متحمل میشود و در نقاطی تا ۲۰ سانتیمتر در سال پایین میرود. در این گزارش سعی کردیم نشان دهیم کشاورزی در مجاورت این آثار باستانی چطور باعث تشکیل عارضهای بهنام «گرادیان فرونشستی» شده که در حال تخریب این بناها است. از «محمد ثابت اقلیدی»، مدیرکل میراثفرهنگی فارس نیز جویا شدیم که چه اقداماتی برای بازگرداندن معنای واقعی «حریم آثار ملی» به دو اثر باستانی انجام شده است؟ پاسخها پرسشهای دیگری را برانگیخت که «مهدی معتق»، کارشناس فرونشست، به آنها پاسخ داد. درنهایت از کشاورزان منطقه غفلت نکردیم و با چهار نفر از آنان گفتوگو کردیم تا مشخص شود که آیا میتوان راهحلی اجتماعی مبتنیبر توافق برای توقف یک اشتباه پرهزینه پیدا کرد؟
«خوشبخت» و «شور» زیر لایههای بتن
اهالی افین یکبار دیگر پلاکارد بر دست روی بتنهایی که آب رود را از آنها دریغ کرده ایستادهاند و میگوید «چرا «خوشبخت» و «شور» را از ما گرفتید؟» خوشبخت و شور رودهای روانی بودند که حالا دو دهه است روی آنها بتن ریختهاند و آب آن توسط لولههایی در زیر زمین به اسفدن میرود. شهری در نزدیکی افین و ۵۰ کیلومتری قاینات. افینیها میگویند حدود بیست سال است صدایشان به جایی نمیرسد. قناتها و توت ۳۵۰ساله روستا خشک شده و جان زرشکها در خطر است؛ آنهم برای بتنریزی و حذف رودخانه از مسیر اصلیاش. حالا در هفتههای اخیر کار دوباره شروع شده. آمدهاند تا لولهها را لایروبی کنند و لوله جدید بگذارند. افینیها میپرسند «پول بیتالمال چرا باید صرف چنین نابودیای شود؟» اداره محیطزیست و منابعطبیعی شهرستان میگویند از نظر قانونی اتفاق رخداده به آنها ارتباطی ندارد و آبمنطقهای مسئول است و مسئولان آبمنطقهای هم به ما میگویند «درباره اتفاقات ماههای اخیر اداره امور آب مجوزی نداده بلکه تصمیمگیری درباره تعمیر و لایروبی و کارهای دیگر توسط شورای تأمین استان مصوب شده است.» در میان کشوقوس مسئولانی که هرکدام تقصیر را به گردن دیگری میاندازند و میگویند از نظر قانونی مسئول نیستند! سالیان سال است که بتنها جای آب روان را گرفته، کوههای اطراف خوشبخت و شور تخریب شده و دیگر خبری از پوشش گیاهی نیست و محلیها میگویند «روی بتنها، آنجا که قبلاً رودخانه بود اشک میریزیم.»
