بایگانی مطالب برچسب: توسعه روستا
تقویت روستاها؛ تنها راه مقابله با حاشیهنشینی
بهدلایل مختلف، طی چند دهه گذشته نسبت جمعیت شهری و روستایی معکوس شده است و بیش از ۳۰ هزار روستا خالی از سکنه شدهاند و در بعضی روستاها هم فقط افراد سالخورده و ازکارافتاده ساکن هستند. مهاجرت گسترده روستاییان به شهرها نهتنها سبب تعطیلشدن مراکز تولیدی روستایی شده است بلکه سبب تشدید مسائل حاشیهنشینی در اطراف شهرها و بروز مشکلات عدیده اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی شده است. از طرف دیگر، بخشینگری و رویکرد برنامهریزی بالابهپایین در نظام برنامهریزی کشور غالب است و اکثر دستگاههای دولتی، بخشهای حاکمیتی و یا نظامی، مؤسسات خیریه و یا مؤسسات وابسته به بخش خصوصی اقداماتی را در زمینه توسعه روستایی اجرا میکنند که بیشتر در قالب پروژههای زیرساختی و یا خدماتی و یا حمایتی است و معمولاً در جریان کار همدیگر نیستند. در زمینه اجرای پروژههای توسعه روستایی، انتظار میرود نگرش جامعی (و نه تکبعدی) به مسائل روستا وجود داشته باشد، ولی عملاً پراکندهکاری، دوبارهکاری و یا موازیکاری حاکم است.
از خردهمالکی تا تعاون
«توسعه پایدار روستایی و در چارچوب آن توسعه کشاورزی ایران، نیاز به تدوین سرمشقی نوین دارد تا خرده دهقانان را از تله فضایی فقری که در آن گرفتار آمدهاند، رهایی بخشد. این سرمشق نوین حکم میکند که توسعه دانشبنیان روستا و تنوعبخشی به اقتصاد و اشتغال آن با شیوههای بهرهبرداری تعاونی و جماعتی و نیز ایجادِ زنجیرههای تولید در مناطق روستایی و بین روستاها و شهرها، در دستور کار قرار گیرد.» کمال اطهاری اقتصاددان، در کتاب «درآمدی بر سرمشق نوین توسعه کشاورزی و روستایی ایران» که مبتنی بر آخرین پژوهشهای داخلی و خارجی، پس از آسیبشناسی و توانسنجیِ سرمشق کهنه توسعه کشاورزی و روستایی ایران که منجر به وابستگی ۵۶ درصدی امنیت غذایی به خارج، تخریب شدید محیطزیست با بیش بهرهبرداری از منابع طبیعی، تغییر فزاینده کاربری کشاورزی، و مهاجرت روبهرشد و … گشته است، اصول و جهتگیری راهبردی برای انتظامبخشی نهادی و سازمان به سرمشق نوین توسعه کشاورزی و روستایی ارائه شده است. حالا دولت میگوید میخواهد نظام تعاون در روستاها را بازتعریف و جایگاه آن را تقویت کند. اطهاری در گفتوگو با «پیام ما» سیاستهای نظام تعاونی در ایران را نقد میکند.
آنها که در آمار دیده نمیشوند
از دور نگاه میکنم. زنان، پراکنده و جدا از هم، چادر گلدار به کمر بسته و پشت سر تراکتوری که دل زمین را میخراشد، قد خم کردهاند تا از روی زمین سیبزمینی جمع کنند. بین کلوخ و کرت به سختی قدم برمیدارم تا به آنها بپیوندم. برادرم میگوید: «عکس نگیریها، دفعهٔ قبل مشسلطان من را کنار کشیده که به دخترحاجی بگو عکس نگیره.» خانوادهٔ ما مزرعهدار هستند و بهوقت چیدن محصول زمین، زنان روزمزد چون گلهای خمیده در زمین ما میرویند. اکثر زنان و مردان مشغول در مزرعهٔ پدری برایم آشنا هستند و شاید از کودکی آنها بشناسم.
