بایگانی مطالب برچسب: معماری معاصر
نصف جهان، نیمهجان؟
اصفهان، شهری که قرنها در حافظه تاریخی ایران و جهان بهعنوان «نصف جهان» شناخته میشود، امروز بیش از هر زمان دیگری با پرسشی بنیادین روبهروست: معماری معاصر این شهر چگونه باید در امتداد میراث تاریخی گذشته تعریف شود و چه نسبتی با هویت تاریخی آن برقرار کند؟ از یکسو، میراثی سترگ از دورههای سلجوقی و صفوی در بافت تاریخی اصفهان حضور دارد که همواره الهامبخش معماران و شهرسازان بوده است. از سوی دیگر، نیازهای شهر معاصر، فشارهای توسعه و پروژههای عمرانی پرسرعت، سیمای اصفهان را دگرگون ساخته و گاه تضادهایی آشکار میان سنت و مدرنیته ایجاد کرده است. در این میان، تصمیمهای مدیریتی، نگاههای کوتاهمدت و گاه مداخلات غیرکارشناسی در فضاهای عمومی، بارها موضوع مناقشه میان متخصصان، مسئولان و افکار عمومی بوده است؛ از تجربههای پرچالش میدان امامعلی و پروژه ارگ جهاننما گرفته تا بحثهای جدی پیرامون پلها، مترو و ساختوسازهای بیقاعده در بافت تاریخی. به همین بهانه، گفتوگویی داشتیم با «وحید آقایی»، پژوهشگر تاریخ معماری و شهر که سالها در حوزه میراثفرهنگی و معماری اصفهان مطالعه و پژوهش کرده است. او با نگاهی تحلیلی و انتقادی، جایگاه معماری معاصر اصفهان را در نسبت با هویت تاریخی، سیاستهای مدیریت شهری و آینده چشمانداز فرهنگی شهر بررسی میکند.
رد مسابقه برای بازسازی ساختمان شیشهای
بیانیه انجمن صنفی مهندسان مشاور معمار و شهرساز
شکستن دوباره «ساختمان شیشهای»
هنگام اجرای سحر امامی در آنتن زنده برنامه شبکه خبر، ناگهان صدای اللهاکبر شنیده شد. استودیو لرزید و همه شاهد حمله به ساختمانی در صداوسیما شدند بهنام «ساختمان شیشهای». شاید پس از حمله اسرائیل بود که بسیاری از مردم برای اولینبار متوجه وجود چنین بنایی با معماری شاخص دوره معاصر شدند. بنایی که پس از جنگ هم هنوز جنجالهایی درباره آن ادامه دارد. وزیر راهوشهرسازی در بازدید از ساختمان شیشهای صداوسیما آتش دیگری با اعلام یک خبر برپا کرد: «بازطراحی و بازمعماری این بنا به مسابقه بینالمللی گذاشته میشود». او این صحبتها را در حالی مطرح کرد که چندی پیش وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی گفته بود این بنا ویژگیهای ثبت ملی را دارد. حال برای بسیاری این سؤال پیش آمده که قرار است با ساختمان شیشهای چه کنند؟ بازمعماری یا مرمت؟ در کنار انتقادها به برگزاری یک «مسابقه بینالمللی»، درباره نوع بازسازی ساختمان هم نظرات متفاوتی وجود دارد. «پیام ما» با «سام گیوراد»، مرمتگر و «سعید ساداتنیا»، معمار و شهرساز، گفتوگو کرده که یکی از آنها بر بازسازی عینبهعین ساختمان تأکید دارد و دیگری آن را ایده مطلوبی نمیداند.
