بایگانی مطالب برچسب: انفجار بندر شهیدرجایی

کارگران بی‌شناسنامه، خاکسترهای بی‌دیه

آخرین بررسی‌ و گفت‌وگو با فعالان اجتماعی بندرعباس نشان می‌دهد «کارگران بلوچ بی‌شناسنامه کشته‌شده در انفجار ظهر ۶ اردیبهشت در بندر شهیدرجایی» حداقل ۱۵ نفر بودند که در هیچ فهرستی اعلام نشدند. به‌نظر می‌رسد اکنون می‌توانیم به‌رغم ادعای برخی مسئولان که بعد از انفجار، این ماجرا را انکار می‌کردند، بنویسیم احتمالاً ۵۸ به‌علاوه ۱۵ نفر کشته شدند، اما ۱۵ نفرشان به‌دلیل نداشتن مدرک شناسایی حضورشان رد و مرگشان انکار شده است. حالا فعالان اجتماعی و خیریه‌هایی در بندرعباس که به خانواده‌های این مفقودان خدمات ارائه می‌دهند، می‌گوید هیچ دیه و خدماتی به آنان تعلق نگرفته است و زنان و فرزندانشان به حال خود رها شده‌اند. خانواده‌های این گروه از جان‌باختگان می‌ترسند درصورت پیگیری افغانستانی تلقی و از کشور اخراج شوند؛ چون هیچ سندی برای اثبات ایرانی‌بودنشان ندارند.

خسارت خون‌سرخ فراموش شد

خون بی رنگ خونسرخی‌ها

«خونسرخ» نام یک روستاست؛ روستایی در مجاورت اسکله شهید رجایی که قرار بود سال‌ها قبل از مکان فعلی جابه‌جا شود و کمی آن‌سوتر دوباره زندگی را از سر بگیرد. اما این اتفاق هیچ‌وقت نیفتاد. ظهر روز انفجار بندر شهیدرجایی، این روستای همسایه در تمام بخش‌های عمومی و مسکونی خسارت دید. تقریباً خانه‌ای از روستا نبود که در امان مانده باشد. بااین‌حال، اهالی می‌گویند هیچ مسئول دولتی برای برآورد خسارت آنان به روستا سر نزده است و فقط یک نماینده مجلس شورای اسلامی بدون دیدار با اهالی، یک شماره واتساپ در اختیار شورای روستا گذشته است که تصاویر ویرانی‌ها را برایش ارسال کنند. خونسرخی‌ها می‌گویند فراموش شدن بخشی از زندگی آنان است. سال‌هاست که آلودگی کارخانه آلومینیوم، نیروگاه و کارخانه کشتی‌سازی نیز به‌سمت این روستا روانه می‌شود.

پادکست ۱۳ اردیبهشت

زخم انفجار بر تن کارگران بلوچ

لباس‌های شسته و آویخته در توالی بندهایی طولانی نشان از فرارسیدن زمان استراحت دارد. استراحتی که کارگران بلوچ شاغل در اسکله شهید رجایی می‌گویند که کمتر نصیبشان می‌شود حتی همین حالا که انفجار در بندر جان برخی را گرفت، برخی را مصدوم کرد و گروهی را مفقود. کار با حقوق کم و بدون بیمه در بندر ادامه دارد. کارگران ساکن در اقامتگاه‌های کارگری میانگین سن بین ۲۰ تا ۳۰ سال دارند و عموماً از مناطق محروم بلوچستان ایران آمده‌اند. «لقمه‌ای نان»‌ تنها دلیلی است که برای ادامه کار و تحمل شرایط موجود انگیزه‌شان شده است. لقمه نانی که در شهر و دیار و آبادی خودشان یافت نخواهد شد. حالا جامعه محلی اطراف بندر شهیدرجایی می‌گویند نداشتن اوراق شناسایی و قرارداد کار، گروهی از این افراد را در هیچ سیاهه‌ای از این کشور ثبت نکرده است و همین می‌شود که کسی دنبال آنان نیست.

پادکست ۱۱ اردیبهشت

بارِ داغ و نان

صف کامیون‌ها در گرمای تند بندر طولانی است. ماشین‌های سنگین، باری ندارند؛ خالیِ خالی. از روز انفجار بزرگ، راننده‌ها شب و روز در اسکله‌ سوخته منتظرند، بلکه باری بخورد و کیلومتر‌ها راه را با دست خالی به خانه برنگردند. آتش فروکش کرده است و آنها با غمی سنگین، در گرمای جان‌فرسا انتظار می‌کشند تا کار آواربرداری در اسکله‌ شهیدرجایی به پایان برسد و دوباره به جاده بزنند.

پادکست ۱۰ اردیبهشت