بایگانی مطالب: میراث فرهنگی
تنش آبی در جنگ با میراث جهانی
|پیام ما| خشکسالی، تنش آبی و پدیدههای حدی موضوعاتی که یونسکو در گزارش اخیر خود در مورد آنها هشدار داده و اعلام کرده است حدود ۷۳ درصد از سایتهای میراث جهانی در کشورهای مختلف در معرض تهدید ناشی از این پدیدهها قرار دارند. تهدیدهایی که از سویی ریشه در تغییراقلیم دارد و از سویی مربوط به مدیریت ناپایدار منابع بهویژه منابع آبی و توسعه نامتوازن است. براساس تازهترین تحلیل یونسکو و مؤسسه منابع جهانی (WRI)، مجموع این عوامل ساختار و ارزشهای فرهنگی و طبیعی این مکانهای منحصربهفرد را که میراث بشری محسوب میشوند، با خطر جدی مواجه کرده است. هر چند در گزارش یونسکو به مخاطراتی که آثار جهانی ایران را تهدید میکند، اشارهای نشده است اما در سالهای اخیر کارشناسان بارها در مورد تهدیدات مرتبط با مخاطرات آبی بهویژه فرونشست زمین که نتیجه مدیریت غیراصولی منابع آب زیرزمینی است، هشدار دادهاند. براساس آخرین گزارش مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، سایتهای تاریخی در ایران از جمله تختجمشید، نقشجهان، مسجدجامع اصفهان، گنبد سلطانیه و شهر تاریخی یزد در معرض آسیبهای شدید ناشی از فرونشست قرار دارند. این بررسی نشان داده است از ۶۳ سایت میراث جهانی ایران ۲۷ سایت در مناطق پرخطر فرونشست زمین قرار دارند. کارشناسان و پژوهشگران راهکارهایی برای محافظت از این آثار هم ارائه دادهاند و همچنان مطالعاتی در این زمینه در حال انجام است، در گزارش اخیر یونسکو نیز راهکارهایی به دولتها پیشنهاد شده تا میزان آسیب ناشی از این مخاطرات را به حداقل برساند و خواستار تقویت تابآوری، مدیریت پایدار آب و بهرهگیری از تجربههای محلی و فناوریهای نوین برای جلوگیری از بروز فاجعهای فرهنگی شده است.
محرم از نگاه گردشگران فرنگی
در روزگاری که روایتهای بومی از بسیاری آیینها و مناسک ایرانی کمتر به قلم آمده، گاهی نگاه ناظران بیگانه، به میراثفرهنگی این سرزمین عمق و دقتی بخشیده که در منابع داخلی کمتر میتوان نشانی از آن یافت. یکی از این آیینهای سترگ، سوگواره محرم است که نهتنها در حافظه تاریخی ایرانیان، بلکه در یادداشتها و سفرنامههای گردشگران فرهنگی و مذهبی جایگاهی ویژه یافته است. کتاب «محرم از نگاه گردشگران فرنگی» به نویسندگی و تصویرگری «مهدی تمیزی» تلاشی است در بازخوانی و بازآفرینی روایتهایی که دیپلماتها، بازرگانان و مبلغان مذهبی از محرم ایران به یادگار گذاشتهاند؛ روایتهایی که اگرچه از دل فرهنگ غربی برآمدهاند، اما توانستهاند تصویری زنده و ملموس از آیینهای عاشورایی در دورههای مختلف بهویژه صفویه و قاجاریه برای ما بهجا بگذارند. این اثر، تنها گردآوری چند سفرنامه نیست؛ بلکه بازنگری خلاقانهای است که متن و تصویر را درهم آمیخته و با بهرهگیری از تصویرهای اصیل چاپ سنگی، روایت مکتوب را به میراث بصری پیوند زده است. تصاویری که برخی از آنها در دل کتابهای کهن ایرانی پنهان مانده بودند، در این مجموعه جانی دوباره گرفتهاند و بهعنوان ابزاری ارزشمند در معرفی آیینهای عاشورایی به مخاطبان داخلی و گردشگران خارجی ایفای نقش میکنند. آنچه مهدی تمیزی در این کتاب پیش روی ما میگذارد، صرفاً مرور یک سنت نیست؛ بلکه تلاشی برای احیای بخشی از هویت فرهنگی و آیینی ایران است که بیتوجهی به آن میتواند گسستی در زنجیره انتقال میراث ناملموس این سرزمین ایجاد کند. روایتهای او ما را به یاد این واقعیت میاندازد که گاه بخشی از حافظه تاریخی ما نه در اسناد بومی، که در یادداشتهای مسافران فرنگی محفوظ مانده است. در این گفتوگو، تلاش کردهایم از منظری نو، به ظرفیتهای این کتاب در حوزه میراثفرهنگی و گردشگری بنگریم و از مهدی تمیزی درباره کارکردهای مغفول این روایتها، جایگاه آنها در طراحی مسیرهای گردشگری مذهبی و اهمیت مستندسازی امروز برای آیندگان بپرسیم.
