بایگانی مطالب برچسب: بنای تاریخی
تخریب غیرقانونی «پادگان روسها» در سبزوار + فیلم
بنای تاریخی مشهور به «پادگان روسها» در سبزوار، بدون مجوز قانونی و با وجود هشدارهای قبلی میراث فرهنگی تخریب شد. این اقدام که با واکنش سریع دستگاه قضایی و تشکیل پرونده علیه متخلفان همراه بوده، خسارتی جبرانناپذیر به حافظه تاریخی و ظرفیتهای گردشگری این شهرستان وارد کرده است.
خانههای تاریخی رشت پارکینگ میشوند
|پیام ما| در سالهای اخیر بسیاری از بناها و خانههای تاریخی رشت، بهویژه بناهایی که در محدوده بافت تاریخی قرار دارند، تبدیل به گاراژ و پارکینگ شدهاند. مدیرکل میراثفرهنگی استان میگوید این بناها مالک خصوصی دارد و ثبت ملی نیستند، پس ما نمیتوانیم اقدامی برای حفاظتشان انجام دهیم. شهرداری هم میگوید قادر به تملک تمام این بناها و حفظ آنها نیست. در جریان این شانه خالیکردنها اما هویت تاریخی رشت است که در حال حذف و فراموششدن است.
پول نداریم! مالک بنا خود برای مرمت آن اقدام کند
اصفهان، پایتخت تاریخ و تمدن ایران، این روزها بیش از هر زمان دیگری زخمی و بیپناه است. بنایی نیست که در گذر کوچههای بافت تاریخی آن قدم بگذاری و نشانی از ترک، فرسایش یا فروپاشی نبینی. از مسجد جامع، قلب هزارساله این شهر، گرفته تا مسجد سید، شاهکار دوره قاجار، و تا خانهها، گذرها و بازارهای قدیمی؛ به علت فرونشست همه و همه در سکوتی مرگبار، در انتظار سقوطی محتوم نشستهاند. در چنین شرایطی، سخنان اخیر مدیرکل میراث فرهنگی اصفهان و شهردار اصفهان بیش از همیشه اهمیت پیدا میکند. آنها از بحران و بنبست سخن گفتهاند؛ بحرانی که اگر امروز راهی برای آن اندیشیده نشود، فردا بسیار دیر خواهد بود. امروز، پرسش اصلی پیشروی افکار عمومی و رسانهها این است: آیا اصفهان همچنان میتواند «نصف جهان» باقی بماند، یا باید نظارهگر مرگ تدریجی بزرگترین سرمایههای تاریخی خود باشد؟
اعلامیه فوت قناتی زنده
«نبادان» هنوز زنده است، اما حکم مرگش را امضا کردند. مسئولان امور آب ابرکوه، هیئتامنای قنات و بهرهبرداران محلی در جلسهای، فوت قنات را اعلام کردند. مثل اینکه برای بیماری که در تخت بیمارستان بستری است، فاتحه بخوانند و برای خاکسپاریاش برنامه بریزند. بدون اینکه مهم باشد آب جاری در رگهای نبادان، صدها و بلکه هزاران سال است، سرو ابرکوه را سیراب میکند. با لوله پولیکایی که از قنات بهسمت زمینهای کشاورزی کشیدند، مزرعههایشان را سیراب کردند و مظهر نبادان را خشکاندند. اکنون سرنوشت سرو کهنسال ابرکوه چه میشود؟
کاروانسراها نعمت جادههای ایران
آزادی برای برج آزادی
یکی از مهمترین بحثها درباره برج آزادی، انتخاب آن بهعنوان نماد تهران قدیم بوده، نمادی که بهدلیل قرارگیریاش در یکی از شاهراههای پایتخت، آن را متمایز از دیگر آثار تاریخی تهران کرده است. اما چندین سال پیاپی است که چند روز مانده به اربعین حسینی، نهفقط میدان آزادی و حریم درجه سه برج، بلکه عرصه و حریم درجه یک این اثر تاریخی، میزبان سازههای موقتی میشود و حریم بصری برج مخدوش میشود. اما مشکل اساسی این است که برگزاری مراسم دورتادور برج، آنهم با صدای بالای بلندگوها بهمرور به سازه اصلی اثر آسیب وارد میکند. بهگفته کارشناسان برنامههای برگزارشده در این نقطه از میدان، آسیبهای جدی به برج آزادی وارد کرده است.
