بایگانی مطالب: جامعه
فقرا بالقوه مجرم نیستند
چاقو به دست دارند، صورتشان زخمی است و برای «ناموس» هر کاری میکنند. الفاظ رکیک به زبان میآورند و لباسهای گشاد میپوشند و لحنشان عصبانی است. این تصویر در ماههای اخیر بارها و بارها در سریالهای شبکه نمایش خانگی، فضای مجازی و… تکرار شده است. تصاویری که دهکهای پایین اقتصادی، ساکنان نواحی حواشی و … را بزهکار میداند. بعد از انتشار هر خبر قتل یا خشونتی این تصاویر بازنمایی میشوند. از نگاه «سمیه توحیدلو»، جامعهشناس اقتصادی، سرمایه اقتصادی میتواند عامل بسیاری از بزهها نباشد و آن چیزی که باید ردپایش را در جرایم پیدا کرد، سرمایه فرهنگی است. از نگاه «پیر بوردیو»، سرمایه اشکال مختلفی دارد که یکی از مهمترین آنها سرمایه فرهنگی است؛ سرمایهای که به سه شکل تجسمیافته، عینیشده و نهادینهشده است. از نگاه او سرمایه فرهنگی به آن فوریتی که سرمایه اقتصادی بهدست میآید، نیست و ارزش آن بسته به میدانی که در آن عمل میکند، قابلتغییر است. جامعهشناسان میگویند مقولههایی مانند آموزش هم میتواند در این سرمایه فرهنگی مؤثر باشد. در این گفتوگو رابطه میان سرمایه فرهنگی، میزان تحصیلات و حتی سرمایه اقتصادی را با جرایمی مانند زنکشی جستوجو کردیم.
دختران دریا
|پیام ما| «نئارخوس»، دریانورد و فرمانده ناوگان دریایی اسکندر مقدونی، در قرن چهارم پیش ازمیلاد در سفر دریاییاش به خلیجفارس، از جزیره هنگام یاد کرده است. در قرنهای شانزدهم و هفدهم نیز نیروهای نظامی پرتغال این جزیره را اشغال کردند. در سال ۱۹۱۳ بریتانیا پایگاه دریاییای در آن ایجاد کرد. از اواخر دهه ۱۹۴۰ کشتیهای نفتکش در مسیر خود به تنگه هرمز، که حدود ۶۰ کیلومتر از هنگام فاصله دارد و یکی از نقاط کلیدی تجارت جهانی نفت است، از نزدیکی این جزیره عبور میکنند. اینها همه نشان از موقعیت استراتژیک این جزیره گرمسیری کوچک در انتهای خلیجفارس دارد که همیشه مورد توجه بوده است. اما امروزه جزیره هنگام شهرت دیگری هم دارد؛ «دختران دریا» و تنها زنان ایرانیای که به حرفه ماهیگیری مشغولاند.
پادکست ۲۰ خرداد
«سیهمار» هنوز جان میگیرد
زهرش را دوباره به دل مردم ریخته… زهر سیهمار در همین خرداد «اسامه بلوچی»، «سدیس بلوچی» و «میرخاتون بلوچی» را کشت. مردم بجوکان در بخش لاشار نیکشهر این شبها خواب ندارند. ترس در دل همهشان خزیده. یکی از اهالی روستای بجوکان میگوید: «خدا شاهد است از وقتی این اتفاق افتاده شبها نمیتوانم بخوابم. ساعت ۵ صبح خوابم برد. همهاش نور گوشیام روشن است. خانه ما امنیت ندارد، نه ماشین هست، نه آنتن موبایل. تا «چانف» ۱۵ کیلومتر جاده خاکی است و میلیونی از ما پول میگیرند تا به درمانگاه برسیم.» مردم روستا شبها تا صبح بیدارند، نقل ترس از خوابیدنشان را نمیتوانند به خبرنگاران مرکزنشین بگویند، آنها نمیتوانند فارسی صحبت کنند و خبرنگاران هم بلوچی نمیدانند! اینها گفتههای «زابد آهورانی» بهورز روستاست که صدای اهالی شده. در روستا وضع همه شبیه زابد است. بیدار ماندن، نور انداختن به اطراف و هر گوشه را گشتن!
