«پیام ما» در گفتوگو با یک فعال کارگری صنعت توزیع نیروی برق، از وضعیت شغلی و معیشتی نیروهای فنی صنعت برق گزارش میدهد
نبرد کلاهزردها با مرگ و معیشت
12 مهر 1405، 21:45
کارگران و نیروهای فنی صنعت برق، بهویژه کارکنان توزیع نیرو، روزانه با خطرهای کاری زیادی مواجهاند؛ از برقگرفتگی و آتشسوزی تا سقوط از ارتفاع. هر نیروی فنی این صنعت ممکن است در ساعات کاری با چنین حوادثی روبهرو شود و چهبسا جان خود را در این راه از دست بدهد. به گفته «مختار واعظی»، فعال کارگری توزیع نیروی برق، ریسکها و خطرهای کاری در حقوق و مزایای این نیروها دیده نمیشود و بسیاری از آنان معیشت دشواری را تجربه میکنند. از سوی دیگر، سرنوشت و آینده کاری نیروهای پیمانی و شرکتی نیز نامعلوم است.
کلاهزردها، کارگران و نیروهای فنی صنعت برق، از جمله گروههایی هستند که بخش مهمی از پایداری شبکه و استمرار خدماترسانی به شهروندان به کار آنها وابسته است. آنان روزانه با خطرهای مختلفی مانند برقگرفتگی و سقوط از ارتفاع مواجهاند. با این حال، مسائل شغلی این نیروها همچنان در حاشیه توجه قرار دارد. نوع قرارداد، امنیت شغلی، شرایط دشوار و پرخطر کار، میزان مسئولیت و تناسب حقوق و مزایا با تخصص و سختی کار، بخشی از چالشهایی است که این نیروها با آن مواجهاند.
در این میان، وضعیت نیروهای شرکتی و پیمانی و بلاتکلیفی درباره آینده شغلی آنها، در کنار مشکلات معیشتی، بر وضعیت نیروی انسانی صنعت برق سایه انداخته است. تداوم این شرایط در مشاغلی که به مهارت، تجربه و آمادگی دائمی نیاز دارند، پرسشهایی درباره نحوه حمایت از نیروی کار و نظام جبران خدمت در این بخش ایجاد کرده است.
بازگشته از خطر مرگ و گمشده پشت اعداد
«مختار واعظی»، فعال کارگری و شاغل در شرکت توزیع نیروی برق تهران بزرگ، در گفتوگو با «پیام ما» با اشاره به وضعیت معیشتی نیروهای فنی و عملیاتی صنعت برق گفت: «نمیتوان مسئله این نیروها را صرفاً در جدول حقوق و مزایا خلاصه کرد. پشت عددی که در فیش حقوقی یک نیروی متخصص فنی دیده میشود، انسانی قرار دارد که هر روز با کار روی خطوط گرم فشار ضعیف و متوسط، با خطرهایی مانند برقگرفتگی، سقوط، سوختگی و حوادث ناشی از کار مواجه است.»
او با بیان اینکه بخش قابل توجهی از این نیروها شرکتی و پیمانی هستند، گفت: «از سوی دیگر، نیروهای روزکار پس از کسر حق بیمه تکمیلی حدود ۴۰ تا ۴۵ میلیون تومان و نیروهای شیفتی حدود ۵۰ تا ۵۵ میلیون تومان دریافت میکنند؛ اما پرسش اصلی این است که آیا چنین درآمدی با نوع کار، تخصص، مسئولیت و ریسکی که این نیروها میپذیرند، تناسب دارد؟ چندین سال است که اقتصاد زندگی بسیاری از کارگران با این میزان درآمد اداره نمیشود. در نتیجه، برخی ناچار به داشتن شغل دوم هستند و در مواردی نیز همسر خانواده برای جبران درآمد خانوار وارد بازار کار شده است.»
عدم تناسب درآمد با ریسک کاری
این فعال کارگری ادامه داد: «مسئله ما فقط میزان حقوق نیست؛ باید دید این افراد در برابر درآمدی که دریافت میکنند، چه کاری انجام میدهند، چه میزان ریسک میپذیرند، چند ساعت از زندگی خود را در اختیار کار قرار میدهند و پس از پرداخت هزینههای ضروری، چه مقدار از درآمدشان برای زندگی باقی میماند.»
