بایگانی مطالب: پیشنهاد سردبیر
آزادی مطبوعات در جلسههای چنددقیقهای
توقیف روزنامه «هممیهن» در دیماه ۱۴۰۴، بار دیگر نقش و کارکرد هیئت نظارت بر مطبوعات را به کانون توجه افکار عمومی و جامعه رسانهای بازگرداند؛ نهادی که طبق قانون قرار است تنظیمگر و ناظر بر فعالیت مطبوعات باشد، اما در عمل طی سالهای گذشته به یکی از مهمترین ابزارهای محدودسازی رسانهها تبدیل شده است. این روزنامه به دستور هیئت نظارت و به دلیل انتشار دو مطلب، از جمله یادداشت سردبیر و گزارشی درباره نقض حریم درمان، توقیف شد؛ تصمیمی که نهتنها واکنش گسترده در میان روزنامهنگاران برانگیخت، بلکه بار دیگر این پرسش را برجسته کرد که دولتها تا چه اندازه توان و اراده دفاع از رسانههای قانونی را دارند.
صدایی که از جامعه کم شد
دو هفته از قطع دسترسی به شبکه جهانی اینترنت میگذرد و باوجود این شرایط، بسیاری از روزنامهنگاران در داخل ایران در این روزها تلاش کردهاند روایتگران صادق شرایط فعلی کشور باشند. اما درست در همان روزی که رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی از تلاشهای رسانهها «در انعکاس حوادث و واقعیات» تشکر کرد، روزنامه سراسری «هممیهن» توقیف شد تا صداهای مرجع داخلی محدودتر از گذشته شود. اما چنین اقداماتی چطور موجب فشار مضاعف بر روزنامهنگاران میشود و مرجعیت رسانههای داخلی را به خارج از ایران منتقل میکنند؟ تحریریه این روزنامه و سردبیران سایر رسانهها از خطر افزایش این فشارها و مشکلات آتی برای روزنامهنگاری ایران میگویند.
زخم تعلیق
تمام جلسات آنلاین رواندرمانی تعطیل شده است. دو هفته است که اینترنت بینالمللی قطع شده و تعداد زیادی از افرادی که جلسات تراپی خود را بهصورت آنلاین میگذراندند، دیگر چنین امکانی ندارند. این روزها که بیشتر از هر روز دیگری به گفتوگو با روانشناس نیاز است، آدمها در دنیایی از ابهام و درماندگی بدون کمک رواندرمانگر خود، رها شدهاند. در این گزارش با دو روانشناس گفتوگویی انجام شده تا راهی هرچند کوچک برای رهایی از این وضعیت بحرانی پیدا کنیم.
گردشگری کدام خاورمیانه آقای وزیر؟
|پیام ما| هفته گذشته وزیر گردشگری در حاشیه جلسه هیئت دولت از عادی شدن وضعیت گردشگری ورودی به کشور گفت و اعلام کرد آمار ورود گردشگران از منفی ۵۲ به مثبت ۱۰ رسیده است. درعینحال، وزیر امور خارجه در اظهارات اخیر خود عنوان کرده است نهفقط ایران که کل منطقه خاورمیانه در شرایط فعلی «گردشگرپسند» نیست. هرچند شرایط ایران در سالهای اخیر و وارد شدن نام این سرزمین تمدنی کهن به لیست قرمز بسیاری از کشورها، گردشگری را به رکود کشانده، اما کشورهای منطقه در همین شرایط و با سیاستگذاریهای خلاقانه و بلندمدت رشد و رکوردشکنی صنعت گردشگری را تجربه کردهاند. مهرماه امسال عربستان اعلام کرد در تابستان ۲۰۲۵ میزبان بیش از ۳۲ میلیون گردشگر داخلی و بینالمللی بوده و رشدی ۲۶ درصدی نسبت به تابستان گذشته را در آمارهایش داشته، شهرهای بزرگ خاورمیانه هم آمارهای قابلتوجهی را ثبت کردهاند. دبی در هشت ماه نخست ۲۰۲۵ میزبان نزدیک به ۱۲.۵ میلیون گردشگر بوده و استانبول در همین بازه زمانی آماری ۱۳ میلیونی را ثبت کرده است. این آمارها نشان میدهد بهجز ایران، دیگر شهرها و کشورهای خاورمیانه «گردشگرپسند» است.
مسئولیت شهرداری در قبال حفظ خانههای مشاهیر
زمین سوخته
ساعتِ روی میز هنوز روی ۱۰:۲۰ ایستاده است؛ همان لحظهای که «احمد محمود»، خالق رمانهای «زمین سوخته» و «همسایهها» صبح روز دوازدهم دی ۱۳۸۱، از دنیا رفت. مدادها کنار هم چیده شدهاند، عینک روی میز است، عصا تکیه داده به دیوار و دمپاییها جفتوجور شدهاند؛ انگار نویسنده فقط برای چند دقیقه از اتاق بیرون رفته باشد. خانهای که سالها محل نوشتن مهمترین آثار احمد محمود بوده است، امروز در میدان ۲۲ نارمک تهران در میان فروختن و فروریختن معلق مانده است؛ نه از سوی نهادی خریداری و ثبت ملی میشود و نه توان نگهداریاش برای خانواده مانده است. «بابک اعطا»، فرزند او، به «پیام ما» میگوید: «خیلی سعی کردم دفتر بابا را به همان شکل نگه دارم. مثل یک عکس. اما این عکس تا کی میتواند ماندگار بماند؟» و حالا ممکن است این خانه به سرنوشت خانه پدری نویسنده در اهواز دچار شود؛ فروش، تخریب و پاکشدن یکی از نمادهای ادبیات معاصر ایران.
