بایگانی مطالب: کشاورزی
توقف برداشت آب از سفره های زیرزمینی، راهکار مقابله با فرونشست
دانشیار پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری با تاکید بر تدوین برنامه فوری برای کاهش برداشت از سفره های آب زیر زمینی گفت:مهمترین راه حل برای مقابله با فرونشست، کاهش یا توقف برداشت از سفره های آب زیرزمینی است بنابراین باید مناطق بحرانی را با پهنهبندی خطر شناسایی و در اولویتهای بالا برداشت را متوقف شود.
تولهخرسهای گمشده مادر نیمهجان
روز جمعه، ۲۰ تیرماه، جسم نیمهجان خرسی در ارتفاعات بخش «نشل» شهرستان لاریجان پیدا شد؛ با وضعیتی ناپایدار و غیرطبیعی. همیار محیطبانی که این خرس را پیدا کرده، به «پیام ما» میگوید آنها حداقل سالی یکبار بهدلیل تعارض باغداران و زنبورداران با جنازه این گونه روبهرو میشوند و خرس فعلی احتمالاً مسموم شده است. در این میان خبری از دو تولهخرس نیست و در ۲۴ ساعت گذشته فقط ردپای آنها دیده شده و نگرانی برای سرنوشت آنها بالاست. مانند دو تولهخرس قهوهای که اردیبهشتماه امسال مادرشان را در مرودشت استان فارس از دست دادند و به پارک پردیسان تهران آورده شدند، اما یکی از آنها اوایل خردادماه در این پارک گم شد و هنوز خبری از او نیست و سرنوشتش به معمایی بدل شده که هیچیک از مسئولان سازمان حفاظت محیطزیست تا این لحظه برای آن جوابی ندارند.
کلید امنیت غذایی در عصر جدید
افزایش جمعیت، تغییرات اقلیمی و محدودیت منابع طبیعی، ضرورت حرکت به سمت کشاورزی مدرن را برای تأمین امنیت غذایی و توسعه پایدار بیش از پیش آشکار کرده است.
تا وقتی باران نبارد، غبار میماند
شرق تا غرب و جنوب با تا مرکز کشور، آسمان پشت غبار و خاک است؛ اهواز، مشهد، تهران، کرج، زاهدان، کاشان، کرمان و بسیاری شهرهای دیگر. هنوز آماری از مراجعه به مراکز درمانی بهدلیل تنفس در این هوا بیرون نیامده، اما هشدار دادهاند که شهروندان از حضور در فضای باز بپرهیزند. در پیشبینیها گفتهاند این وضع تا پاییز ادامه دارد. این خاک از کجا برخاسته و چرا تا این حد غلیظ است؟ اینطورکه «بهزاد رایگانی»، سرپرست ستاد ملی سياستگذاری و هماهنگی مديريت پديده گردوغبار در سازمان حفاظت محیطزیست، به «پیام ما» میگوید، غبارهای نقاط مرزی شرق و غرب از کشورهای همسایه میآید و بخش مرکزی کشور گرفتار کانونهای داخلی است. بهگفته او، در تهران که از روز آتشبس آسمانش غبارآلوده شده، این خاک برآمده از خشکسالی بلندمدت، بیابانهای خشک اطراف، معادن شنوماسه و زمینهای کشاورزی خشکیده است و اکنون، در پنجمین سال خشکسالی بلندمدت کشور، تنها راه نشستن غبار، باران است.
