بایگانی مطالب برچسب: مسعود پزشکیان
یکدهه حصر «کوروش»
در همچنان بر همان پاشنهای که بود، میچرخد. بیش از ۹ سال گذشته و هنوز هم ۷ آبان که میرسد، حصر «کوروش» آغاز میشود؛ درست در روزی که مشهور است «این پادشاه ایرانی به بابل اندر آمد و مردم زیر پای او شاخههای سبز ریختند.» امسال هم شنیدهها حاکی از آن است که تمام راههای ورودی به پاسارگاد بسته شدهاند. بومگردیها اجازه فعالیت و پذیرش مسافر ندارند. درهای مجموعه پاسارگاد که موسوم به مقبره کوروش است، از چند هفته پیش بسته شدهاند. کارگاههای مرمت مجموعه تعطیل شدهاند. کارمندان، پژوهشگران و مرمتگران پایگاه جهانی پاسارگاد به خانههایشان رفتهاند و ترجیح میدهند به تلفنهایشان پاسخ ندهند. افرادی که پیشازاین در بزرگداشتهای کوروش شرکت کردهاند، با دردسرهای بسیاری مواجه شدهاند. پاسارگاد در روز کوروش سوتوکور است، گویی که گرد مرگ و نیستی بر آن پاشیدهاند. خبری از شادی و حضور گسترده مردم نیست.
آب را مثال بیارزشی نزنید آقای رئیسجمهور!
وعده مبهم پزشکیان به کشاورزان
|پیامما| بهار و تابستان برای کشاورزان اصفهانی پر از چالش بود. سال را با تلاش برای قطع خط لوله انتقال آب از اصفهان به یزد شروع کرده بودند و با وجود همه تلاشها برای تحقق حقابه، دستآخر حتی در بخش کشت دیم هم به مشکل خوردند: آبی در سد زایندهرود برای تحویل به کشاورزان اصفهان وجود نداشت. وزارت نیرو اعلام کرده است چارهای جز کاهش توسعه اراضی باغی و زراعی در این حوضه آبریز ندارد. کشاورزان میپرسند پس معیشت و شغل ما چه میشود؟ رئیسجمهوری به اصفهان سفر کرده است و به کشاورزان قول داده مشکلشان را حل کند. کارشناسان اما میگویند: پزشکیان وعده سر خرمن داده است. کشاورزی اصفهان و استانهای برداشتکننده از زایندهرود باید کوچک شود، راه دیگری نیست.
تهران؛ ۲۳۹ سال پایداری
دیگر نه از آن انارستانها و چنارستانهایش خبریست، نه از آن آبوهوای خوشش. دود و ساختمانهای بلندمرتبه است که تا چشم کار میکند در آسمان پایتخت دیده میشود. انگار نه انگار که اینجا همان شهریست که آقامحمدخان قاجار آن را به اصفهان و شیراز و تبریز ترجیح داد تا حالا برای دویستوسیونهمین سال هنوز هم پایتخت بماند. شهری که تابآوری بالایی داشت و کوههای البرز هم سدی بودند تا دشمنان نتوانند پایتخت را مورد حمله قرار دهند. اما سالها گذشت و در بر پاشنه دیگری چرخید و حالا نبود برنامهریزی شهری و توسعه بدون محدودیت طی دهههای گذشته آن را با معضلات زیادی مواجه کرد. بهطوریکه موضوع انتقال پایتخت برای چندمینبار مطرح شد و آخرینبار دهم مهر بود که رئیسجمهوری آن را نه «انتخاب» که «اجبار» خواند. حالا «فرزانه ابراهیمزاده»، پژوهشگر تاریخ، در گفتوگو با «پیام ما» از دلایل انتخاب تهران بهعنوان پایتخت میگوید و «سولماز حسینیون»، پژوهشگر شهری، عوامل ازبینرفتن تابآوری تهران در طول سالها و مشکلات برنامهریزی شهری در دهههای گذشته را بررسی میکند.
سانسور؛ نسخه جدید دولت وفاق!
رئیس جمهور: تنها راه پایان جنگ تحمیلی «توقف بیقید و شرط» تجاوز دشمن است
رئیسجمهور گفت: تنها راه پایان جنگ تحمیلی،«توقف بیقید و شرط» تجاوز دشمن است، در غیر این صورت پاسخهای ما به دشمن سختتر خواهد بود.
۲۴ساعت پرتنش در ایران
|پیام ما| سحرگاه جمعه، تهران در آتش بیدار شد. تا پیشازاین اگر قتل دختران و افزایش خشونت مهمترین خبرهای کشور بود، از صبح جمعه دیگر مهمترین خبر ایران این بود؛ ایران و حمله ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی. این رژیم در بامداد جمعه، ۲۳ خرداد، مجموعهای از حملات را علیه کشور ما آغاز کرد و همزمان از اعلام وضعیت فوقالعاده در سراسر سرزمینهای اشغالی خبر داد. این گزارش، روایت لحظهبهلحظه پرتنشترین ساعات سالهای اخیر است؛ روایتی از آنچه از بامداد جمعه تا ظهر روز شنبه در سراسر ایران رخ داد.