تهران؛ ۲۳۹ سال پایداری
دیگر نه از آن انارستانها و چنارستانهایش خبریست، نه از آن آبوهوای خوشش. دود و ساختمانهای بلندمرتبه است که تا چشم کار میکند در آسمان پایتخت دیده میشود. انگار نه انگار که اینجا همان شهریست که آقامحمدخان قاجار آن را به اصفهان و شیراز و تبریز ترجیح داد تا حالا برای دویستوسیونهمین سال هنوز هم پایتخت بماند. شهری که تابآوری بالایی داشت و کوههای البرز هم سدی بودند تا دشمنان نتوانند پایتخت را مورد حمله قرار دهند. اما سالها گذشت و در بر پاشنه دیگری چرخید و حالا نبود برنامهریزی شهری و توسعه بدون محدودیت طی دهههای گذشته آن را با معضلات زیادی مواجه کرد. بهطوریکه موضوع انتقال پایتخت برای چندمینبار مطرح شد و آخرینبار دهم مهر بود که رئیسجمهوری آن را نه «انتخاب» که «اجبار» خواند. حالا «فرزانه ابراهیمزاده»، پژوهشگر تاریخ، در گفتوگو با «پیام ما» از دلایل انتخاب تهران بهعنوان پایتخت میگوید و «سولماز حسینیون»، پژوهشگر شهری، عوامل ازبینرفتن تابآوری تهران در طول سالها و مشکلات برنامهریزی شهری در دهههای گذشته را بررسی میکند.
زلزله پنهان طبقه متوسط فقیر
نمیدانم تابهحال در میدان انقلاب دیدهاید کسی با کتوشلوار مرتب و عینک فریمنازک، بساط دستفروشی کتاب یا ساز پهن کرده باشد و همزمان تحلیل رمزارزها را چک کند؟ یا در کافهای در مرکز شهر به فردی برخوردهاید که ساعتها درباره هنر مدرن حرف میزند، اما شب به آپارتمانی کوچک در حاشیه شهر بازمیگردد؟ این تصویرهای پراکنده، نشانه ظهور لایهای اجتماعیاند که نه کاملاً «فقیر» بهمعنای سنتی آن است و نه «طبقه متوسط» به سبک کلاسیک؛ بلکه گروهی برزخی و سیال را شکل دادهاند که جامعهشناسان از آن با عنوان «طبقه متوسط فقیر» یا شما بخوانیدش «طبقه متوسط تهیشده» یاد میکنند. این طبقه در دهههای اخیر به بازیگر خاموش اما مؤثر تحولات اجتماعی ایران بدل شده است؛ نیرویی که همچون زلزلهای زیرپوستی، فشارهای پنهان را در دل جامعه انباشته میکند و گاه در بزنگاههای تاریخی، خیابانها را به لحظه اسپینوزایی (خیزش نهایی) درمیآورد.
کشف پادشاه ۴هزارساله در صخرههای ایذه
در دل صخرههای آیاپیر ایذه، کوچکترین نقشبرجسته ایلامی کشف شد؛ پادشاهی چهارهزارساله که بر تخت نشسته و «ناهونته، خدای خورشید و عدالت» را نیایش میکند. باستانشناسانی که چهارسال پیش برای پیمایش آثار باستانی راهی ایذه خوزستان شده بودند، آن را بهصورت اتفاقی دیدند تا پس از چهارهزار سال، صدای گمشده این پادشاه، در زمانه ما شنیده شود. نامش را گذاشتند: «نویافته ایلامی»؛ پادشاهی که در حال نیایش خدای عدالت است. حالا با این کشف جدید، سیزدهمین نقش ایلامی ایذه قرار است روزنهای شود به سنتهای نیایشی و هنر صخرهای این دوران ناشناخته. البته اگر مسئولان مربوطه در وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی برنامهای برای حفاظت از آن داشته باشند.
زندگی در تعلیق
«فاطمه» اخیراً در آزمون استخدامی، پذیرفته شده، «علی» مدتی است که به توسعه شغلش فکر میکند و «رضا» و «الهه» به بچهدار شدن فکر میکنند، اما جنگ ناگهان همه برنامهها و پیشبینیهای آینده را دگرگون کرد و حتی اکنون، روزها پس از آتشبس، آنها هیچ نشانهای از کنترل موقعیت را برای خواستههایشان نمیبینند. این روایتها نمونههای از بلاتکلیفی گستردهای است که جامعه با آن روبهروست. بحرانی که ریشه در نیاز ذاتی انسان به پیشبینی و کنترل دارد. زمانی که این نیاز برآورده نمیشود، پیامدهای روانی آن از اضطراب فلجکننده تا تعلل در تصمیمگیری، گریبانگیر فرد و جامعه میشود. این مقاله میکوشد با نگاهی روانشناختی، هم به ریشههای این پدیده و ارتباط آن با نیاز ذاتی ما به کنترل بپردازد و هم راهکارهای عملی برای تقویت «تحمل بلاتکلیفی» ارائه دهد؛ از سطح فردی تا جمعی. زیرا درک این مکانیسم، اولین گام برای تبدیل تهدید بلاتکلیفی به فرصتی برای رشد انعطافپذیری روانی است. هدف نهایی، نه حذف کامل عدم قطعیت -که امری ناممکن است- بلکه افزایش توانایی ما برای زندگی کردن در میانه طوفان، بدون ازدستدادن توانِ عمل و امید است.