احیای ناتمام
دریاچه ارومیه، بزرگترین دریاچه داخلی ایران و یکی از مهمترین اکوسیستمهای محیطزیستی کشور، در سه دهه اخیر با خطر کاهش تراز آب و خشک شدن مواجه است. با وجود مطالبه عمومی و هشدار فعالان محیطزیست از اوایل تا اواخر دهه ۸۰ شمسی، متأسفانه دولت وقت با انگارهسازی وارونه، به این بحران محیطزیستی مهم، رویکردی امنیتی داشته و اهمیتی برای خشکشدن دریاچه ارومیه قائل نشده است. در سال ۱۳۹۲، وقتی حسن روحانی در زمان تبلیغات انتخابات ریاستجمهوری وعده صریح احیای دریاچه ارومیه را داد، متأسفانه نفسهای این پهنه آبی به شمارش افتاده و حدود ۸۰ درصد مساحت آبی خودش را از دست داده بود. باوجوداین، این وعده روحانی، بارقههای امید را در دل فعالان و دوستداران محیطزیست و مردم منطقه روشن کرد. ستاد احیای دریاچه ارومیه در سال ۱۳۹۲ توسط هیئت وزیران در دولت یازدهم تشکیل شد. در ادامه، از سال ۱۳۹۳ این ستاد با هدف نجات این اکوسیستم ارزشمند، برنامهای ۱۰ساله با ۲۶ راهکار عملی برای حفاظت و احیای دریاچه تدوین کرد. اما با گذشت بیش از یکدهه فعالیت ستاد، دریاچه ارومیه احیا نشده و حتی به شرایط بدتر از آغاز فعالیت این ستاد رسیده است. حال با سپری شدن بیش از سه دهه از آغاز اولین نشانههای شروع بحران و بیش از یک دهه از فعالیت ستاد احیای دریاچه ارومیه، باید بتوان به این سؤال مهم پاسخ داد که چرا پس از یک دهه فعالیت هنوز به نقطه اول یا حتی بدتر از آن رسیدهایم؟
اخراج؛ هرچه کاشتید رها کنید و بروید
دستور اخراج افغانهای غیرمجاز ششم تیرماه صادر شد. درست پنج روز پس از آتشبس. هول جنگ هنوز بر سر همه ما افتاده بود که هراسی دیگرگونه به دل اتباع ساکن سرزمینمان افتاد حتی مجوزدارها. صداهایی خاموش که کمتر کسی آنها را میشود. از جمله این گروهها، کشاورزان افغانستانی بودند که سالیان دراز است در زمینهای گسترده ایران مشغول به کارند. این گزارش روایتی است از این کشاورزان که ناگهان به آنها اعلام کردند؛ باید محصولاتشان را بگذارند و بروند... در زمانهای تلخ که حتی استارتاپهای تازه پاگرفته کشاورزی بیهیچ تقصیری باید سقفشان فرو بریزد چرا که اسرائیل میخواست روزشمار معکوس «نابودی اسرائیل» را بزند.
صدای بلند فروپاشی اقلیمی
در تازهترین گزارش اقلیمی که پروژه جهانی کربن و اقلیم (IGCC) منتشر کرده، وضعیت اقلیمی کره زمین با استناد به دادهها و تحلیلهای علمی بهشکلی جامع و نگرانکننده ترسیم شده است. اطلاعات پروژه جهانی کربن و اقلیم (IGCC) بهدلایل متعددی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، بهویژه برای سیاستگذاران، دانشمندان و عموم مردم که بهدنبال تصمیمگیری در زمینه تغییراقلیم هستند. IGCC بهطور منظم دادههایی ضروری مانند میزان انتشار گازهای گلخانهای، دمای جهانی، سطح آب دریا و بودجه کربن را بهروزرسانی میکند. این اطلاعات برپایه منابع بینالمللی مثل هیئت بیندولتی تغییراقلیم (IPCC) تنظیم شده است و امکان پیگیری دقیق وضعیت اقلیمی روز را فراهم میکند. از جمله شاخصهای بررسیشده در این گزارش میتوان به سطح انتشار گازهای گلخانهای، روند گرمایش سطح زمین و اقیانوسها، افزایش تراز آب دریاها و کاهش بودجه کربن باقیمانده اشاره کرد.
پساب آلوده در سفرههای زیرزمینی
هر بار که برق میرود، داستانی نگرانکننده در شهرکهای صنعتی رقم میخورد؛ پمپهای تصفیهخانه از کار میافتند و پساب صنعتی بیآنکه فرصت تصفیه داشته باشد، راه خود را به زمینهای کشاورزی و آبهای سطحی باز میکند. ایستگاه پمپاژ تنها دو ساعت ظرفیت نگهداری پساب دارد و وقتی برق قطع میشود، پس از چند ساعت مخازن لبریز و فاضلاب تصفیهنشده سرریز میشود. این روند، سه سال است که ادامه دارد و آلودگی رودخانهها، مسیلها و زمینهای کشاورزی را افزایش داده است. حالا این آلودگی به منابع زیرزمینی نیز رسیده و مدیرکل محیطزیست استان تهران نسبت به این بحران هشدار داده است. کارشناسان و اساتید محیطزیست در گفتوگو با «پیام ما» میگویند وضعیت فعلی آلودگی، به مرز بحران نزدیک شده و نیازمند توجه فوری است.