واعظی با بیان اینکه بخش قابل توجهی از همکاران در بخشهای عملیاتی و با خطوط گرم فعالیت میکنند، گفت: «این نیروها بخشی از امنیت جسمی و روانی خود را در معرض خطر قرار میدهند و حقوق آنها باید متناسب با تخصص، مهارت و ریسک کاری تعیین شود. در شرایط تورمی، بسیاری از مشاغل تخصصی متناسب با مهارت خود درآمد دریافت میکنند؛ از پزشکان و مدیران گرفته تا بسیاری از مشاغل فنی در بخش آزاد. بنابراین باید پرسید چرا تخصص و مهارت نیروهای فنی و اجرایی صنعت برق نباید در نظام جبران خدمت به رسمیت شناخته شود؟ تفاوت میان یک کار اداری معمولی و شغلی که با جان و سلامت نیروی انسانی سروکار دارد، باید در پرداختها دیده شود. سابقه، تخصص، مهارت، شرایط محیطی، میزان ریسک و فرسودگی ناشی از کار نیز باید در نظام پرداخت مورد توجه قرار گیرد.»
فشار بر سفره کارگری
این فعال کارگری با اشاره به آثار فشار اقتصادی بر زندگی کارکنان گفت: «مشکلات معیشتی معمولاً از سفره شروع میشوند، اما در همانجا تمام نمیشوند. وقتی درآمد یک خانواده دائماً صرف هزینههای ضروری میشود و در پایان ماه نیز کم میآورد، ذهن فرد بهتدریج از برنامهریزی برای آینده به مدیریت بحران امروز تغییر میکند.»
او ادامه داد: «فرد بهجای اینکه به این فکر کند که پنج سال دیگر در چه شرایطی خواهد بود، باید نگران این باشد که چگونه تا پایان ماه هزینههای زندگی را تأمین کند و شرمنده خانواده نشود. بهجای برنامهریزی بلندمدت برای فرزندش، نگران شهریه، لباس، درمان و هزینههای روزمره اوست و حتی در زمان استراحت نیز ذهنش درگیر مسائل اقتصادی باقی میماند.»
واعظی اظهار کرد: «تداوم این وضعیت میتواند زمینهساز فرسودگی روانی، کاهش تحمل، احساس ناکامی و کاهش کیفیت روابط اجتماعی و خانوادگی شود. این مسئله الزاماً به معنای ابتلای فرد به یک اختلال روانی نیست، اما فشار اقتصادی مزمن و ناامنی مالی قطعاً کیفیت زندگی را تحت تأثیر قرار میدهد.»
او با بیان اینکه فردی که تمام روز با برق و خطر حادثه سروکار دارد، برای بازگشت سالم به خانه علاوه بر سلامت جسمی به آرامش روانی نیز نیاز دارد، گفت: «نمیتوان از یک نیروی فنی انتظار داشت در محیط کار تمرکز کامل داشته باشد، در حالی که پس از پایان شیفت، ذهن او درگیر اجاره، قسط، بدهی، هزینه فرزند، درمان و آینده اقتصادی خانواده است.»
واعظی با بیان اینکه فشار اقتصادی را نباید صرفاً یک مسئله رفاهی دانست، گفت: «کار با خط گرم، شغلی نیست که بتوان فشار روانی و استرس آن را نادیده گرفت. نیروی انسانی باید در تمام مدت کار تمرکز بالایی داشته باشد و کوچکترین اشتباه یا حواسپرتی در یک لحظه میتواند پیامد جدی جانی یا مالی داشته باشد. بنابراین نیروی فنی صنعت برق نباید فقط از نظر جسمی آماده باشد؛ ذهن او نیز باید توان حفظ تمرکز و واکنش درست را داشته باشد. اگر همین فرد پس از پایان ساعت کاری با فشار اقتصادی و نگرانی دائمی مواجه باشد، باید پرسید آیا این فشار صرفاً یک مسئله رفاهی است؟ پاسخ منفی است. فشار اقتصادی مزمن میتواند به مسئلهای مرتبط با ایمنی شغلی نیز تبدیل شود. هرچه خستگی جسمی و ذهنی افزایش پیدا کند، ظرفیت انسان برای تمرکز، تصمیمگیری و بازیابی نیز کاهش مییابد. به همین دلیل، توجه به معیشت نیروی انسانی در مشاغل پرخطر را نباید صرفاً یک مطالبه صنفی دانست؛ این موضوع با کیفیت و ایمنی کار نیز ارتباط دارد.»
