بایگانی مطالب برچسب: ثبت جهانی

ساخت غسالخانه روی محوطه‌ ۷هزارساله

گورها یک به یک پیش آمدند؛ از محوطه اطراف امامزاده رسیدند به حریم درجه یک تپه باستانی. متعرضان به حریم میراث ثبت‌ملی‌شده اما به همین مقدار بسنده نکردند. شهرداری از سویی و اوقاف از سوی دیگر، علاوه‌بر پیشروی گورستان در حریم محوطه باستانی، اسکلتی فلزی، درست در عرصه آن برپا کردند و ساختمانی ساختند؛ می‌گویند غسالخانه‌ای است روی عرصه تپه باستانی. جایی که در دهه ۴۰ باستان‌شناسان را شگفت‌زده کرده بود. در هشت سال کاوش هیئت کانادایی در این محوطه، آثار ارزشمند دوره ماد یک‌به‌یک سر از خاک بیرون می‌آوردند و هر کدام روایتی داشتند از داستان استقرار در این سرزمین. حالا همان محوطه در حال تبدیل شدن به گورستانی است که می‌توانست در هر نقطه دیگری از شهر قرار گیرد؛ اما لجوجانه این نقطه را انتخاب کرده‌اند: «گودین‌تپه». بی‌مهری‌ها به گودین‌تپه سابقه چند دهه‌ای دارد، اما تجاوز آشکار به عرصه و حریم آن چند سالی است که با اعتراض مردم و کارشناسان از سویی و سکوت و انفعال مسئولان میراث‌فرهنگی از سوی دیگر روبه‌رو است. شهرداری و اوقاف بی‌توجه به اعتراضات و تذکرها کار را پیش می‌برند، کارشناسان میراث‌فرهنگی نگران‌اند غسالخانه به بهره‌برداری برسد و دیگر نتوان کاری از پیش برد. مدیرکل و معاون میراث‌فرهنگی کرمانشاه هم پاسخشان به تمام این اتفاقات سکوت است.

مهرگان؛ جشنی برای زندگی‌خواهی

مهرگان آیین زندگی و شادمانی است؛ دعوتی به داد، پرهیز از ظلم و دوری از تاریکی که نماد آن ضحاک است. در اسطوره‌ها و آیین‌های مهرگان، این پیام روشن است: چرخشی از گفتمان مرگ‌اندیشی و «مرگِ خوب» به‌سوی «زندگیِ خوب». آنچه در داد و داوری فریدون دیده می‌شود، بازتاب همین معناست. مهرگان آیین زیست‌افزایی و زندگی‌خواهی است؛ خواستن زندگی برای مردم به‌شکلی عادلانه و برابر. اگر می‌خواهیم به پیام نهفته در دل مهرگان گوش فرا دهیم، باید رؤیا و آرزوهای مردم را زنده کنیم؛ رؤیای گروه‌های بی‌صدا و محروم: کودکان کولبر کردستان، کودکان سوخت‌بر سیستان‌وبلوچستان، کودکان کار و جوانان بی‌اشتغال. این رؤیا جز با چرخشی بزرگ در نگاه ما به جهان و معنای زندگی تحقق نمی‌یابد. مهرگان پیام تولد دوباره و باززایی یک ملت است؛ پیامی که در آن «زندگی خوب» مطالبه اصلی مردم است و فقر و نداری به‌مثابه آفریده‌ای اهریمنی شناخته می‌شود. پیام مهرگان، برچیدن شکاف‌های طبقاتی است؛ جهانی که در آن، زندگی خوب تنها به اقلیتی محدود متعلق نیست و دوزخ سختی‌ها بر دوش اکثریت مظلوم سنگینی نکند. در چنین جهانی، دیگر خبری از زنانه‌شدن، کودکانه‌شدن، قومی‌شدن، زیست‌محیطی‌شدن و میراثی‌شدنِ فقر نخواهد بود.

