بایگانی مطالب برچسب: آثار تاریخی
نجات پل «سلطان» به همت اهالی «ایل گَوِرک»
|پیام ما| چهار قرن پیش، معماران صفوی با سنگهای بومی و شیوه خشکهچین، پلی بر رودخانه ساختند تا مسیر ارتباطی میان بانه، سقز، بوکان، سردشت و مهاباد برقرار شود. در تمام این قرنها مردم روستا از روی آن گذشتند و کنارش زندگی کردند. حالا چندسالی است که احوال پل خوش نیست. اداره میراثفرهنگی بوکان میگوید بودجه مرمت ندارد. اهالی اما همتشان بلندتر از این حرفهاست که بگذارند میراث اجدادی بهسادگی تخریب شود. همین است که دست به دست هم دادند و مرمت پل را شروع کردند. اینجا نقطه شروع داستان مرمت «پل سلطان» است.
«مرویسنتر» بیخ گلوی کاخ گلستان را گرفت
|پیام ما| تخریب گاراژ تاریخی «شمسالعماره» در حریم درجه یک مجموعه جهانی گلستان برای ساخت مجتمع تجاری «مرویسنتر» باعث نگرانی فعالان میراثفرهنگی شده است. منتقدان این اقدام را مغایر با ضوابط حفاظتی و تهدیدی برای بافت تاریخی عودلاجان و قنات ۷۰۰ساله مهرگرد و حریم منظری و عملکردی کاخ گلستان میدانند. اما معاون میراثفرهنگی استان تهران میگوید این پروژه از نظر قانونی مشکلی ندارد و با رعایت ضوابط ارتفاعی و نظارت میراثفرهنگی میتواند پیش برود.
پاسارگاد باغ شاهی که فرو مینشیند
|پیام ما| «آرامگاه بنیانگذار دودمان شاهان پارس در وسط یکی از باغهای شاهی واقع است که آب فراوانی در آن جاری است. درختان زیاد و سبزه و چمن آن را احاطه کرده است.» این توصیفی است که «اریستوبولوس» مورخ یونانی که همراه اسکندر بود، از پاسارگاد ثبت کرده. مطالعات باستانشناسان نیز نشان میدهد این منطقه سرزمینی آباد و حاصلخیز و مشجر بوده است. شاید امروز که بیم فرونشست تا عمق جان آثار بازمانده از عصر هخامنشی نفوذ کرده، باور این تصویر سخت باشد؛ اما پاسارگاد که در حال تبدیل شدن به دشتی غیرقابل کشت و سکونت است، روزگاری باغی بود مصفا که محبوبترین شاه هخامنشی در آن مقبرهای داشت. حالا همان مقبره در معرض تهدید فرونشستی به عمق ۲۰ سانتیمتر است و در تمام این سالها گوش شنوایی برای هشدار کارشناسان درباره تغییر الگوی کشت و توقف برداشتهای بیرویه از منابع آب زیرزمینی، وجود نداشته است.
وحشت تاریخ «دیلمان» از بازگشت کارخانه سیمان
|پیام ما| در کوههای «نیاوُل» و «سیدسرا»، جایی که غارهای هفتهزارساله و گورستانهای عصر آهن قرار دارد، کارخانه «سیمان گیلان سبز» با مجوزهایی مبهم و نظارتی نیمبند، به تخریب طبیعت، کوهها و محوطههای باستانی مشغول است. گزارشهای رسمی میراثفرهنگی میگویند بیش از ۵۵ درصد از محوطههای باستانی روستای نیاوُل در اثر فعالیتهای این کارخانه و معدن آن از بین رفته است. حالا مدتی است که نشانهگذاریهای جدید روی زمینهای اطراف روستا، اهالی را نگران کرده. نشانهگذاریهایی که خبر از اجرای فاز دوم فعالیتهای کارخانه و تخریب گستردهتر میراثفرهنگی و طبیعی دیلمان میدهد. بهرغم اینکه ادعا میشد فعالیت این کارخانه متوقف شده، این نشانهها نهتنها از تداوم فعالیت این کارخانه که خبر از برنامهریزی برای توسعه فعالیتها و گسترش تخریبها دارد. درصورت اجرایی شدن این برنامه بهیقین آثار تاریخی و فرهنگی بیشتری در این منطقه تخریب خواهد شد. منطقهای که در مطالعات اولیه باستانشناسان بالغبر ۱۴۰ اثر تاریخی از دورههای مختلف از نوسنگی تا قاجار در آن شناسایی شد و در شعاع ۱۵ تا ۲۰ کیلومتری محلی که معدن این کارخانه فعالیت دارد، گورستانهای هزاره اول و قلعههای تاریخی وجود دارد.