پناه بردن به شغل دوم
واعظی یکی دیگر از پیامدهای وضعیت موجود را روی آوردن نیروهای توزیع نیرو به شغل دوم دانست و اظهار کرد: «وقتی حقوق یک نیروی فنی حتی هزینههای جاری زندگی را پوشش نمیدهد، او ناچار است برای جبران کسری درآمد به شغل دوم یا اضافهکاری روی بیاورد. در این شرایط، زمان استراحت و حضور فرد در کنار خانواده کاهش پیدا میکند و بهتدریج فرسودگی جسمی و روانی افزایش مییابد. این چرخه یک اقتصاد فرسایشی ایجاد میکند؛ یعنی فرد برای حفظ سطح فعلی زندگی مجبور است دائماً بیشتر کار کند، بدون آنکه الزاماً به امنیت اقتصادی بیشتری برسد. در چنین شرایطی، نیروی انسانی عملاً آینده خود را از دست میدهد و تمام توان خود را برای تأمین امروز هزینه میکند.»
واعظی درباره وضعیت نیروهای شرکتی و پیمانی نیز گفت: «وعدهها و اخبار مقطعی درباره تبدیل وضعیت، برای این نیروها به بلاتکلیفی فرسایندهای تبدیل شده است. سالها انتظار برای تعیین تکلیف وضعیت شغلی، علاوه بر آثار اقتصادی، فشار روانی قابل توجهی ایجاد میکند.»
او افزود: «نیرویی که نمیداند وضعیت شغلی او در چند سال آینده چگونه خواهد بود، چگونه میتواند برای زندگی خود برنامهریزی کند؟ امنیت شغلی بخشی از امنیت اقتصادی و روانی نیروی کار است و نمیتوان آن را از مسئله معیشت جدا کرد.»
تصویر فرزندان نیروهای فنی از آینده شغلی
واعظی با اشاره به آثار این وضعیت بر خانواده کارکنان گفت: «خانواده نخستین جایی است که هزینه این فشار را پرداخت میکند. وقتی پدر یا مادر خانواده دائماً تحت فشار مالی قرار دارد، این فشار میتواند به شکلهای مختلف، از سکوت و کمحوصلگی گرفته تا کاهش زمان اختصاصیافته به فرزندان، حذف تفریحات و عقبانداختن نیازهای خانواده، وارد فضای خانه شود.»
او بیان کرد: «موضوع مهمتر، تصویری است که فرزندان این نیروها از مفهوم کار و آینده شغلی پیدا میکنند. فرزندی را تصور کنید که میبیند پدرش هر روز برای تأمین برق مردم، با شبکهای که در بسیاری موارد فرسوده است و با خطرهای متعدد کار میکند، اما در پایان ماه همچنان بخش عمده درآمدش صرف هزینههای ضروری میشود. این فرزند فقط با یک مسئله اقتصادی مواجه نیست. او در حال شکل دادن به برداشت خود از مفهوم کار، عدالت، آینده و ارزش تخصص است. اگر این تصور در جامعه شکل بگیرد که «هرچه بیشتر کار میکنی، باز هم از زندگی عقب میمانی»، نسل بعدی ممکن است تمایل کمتری به انتخاب چنین مشاغلی داشته باشد.»
واعظی افزود: «این خطر درباره مشاغل خدماتی و تخصصی دیگری مانند معلمی و پرستاری نیز وجود دارد. اگر فرزندان این گروهها ببینند والدینشان با وجود اهمیت اجتماعی شغل خود، از امنیت اقتصادی و شغلی کافی برخوردار نیستند، ممکن است این مشاغل را در فهرست انتخابهای آینده خود قرار ندهند.»
او با تأکید بر اینکه مسئله نیروهای فنی صنعت برق صرفاً افزایش حقوق نیست، گفت: «بحث نباید فقط این باشد که حقوق کارگر پنج یا ۱۰ میلیون تومان افزایش پیدا کند. باید پرسید ارزش اقتصادی و اجتماعی کاری که انجام میدهد چگونه محاسبه میشود؟ آیا تفاوت میان یک کار اداری معمولی و کار تخصصی، فنی و پرریسک در نظام جبران خدمت بهاندازه کافی دیده میشود؟ آیا سابقه، تخصص، مهارت، ریسک، شرایط محیطی و فرسودگی شغلی واقعاً در پرداختها اثرگذار است؟ مهمتر از همه، آیا سیاستگذار هزینهای را که این وضعیت به خانواده نیروی کار تحمیل میکند نیز میبیند؟ اگر این مؤلفهها دیده نشود، در واقع فقط فیش حقوقی را دیدهایم و انسانی را که پشت آن قرار دارد، ندیدهایم.»