نغمه‌ای کهن در آغاز پاییز

اوایل پاییز است و آغاز مهرگان. اما نه خوان ارغوانی گسترده می‌شود، نه تبریکی گفته می‌شود و نه جشنی برای آغاز پاییز برپا می‌شود. مهرگان هر سال می‌آید و در سکوت و سوز پاییز می‌گذرد. قرار بود امسال به پیشنهاد وزرای میراث‌فرهنگی، ارشاد، علوم و آموزش‌وپرورش، مسعود پزشکیان جشن مهرگان را به مردم ایران تبریک بگوید و برای برگزاری آن تدارکی اندیشیده شود تا شاید پس از ۴۷ سال، پزشکیان نخستین رئیس‌جمهوری باشد که دومین جشن ملی ایرانیان را بعد از نوروز به مردم ایران که از گذشته تا کنون این جشن را پاس می‌داشتند، تبریک بگوید. اما تا زمان تنظیم این گزارش خبر موثقی در مورد محقق شدن این برنامه وجود ندارد. بسیاری از اهالی فرهنگ معتقدند جشن مهرگان که به ثبت جهانی هم رسیده، مثل نوروز زنده نیست و کارکردهای خود را در ایران امروز از دست داده است. اما مردم‌شناسان این نظر را رد می‌کنند. آنها معتقدند جشن‌ مهرگان و دیگر جشن‌های آیینی در اسارت مرزهای سیاسی کشورها نمی‌گنجند، ماهیت این جشن‌ و آیین‌ها هنوز در میان مردم مورد توجه است؛ حتی اگر نام و شمایل آنها تغییر کند. از جمله «شبان میرشکرایی»، مردم‌شناس، که در گفت‌وگو با «پیام ما» تأکید دارد مهرگان با وجود تغییراتی که برخی مناطق داشته، با همان مفهوم، عملکرد و کارکرد همچنان برپا می‌شود.

کاروانسراها نعمت جاده‌های ایران

فرصت‌سوزی‌ در مجامع جهانی

|پیام ما| ایران پنج سال است که حق عضویت در یونسکو را پرداخت نکرده است. این خبر اگر با نگاهی بلندمدت و سنجیدن شرایط موجود کشور بازخوانی و بررسی شود، موجب نگرانی از تبعات این سهل‌انگاری برای میراث‌فرهنگی کشور است. به‌نظر می‌رسد به‌رغم مکاتبات صورت‌گرفته برای پیگیری این مسئله، مسئولان مربوطه با اهمال با این موضوع برخورد کرده‌اند. عضویت و حضور مؤثر در نهادها و مجامع بین‌المللی یکی از مهمترین اصول دیپلماسی فرهنگی است؛ همان موضوعی که مسئولان در سخنرانی‌هایشان به آن اشاره می‌کنند، اما در پرداخت حق عضویت سالانه و حضور مؤثر در محافل فرهنگی دنیا که یکی از راه‌های تحقق دیپلماسی فرهنگی است، پنج سال است که تعلل کرده‌اند. مهرماه سال گذشته دولت لایحه‌ای را به مجلس فرستاد و در آن خواهان لغو عضویت ایران در سه نهاد بین‌المللی با هدف کاهش هزینه‌های دولت شد. اعلام وصول این لایحه بازتاب گسترده‌ای داشت، اما با انتشار خبر اخیر در مورد وضعیت کرسی ایران در یونسکو، به‌نظر می‌رسد کوتاهی در پرداخت حق عضویت چشم‌پوشی غیرمستقیم از حق حضور مؤثر ایران در مجامع جهانی است.

شاپور شهبازی و کشف لایه‌های اندیشه تمدنی

اشکفت سلمان زیر تیغ شهرداری

محوطه‌های باستانی و آثار تاریخی شهرستان ایذه در خوزستان در وضعیت نگران‌کننده‌ای قرار دارند. فعالان میراث‌فرهنگی و مردم فرهنگ‌دوست ایذه از سال ۲۰۰۷ چشم به راه تهیه و ارائه پرونده ثبت جهانی این شهر هستند، اما تعرض و تخریب عرصه محوطه ۳۲۰۰ساله اشکفت سلمان توسط شهرداری ایذه، یادآور بی‌پناهی میراث‌فرهنگی در برابر بیل‌های مکانیکی و لودرهای تخریبگر است. با این روند تخریب گسترده و تعرض‌های مکرر شهرداری به تپه‌ها، محوطه‌ها و بناهای تاریخی ایذه، تحقق ثبت جهانی آن بیش‌ازپیش دور از دسترس به‌نظر می‌رسد.

قانون‌شکنی ۲۰ساله در حریم ساسانیان

|پیام ما| از اواخر دهه هشتاد که کارخانه سنگ‌شکن در حریم درجه یک محوطه باستانی «گره» و چهارتاقی آن در کازرون شروع به کار کرد، کارشناسان در مورد تبعات حضور این مجموعه در کنار این اثر ساسانی ارزشمند هشدار دادند و حتی این احتمال را مطرح کردند که برداشت سنگ‌ها توسط این کارخانه در عرصه و حریم این اثر ممکن است منجر به تخریب نشانه‌ها و آثاری شود که هنوز مطالعه و کاوش نشده‌اند. هرچند مسئولان میراث‌فرهنگی شهرستان کازرون باقطعیت از ممانعت فعالیت این کارخانه در محدوده عرصه اثر و تپه منتهی به چهارتاقی می‌گویند و اینکه برداشت‌های این کارخانه فقط از کف رودخانه صورت می‌گیرد، اما ازآنجاکه محوطه اطراف اثر هنوز کاوش نشده، نمی‌توان اطمینان داشت آثار باستانی و تاریخی در این محدوده وجود نداشته باشد.

