بایگانی مطالب: میراث و فرهنگ
«زنجیربافی» هنری که از یادها رفت
صنایعدستی فقط میراث گذشتگان ما نیست. هر چند بهترین راه شناخت فرهنگ و تمدن مناطق مختلف کشور همین صنایعدستی است، اما نگاهی کلیتر نشان میدهد صنایعدستی امروز یک فعالیت اقتصادی است که به کاهش بیکاری، رونق اقتصادی و فعالسازی صنعت گردشگری کمک قابلتوجهی میکند. آشنایی با صنایعدستی که امروز کمتر نشانی از آن میبینیم یا نامی از آن به گوشمان میخورد، میتواند تلنگری برای احیای صنایعدستی ازیادرفته و بهروز کردن آن راهی برای اشتغالزایی باشد.
بازماندگی از تحصیل بیخ گوش کودکان مهاجر
«اینا رو ما خومون درست نکردیم… شیش روز صب به صب، ۸ نفر خانواده ماشین میگرفتیم، میرفتیم. برو اینور، برو اونور، برو این دفتر، برو اون دفتر، اینا کلی از ما پول گرفتن… آخرشم همهٔ بچههام از مدرسه موندن!» مادر اکبر به برگهٔ سفید و چهارگوشی که بهار پارسال از ثبتنام دقیقهٔ ۹۰ در «طرح سرشماری اتباع افغانستانی» گرفته، اشاره میکند. ظاهر کاغذ داد میزند که او مثل تخم چشمش از آن مراقبت کرده تا این تنها مدرک شناسایی ارزشمندی که دارد، از هر گزندی دور بماند. زن جنگزدهٔ سبزهروی افغانستانی که ۱۰ سال پیش به ایران پناه آورده، شش بچهٔ قد و نیمقد دارد که پنجتایشان در سن مدرسه هستند. صدای خسته و خشدار این زن که شاید به زحمت به میانهٔ دههٔ چهارم زندگیش رسیده باشد، در اتاق کوچک انجمن «پرندهٔ درخت کوچک» در محلهٔ کن که از تحصیل کودکان مهاجر حمایت میکند، میپیچد: «۲۰ جا امسال من رفتم. آموزشوپرورش، سفارت، پیشخوان دولت و هر جا که بگید، رفتم بلکه امسال دیگه بتونم بچهها رو بفرستم مدرسه، اما نشد که نشد.» او با اینکه نتوانسته هیچکدام از بچههایش را به موقع به مدرسه بفرستد، اما هر سال این امید در دلش زنده میشود که امسال شاید خبری از بهانهگیریهای مدارس نباشد. ولی صدور هر چندوقت یکبار بخشنامهها و قانونهای جدید دقیقاً در مهلت ثبتنام مدارس، هر سال برای دانشآموزان مهاجر مانعی تازه میتراشد. این یعنی مادر اکبر و اکبرها باید هر سال دلشان برای ثبتنام بچههایش در مدارس بلرزد. او امسال هم مثل هر سال به هر مدرسهای سر زده، بهانه آوردند: «چرا شناسهٔ ویژهٔ اتباع نداری؟ چرا شناسنامه نداری؟ نکاحنامه بیار! چقدر پول داری؟ پرینت موجودی حسابت کو؟» و چه و چه. چرا؟ که فقط بچههایی که حق اولیه و طبیعیشان تحصیل است، بتوانند کنار باقی دانشآموزان سر کلاسهای درس حاضر شوند.
موانع تحصیل مهاجران
در دو سال اخیر با افزایش تعداد کودکان مهاجر، موانع و دستاندازهایی در مسیر ثبتنام این کودکان از سوی برخی نهادهای دولتی یا خود مدارس ایجاد شده است
بافت تاریخی «استراسبورگ» چگونه حفظ شد
بافتهای تاریخی و میراث شهرهای مرزی ازآنرو که اشتراکهای فرهنگ دو کشور را در دل خود جای دادهاند، از ارزش بیشتری برخوردارند. از این شهرهای مرزی میتوان به «استراسبورگ» در مرز فرانسه و آلمان اشاره کرد که بهعنوان یک گوهر واقعی از دل تاریخ، شگفتیهای فراوانی دارد. ۱۶ استان از ۳۱ استان ایران هم دارای مرزهای زمینی و دریایی با کشورهای همسایه و مشابه «استراسبورگ» هستند؛ اما در میان همهٔ آنها آذربایجانغربی موقعیت استراتژیک مهمی دارد و شهرهای مرزی آن با داشتن آثار و بافت تاریخی میتوانند ظرفیتهای مشابه «استراسبورگ» را رقم بزنند.
