بایگانی مطالب: جامعه
امنیت رانندهها را تأمین کنید تا بارها را بردارند
پس از گذشت چند روز از اعتصاب کامیونداران، وعدههایی برای پاسخ به مطالبات آنها داده شده است، اما مسئله «تضمین اجرای این وعدهها از سوی دولت» است. «جلال موسوی»، نایبرئیس کانون کشوری کامیونداران، در گفتوگو با «پیام ما» از مطالبات رانندگان میگوید. او مدعی است عدهای با سوءاستفاده از نارضایتی این صنف، فضا را برای آنها ناامن کردهاند و نمیگذارند رانندگان به کار برگردند. ازهمینرو، آنها خواستار تأمین امنیت رانندگان هستند.
پادکست ۰۷ خرداد
دانشآموزان با تهدید سوار ارابه مرگ شدند
|پیام ما| کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی در گزارش تازهای به بررسی دو فاجعه واژگونی اتوبوس حامل دانشآموزان در شهداد کرمان و زوار مشهد در محور راور پرداخت. این گزارش که در صحن علنی مجلس قرائت شد، از ناوگان فرسوده اتوبوسرانی، قصور گسترده نهادهای نظارتی و فقدان اراده سیاسی برای حل بحران ایمنی حملونقل جادهای پرده برداشت.
آمار تکاندهنده مرگ و زندگی
۸۰ سال دیگر جمعیتمان نصف میشود. وزیر کشور مدتی پیش هشدار داد اگر روند کنونی کاهش جمعیت ادامه داشته باشد، تا سال ۱۴۸۰ جمعیت کشور نصف میشود، یعنی زیر ۵۰ میلیون نفر. زنگ خطر کاهش رشد جمعیت در کشور مدتهاست که به صدا درآمده. سال ۱۳۹۵ روند کاهش تولد در کشور آغاز شد. در سال ۱۳۹۵، یک میلیون و ۵۷۲ هزار و ۹۳۳ نفر در ایران متولد شدند، درحالیکه در سال ۱۳۹۴ تعداد ولادتها در کشور براساس آمار سازمان ثبت احوال ایران، یک میلیون و ۵۷۰ هزار و ۹۶ مورد بود. هرچند که نرخ رشد جمعیت در کشور فقط متأثر از نرخ تولد نیست و میتواند ناشی از مرگومیر و مهاجرت هم باشد، اما بهنظر میرسد تمایل به فرزندآوری در ایران به یک روند کاهشی تبدیل شده است. در این گزارش اعداد و ارقام کلیدی درباره جمعیت در ایران و جهان را مرور کردیم. در روزهای آینده قرار است ابعاد دیگری از کاهش جمعیت و دلایل آن را بررسی کنیم.
میراثداران نیلی در فرهنگستان هنر
نقدی بر مدیریت سلیقهای و حذف سرمایههای فکری فرهنگستان هنر
پادکست ۶ خرداد
مدیریت بحران یا بحران مدیریت؟
|پیامما| ایران از جمله کشورهایی است که سوانح طبیعی بسیاری در آن رخ میدهد. ضعف در نظام مدیریتی بسیاری بخشها نیز سالانه بر تعداد حوداث و بحرانهای کشور اضافه میکند. با این حال، بهنظر میرسد مدیریت بحران در ایران، هم در بخش اجرای پس از وقوع و هم پیشگیری، چندان موفق عمل نمیکند. مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در گزارشی کارشناسی عنوان کرده است که یکی از آسیبهای نظام مدیریت بحران کشور وجود اسناد بالادستی متعدد است که اتفاقاً در جریان تدوین این اسناد، ردپای نظری بسیار کمرنگ و درعوض، تعجیل عملی بسیار پررنگ است. این گزارش همچنین میگوید در مقام اجرا، سیاستهای وضعشده و متجلی در اسناد، بهدلایل مختلف بهخوبی اجرا نمیشوند. مرکز پژوهشهای مجلس برخی از اسناد تدوینشده در نظام مدیریت بحران کشور مانند «سند راهبرد ملی مدیریت بحران»، «برنامه ملی کاهش خطر حوادث و بحران»، «برنامه ملی آمادگی و پاسخ»، «برنامه ملی بازسازی و بازتوانی» را چندان کارا نمیداند؛ زیرا این اسناد بیشتر ماهیت برنامهای دارند و از جایگاه بالایی بهلحاظ تقنینی برخوردار نیستند. یکی دیگر از هشدارهای این مرکز در حوزه مقررات و قوانین مربوطه، اجتناب از قوانین غیرضروری است که با کلیت نظام مدیریت بحران در تعارض هستند. همچنین، طبق این گزارش اگر جدایی دو بخش «پیشگیری و آمادگی» از «پاسخ و بازتوانی » انجام شود، توان پیگیری و پیشبینی حوادث و همچنین، توان اجرایی و عملیاتی نظام مدیریت بحران کشور را بالا میبرد و این امکان را فراهم میکند که سازمانها بهصورت تخصصی در حوزه کاری خود فعالیت کنند.