فیلترینگ؛ دههها عقبگرد در توسعه پایدار
|پیام ما| اینترنت آزاد، فراتر از وعدههای انتخاباتی، مطالبهای است که عمری به درازای محدودیتهای سخت ایجادشده در این حوزه دارد. «وضعیت خطرناک اینترنت ایران» که در آخرین گزارشهای بررسی کیفیت اینترنت بر آن تأکید شده، با تداوم سیاستهای محدودکننده داخلی، مشکلات زیرساخت و شبکه و همینطور تحریمهای خارجی، ادامه یافته است. با وجود تکرار هشدارها از زبان کارشناسان و فعالان این حوزه، در هنوز بر همان پاشنه میچرخد. سال گذشته در پاسخ به مطالبه مردم، فقط شاهد رفع فیلتر دو ابزار بودیم که تأثیر چندانی در کاهش استفاده از فیلترشکنها نداشت و هیچیک از وعدهها به جایی نرسید که دست آخر، امکان استفاده آزادانه از اینترنت را برای مردم فراهم کند. این شرایط درحالیاست که اینترنت بهعنوان یکی از زیرساختهای اساسی توسعه پایدار شناخته میشود. از طرف دیگر، طبق اهداف توسعه پایدار سازمان ملل (SDGs)، دسترسی به اینترنت نهتنها دسترسی به اطلاعات را تسهیل میکند، بلکه زمینهساز آموزش، اشتغال و کاهش نابرابریهاست که ایران با چالشهای عمیقی در این حوزه مواجه است.
برکناری دبیری از سمت معاونت پارلمانی رئیس جمهور
رئیس جمهور طی حکمی با اشاره به قطعی شدن اخبار مربوط به سفر شهرام دبیری و با بیان اینکه دوستی دیرین و خدمات ارزشمند شما در معاونت پارلمانی مانع آن نیست که پایبندی به صداقت، عدالت و وعدههایی که به مردم دادیم، مقدم داشته شود، آورده است: بنابر این توصیفات از ادامه همکاری با شما در دولت چهاردهم معذوریم.
وفاق یا نفاق
مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری از زمان آغاز به کار خود بر سیاست وفاق ملی تأکید کرده است؛ رویکردی که قرار بود به کاهش تنشهای سیاسی، کاهش شکاف بین جناحها، ایجاد حداقلهای تفاهم، همگرایی میان نهادهای مختلف حکومتی، توافق برسرمسائل اساسی کشور و بهبود شرایط اقتصادی منجر شود. اما در عمل، وفاق به توزیع قدرت میان گروههای مختلف بدل شد، بدون آنکه توافقی واقعی بر سر سیاستهای کلان صورت گیرد. در سیاستورزی، وفاق به معنای رسیدن به یک حداقل تفاهم برای پیشبرد امور کشور است. اما اگر این هدف محقق نشود، نتیجه آن چیزی جز ادامه نفاق، اختلاف و ناکارآمدی نخواهد بود. بهویژه در ایران که بحرانهای اقتصادی و سیاسی نیازمند راهحلهای جمعی است، نبود وفاق نهتنها مشکلات را حل نمیکند، بلکه به تشدید آنها نیز میانجامد. حالا که نزدیک به هشت ماه از شروع به کار دولت چهاردهم میگذرد، علتهای شکست این سیاست را بهتر و ملموستر میتوان بررسی کرد.
زمستان سختی را گذراندیم/دنبال این نیستم که بگویم چه کسی مقصر است
رئیسجمهور گفت: اگر دست در دست هم دهیم، با علم و مشارکت مناسب و به دور از اختلافات و دعواهای سیاسی میتوانیم مشکلات را حل کنیم. دنبال این نیستم که بگویم چه کسی مقصر است بلکه تا جایی که ممکن است برنامهریزی کنیم تا مشکلات حل شود.
نگذارید فاتحه حفاظت خوانده شود
«ما، جمعی از فعالان حفاظت از محیطزیست و منابعطبیعی کشور، این نامه را بهمنظور ابراز نگرانیها درخصوص وضعیت فعلی حفاظت از محیطزیست و منابعطبیعی کشور و ادامه فشارها بر فعالین این حوزه به حضورتان تقدیم میداریم.» نامه جمعی از فعالان و حفاظتگران محیطزیست ایران به رئیسجمهور با این جمله شروع میشود. آنها در این نامه خطاب به مسعود پزشکیان آوردهاند: «متأسفانه در دولت چهاردهم نیز اعمال فشار و برخوردهای سلیقهای و دور از مصلحتاندیشی در رابطه با فعالان و حفاظتگران محیطزیست و حیاتوحش کشور همانند دورههای پیشین، کماکان ادامه دارد. برخوردهای حراستی، استیلای فضای امنیتی و بدگمانی بر فعالیتهایی کاملاً شفاف و قابل راستیآزمایی، ادامه کار در این حوزه را بهشدت سخت و مأیوسکننده کرده است. ممنوعیت ورود افراد به مناطق تحتحفاظت بهصورت محدود، درباره منطقهای خاص و با ذکر دلایل فنی امکانپذیر است و اعلام ممنوعیت ورود سراسری برای فهرستی از افراد که دست بر قضا بخشی از مجربترین کارشناسان مستقل حوزه حیاتوحش و محیطزیست طبیعی هستند، علاوهبر آنکه غیرقانونی است، موجب بدگمانی و دلسرد شدن فعالان و کارشناسان این حوزه خواهد شد.» این برخوردها شامل چه مواردی میشود؟ و چه تبعاتی بر عرصه حفاظت دارد؟ در گفتوگو با سه نفر از امضاکنندگان از آنها در این باره پرسیدیم.