ایران چشمانتظار الواح هخامنشی
معاون وزیر میراث فرهنگی خبر داده هزاران شیئ فرهنگی تاریخی متعلق به ایران که اکنون در موسسه مطالعات شرق شناسی شیکاگو در آمریکا نگهداری میشوند، ظرف ماههای آینده به ایران باز میگردد. به گزارش ایسنا، علی دارابی در گزارش عملکرد دوسالهاش اعلام گفته ۱۷ هزار شیئ فرهنگی تاریخی در ماههای آینده از آمریکا استرداد خواهد شد. روابط عمومی معاونت میراث فرهنگی نیز در توییتی با این متن بازگشت الواح هخامنشی به ایران را تایید کرده است: «خبر خوب اینکه بیش از ۲۰ هزار «لوح هخامنشی» متعلق به تخت جمشید تا پایان امسال از آمریکا به کشورمان بازگردانده میشود.» روشن نیست که این خبر در ماه های آینده در عمل تحقق می یابد یا نه چرا که دست کم در ۴ سال گذشته بارها خبرهایی مبنی بر بازگشت الواح هخامنشی از آمریکا به ایران منتشر شده و پس از مدتی تکذیب شده است.
فصلی جدید برای استارتاپهای صنایع دستی
دو هفته پیش تفاهمنامهٔ همکاری میان پارک ملی علوم و فناوریهای صنایعفرهنگی و جهاد دانشگاهی هنر با هدف حمایت از استارتاپهای حوزهٔ فرهنگی امضا شد و قرار است از این پس رویدادها و استارتاپهای این حوزه حمایت بیشتری داشته باشند. ورود استارتاپها به حوزهٔ صنایعدستی اتفاق جدیدی نیست و تقریباً از نیمهٔ دههٔ ۹۰ پای خود را در این حوزه باز کردند. هر چند به تأکید کارشناسان، استارتاپها جزء ملزومات صنایعدستی بهشمار میروند، اما با گذشت چند سال مشکلاتی هم پیش رویشان قرار دارد و حمایتهای دولتی هم نتوانسته مشکلاتشان را کاهش دهد. نکته مهمتر اینکه فعالیت این استارتاپها تاکنون نتوانسته است چنانکه مورد انتظار بود، صنایعدستی ایران را به رتبهٔ مناسبی در جهان برساند.
تهران؛ اسیرِ دستهای آلوده
تصویرِ تهران با شتاب و خستگی مردمی آغاز میشود که روز خود را در میان سیمان و گوگرد به پایان میرسانند. اینجا زمانی شهر بود. روزگاری تهران محلی برای آرامش و زیستِ انسانهایی بود که تمام توان خود را برای گذر از آلودگیها صرف نمیکردند، اما اکنون پس از عبور از ساختمانسازیهای گسترده و انواع تخریبهای محیطی و جمعیت میلیون نفری، یک نفس عمیق برای پایتخت ایران آرزویی دور از دسترس است.
علامت سوالهای «کار داوطلبانه»
گروهی جوان از دانشجویان یک کشور اروپایی مبلغی را به یک سازمان غیرانتفاعی پرداختهاند تا تابستان را در یکی از روستاهای کشور هند به «کار داوطلبانه» بپردازند. وظیفه آنها جمعآوری زباله از محیط زیست و گذراندن وقت با مردم محلی و آموزش کودکان است. دیدن آنها در حین کار، چشمهای آبی و موهای بور آنها، تیشرتهای هماهنگ و کیسههای زباله بزرگ در دستانشان توجه هرکسی را جلب میکند. کمی آنطرفتر مردم محلی زبالههایشان را روی زمین میریزند، رودخانه پر از پلاستیکهای شهری است، قطاری در ایستگاه زبالهها را در زمین سبز روستا رها میکند، و کودکان محلی که با توریست-داوطلبهای مهربان جور شدهاند، خبر ندارند که فردا باز هم تنها و بدون معلم خواهند بود.