بازدید از کاهلی یک نهاد دولتی
گردشگران در کرمانشاه چه میبینند؟
در جستوجوی طلا، تاریخ را میسوزانیم
حفاریهای غیرمجاز دیگر بلای جان محوطههای تاریخی شدهاند. محوطههایی آسیبپذیر که هرگونه تغییر در آنها میتواند منجر به تخریب کامل و ازدسترفتن اسناد و هویت تاریخی ایران شود. کارشناسان بارها درباره عواقب این پدیده هشدار دادهاند، اما همچنان رسیدگی قاطعی به آن نمیشود. در نشست تخصصی که به مناسبت روز جهانی باستانشناسی برگزار شد، باز هم این موضوع توسط صاحبنظران حوزه میراثفرهنگی بررسی و راهکارهایی برای آن ارائه شد.
بازگشت قاجارها از دل تاریکخانه
یک بلاگر و صفحه رسمی کاخ گلستان شنبهشب گذشته در اینستاگرام یک خبر «مسرتبخش» دادند و آن «کشف ۳۱ حلقه نگاتیو تصویربرداریشده در مخزن آلبومخانه» این مجموعه جهانی بود؛ درحالیکه جای رسانههای رسمی در زمان اعلام این خبر و رونمایی از آثار خالی بود و کسی به سؤالات متعدد رسانهها درباره این خبر پاسخی نداد. هرچند این وعده داده شده که بهزودی کنفرانس خبری این موضوع برگزار میشود، اما این روش اطلاعرسانی درباره یکی از مهمترین آلبومخانههای جهان که بخشی از تنها اثر جهانی پایتخت است، با اصول حرفهای اطلاعرسانی در یک مجموعه جهانی در تضاد بود. بیش از ۲۰ سال از گشایش مجموعه کاخ گلستان برای بازدید عموم و حدود ۱۲ سال از جهانیشدن آن میگذرد، اما عجیب اینجاست که هنوز کشفیات در مخازن و آلبومخانه آن ادامه دارد و هر بار به طریقی اسناد موجود در آرشیو آن خبرساز میشود. روزی با انتشار تصاویر تاریخی آرشیو آلبومخانه توسط شخصی ناشناس و حالا با انتشار خبری مهم در صفحه اینستاگرامی یک بلاگر.