این فعال کارگری تأکید کرد: «ما نباید کلاهزردهای صنعت برق را فقط در لحظهای ببینیم که لباس کار پوشیدهاند و برای خدمت به مشترکان وارد عملیات میشوند. درون آن لباس سازمانی، انسانی قرار دارد که خانواده، آینده و نیازهای اقتصادی دارد. کسی که با خطوط گرم فشار ضعیف و متوسط کار میکند، برای روشن ماندن خانهها و کسبوکارهای مردم، بخشی از سلامت و امنیت خود را در معرض خطر قرار میدهد. اگر همین فرد نتواند هزینههای زندگی خود را تأمین کند و دائماً با اضطراب اقتصادی مواجه باشد، نمیتوان انتظار داشت این فشار برای همیشه بدون پیامد باقی بماند. اگر نیروی کار از زندگی عقب بماند، فقط یک فرد عقب نمانده است؛ یک خانواده، یک نسل و در نهایت بخشی از سرمایه انسانی کشور فرسوده شده است.»
واعظی افزود: «ما امروز در کشتیای حضور داریم که آب به طبقات پایین آن نفوذ کرده و آبگرفتگی ایجاد شده است. اگر برای این مسئله چارهای اندیشیده نشود، دیر یا زود آثار آن به طبقات بالاتر نیز خواهد رسید؛ جایی که قانونگذاران، تصمیمسازان و مدیران کشور حضور دارند.»
برچسب ها:
امنیت شغلی، ایمنی شغلی، خطرات شغلی، سختی کار، صنعت برق، کلاهزردها، مختار واعظی، معیشت کارگران، نیروهای توزیع برق، نیروهای شرکتی
نظر کاربران
نادر
یعنی تویه انتخاب شغل اشتباه بزرگی کردیم
با این همه ریسکی کهدبه جون میخریم من این ماه ۳۷ تومن گرفتم
هادی
فقط وجود زن و بچه س که پایبندمون کرده خداشاهده اگه وجود خانواده نبود جنونی که وجودمو گرفته با همون برق کارشو میکرد و خلاص
رسول
حق تخصص تویه شرکتهای توزیع برق و کل صنعت برق اصلا لحاظ نمیشه. متاسفم که اینو میگم تعلق سازمانی و انگیزه صفر شده
بیاتی
دیگه باید به اندازه ای که حقوق میگیریم دل بسوزونیم و کار کنیم. این حرفم برای خودمم ناراحت کنندس
ناشناس
فقط پیمانکاران صنعت برق دارن نفع میبرن. حقمونو دارن روز روشن میخورن . از همه طرف تحت فشاریم و اقعا دیگه کارد به استخونمون رسیده
مامور برق
با گفتن داستان کشتی که دقیقا حال و روز پر از شکاف طبقاتی بین جامعه کارگریه دقیقا ما طبقه پایین پایین کشتی داریم جون میکنیم. ما متوجه نفوذ آب شدیم ولی طبقات بالایی نه. دیر بجنبن آبگرفتگی به طبقات اونا هم میرسه و ....
محسن
واقعا جوری گرفتار شدیم که نه راه پیش داریم نه راه پس! اینا فکر میکنن بعد از ما نسل جدید با این حقوقا میان براشون کار میکنن. ما ... بودیم که خام رویا فروشی چارتا نماینده مجلس ... شدیم
فرید
وقتی یاد گذشته میفتم و به اوضاع و احوال این روزام نگاه میکنم یاد فیلم دوازده سال بردگی میفتم.
فرشاد
عالی گفته؛ آب رو اگه تویه طبقات پایین کشتی مهار نکنن خواه ناخواه طبقات آقایون رو هم در بر میگیره و ...
حسینی
جدی جدی پیر شدیم رفت. من 20 ساله دارم تو شرکت توزیع تهران کار میکنم . با خرید سربازی ۱۶ سال بیمه دارم. هیچ جوره هم نمیشه ازشون بابت حق بیمه تضییع شده شکایت کرد. با این حقوقی هم که دارن میدن انتظار کار سالم هم دارن. یه مشت پیمانکار بی خاصیت آوار شدن رو سرمون.