ساختمان شیشهای در آتش
هدف قرار گرفتن یکی از مهمترین بناهای معماری معاصر ایران
زیباییشناسی فروریخته
در میان ساختمانهای کوتاه و بلند لار، جایی که گرمای آفتاب با خاک بومی درهم میآمیزد، ساختمانی قد علم کرده است که نهتنها نقش یک بانک را بازی میکند، بلکه جلوهای از گفتوگویی بصری میان سنت و مدرنیته را پیش چشم میگذارد: بانک ملی شعبه لار! پیرنگ دراماتیک ساخت بنای بانک ملی با زلزله ۴ اردیبهشت ۱۳۳۹ در لار و با حضور ریاست جمعیت شیر و خورشید، شمس پهلوی آغاز میشود.
غفلت تاریخی: سینما نور هنوز در انتظار ثبت ملی
هفته گذشته خبر تخریب شبانه این سینما منتشر شد و واکنش ادارهکل میراثفرهنگی استان به این اتفاق قول ثبت ملی این اثر بود. حالا اما ریاحیان با بیان اینکه پرونده ثبتی سینما نور آماده و برای ثبت در آثار ملی ایران فرستاده شد، میگوید: «البته این مسئله زمانبر است؛ ثبت ملی بناهای تاریخی روندی دارد و این آثار باید شاخصههایی داشته باشند که جمعآوری این مستندات و طی این مراحل پیچیدگی خاص خود را دارد و درنهایت باید کارگروهی در تهران تشکیل شود و پرونده ثبت ملی این آثار را بررسی کند. میتوانستیم زودتر در این زمینه اقدام کنیم و من بهعنوان متولی میراثفرهنگی شهرستان کرمان اعلام میکنم که این کمکاری از طرف ما انجام شده است. واقعیت این است که از این بناها در کرمان زیاد داریم و ممکن است شبیه این اتفاق ۱۰ روز دیگر برای یکی دیگر از این بناها بیفتد؛ اما اگر زودتر اقدام میکردیم، این اتفاق برای سینما نور کرمان نمیافتاد.»
میراث ماندگار درویش
«بیشتر از این دیگر نمیتوانستم کاری را انجام دهم که درباره آن فکر کرده باشم. حالا هم تنها خواسته من این است که این استادیوم را حفظ کنند.» جهانگیر درویش پنجاهواندی سال پیش سازهای ساخت که بهگفته خودش برای سالها درباره فلسفه ساخت آن فکر کرده بود. هرچند یکی از بزرگترین پیمانکاران کشور آلمان در گفتوگویی سعی کرده بود نظرش را عوض کند، اما او میدانست که میتواند این کار را انجام دهد. حالا بعد از حدود ۶۰ سال این مهمترین سازه او، یعنی «استادیوم تختی» پابرجاست؛ هرچند که خود درویش دو روز پیش، یعنی ششم آذرماه، بعد از یک عمر تلاش در عرصه معماری چشم از جهان فروبست و جامعه معماری ایران یکی از تأثیرگذارترین افراد خود را از دست داد.
شکلدهی به تاریخ
در اواسط قرن بیستم، مجموعهای از کشورهای جنوب آسیا به طور جمعی تجربه رهایی از استعمارگران را داشتند. دورهای که پس از آن آغاز شد، عصری از ایدهها و فلسفهها برای آیندهای نو را برانگیخت. در این دوران، معماران نقش محوری در خلق سازههای مدرن داشتند که هویت پسااستعماری، پسااستقلال و پسامپراطوری این کشورها را تعریف میکرد. معماران جنوب آسیایی از طراحی به عنوان ابزاری برای بیان چشماندازهای امیدوارکننده اجتماعی استفاده کردند. با وجود این موفقیت، از تاثیر معماران زن در شکلدهی به تاریخ جنوب آسیا کمتر گفته شده است.