در سنگر ایران باستان چه گذشت؟
«حتی یک نفر از مقامات با من تماس نگرفت تا درباره وضعیت موزه سؤال کند، انگار اصلاً ما در شهر وجود نداشتیم.» جنگ بود. آتش میبارید و شهر خلوت شده بود. هر کس خود را به مأمنی رسانده بود و هیچکس نمیدانست یک ساعت بعد چه اتفاقی خواهد افتاد. موزه ملی ایران استثنا نبود، در آنجا هم لحظات سختی میگذشت. روایت رئیس این موزه تنها بخشی از این سختی را نقل میکند؛ او از بیان بسیاری از سخنان عبور میکند و شاید قرار است در زمانی دیگر آنها را نقل کند. اما سختترین تجربه در آن ۱۲ روز همین جمله بود که نوکنده در سخنانش به آن اشاره کرد: در شهر بهجز آن چندنفری که مشغول انتقال اشیا به مخزن بودند و کارشناسان و دغدغهمندانی که دور و نزدیک پیگیر شرایط موزه بودند، کسی به آن ساختمان آجری نجیب و موقر تقاطع خیابان سیتیر و سرنوشتش در آن آتشافروزیها فکر نمیکرد؛ ساختمانی که حالا فصل جدیدی از تاریخ را از سر گذرانده است. «جبرئیل نوکنده»، رئیس موزه ملی ایران، عصر دوشنبه در دبیرخانه ایکوم ایران در نشستی با عنوان «موزهها و منازعات» بخش کوچکی از آن ۱۲ روز سخت را مرور کرد. روزهایی که مدیران موزه با کمک کارکنان و جمعی از داوطلبان، بخشی از شناسنامه هویتی ایران را نجات دادند؛ آنهم در سختترین شرایط و با محدودیتهای بسیار. او بارها در سخنانش بر یک نکته تأکید میکند؛ بعد از گفتن از محدودیتها، بعد از مرور کمبودها و بعد از بیان مشکلات در آن شرایطی که همهچیز نامعلوم بود، میگوید: «ما در تمام لحظات فقط به نجات آثار فکر میکردیم.»
نقشه راهی برای نجات میراث در بحران
|پیام ما| از دولت نهم و دهم، میراثفرهنگی ایران با آسیبهای ساختاری جدی روبهرو شد و تبعات برخی از آن آسیبها تا امروز هم در این حوزه قابللمس است. یکی از مهمترین این آسیبها نادیدهگرفتن توانایی و ضرورت حضور بدنه کارشناسی در ساختار میراثفرهنگی کشور بود که از دولت نهم آغاز شد و تا سالها ادامه پیدا کرد. آسیب این نگاه همچنان در بخشهایی از این ساختار مشاهده میشود. با اینهمه در طول سالها و در بزنگاههای مختلف، کارشناسان این حوزه دغدغهمندانه برای حفظ میراثفرهنگی ایران تلاش کردند. نمونه اخیر آن، اقدامی است که توسط برخی کارشناسان بهشکل خودجوش در روزهای پرالتهاب جنگ اخیر صورت گرفت. همزمان با روشن شدن آتش جنگ برخی مرمتگران و باستانشناسان در نامهای اعلام کردند که آمادگی دارند تا در کنار کارکنان موزههای کشور برای حفظ میراثفرهنگی ایران حضور داشته باشند. درعینحال، برخی نیز در قالب یک گروه در شبکههای اجتماعی به آگاهیبخشی و گردآوری دانش حفاظت در شرایط بحران در قالب یک بولتن روی آوردند و نسبت به اصول حفاظت و استانداردهای موجود بینالمللی اطلاعرسانی کردند. با «مهدی رازانی»، عضو هیئتعلمی دانشگاه هنر اسلامی تبریز که ایده تشکیل این گروه را ارائه کرد و با استقبال بدنه کارشناسی میراثفرهنگی روبهرو شد، گفتوگوی کوتاهی داشتیم درباره این اقدام و ضرورت توجه به میراثفرهنگی در شرایط بحران. او میگوید تشکیل این گروه و گردهمآمدن متخصصان و دغدغهمندان حوزه میراثفرهنگی در روزهای ملتهب جنگ با استقبال خوبی مواجه شد و تأکید دارد تدوین یک سیاست کلان برای «حفاظت میراث در موقعیتهای اضطراری» بسیار ضروری است.