حیات پنهان زیر پای ما
در گوشهای از پردیس دانشگاه واخنینگن هلند، ساختمانی با دیوارهای پوشیده از رُس، مأمن بیش از ۱۰۰ مونولیت خاک از سراسر جهان است؛ نمونههایی سهبعدی از خاکهای آتشفشانی اندونزی، استپی روسیه، آمازون و خاکهایی که با فعالیتهای انسانی دگرگون شدهاند. این مجموعه مرجع جهانی خاک با نمایش اطلاعات فیزیکی و شیمیایی هر نمونه و نقشههای دیجیتال تعاملی، حیات پنهان زیر پای ما را به تصویر میکشد.
دستهای زخمی، نقشهای ناتمام
«پشت انگشتها و بند انگشتها را نخهای عمودی ساییده بودند. پوست اول کنده شده بود و پوست نو، سفید و کبرهبسته بود. کارگاه نیمتاریک بود و سه پله بزرگ از کف حیاط پایینتر بود... بچهها مثل مارمولک به قالی نیمهبافته چسبیده بودند. روی رنگها کله میکشیدند. چشمها در تاریکروشن قالیبافخانه برق میزد. چشمها درشت و سیاه بودند و از ته گودی صورتهای زرد، نخ را میپاییدند. نگاهها و پنجهها خسته و دقیق درگیر ساخت و پرداخت گلهای ریز و درشت سرخ و زرد و شاخ و برگهای سبز قالی بودند.» در طول گفتوگو با «علیرضا چوبینه» وقتی او از لزوم توجه به ارگونومی در کارگاههای صنایعدستی و قالیبافی میگفت و از ضرورت توجه به سلامت هنرمندان، این تصاویر را که «هوشنگ مرادی کرمانی» در کتاب «بچههای قالیبافخانه» ترسیم کرده بود، مرور میکردم و قصه «اسدو» و «نمکو» در ذهنم جولان میداد. در روزگار آنها که این حرفها جایی نداشت و این واژهها حتی وارد دایره لغات علوم روز دنیا هم نشده بود. امروز اما بعضی قسمتهای قصه عوض شده، علم میتواند به کمک هنرمندان بیاید؛ میتواند بخشی از آن آسیبهایی را که سالها به جان بچههای قالیبافخانه نشست و تا آخر عمر هم رهایشان نکرد و باعث شد مثل اسدو؛ از قالی و قالیبافی و قالیبافخانه و «از آنها که با کفش روی قالی راه میروند» بدشان بیاید؛ از هنرمندان امروز دور کند. میتواند پلی باشد بین هنرهای اصیل ایرانی و سلامتی هنرمندان، تا همان اندازه که مخاطب از دیدن آثار هنری و صنایعدستی لذت میبرد، هنرمند هم از فرایند تولید بدون فشار مضاعف و آسیب جسمی لذت ببرد. «علیرضا چوبینه» در حال حاضر استاد تمام گروه ارگونومی دانشگاه علومپزشکی شیراز است. او در پژوهشهایی که تا به حال انجام داده، بارها به سراغ صنایعدستی رفته؛ تز دکترای خود را با موضوع «طراحی ارگونومیک ایستگاه کار قالیبافی» ارائه کرده و چندین جلد کتاب و صدها مقاله در این زمینه تألیف و منتشر کرده است. علاوهبر جوایز متعدد داخلی، در سال ۲۰۲۲ موفق به دریافت جایزه «Lifetime Achievement Award for Academic Research» از انگلستان شده و در سال ۲۰۲۴ نیز جایزه «گسترش ارگونومی در کشورهای در حال توسعه» را از انجمن بینالمللی ارگونومی دریافت کرده است. با چوبینه درباره چالشها و فرصتهای جدیدی که در مسیر تحول صنایعدستی ایران با استفاده از اصول ارگونومیک وجود دارد، گفتوگو کردیم. او از تجربیاتش برای وارد کردن این تخصص به حوزه صنایعدستی گفت و از اهمیت این علم برای ارتقای سلامت صنعتگران و کیفیت محصولات صنایعدستی. از این گفت که هرگز لذت دیدن نتایج تلاشها و پژوهشهایش را در سطح گسترده و در بازار صنایعدستی ایران تجربه نکرده است. او معتقد است یک حلقه گمشده در این حوزه وجود دارد، حلقهای که باید حوزه تخصص ارگونومی را به حوزه تخصصی صنایعدستی وصل کند.