تختجمشید میدان توسعه و تعارض
|پیام ما| «بیش از ۹۰ درصد نمایندگان از ایجاد محدودیت حرایم [آثار تاریخی] ناراضی هستند. ما قول میدهیم كه حتماً یک بازنگری در ضوابط حرایم در سراسر كشور داشته باشیم. نمیشود قانونی وضع كنیم كه ۹۰ درصد نمایندگان از آن ناراضی باشند.» این جملات بخشی از نطق وزیر میراثفرهنگی در جلسه رأی اعتمادی است که منجر به سپردن سکان میراثفرهنگی کشور به او شد. بسیاری از کارشناسان و علاقهمندان به میراثفرهنگی همان روزها و پسازآن نسبت به عواقب این رویکرد و وعدهای که وزیر به نمایندگان مجلس داد، هشدار دادند و ابراز نگرانی کردند. آنها امروز را میدیدند و خوب میدانستند ماجرایی که از بافت تاریخی گرگان و محوطههای باستانی آغاز شود، بالاخره روزی به آثار شاخصی مثل پاسارگاد و تختجمشید میرسد. ماجرای بازنگری در ضوابط حریم به تختجمشید رسید و حامی آن هم نماینده مرودشت در مجلس بود. هرچند با واکنشهای عمومی و تشکیل کارزاری در این زمینه، موضوع تعرض به حریم تختجمشید و نقشههای منتشرشده تکذیب شد، اما با رویکردی که مدیران میراثفرهنگی در پیش گرفتهاند، نگرانی نسبت به تختجمشید و تمام آثار تاریخی ایران همچنان به قوت خود باقی است. توسعه شهری با قلدری تمام به حریم آثار تاریخ خزیده و مدیران میراثفرهنگی بیش از هر اقدامی، با کلمات بازی میکنند و بازنگری در ضوابط حریم را «تدقیق» حرایم میخوانند. با گذشت نزدیک به ۱۰ روز از رسانهای شدن این موضوع و تأکید نماینده مرودشت بر موافقت میراثفرهنگی با طرح تفصیلی و تعرض به حریم درجه دو تختجمشید، هنوز واکنش و توضیح شفافی از سوی معاون میراثفرهنگی کشور که مسئول مستقیم این اتفاق است، ارائه نشده.
ساخت غسالخانه روی محوطه ۷هزارساله
گورها یک به یک پیش آمدند؛ از محوطه اطراف امامزاده رسیدند به حریم درجه یک تپه باستانی. متعرضان به حریم میراث ثبتملیشده اما به همین مقدار بسنده نکردند. شهرداری از سویی و اوقاف از سوی دیگر، علاوهبر پیشروی گورستان در حریم محوطه باستانی، اسکلتی فلزی، درست در عرصه آن برپا کردند و ساختمانی ساختند؛ میگویند غسالخانهای است روی عرصه تپه باستانی. جایی که در دهه ۴۰ باستانشناسان را شگفتزده کرده بود. در هشت سال کاوش هیئت کانادایی در این محوطه، آثار ارزشمند دوره ماد یکبهیک سر از خاک بیرون میآوردند و هر کدام روایتی داشتند از داستان استقرار در این سرزمین. حالا همان محوطه در حال تبدیل شدن به گورستانی است که میتوانست در هر نقطه دیگری از شهر قرار گیرد؛ اما لجوجانه این نقطه را انتخاب کردهاند: «گودینتپه». بیمهریها به گودینتپه سابقه چند دههای دارد، اما تجاوز آشکار به عرصه و حریم آن چند سالی است که با اعتراض مردم و کارشناسان از سویی و سکوت و انفعال مسئولان میراثفرهنگی از سوی دیگر روبهرو است. شهرداری و اوقاف بیتوجه به اعتراضات و تذکرها کار را پیش میبرند، کارشناسان میراثفرهنگی نگراناند غسالخانه به بهرهبرداری برسد و دیگر نتوان کاری از پیش برد. مدیرکل و معاون میراثفرهنگی کرمانشاه هم پاسخشان به تمام این اتفاقات سکوت است.