شهرام
سالهاس دارن بهمون رویا فروشی میکنن
در باغ سبز نشونمون دادن غافل از اینکه پشتش یه باتلاقه
فریاد بلند
اکثر نیروهای شرکتی و پیمانی از روی ناچاری دارن میان سرکار
یعنی اگه موقعیت مناسبی پیش بیاد ول کردن رفتن
امیدوارم موقعیت مناسب نصیب همه بشه ول کنیم بریم تا خودشون بمونن و شرکت توزیعشون
حمیدرضا
حداقل حقوق تو کشورمون رسیده به ۶۳ دلار
تویه یه عراق ۲۶۵ دلاره
تویه ارمنستان ۲۴۰ دلاره
تویه ترکیه ۵۴۵ دلاره
تویه عربستان ۱۰۰۰ دلاره
تویه امارات ۱۲۵۰ دلاره
چقدر بین کیفیت زندگیا فرقه
مینا
واقعا جای تاسف داره
قلب آدم درد میگیره وقتی آدم به این تفاوت فاحش فکر میکنه. بابا خب وقتی نمیتونین برین کنار
رامین
یعنی جوری از لحاظ روحی و جسمی و حتی شخصیتی خسته شدم از این وضعیت که حد نداره
از این جماعت آبی برای ما گرم نمیشه
اپراتور دیسپاچینگ
من واقعا پشیمونم که چرا عمرمو صرف این شغل کردم
واقعا باخت بزرگی دادیم که با امید واهی و وعده های یه عده از خدا بی خبر موندیم مخلصانه کار کردیم و فقط یه پله شدیم برای رشد مدیران
لعنت به همشون
رویا
بزودی خورشید عدالت تابیده میشه و یخ تبعیض و نابرابری برای همیشه آب میشه...
امین
به خدا قسم جوری زندگیم پیچیده به هم که اصلا توان ادامه دادن ندارم. موندم با این هزینه های دلاری چطور با حقوق ریالی وه هر روز داره بی ارزشتر میشه از پس مخارجمون بر بیام
تاکی باید تحمل کرد آخه. بابا ما هم آدمیم دوس داریم سرمون پیش زن و بچه بالا باشه
سوگند
بگذرد این روزگار تلختر از زهر ...
سیمین
ابر قدقدقدرت شدن جهان اسلام هزینه داره خب
فعلا نون و ماستتونو بخورین
حیدر
هر وعده که دادند به ما باد هوا بود
هر نکته که گفتند غلط بود و ریا بود
چوپانی این گله به گرگان بسپردند
این شیوه و این قاعده ها رسم کجا بود ؟
رندان به چپاول سر این سفره نشستند
اینها همه از غفلت و بیحالی ما بود!
خوردند و شکستند و دریدند و تکاندند
هر چیز در این خانه بی برگ و نوا بود .
گفتند چنینیم و چنانیم دریغا ...
اینها همه لالایی خواباندن ما بود !
ایکاش در دیزی ما باز نمی ماند
یا کاش که در گربه کمی شرم و حیا بود!!!!!!!
بهنام
عالی. همه حس فریب خورده رو داریم
نگین
بن بست کامل
علیرضا
به درجه ای از سربلندی تو زندگی رسیدیم که وقتی بچه ازمون چیزی میخواد باید زل بزنیم به فرش
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
توزیع پنلهای خورشیدی میان ۱۱۰ خانوار عشایری قزوین
تفاهمنامه وزارت اقتصاد و ساتبا برای تأمین مالی نیروگاههای خورشیدی و تسهیل صدور مجوزها
وزیر نیرو: توسعه شبکه برق کشور بر پایه دانش بومی و فناوریهای نوین است
هدف ساتبا: ورود ۳۰۰ مگاوات نیروگاه بادی به مدار تا نیمه ۱۴۰۶
تشکیل کارگروه ویژه برای تأمین پایدار آب و برق قشم
همکاری دستگاه قضا و صنعت برق برای جمعآوری مزارع غیرمجاز رمزارز
شتاببخشی به ساخت نیروگاههای تلمبهذخیرهای در ایران
ظرفیت به ۶۱۰۰ مگاوات رسید
تحقق ۱۲ هزار مگاوات انرژی تجدیدپذیر پیش از ۱۴۰۷
آغاز تعمیرات ۱۱۵ هزار مگاواتی برای پایداری شبکه
تأمین سوخت زمستانی نیروگاهها
اعمال جریمه سنگین برای مشترکان پرمصرف
وزارت نیرو: قیمت برق افزایش نمییابد
وب گردی
- بهترین هتل های مازندران و گیلان کدامند؟ 8 هتل های خوب شمال
- مشارکت اسنپ در خرید دستگاه استریل جراحی چشم
- لایو ترید؛ بهترین راه برای دیدن اجرای واقعی یک استراتژی معاملاتی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز بیشتر
بیشترین نظر کاربران
نبرد کلاهزردها با مرگ و معیشت
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




مهدی
جونمونو گرفتیم کف دستمون داریم یک کار پر ریسک انجام میدیم ولی مزدی که میگیریم با تخصص تناسب و تناسخ نداره متاسفانه