بایگانی مطالب: محیط زیست
فرصت ازدسترفته ایران در کنگره جهانی حفاظت ۲۰۲۵
«PFAS»؛ در خون انسان، شیر مادر و آب آشامیدنی
در دهههای اخیر، یکی از نگرانیهای اصلی در حوزه محیطزیست و بهداشت عمومی، افزایش استفاده و انتشار ترکیبات شیمیایی مصنوعی بوده است. یکی از گروههای بسیار مقاوم، گسترده و پایدار در محیط، ترکیبات آلکیل پر- و پلیفلوئوردار هستند که با نام اختصاری PFAS شناخته میشوند. این ترکیبات، بهواسطه ساختار منحصربهفردشان، در برابر تجزیه شیمیایی، زیستی و حرارتی بسیار مقاوماند و به همین دلیل، در ادبیات علمی با عنوان «آلایندههای دائمی» (Forever Chemicals) شناخته میشوند. ازآنجاکه این مواد در گستره وسیعی از محصولات مصرفی و صنعتی، از جمله ظروف تفلون، فومهای آتشنشانی، پوشاک ضدآب، لوازم آرایشی، محصولات بهداشتی و حتی بستهبندیهای مواد غذایی استفاده میشود، تماس انسان و محیطزیست با آنها تقریباً اجتنابناپذیر شده است. این ترکیبات قابلیت تجمع زیستی و پخش جهانی دارند و حتی در مکانهای دور از فعالیت صنعتی، مانند قطب جنوب نیز شناسایی شدهاند.
اصفهان بدون زایندهرود؛ شهری بدون زندگی
اصفهان، که قرنها به «نصف جهان» شهرت یافته، هویت خود را بیش از هر چیز مدیون زایندهرود و سازههای شگفتانگیزی است که روی آن بنا شدهاند. بزرگترین رودخانه فلات مرکزی ایران، نهتنها منبع حیات طبیعی و اقتصادی منطقه، بلکه زمینهساز پیدایش و شکوفایی معماری صفوی بود؛ معماریای که امروز بخش مهمی از میراثفرهنگی جهانی محسوب میشود. پلهایی مانند سیوسهپل، خواجو، جویی و مارنان، که به دستور شاهان صفوی ساخته شدند، تنها مسیرهای ارتباطی نبودند؛ این پلها کارکردهایی اجتماعی، آیینی و هنری داشتند و در حافظه تاریخی مردم اصفهان بهعنوان صحنههایی زنده از زندگی جمعی ثبت شدهاند. اما اکنون خشکی ممتد زایندهرود این شریان حیاتی را از نفس انداخته و پلهای تاریخی را در معرض تهدیدی جدی قرار داده است. به باور بسیاری از کارشناسان میراثفرهنگی، خشکی مداوم رودخانه میتواند نهتنها ساختار فیزیکی این پلها، بلکه کارکرد اجتماعی و ارزش فرهنگی آنها را به نابودی بکشاند. بهبهانه روز ملی زایندهرود ضمن مرور تاریخچه پلهای تاریخی روی این رودخانه، به بررسی بحران کنونی و دیدگاه متخصصان میپردازیم.
جان دادن در آب، جنازه در خشکی
از ابتدای سال تا یازدهم مهرماه، لاشه ۳۵ فوک در گیلان، ۴۶ فوک در مازندران و یک فوک در سواحل استان گلستان پیدا شده است. این آماری است که مرکز حفاظت فوک خزری ایران به «پیام ما» داده است. یک روز بعد از ارائه این آمار توسط این مرکز، خبر آمد لاشه یک فوک دیگر در ساحل فرحآباد ساری پیدا شده. در تصاویر، لاشه از آب بیرون کشیده میشود و هنوز مشخص نیست چه مدت از زمان مرگش گذشته است. اما آنطورکه شواهد چند سال اخیر نشان میدهند، به نسبت گذشته پیدا شدن جسم بیجان فوکها در سواحل ایران افزایش یافته، اما هنوز دلیل اغلب این مرگومیرها مشخص نیست. لاشههایی که در هفته گذشته به سواحل گیلان رسیدند، زمانی پیدا شدند که دچار فساد و پوسیدگی بودند و برای بررسی علت مرگ دیر بود. همین دلیلی است که با لاشههای گونهای در معرض خطر انقراض روبهرو باشیم، بی آنکه در اغلب موارد دلیل مرگ مشخص باشد.
حفاظت نیازمند یک لایه انسانی است
ایمان ابراهیمی، حفاظتگر ایرانی، در سخنرانی خود در کنگره اتحادیه جهانی حفاظت (IUCN) که در امارات در حال برگزاری است، بر «لایه انسانی حفاظت» تأکید کرد. به گفته او، «اقتصاد مهم است اما اگر مردم هنوز از تخریب طبیعت بیشتر از محافظت از آن سود ببرند، کفایت نمیکند. ما به یک لایه دیگر نیاز داریم؛ یک لایه انسانی، احساسی که حفاظت را شخصی، معنادار و غیرقابل مذاکره سازد.»