حمله به حافظه تاریخی ایران
شایعهسازی علیه میراث فرهنگی
نجیبزاده اشکانی در پناه سنگر شنی
همه شهر غافلگیر شدند در آن نیمهشبی که تهران با انفجارهای پیدرپی از خواب پرید. هر کس تدبیری داشت برای نجات و رفتن به جایی امن. جنگ شروع شده بود و کسی نمیدانست کی قرار است تمام شود. پس بهتر آن بود که هرکس خود را به جایی امن برساند. روایت آنها اما متفاوت بود. آنها که ساعاتی بعد از آن انفجارها بلافاصله راهی محل کارشان شدند؛ راهی موزهها. قرار بود پیش از آنکه خود را به محلی امن برسانند، شرایطی امن برای آثار تاریخی موزه فراهم کنند. آسمان پایتخت در روزهای بعد هم ناآرام است و همچنان صدای انفجارها به گوش میرسد، آنها اما در سالنهای موزه مشغولاند. موزهداران و کارکنان میراثفرهنگی در ۱۲ روز جنگ روزهای متفاوتی را سپری کردند؛ روزهایی که شاید در آینده نزدیک روایتهایش را نقل کنند. چند روز پیش تصاویری از موزه ملی ایران منتشر شد که نشان میداد تدابیر حفاظتی برای حفظ آثار موزه بهکار گرفته شده است. کتیبه بارعام و پلکان کاخ شورا پشت کیسههای شن پنهان شدهاند. داریوش و مرد شمی هم در حصاری شنی قرار گرفتهاند. جنگ است و این آثار قرار است قرنها بمانند، پس باید به سنگر بروند. اما این اقدامات تا چه اندازه منطبق بر ضوابط و استانداردهای حفاظت بودند؟
حرفهایی که ستونهای چهلستون لرزاند
هفته میراثفرهنگی در اصفهان امسال نه با تجلیل از حافظان گذشته، که با یک جنجال بر سر سرنوشت میراث، به پایان رسید. در مراسمی که بهمناسبت هفته میراثفرهنگی در باغموزه چهلستون برگزار شد، امامجمعه اصفهان سخنانی بر زبان آورد که نهتنها موجی از واکنشهای کارشناسان، متخصصان مرمت، باستانشناسان و کنشگران حوزه میراث را بهدنبال داشت، بلکه فضای مجازی را نیز تحتتأثیر قرار داد. «آیتالله سیدیوسف طباطبایینژاد» در این مراسم گفت: «هزار خانه تاریخی نمیخواهیم، ۱۰ یا ۲۰ تا را نگه دارید. اگر پنجرهای خراب شد، آن را دور بیندازید و یک پنجره نو بسازید.» او همچنین درباره ستونهای چوبی چهلستون گفت که بهتر است آنها را روغن بمالند یا رنگ کنند. این سخنان که بدون پشتوانه تخصصی و خارج از ادبیات فنی مرمت آثار تاریخی بیان شد، واکنشهای گستردهای از سوی متخصصان داشت. بسیاری از کاربران فضای مجازی این اظهارات را «فرمان تخریب میراث» تعبیر کردند و از نقش غیرکارشناسی در سیاستگذاری میراثفرهنگی ابراز نگرانی کردند. در این گزارش، چند تن از کارشناسان حوزه مرمت، معماری، احیای خانههای تاریخی و جامعهشناسی شهری در گفتوگو با «پیام ما» پاسخی علمی، مستدل و کارشناسی به این سخنان دادهاند.
ورزشگاه روی تمدن ۴ هزارساله
دو دهه پیش، وقتی خواب کنارصندل آشفته شد و بخشی از حافظه تاریخیاش به یغما رفت، بودند کسانی که به دادش برسند و صدایش را به گوش دنیا برسانند. «حمیده چوبک» و «یوسف مجیدزاده» و بسیاری از کسانی که ایران و تمدن کهن آن برایشان ارزشمند بود، تمام تلاششان را برای شناسایی این محوطه باستانی بهکار گرفتند. جیرفت و کنارصندل شهرت جهانی پیدا کرد. آنها نمیدانستند کنارصندل قرار است دو دهه به حال خود رها شود و بعد هم دهیار روستا لودرها را راهی تپه باستانی کند. او با صراحت تمام میگوید: «برای من مردم مهم هستند، نه ثبت جهانی و محوطه باستانی.» او درباره کدام مردم حرف میزند؟ لودرها کارشان را شبانه پیش بردهاند، یکهفتهای میشود که مشغول کارند و مخالفتهای پایگاه میراث ملی جیرفت راه به جایی نبرده و مثل همیشه از مسئولان بالادستی وزارتخانه هم خبری نیست. حالا تپه کنارصندل پر از تکههای سفال شده و تخریبی سازمانیافته در قلب نشانههای تمدن «ارته» رخ داده است؛ بدون اینکه کسی کاری کند. جیرفت قرار بود جهانی شود، قرار بود تاریخ بینالنهرین را تغییر دهد، قرار بود از تمدنی ارزشمند بگوید؛ حالا اما لودرها کنارصندل را شخم زدهاند، همانطورکه دو دهه پیش حفاران غیرمجاز سوراخسوراخش کردند و همانطورکه ۲۰ سال به حال خود رها شد و همانطورکه امروز کسی دم نمیزند و به تخریب نشانههای یک تمدن بزرگ واکنشی نشان نمیدهد.
