بایگانی مطالب: میراث

جیرفت، تمدن گمشده

«جیرفت» این نام برای پژوهشگران و باستان‌شناسان جهان نامی آشناست. اما تا پیش از طغیان هلیل‌رود و جاری شدن سیل در آن منطقه، جیرفت شهری بود نزدیک کرمان با مردمانی که چندان مرفه نبودند و خبر نداشتند در همسایگی چه گنجینه بزرگی زندگی می‌کنند. سیل اما رازهای بزرگی را برملا کرد، با شسته شدن گورهای تاریخی منطقه، آثار فراوانی نمایان شد و این، شروع فاجعه‌ای فرهنگی در این منطقه بود. غارت آثار باستانی در سطحی گسترده و به‌شکلی بی‌سابقه آغاز شد. تا جایی که خبرنگار یکی از مجلات خارجی تصویرش از مواجهه با منطقه را این‌طور تصویر کرده است: «اینجا شبیه یک پنیر سوئیسی بزرگ است که در هر سوراخ آن یک نفر در حال حفاری و بیرون کشیدن آثار تاریخی است.» کاوش‌ها در جیرفت شروع شد و دو باستان‌شناس بزرگ در آن حفاری‌های علمی انجام دادند، اما این دولت مستعجل کُنارصندل بود؛ با تنگ‌نظری‌ حفاری‌ها را متوقف کرد و ۱۷ سال طول کشید تا باز کلنگ باستان‌شناسان به زمین جیرفت بخورد. هنوز جیرفت اسیر بی‌مهری‌هاست و به‌اندازه یک تمدن بزرگ که تاریخ بین‌النهرین را تغییر داده، قدر ندیده است. در هشتصد و چهل و چهارمین شب از شب‌های بخارا جیرفت محور سخنرانی‌ها شد و باستان‌شناسان و مسئولان پیشین و امروز میراث‌فرهنگی از خاطرات و تجربیاتی گفتند که در جریان کشف این تمدن بزرگ داشتند. در پایان نشست مستند «جیرفت تمدن گمشده» به کارگردانی «پژمان مظاهری‌پور» به نمایش درآمد؛ مستندی که به‌مرور حادثه و بررسی ابعاد حقوقی فاجعه غارت آثار باستانی در جیرفت پرداخته است.

سرقت نسخ خطی وارزشمند موزه شاه نعمت الله ولی

دادستان ماهان خبر داد:

سرقت قرآن‌های تاریخی از موزه شاه‌ نعمت‌الله ولی

در آغاز هفته موزه‌ و میراث‌فرهنگی اتفاق افتاد

آینده موزه‌ها در عصر شتابزدگی

صف بلند مقابل موزه هنرهای معاصر برای بازدید از نمایشگاه «چشم در چشم» و بعد از آن نمایشگاه «پیکاسو در تهران» آنقدر پدیده عجیبی بود که بسیاری رسانه‌ها آن را خوش‌بینانه «نشانی از تغییر در جامعه ایرانی» تعبیر کردند و بسیاری این نکته را یادآور شدند که اگر محتوای خوب ارائه شود، مخاطب خود پا به موزه خواهد گذاشت و موزه دیگر مکانی راکد و فراموش‌شده نخواهد بود.

رؤیای روایت تاریخ در خیابان‌های شهر

در شهرهایی با لایه‌های تاریخی متراکم، باستان‌شناسی نه در دل کوه‌ها و بیابان‌ها، بلکه در پیاده‌روها، خیابان‌ها، خانه‌ها و کوچه‌ها جریان دارد. در چنین شهرهایی، موزه نه در چهاردیواری‌های معمول، بلکه در بطن زندگی جاری است. «موزه باز شهری» مفهومی است که به رابطه زنده بین شهر، باستان‌شناسی و مردم اشاره دارد؛ مفهومی که هنوز در ایران جایگاه دقیق و اجرایی نیافته است، اما ظرفیت‌هایی عظیم برای خوانش تازه‌ای از شهر و هویت شهری فراهم می‌آورد. در این گزارش به‌بهانه روز جهانی موزه و هفته میراث فرهنگی، با سه پژوهشگر و باستان‌شناس به گفت‌وگو نشسته‌ایم تا این ایده را واکاوی کنیم.