آخرین فرصت برای آمادهکردن فهرست قرمز
|پیام ما| «ایران فهرست قرمز آثار تاریخی ندارد.» با اینکه این خبر دیروز بر صدر اخبار نشست و مربوط به گفتوگوی خبرگزاری ایسنا با رئیس کمیته ملی ایکوم بود، اما خبر جدیدی نبود. سالهاست درباره ضرورت تهیه این لیست هشدار داده میشود و سالهاست که انجام این مهم هر بار بدون هیچ دلیل قانعکننده به تعویق میافتد. حالا با بالا گرفتن جنگ باز هم ضرورت تهیه این فهرست مطرح شده است و هشدارهایی درباره آن داده میشود، اما کیست که نداد قرار است با فراهم شدن آرامش نسبی باز این موضوع نیز کنار گذاشته شود؛ تا بحران بعدی و هشدار بعدی و ابراز نگرانیهای بعدی.
صیانت از «جان اشیاء» در موشکباران تهران
موشکباران صدام به تهران رسیده بود. قرار شد همه آثار موجود در بخشهای موزه ایران باستان به گنجینه منتقل شوند. مکانی که زیر حیاط موزه و مرکز باستانشناسی از چند سال پیش برای تحویل و نگهداری آثاری که از کاوشهای باستانشناسی به دست میآمد، ساخته شده بود. آن موقع من دیگر در بخش تاریخی و لرستان موزه کار نمیکردم.
ادعایی که از اساس پوچ بود
|پیام ما| در روزهای پیش از حمله اسرائیل و آمریکا به سایتهای هستهای ایران، رافائل گروسی در سخنانی که رویترز در روز 20 ژوئن آنها را منتشر کرد، اعلام کرده بود: «اصفهان، محل یکی از بزرگترین تأسیسات هستهای ایران، مکانی است که قرار بود یک مرکز غنیسازی اورانیوم در آن راهاندازی شود.»
میراث جهانی اصفهان دستمایه شایعهسازان
در سالهای اخیر، کارزارهای رسانهای علیه جمهوری اسلامی ایران، شکلی پیچیدهتر و چندلایهتر به خود گرفته است؛ بهگونهای که علاوه بر فضاسازیهای سیاسی و اقتصادی، هویت تاریخی و میراث فرهنگی کشورمان نیز آماج شایعهسازیها و عملیات روانی قرار گرفته است. تازهترین نمونه از این رویکرد از آنجا آغاز شد که برخی رسانههای معاند با انتشار بخشی از مصاحبه قدیمی رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، مدعی شدند که ایران اورانیوم غنیشده خود را در بناهای تاریخی اصفهان پنهان کرده است؛ در حالی که اصل این مصاحبه مربوط به سال ۲۰۲۴ میلادی است و در آن، گروسی صرفاً بهطور فرضی درباره امکان چنین سناریویی صحبت کرده بود و هیچگاه چنین ادعایی را تایید نکرد.
مخازن امن برای آثار فرهنگی و تاریخی بسازیم
نجیبزاده اشکانی در پناه سنگر شنی
همه شهر غافلگیر شدند در آن نیمهشبی که تهران با انفجارهای پیدرپی از خواب پرید. هر کس تدبیری داشت برای نجات و رفتن به جایی امن. جنگ شروع شده بود و کسی نمیدانست کی قرار است تمام شود. پس بهتر آن بود که هرکس خود را به جایی امن برساند. روایت آنها اما متفاوت بود. آنها که ساعاتی بعد از آن انفجارها بلافاصله راهی محل کارشان شدند؛ راهی موزهها. قرار بود پیش از آنکه خود را به محلی امن برسانند، شرایطی امن برای آثار تاریخی موزه فراهم کنند. آسمان پایتخت در روزهای بعد هم ناآرام است و همچنان صدای انفجارها به گوش میرسد، آنها اما در سالنهای موزه مشغولاند. موزهداران و کارکنان میراثفرهنگی در ۱۲ روز جنگ روزهای متفاوتی را سپری کردند؛ روزهایی که شاید در آینده نزدیک روایتهایش را نقل کنند. چند روز پیش تصاویری از موزه ملی ایران منتشر شد که نشان میداد تدابیر حفاظتی برای حفظ آثار موزه بهکار گرفته شده است. کتیبه بارعام و پلکان کاخ شورا پشت کیسههای شن پنهان شدهاند. داریوش و مرد شمی هم در حصاری شنی قرار گرفتهاند. جنگ است و این آثار قرار است قرنها بمانند، پس باید به سنگر بروند. اما این اقدامات تا چه اندازه منطبق بر ضوابط و استانداردهای حفاظت بودند؟