کاش میتوانستم برای ایران کار کنم
«من یک بچه دهاتی بودم. در «بردسیر» بزرگ شدم. پدر و مادرم سواد نداشتند.» این را به «پیام ما» میگوید. او که در نودویکمین نشست «دوشنبههای ایکوم» با عنوان «موزهها و معضل گردشگری» شرکت کرده بود، سالها برای زمینشناسی ایران تلاش کرده و با فعالیت در دانشگاه تهران و آخن آلمان، سهمی مهم در توسعه این حوزه دارد و هنوز نگران آینده زمینشناسی و فعالیت موزهها در ایران است. مهمترین میراث او، «موزه شهابسنگ نراق» است. اما چرا او به «نراق» رفت و این موزه را ایجاد کرد؟ در چهره این مرد ۸۶ساله وطندوستیاش بهخوبی پیداست. صحبتهایش نشان از آن داشت که ای کاش میتوانستم همه این فعالیتها را برای ایران انجام دهم؛ اما افسوس که طی این سالها گردشگری در این حوزه، از جمله توسعه ژئوپارکها، موزهها و بهخصوص موزه شهابسنگ نراق بهخوبی انجام نشده است. او باز هم با کولهباری از بغض و افسوس، ایران را به مقصد آلمان ترک میکند.
برای حفاظت در ایران میمانم
سرخوردگی از تبعیضهای جنسیتی گاه به گاه گلوی «مهسا هاشمی» را میگرفت، هنوز هم میگیرد، اینکه دیده نمیشود، شنیده نمیشود و باید چند برابر بیشتر بدود و کار کند تا مانند مردان حفاظتگر به چشم بیاید. در شهرستان بودن را هم به آن اضافه کنیم، اوضاع نور علی نور میشود، همین موضوع سبب شد مهسا هاشمی از اصفهان به تهران مهاجرت کند. او متولد ۱۳۷۴ است، در اصفهان در رشته گردشگری تحصیل کرد و بعد هم دوره راهنمایان طبیعتگردی را گذراند. بهگفته خودش، دلیل علاقهاش به طبیعت به کودکیاش بازمیگردد. همان وقت که با پدرش در دشت قدم میزدند و او همانطورکه جلو میرفت از حیاتوحش، قوچومیشها، کلوبزها، گراز و بقیه گونهها برایش میگفت. به شبهایی که در باغ چادر میزدند و گرازها نزدیک چادرشان میآمدند و او را هیجانزده میکردند. سال ۱۳۹۴ یعنی وقتی ۱۹ساله بود، عضو هیئتمدیره انجمن «آوای بوم» شد و در وادی حفاظت قدم گذاشت.
نجات دریاچه ارومیه با واگذاری داوطلبانه آب
سرنوشت عشایر روی میز دولت
قرار است ۱۶ مهر شورایعالی اداری کشور در مورد طرحی برای انحلال سازمان امور عشایری ایران تصمیمگیری کند؛ دولت یا با انحلال آن موافقت خواهد کرد یا این سازمان را در سازمانهای دیگری ادغام خواهد کرد. اتفاقی که در خود دولت نیز مخالفانی دارد، اما بهاتفاق آرا، اعتراض جامعه عشایری کشور را بههمراه داشته است. روز گذشته بیانیهای از سوی فعالان و اعضای جامعه ایلاتی و عشایری کشور نگارش شده که در آن این تصمیم را همسو با سیاستهای «تختهقاپو و اسکان اجباری عشایر» رژیم گذشته توصیف کردهاند و این طرح را سیاستی با هدف نابودی و ریشهکنی عشایر دانستهاند. خبر احتمال انحلال سازمان عشایری در آستانه جشن روز ملی روستا و عشایر منتشر شده است و حالا عشایر ایران میگویند: «ما جامعه عشایری ایران، ضمن اعلام نارضایتی و نگرانی شدید از این تصمیم تبعیضآمیز، اعتراض خود را نسبت به انحلال یا ادغام سازمان امور عشایر کشور اعلام میکنیم و روز ملی روستا و عشایر را در اعتراض به حذف جامعه دیرپای عشایری از قشربندی اجتماعی کشور، روز عزای عشایر مینامیم.» معترضان به این اقدام دولت میگویند کشور بیش از هر زمان به انسجام ملی و همبستگی اقوام نیازمند است، اما این تصمیم امنیت روانی و آرامش اقوام را بر هم خواهد زد.
«شرق مازندران»، گلوگاه مهاجرت شکاریها
«سؤال بنیادی ما در شروع پروژه این بود که آیا گوشه جنوبشرق دریاچه کاسپین مسیر مهاجرت مناسبی برای پرندگان شکاری است یا خیر؟ و حالا پس از پنج سال شمارش پاییزه در قالب یک پروژه کاملاً داوطلبانه که تاکنون با حمایتهای مردمی اجرا شده است، دانش تولیدشده نشان میدهد این منطقه نهتنها مسیر مهاجرت پرندگان شکاری است بلکه با توجه به تعداد عقابهای بزرگ عبوری از آن، بهعنوان یکی از مهمترین و شاید مهمترین مسیر مهاجرت این پرندگان در اوراسیا و آفریقا محسوب میشود». این گفته «علی موسوی» از اعضای تیم اجرایی پروژه «شمارش شکاریها در گلوگاه» است. رسیدن به این دادهها آسان نبوده، تیمی از داوطلبان در پنج سال گذشته برای روزها، هفتهها و ماهها از زمان طلوع تا غروب خورشید چشم به آسمان دوختند تا بفهمیم چه گونههایی، با چه جمعیتی از عرضهای جغرافیایی بالا، خود را به ایران و گلوگاه میرسانند و از آنجا روانه جنوب میشوند. در گفتوگو با این اکولوژیست پرندگان، از او درباره روند تغییرات پروژه، بودجه و شاخصهای انتخاب ایستگاههای جدید پرسیدیم.