۲۰ سال انتظار برای آزادسازی فلک‌الافلاک

خبر ثبت محوطه‌های پیش‌ازتاریخ دره خرم‌آباد در اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو در پاریس یک بخش دوم هم داشت و آن اینکه در تنها پرونده ارائه‌شده از سوی ایران در این اجلاس، دو اثر قلعه فلک‌الافلاک و پل شکسته از پرونده کنار گذاشته شده و شانس ثبت‌شدن در فهرست میراث جهانی را پیدا نکردند. دلیل این امر علاوه‌بر ضعف در تدوین پرونده ثبت، ایراداتی بود که یونسکو به وضعیت این دو اثر گرفته بود. در مورد قلعه فلک‌الافلاک رئیس میراث‌فرهنگی لرستان دلیل این امر را این‌طور اعلام کرد که هم‌دوره نبودن این آثار با هم موجب حذف این دو اثر از پرونده شد، اما ماجرا چیز دیگری بود. یونسکو درباره وضعیت حریم قلعه فلک‌الافلاک بارها به ایران هشدار داده بود و قرارگیری پادگان نظامی در حریم این قلعه یکی از مهمترین عوامل حذف آن از فهرست جهانی یونسکو بود. موضوعی که از سال ۱۳۸۷ یکی از چالش‌های مهم این اثر بوده و همچنان رفع نشده است. سال گذشته در سفر رئیس قوه قضائیه به لرستان هم این موضوع مطرح و راهکاری برای آن مطرح شد، اما همچنان انتقال این پادگان از حریم فلک‌الافلاک وعده‌ای است که زمان تحقق آن مشخص نیست. دیروز «امیرهوشنگ فتحی»، رئیس سازمان قضائی نیرو‌های مسلح استان لرستان، اعلام کرد موضوع انتقال این مرکز نظامی از حریم قلعه تاریخی در دستورکار قرار گرفته است، اما همچنان زمان دقیقی برای انجام آن مطرح نشده.

شهر جهانی شوش بار دیگر قربانی شد

|پیام ما| تصاویر واضح‌اند؛ رفت‌وآمد اعضای گروه تعزیه، اسب‌ها و شترها و ماشین‌های تدارکات و تردد تماشاگران، گردوغباری سنگینی را روی عرصه جهانی محوطه باستانی شوش به راه انداخته‌ است. گردوغباری که برای یک روز و یک ساعت نیست، بلکه سالانه و هر سال چندین و چندبار تکرار می‌شود برای برگزاری تعزیه بزرگ شهر شوش. این وضعیت آنقدر ادامه‌دار است که از سال‌ها قبل از ثبت‌ملی شدن محوطه شوش، تپه شمالی محوطه جهانی شوش را به‌عنوان مکان برگزاری تعزیه ثبت‌ملی‌شده مردم شوش انتخاب کرده‌اند و اگر باران نبارد یا شرایط جوی بد نباشد همه تعزیه‌ها را همین‌جا برگزار می‌کنند؛ با بیش از ۱۰۰ عضو تعزیه و بی‌شمار مخاطبان تعزیه از اهالی شوش و خوزستان.

حق‌طلبی با یادمان صلح

میراث مربوط به جنگ و تجاوز دول متخاصم و آسیب‌ها و صدمات ایجادشده در مناطق تحت ستم، مكان-رخدادهای مهم از تاریخ و سرنوشت بشری است. ثبت و مستندسازی این رخدادها به‌ویژه از زمان جنگ‌های جهانی به این‌سو توسط مجامع بین‌المللی نظیر یونسكو مورد توجه جدی بوده‌ است، هرچند متجاوزان عموماً به دیدگاه مجامع جهانی توجه چندانی ندارند؛ بااین‌حال، یكی از مهمترین ظرفیت‌هایی است كه می‌توان از طریق آنها برای جلب افكار عمومی و بیان حق‌طلبی بهره برد.

درخواست ایران از یونسکو برای حمایت از میراث‌ فرهنگی در برابر حملات رژیم صهیونیستی

در پی تجاوزات نظامی اخیر رژیم صهیونیستی، جمهوری اسلامی ایران با ارسال نامه‌ای رسمی به دبیرکل یونسکو، خواستار اقدام فوری این نهاد بین‌المللی برای حفاظت از میراث‌فرهنگی و طبیعی کشور شد؛ میراثی که به‌عنوان بخشی از هویت جهانی، اکنون در معرض تهدید جدی قرار گرفته و نیازمند حمایت مؤثر جامعه جهانی است.