خط قرمز های مداخله در جامعه محلی
عمر فعالیتهای داوطلبانه در سرزمین ایران به درازای تاریخ است. مقصود از فعالیت های داوطلبانه البته صرفا اشکال مدرن فعالیت مدنی نیست. بلکه اشکال سنتی این نوع فعالیت ها در تاریخ جوامع قابل ردیابی است. چنانکه به گفته مرتضی فرهادی، مردمشناس، فرهنگ «یاریگری» و «دیگریاری» در سرزمین ایران عمری بلند دارد. او در آثارش کوشیده با رد نظریه «فردگرایی ایرانیان» نمونههایی از کوششهای جمعی نشان دهد که ایرانیان اهل کار گروهی بودهاند و میل به «فردگرایی» کنونی حاصل کژتابیهای توسعه در ایران است. اما در جهان اکنون مختصات کار داوطلبانه و زمینههای موفقیت و موانع آن متفاوت از تجربههای تاریخی است. در جامعهای که بسیاری پذیرفتهاند «ایرانیان اهل کار گروهی نیستند» یا این انگاره تبلیغ و باتولید میشود که «همه به فکر خویشاند و باید کلاه خویش را چسبید»؛ هنوز هم کسانی هستند که به فرهنگ داوطلبی پایبندند و در این راه به سهم خویش میکوشند. اما فعالیتهای داوطلبانه هم باید از استانداردهای مشخصی پیروی کند و اینکه هر فرد داوطلبی با نیت خیر دست به مداخله اجتماعی بزند لزوما موثر نخواهد بود. شنیدن یافتهها و آموختههای کار داوطلبانه از زبان کسانی که سالهاست در استان سیستان و بلوچستان به عنوان یکی از مناطق هدف فعالیت میکنند میتواند بخشی از این حساسیتها و نکات مهم را هویدا کند. پلتفرم «روستاتیش» به عنوان یک «کارآفرین اجتماعی» در زمینه توسعه و فروش محصولات روستایی فعالیت میکند و بخشی از ماموریتش را به توانمندسازی جوامع روستایی اختصاص داده است. «روستاتیش» تلاش میکند از طریق فروش محصولات روستایی به مخاطبان خود، آنها را در انجام پروژههای توسعه روستا شریک کند. این پلتفرم هفته گذشته نشست «فرصتها و چالشهای فعالیت داوطلبانه با تمرکز بر استان سیستان و بلوچستان» را برگزار کرد تا فعالان اجتماعی بیش از پیش از دغدغهها و تجربههای یکدیگر آشنا شده و در حوزه فعالیتهای داوطلبانه عملکرد بهتری داشته باشند. این نشست با حضور حکیم پادهبان، نسرین خضری، کمال میهندوست، فرزاد میرشکاری و شرمین نادری بهعنوان میهمانان ویژه و جمعی دیگر از فعالان اجتماعی برگزار شد. «پیام ما» گزارش خلاصهای را از دیدگاههای مطرح شده در این نشست منتشر میکند.
رشت، شهر زنده در شب
رشت با اینکه عنوان جهانی «شهر خلاق غذا در یونسکو» را از سال ۱۳۹۴ یدک میکشد و سال گذشته هم نامزد ثبت جهانی در حوزهٔ صنایعدستی شد، حالا برای کسب عنوان دیگری تلاش میکند؛ چند روز پیش بود که «ولی جهانی» مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی گیلان از تدوین پروندهٔ ثبت جهانی شهر رشت بهعنوان تنها شهر زندهٔ ایران خبر داد و گفت که قرار است این شهر شامل میدان شهرداری، سبزهمیدان، خیابان شریعتی و بخشی از خیابان سعدی با عنوان «مرکز تاریخی رشت» و تنها شهر زندهٔ ایران ثبت جهانی شود. زندگی در رشت اما چطور و چگونه پیش میرود؟ و زندگی شبانه چه نقشی در زنده بودن آن دارد؟