موزه متعلق به جامعه‌ای است که به آینده می‌اندیشد

پیش رفتن به‌سوی جهانی نو

نمایش بدون‌ متن در ویترین

کتاب‌سازی، آفت پنهان

پس از برگزاری ۳۶ دوره از نمایشگاه کتاب، اکنون این رویداد فرهنگی جایگاهی دلخواه برای همه کسانی شده است که با کتاب و نشر آن پیوند دارند. هرساله تازه‌ترین عنوان‌ها، در نمایشگاه به‌دست دوستداران کتاب می‌رسد و آگاهی از آنچه در گذر یک سال چاپ و پخش شده است، در این میعادگاه فرهنگی به‌دست می‌آید. ازاین‌رو، شاید برگزاری نمایشگاه کتاب را بتوان مهمترین رویداد فرهنگی دانست که با صنعت نشر ایران پیوند دارد. همواره و هرساله نیز شمار بازدیدکنندگان از نمایشگاه فزونی می‌گیرد و خواستاران کتاب را، که شمارشان البته بسیار نیست، به‌سوی خود می‌کشد. اما نباید شمار این بازدیدکنندگان را سنجه‌ای برای دلبستگی ایرانیان برای خواندن کتاب دانست؛ زیرا شوربختانه بازدیدکنندگان بسیاری هستند که تنها برای سرگرمی و گذران وقت راهی نمایشگاه می‌شوند! این را از شمارگان و تیراژ پایین کتاب در ایران می‌توان گمان بُرد. هنوز برای آنکه عادت پسندیده کتابخوانی در میان مردم آنگونه گسترش پیدا کند که همسنگ با دیرینگی تمدن و فرهنگ ما باشد، راهی دراز در پیش است.

شکست قاچاقچیان در تخت‌جمشید

گام‌های بی‌اجازه، شبانه به حریم تاریخ نفوذ کرده بودند. نیروهای یگان حفاظت گوش‌به‌زنگ بودند و کتیبه‌ای ارزشمند، مدتی بود زیر ذره‌بینشان بود. نشانه‌ها و اخباری به گوششان رسیده بود که عده‌ای در پی سرقت کتیبه‌اند. آن شب بالاخره آمدند. آسوده در حال حفاری بودند که نیروهای یگان حفاظت مرودشت به محل نزدیک و با پرتاب سنگ‌هایی از سوی حفاران روبه‌رو شدند. درگیری آغاز شد. یکی از نیروها مجروح شد و نزاع بالا گرفت، دو طرف حالا گلاویز شده بودند. مأمور یگان دستبندش را بیرون کشید تا خاطی را بازداشت کند، اما کاردی تیز، عمیق به رگ دستش نشست تا حفاران بتوانند از مهلکه جان به در برند، او اما با وجود زخم‌ عمیق تیغ، آن فرد را رها نکرد. پنج ضربه چاقو، مأمور یگان حفاظت میراث را راهی بیمارستان کرد. همکارش هم که با پرتاب سنگ آسیب دیده بود، همراه او شد. کتیبه عجالتاً در امان مانده و ضارب بازداشت شده است. به دستور دادستان نه وثیقه و نه ضمانت برای آزادی‌اش پذیرفته نشد و همچنان، در بازداشت به‌سر می‌برد تا تعیین‌تکلیف شود. دشت مرودشت و کوهستان‌های اطراف آن و بسیاری از مناطق این سرزمین همچنان جولانگاه حفاران غیرمجاز است. آنها در امنیتی عجیب در سایه ضعف قوانین، بی‌پروا به فعالیت مشغولند و با جسارتی گستاخانه به روی حافظان تاریخ این سرزمین تیغ می‌کشند.