پادکست ۰۵ خرداد
تهران با نخل دبی نمیشود
دور میدان دودزده ولیعصر، دوازده نخل ایستادهاند. با وجود دیوارنگاره بزرگ یکسوی میدان و پیامهای تند سیاسیاش، نگاه کمتر کسی به این نخلهای تزئینی است. بهجز اینجا، نخلهای دیگری در میدان هفتتیر کاشته شده است و البته نخلهایی در میدان امامحسین و باز هم نخلهای دیگری در میدانها و بلوارهای دیگر. تهران که به چنارهای سربهفلککشیدهاش معروف بود، با ازبینرفتن شمار زیادی از درختانش، امروز از نام «چنارستان» دورِ دور است. درعوض، شهرداری تهران تصمیم دارد نقاط خالی فضای سبز را در گوشهگوشه شهر با نخلهای تزئینی پر کند. نخل درخت زیبایی است، اما فقط زیبایی یا سبز بودن کافی نیست. کارشناسان فضای سبز میگویند این گونه نوسانات دمایی تهران را تاب نمیآورد و از طرف دیگر، مشکل را در تغییر سیمای شهر و هویت بصری تهران میبینند. بااینحال، بهنظر میرسد این مخالفخوانیها پیش مدیریت شهری خریدار ندارد.
ترس از طالبان، خلبان را سوزاند
روی برگه خروج نوشتند متولد ۱۷ مرداد سال ۱۳۵۴ است. همان روزی که کنسولگری ایران در مزارشریف فتح شد. طالبان حاضران در کنسولگری را کنار دیوار قرار دادند و هرکدام را ۵۰ بار گلولهباران کردند. اگر تاریخ تولدش واقعی باشد، او ۲۳ سال قبل از آن روز شوم، در یک ظهر تفتیده نیمه تابستان، متولد شده بود. ۱۷ مرداد امسال که میآمد، ۵۰ساله میشد. او ۵۰سالگی را ندید. دو هفته وقت داشت تا خودش را از خراسانرضوی به مرز برساند و از آنجا راهی افغانستان شود، افغانستانی که طالبان بیشتر از سه سال است در آن به قدرت رسیده است. او در سومین روز از این مهلت دوهفتهای خودش را در خانهاش در مشهد آتش زد. ۲۸ اردیبهشت، خبر جان باختن او به رسانهها رسید و بعدتر هویتش آشکار شد. برخی میگویند ترس از طالبان فکر مرگ را در او پررنگ کرده است. ترس به جان بسیاری دیگر از مهاجران افغانستانی هم افتاده است. «مسئله دیگر از حق تحصیل و آزادی گذشته، مسئله مرگ و زندگی است.» از او در فضای مجازی یک برگه خروج مانده است و یک عکس، برگهای با تاریخ تولدی که شاید واقعی نباشد، با نام پدر و اسم و فامیل خودش؛ «محمدامیر توسلی».