میراث قجری پشت دیوار سیمانی پس از هشت ماه پنهانکاری
|پیام ما| درِ ورودی بوستان بسته است. نگهبان میگوید چند ماه است که اجازه ورود به کسی داده نمیشود. وقتی درباره کشف آثار تاریخی در بوستان میپرسم، میگوید: «شما کی هستی؟ از کجا میدانی؟» بالاخره در را باز میکند و میگوید: «هر چی هست پشت این دیوارهای سیمانی پیدا شده.» حدود دو متر دیوار سیمانی را اسفندماه گذشته دور گودالی عمیق که آثار در آن پیدا شده، کشیدهاند. تابستان سال گذشته بود که آثار تاریخی در بوستان مادر و کودک (یاس) کشف شد و تا هفته گذشته که رئیس کمیته گردشگری شورای شهر تهران و شهردار منطقه۳ آن را رسانهای کردند، نه مسئولان میراثفرهنگی استان تهران و نه مدیران شهرداری درباره آن صحبت نکرده بودند. «محسن سعادتی»، معاون میراثفرهنگی استان تهران، به «پیام ما» میگوید: «پژوهشگاه میراثفرهنگی به موضوع ورود کرده و در حال بررسی است. ما منتظر نتایج پژوهشگاه بودیم تا اظهارنظر کنیم.» حفاری پروژه متوقف شده، اما هنوز اطلاعاتی درباره انجام مطالعات و جزئیات بررسیها در دست نیست. تنها اظهارات کلی «احمد علوی»، رئیس کمیته گردشگری شورای شهر تهران، درباره قدمت آثار کشفشده در دست است که گفته: قدمت آثار مربوط به دوران قاجار و پهلوی اول است. از طرفی نشانهای از انجام مطالعات باستانشناسی در محوطه محصورشده دیده نمیشود و نگهبان هم میگوید: «تا جایی که من دیدم، همان روزهای اول چند نفر از میراث و شهرداری آمدند، دیدند و بعد رفتند و خبری نشد.» چندی پیش هم که در بهشت زهرای تهران آثاری بهدست آمد، مسئولان در مورد حفاریهای بهشت زهرا سکوت کرده بودند، تا روزی که یکی از فعالان شبکههای اجتماعی موضوع کشف آثار باستانی در این محدوده را منتشر و مسئولان را مجبور به واکنش کرد؛ هر چند در قبال این موضوع هم مسئولان میراثفرهنگی ابراز بیاطلاعی و دوباره سکوت پیشه کردند و مسئله را به گذر زمان سپردند و امید به هیاهوی اخبار روز بستند.
کلاهفرنگی ۳۰۰ سال بعد از پیروزی نادرشاه
|پیامما| نادرشاه افشار که بر لشکر افغانها پیروز شد، از همین بنا توپ شادی شلیک شد. بنایی در حاشیه خلیجفارس و همسایگی اسکله شهید حقانی بندرعباس، شاهد رویدادهای مختلف تاریخ بوده است. از رفتوآمد هلندیها و انگلیسیها و عمانیها تا امروز که متروک و فراموششده پشت دیوارهای بلند، شمارش معکوس تخریبش آغاز شده است و متولیان آن را به حال خود رها کردهاند. اینجا عمارت کلاهفرنگی بندرعباس است. تنها بنای باقیمانده از عصر صفوی در شهری که نامش را از صفویان وام گرفته، اما اثری از آن دوران در این شهر باقی نمانده است. همزمان با هفته میراثفرهنگی نمایشگاهی از اسناد و تصاویر مربوط به این بنا براساس پژوهشهای «نیما صفا» در کاخ گلستان تهران برپا شده است؛ اسنادی که بهخوبی گویای اهمیت این بنا در طول تاریخ است و صاحبنظران در دورههای مختلف بر اهمیت آن تأکید داشتهاند. بنایی که حالا با آجر نما و کاشی پوشیده شده و دروازه ورودی و تاریخی آن زیر کامپوزیت پنهان شده است. این بنای ثبتملیشده از ابتدای دهه ۶۰ در اختیار حوزه علمیه بندرعباس قرار دارد و در حال حاضر تردد و ورود به آن، حتی برای مسئولان میراثفرهنگی شهر، بهراحتی امکانپذیر نیست.