«مسجد کازرونی» امتداد مساجد ایرانی
زمانی که پروژۀ ثبت جهانی مساجد ایرانی از سوی وزارت میراث فرهنگی دنبال میشود، تنها مسجد ایرانی معاصر شهر اصفهان، «مسجد کازرونی عباسآباد» بدون توجه به تذکرها و تأکیدهای میراثدوستان و صاحبنظران، توسط هیئتامنای مسجد که حکم هیئتامنایی آنان نزدیک شش ماه است از دایرۀ اعتبار ساقط شده است، به بهانۀ توسعۀ مسجد مورد تخریب قرار میگیرد و اگر نمازگزاران مسجد و میراثدوستان بهموقع وارد عمل نمیشدند، بهغیراز شبستان، کل این مسجد تاریخی همچون «حمام خسروآقا» اصفهان، در سکوت و بیخبری کامل تخریب میشد. این مسجد در کشوقوسهای چندساله چندینبار توسط هیئتامنای آن مورد تهاجم برای تخریب قرار گرفته است و این نمازگزاران و میراثدوستان بودند که تاکنون نگذاشتند این مسجد تاریخی تخریب شوند. باوجوداینکه پروندۀ مسجد کازرونی عباسآباد برای ثبت ملی دو بار به جریان افتاده، اما به دلیل تشدد آراء در ادارۀ کل میراث فرهنگی استان اصفهان و نفوذی که هیئتامنای مسجد در شهر دارند، متوقف شده است. آیا این مسجد واجد ارزش تاریخی برای ثبت در آثار ملی است؟ و مهمتر از همه، اگر قرار است توسعهای در این مسجد صورت بگیرد، باید بر چه اساسی باشد؟ روزنامۀ «پیام ما» در گزارش فوق به بررسی این موضوع پرداخته است.
معماری اقلیمی؛ خرد ازدسترفته در خانههای ایرانی
نزدیکترین تصویر به زندگی، دورنمایی از شهرهای تاریخی ایران در غروبی با رنگهای گرم و صمیمی است؛ تصویری از خانههای دستبهدستهمداده که در گذشته، تنها سقفی بیجان بر بلندای جریان زیستن نبود، بلکه تندیسی از جنس طبیعت بود که روح عواطف انسانی در آن دمیده شده باشد؛ تبلوری از دنیای درونی انسان. هماهنگی خانهها با مواهب طبیعت و نیازهای انسان، ضربآهنگ زندگی را در رگهای زندۀ شهر جاری میکرد و ازاینرو، نزدیکترین تصویر به انسان، دورنمایی از شهرهای تاریخی ایران در غروبی با رنگهای گرم و صمیمی است. عقل و خردورزی موجود در معماری سنتی ایران، نشریۀ آمریکایی «تایم» را بر آن داشت که سال گذشته در یکی از گزارشهای خود، بنویسد: «ایالات متحده برای مقابله با گرما باید در شهرهای خود از تکنیکهای خاورمیانه و ایران استفاده کند، زیرا این راهکار از هر لحاظ بهصرفهتر است.» دلیل این توصیۀ نشریۀ تایم، سازگاری و هماهنگی معماری سنتی ایران با اقلیم و آبوهوا، برای برطرفکردن معضلات آبوهوایی هر منطقه و بیشترین بهرهوری از مواهب طبیعت است. برای مثال، خانههای سنتی ایران بهنحوی ساخته میشد که گرمای هوای مناطق کویری، سرمای مناطق کوهستانی یا شرجی کرانههای خلیجفارس، کمترین آزار را برای ساکنان در پی داشته باشد. این گزارش حسرتبرانگیز، ما را بر آن میدارد که از خود بپرسیم چگونه از این میزان خرد و اندیشه فاصله گرفتیم و چه مسیری معماری ما را به امروز رساند که خانهها، نه روح و احساسی در جریان دارند و نه احترامی برای ساکنان خود قائل هستند؟ چگونه ممکن است با گذر زمان و پیشرفت علم و فناوری، در رویکرد معماری پسرفت داشته باشیم و فلسفۀ معماری را فدای اقتصاد و درآمد بیشتر کنیم؟ ازاینرو روزنامۀ «پیام ما»، در گفتوگو با «علی عطریان» معمار و مدرس دانشگاه، به بررسی اهمیت معماری اقلیمی و سازگاری و هماهنگی معماری سنتی ایران با اقلیم و آبوهوا پرداخته است که مشروح این گفتوگو را در ذیل از نظر میگذرانید.