پادکست ۱۹ خرداد
مجرم اصلی ساختار ناکارآمد است
قتل الهه حسیننژاد، جامعه را در شوک فرو برده است. از یک طرف مسئله ناامنی و تردد زنان در سطح شهر مطرح شده است و از طرف دیگر مسئله سرقتهای مرگبار. قتل الهه و اعتراف متهم مبنیبر سرقت گوشی تلفن همراه او، آنهم درست چهار ماه بعد از سرقت مرگبار از امیرمحمد خالقی، یکبار دیگر اذهان عمومی را درگیر این پرسش کرده که آیا در سالهای اخیر جرایم خشنتر شده است؟ راه برونرفت از این وضعیت چیست؟ «سعیدمعیدفر»، جامعهشناس و مدرس بازنشسته دانشگاه، در گفتوگو با «پیام ما» از این میگوید که مجرم اصلی نظام ساختاری ناکارآمد و بهعبارتی بحران ارزشها و هنجارها و بحران اقتصادی است؛ «اینهاست که از هر کسی قربانی میسازد.»
کشتی مدلین؛ در راه مأموریت غیرممکن برای غزه
کشتی حامل ۱۲ فعال فلسطینی از جمله «گرتا تونبرگ»، فعال ۲۲ساله، و «ریما حسن»، نماینده فرانسوی پارلمان اروپا، قرار است بهزودی به غزه برسد. ارتش اسرائیل اعلام کرده که اجازه نمیدهد این کشتی در غزه پهلو بگیرد و آن را بهسمت بندر اشدود در اسرائیل هدایت خواهد کرد. این دومین تلاش کنشگران برای رساندن کمکهای بشردوستانه به نوار غزه است، اما خدمه این گروه اینبار آماده مواجهه با خطرات پیش رو است. تونبرگ به ساندیتایمز میگوید: «خطر واقعی ساکت ماندن است.» ارتش اسرائیل میگوید تمام سرنشینان این کشتی دستگیر خواهند شد و بهمحض آمادهشدن کشتی فوراً اخراج میشوند. طبق آخرین خبرها، کشتی «مدلین» به سواحل مصر نزدیک شده است و فاصله کمی با غزه دارد. سؤال اینجاست که چرا فعالان محیطزیست حالا روی مسئله غزه متمرکز شدهاند و مقابله با تغییراقلیم را در گرو پایداری صلح در جهان میبینند.
پادکست خبری ۱۸ خرداد
کارگران بیشناسنامه، خاکسترهای بیدیه
آخرین بررسی و گفتوگو با فعالان اجتماعی بندرعباس نشان میدهد «کارگران بلوچ بیشناسنامه کشتهشده در انفجار ظهر ۶ اردیبهشت در بندر شهیدرجایی» حداقل ۱۵ نفر بودند که در هیچ فهرستی اعلام نشدند. بهنظر میرسد اکنون میتوانیم بهرغم ادعای برخی مسئولان که بعد از انفجار، این ماجرا را انکار میکردند، بنویسیم احتمالاً ۵۸ بهعلاوه ۱۵ نفر کشته شدند، اما ۱۵ نفرشان بهدلیل نداشتن مدرک شناسایی حضورشان رد و مرگشان انکار شده است. حالا فعالان اجتماعی و خیریههایی در بندرعباس که به خانوادههای این مفقودان خدمات ارائه میدهند، میگوید هیچ دیه و خدماتی به آنان تعلق نگرفته است و زنان و فرزندانشان به حال خود رها شدهاند. خانوادههای این گروه از جانباختگان میترسند درصورت پیگیری افغانستانی تلقی و از کشور اخراج شوند؛ چون هیچ سندی برای اثبات ایرانیبودنشان ندارند.
برزخ اندیشمندان در ورشو
خانه اندیشمندان علومانسانی دیروز، هفدهم خردادماه، سه ساعت پرتنش را سپری کرد. هرچند که سابقه شروع این تنشها به دو سال پیش برمیگردد که معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری و مدیرکل مطالعات فرهنگی و اجتماعی بههمراه تعداد زیادی از عوامل اجرایی شهرداری تهران به این مرکز فرهنگی آمده بودند تا ملک را تخلیه کنند و وقتی مدیران این مجموعه پاسخ دقیقی به سؤالات خود دریافت نکردند، ناچار شدند شب را در این ساختمان به صبح برساندند تا مبادا ساختمان پلمب شود. اما اینبار مدیران شهرداری از مرجع قضائی درخواست کردند با حضور عوامل انتظامی، نسبت به اجرایِ حکم و تخلیه ساختمان اقدام کنند. حضوری که چندساعتی پشت درهای بسته طول کشید و نتیجه این بود که حکم اجرا میشود اما خانه اندیشمندان میتواند با شرط استفاده عمومی از فضا به فعالیت خود ادامه دهد؛ «استفاده عمومی» که تعریف آن هنوز مشخص نیست.
