سجاد حقیقت قهفرخی

سجاد حقیقت قهفرخی

کارشناس گردشگری

بوم‌گردی بدون پیوست پایداری |پیام ما

سجاد حقیقت قهفرخی

11 خرداد 1405

بوم‌گردی بدون پیوست پایداری |پیام ما

چه شد که بوم‌گردی از مکانی برای زیستن تبدیل به مکانی صرفاً برای اقامت شد؟ سؤالی که اندیشیدن به آن مهم به نظر می‌رسد. خانه به‌مثابه مکانی که در آن زندگی می‌کنیم و تجربه زیسته به دست می‌آوریم مفهومی است که نیاز به مطالعه دارد. در یک نگاه پدیدارشناسانه بیان تجربه‌های زیسته تنها راه تفکیک خانه خوب از بد است. بوم‌گردی‌های اولیه خانه‌هایی برای زیستن و پذیرایی از مهمان بودند و تفکیک خوب از بدشان تنها با بیان تجربه زیسته امکان‌پذیر بود. درواقع بوم‌گردی‌های اولیه تجربه‌ای را به مهمان عرضه می‌کردند که تا پیش‌ازاین کسی نچشیده بود و این تجربه بومی کالایی جدید بود که هم نیاز بازار گردشگری را تأمین می‌کرد و هم یک راه‌حل برای بومی که داشت متروکه می‌شد و از بین می‌رفت. درنتیجه تفکیک خوب و بد یک بوم‌گردی هم بستگی به تجربه‌ای داشت که می‌فروخت.
«آخشیگان» در بوم‌گردی

سجاد حقیقت قهفرخی

4 خرداد 1405

«آخشیگان» در بوم‌گردی

برای درک مسیری که بوم‌گردی‌ها در سه دهه اخیر طی کرده‌اند نیاز به مطالعه عمیق مفهوم «آخشیگان» است. تئوری مطرح شده توسط «کیارش اقتصادی» اگرچه هیچ‌وقت جایگاهی در نظام ارزش‌گذاری وزارت میراث‌فرهنگی پیدا نکرد؛ اما یک راه‌حل درخور است که می‌توانست منجر به رشد این حوزه شود. این نوشته نتیجه گفتگوهای نگارنده با کیارش اقتصادی و مطالعه پایان‌نامه «سنجش اقامتگاه‌های بوم‌گردی در کویر مرکزی ایران مبتنی بر علوم رفتاری» نوشته «مرتضی سیف اصفهانی» است و با دغدغه مطالعه بوم‌گردی‌ها و آسیب‌شناسی سه دهه فعالیت آنها به معرفی سیستم مدیریت یا نظام دسته‌بندی آخشیگان و تبیین این نظریه می‌پردازد.
روایت افول بوم‌گردی‌های اصیل

سجاد حقیقت قهفرخی

28 اردیبهشت 1405

روایت افول بوم‌گردی‌های اصیل

کار از چه زمانی خراب شد؟ برای بررسی تاریخچه بوم‌گردی‌ها و بوم‌گردی‌دارها باید به سراغ اعضای «خوشه‌سار بومی» رفت. سراغ همان فهرست بیست و دو نفره معروف که هنوز روی دیوار بوم‌گردی «بارانداز» در روستای «فرحزاد» خور و بیابانک باقی مانده است. باید رفت و پرسید که چه شد که بوم‌گردی روزگارش این‌گونه شد؟ بررسی این فهرست مهم به نظر می‌رسد. ازاین‌جهت که شاید به‌جز لیست خوشه‌سار دیگرانی هم بودند که کار می‌کردند؛ اما فعالیتشان تبدیل به جریان نشد. خوشه‌سار ولی یک جریان بومی قدرتمند بود.
بوم‌گردی در بحران هویت

سجاد حقیقت قهفرخی

21 اردیبهشت 1405

بوم‌گردی در بحران هویت

می‌پرسم: «من با بوم‌گردی تماس گرفته‌ام؟» با اکراه می‌گوید: «نه! اقامتگاه سنتی، البته بوتیک هتل.» می‌پرسم: «عنوان در مجوزتان چیست؟» آرام می‌گوید: «بوم‌گردی ولی بوم‌گردی نیستیم. خیلی بهتریم. خودتان بیایید و ببینید. عکس‌هایمان هم در اینستاگرام هست. اصلاً خودتان قضاوت کنید ما بوم‌گردی هستیم یا بوتیک هتل؟» می‌گویم: «مگر بوم‌گردی چه اشکالی دارد؟» می‌گوید: «ما همه اتاق‌هایمان مستر است و تخت دارد. کف‌خواب نداریم. اتاق‌ها هم بسیار تمیز است. کاملاً هتلی.» چه شد که روزگار بوم‌گردی‌ها این‌گونه تلخ شد؟ چه شد که بوم‌گردی از یک روش عارفانه و بومی زیبا تبدیل به مقصد گردشگری مبتذل و ارزان شد؟ چه شد که بوم‌گردی از سبک زندگی بومی تبدیل به روش اقتصادی ناکارآمد و ناپایدار برای مردم روستایی شد؟ و شاید کلیدی‌ترین سؤال اینکه بعد از سه دهه، مفاهیم توسعه پایدار چه جایگاهی در بوم‌گردی‌ها پیدا کرد؟ توسعه به‌عنوان مفهومی غربی چه نسبتی با آبادگری ایرانی پیدا کرد؟ چه شد که نام بوم‌گردی این‌گونه زشت شد؟ برای بسیاری بوم‌گردی با برنامه ماه‌عسل و «عباس برزگر» و کته گوجه و روستاییِ میلیاردر شروع شد؛ اما برای بسیاری که رسانه نداشتند، پیش از آن با گروه «خوشه‌سار بومی» و مرام درویشی و عارف‌مسلکی شروع شده بود و حرف‌های برزگر راه به بیراهه بود. گذشتن از سد کرونا و هواپیمای اوکراینی و اعتراضات خیابانی و جنگ، درنهایت بعد از چند دهه از بوم‌گردی و اقتصادش تن نحیف و لاغری به جا گذاشت که به بیماری بدخیمی دچار است و به تلنگری از پا درمی‌آید. گشتن در معانی و حرف‌زدن درباره این مفهوم به همراه آسیب‌شناسی، حالا نیاز حیاتی این حوزه است.