بازگشت جام هخامنشی
بازگشت اشیا و آثار نمایشگاه «شکوه ایران باستان» از چین، تا همین چند وقت پیش مورد بحث و چالشهای بیشمار قرار گرفته و این سؤال برای بسیاری از دوستداران میراثفرهنگی ایجاد شده بود که «چرا این آثار به ایران برنمیگردند؟» برگزاری این نمایشگاه در چین به سال ۱۴۰۲ برمیگردد؛ وقتی که با مصوبه هیئت وزیران دولت سیزدهم بیش از ۲۰۰ شیء تاریخی از کشور خارج و به چین فرستاده شد. آثار منتخب این نمایشگاه شامل ۲۱۱ قلم شیء زرین و سفالین و همچنین پنج نمونه بازآفرینیشده (مولاژ) میشد که روایتگر تنوع و خلاقیت هنر ایرانی طی بیش از سه هزار سال بودند. این آثار شامل آجرهای قلایچی بوکان، جام زرین مارلیک، تکوک زرین هخامنشی همدان، بشقابهای سیمین ساسانی و چینیهای آبی و سفید میشدند. مسئله اما اینجا بود که همزمان با این رویداد، نمایشگاه دیگری با نام «سرزمین مهر» شامل اشیای چندین موزه در تهران هم راهی چین شده بود و درواقع، این نمایشگاه است که هنوز به کشور بازنگشته. همه این رویدادها دست به دست هم داد تا با توجه به شرایط کلی ایران، مردم و بسیاری از دوستداران میراثفرهنگی نگران اشیایی شوند که هویت ملی این سرزمین را رقم میزد. اکنون آثار نمایشگاه «شکوه ایران باستان» به ایران بازگشته و در موزه ملی ایران به نمایش درآمده است. گفتوگو با «جبرئیل نوکنده»، رئیس موزه ملی ایران، پیش از برگزاری این نمایشگاه انجام شده بود، اما بهعنوان یک روزنامهنگار وظیفه داشتم پس از بازشدن پلمب جعبهها و به نمایش درآمدن این آثار در موزه ملی ایران، به شرح و بسط چگونگی فرستادن آثار برای برگزاری یک نمایشگاه در خارج از کشور بپردازم.
پول نداریم! مالک بنا خود برای مرمت آن اقدام کند
اصفهان، پایتخت تاریخ و تمدن ایران، این روزها بیش از هر زمان دیگری زخمی و بیپناه است. بنایی نیست که در گذر کوچههای بافت تاریخی آن قدم بگذاری و نشانی از ترک، فرسایش یا فروپاشی نبینی. از مسجد جامع، قلب هزارساله این شهر، گرفته تا مسجد سید، شاهکار دوره قاجار، و تا خانهها، گذرها و بازارهای قدیمی؛ به علت فرونشست همه و همه در سکوتی مرگبار، در انتظار سقوطی محتوم نشستهاند. در چنین شرایطی، سخنان اخیر مدیرکل میراث فرهنگی اصفهان و شهردار اصفهان بیش از همیشه اهمیت پیدا میکند. آنها از بحران و بنبست سخن گفتهاند؛ بحرانی که اگر امروز راهی برای آن اندیشیده نشود، فردا بسیار دیر خواهد بود. امروز، پرسش اصلی پیشروی افکار عمومی و رسانهها این است: آیا اصفهان همچنان میتواند «نصف جهان» باقی بماند، یا باید نظارهگر مرگ تدریجی بزرگترین سرمایههای تاریخی خود باشد؟
سدسازی به قیمت نابودی تاریخ ایران
وقتی سخن از سدسازی در ایران به میان میآید، معمولاً نخستین محورهای بحث، تخریب محیطزیست، برهمخوردن نظامهای هیدرولوژیک رودخانهها و نابودی زیستبومهای پاییندست است. اما کمتر گفته میشود که یکی از پیامدهای مهم و جبرانناپذیر سدسازی، ضربهای است که به پیکره میراثفرهنگی و محوطههای تاریخی وارد میشود. نخستین اعتراض گسترده و عمومی به یک پروژه سدسازی در ایران، در جریان ساخت سد سیوند بر رودخانه پلوار در استان فارس شکل گرفت. این سد نهتنها بخشی از محوطه باستانی «تنگ بلاغی» را به زیر آب برد، بلکه نگرانیهای جدی درباره افزایش رطوبت و تهدید میراث جهانی پاسارگاد ایجاد کرد. همین تجربه بود که برای نخستینبار واکنش جامعه مدنی و رسانهها را نسبت به تبعات سدسازی در حوزه میراثفرهنگی بهطور جدی برانگیخت. در این یادداشت میخواهیم بهشکلی کوتاه و مستند مرور کنیم که در دهههای گذشته سدسازی چه بر سر میراثفرهنگی ایران آورده است. نباید فراموش کنیم که محیطزیست و میراثفرهنگی در ایران توأمان مورد تخریب و ظلم قرار گرفتهاند. این دو عرصه همزمان و همسرنوشت، قربانی توسعه شتابزده و بیمحابا شدهاند.
