بایگانی مطالب: میراث فرهنگی

هنر زندگی در عصر پارینه‌سنگی‌

نخستین دنیای خصوصی بشر، جایی که با همان امکانات اولیه، به ثبت تفکرات خود پرداخت و نشانه‌هایی به‌جا گذاشت؛ گویی می‌خواست جاودان باشد و به سفر زمان برود در دل تاریخ و به جهانی متفاوت از جهان خود، درباره زیست و دنیایش نشانه‌ها و پیام‌هایی ارسال کند. غارها نخستین جهان شخصی برای بشری بودند که هنوز زیست متمدنانه را آغاز نکرده بود؛ شکارچی‌ای که جهانش در تلاش برای حیات خلاصه شده بود. اما شواهد نشان می‌دهند برای او فقط بقا مهم نبود، او به هنر، نماد و نشانه نیز باور داشت. نقوش روی دیوارها این را می‌گویند و ابزارهایی که در خود نشانه‌هایی از هنرنمایی، ارگونومی و نمادگرایی را حفظ کرده‌اند. غارهای پارینه‌سنگی خرم‌آباد از همین جنس‌اند؛ پر از رمزوراز، پر از داستان‌هایی که از پسِ قرون سر برآورده‌اند تا ماجرای او را بازگو کنند؛ او که جهانش شباهتی به دنیای سرعت‌زده‌ ما نداشت. غارها انسان عصر تکنولوژی را به سفر در زمان می‌برند؛ سفری به دوران سنگ چخماق، ابزارهای اولیه شکار و پناهگاهی ساده، اما پر از راز با نقوشی عجیب. در طول تاریخ، غار همواره محل مراجعه انسان بوده است؛ حتی پس از متمدن شدن. غار برای او جایی بوده برای خلوت، نیایش، پناه و بازگشت به گذشته‌ خویش؛ جایی که آرامش و سکون او را فرامی‌خواند. اکنون بخشی از این غارها در ایران جهانی شده است؛ بخشی که روایتگر زیست انسان در دره خرم‌آباد و قدمت این سرزمین است.

غارهای پارینه‌سنگی آغل گوسفندان شده بودند

«محوطه پیش‌ازتاریخ (پارینه‌سنگی) دره خرم‌آباد» به‌عنوان بیست‌ونهمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی ثبت شد. غارهایی با قدمت بیش از ۶۰ هزار سال که با شواهد ارزشمندی از زندگی مستمر انسان‌های نئاندرتال و دوره‌های مختلف پیش‌ازتاریخ با قدمتی بیش از ۶۰ هزار سال را در خود جای داده‌اند. این محوطه به‌عنوان نخستین اثر مستقل استان لرستان در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده، اما در سال‌های گذشته لرستان در دو پرونده مشترک «کاروانسراها» و «راه‌آهن» هم حضور داشت.

پروازهای لغوشده، مطالبات بلاتکلیف

|پیام ما| می‌گوید قرار بوده برای دیدن فرزندانش که در اروپا تحصیل می‌کنند، چند روزی سفر کند، بلیت و ویزا هم گرفته بوده که جنگ شده، حالا او مانده و ویزای آلمان و بلیتی که تکلیفش مشخص نیست. پیگیری‌هایش هم به جایی نرسیده. یک نفر دیگر منتظر است تا هزینه پرواز لغوشده‌اش را پس بگیرد تا زمینی به ترکیه برود، چون سفر کاری داشته و جنگ پابندش کرده و تا بیست روز دلش آشوب بوده که روند کارش چه می‌شود. کافی است در شبکه‌های اجتماعی و دوستان و اطرافیان موضوع لغو پروازها را مطرح کنید تا با تجربیات متعدد افراد در این مورد روبه‌رو شوید؛ کسانی که بسته شدن بیست‌روزه آسمان ایران به‌نوعی خسارت مالی و روحی به آنها وارد کرده. حالا سازمان هواپیمایی اعلام کرده که تمامی خسارات به افراد عودت داده می‌شود، اما این پروسه آنقدر زمان‌بر شده که طاقت بسیاری از مسافران را طاق کرده. پلتفرم‌های فروش بلیت توضیحات خود را دارند و می‌گویند بخشی از خسارات مسترد شده و برخی در پروسه استرداد است. دفاتر خدمات مسافرتی مسافران را به ایرلاین‌ها ارجاع می‌دهند و سازمان هواپیمایی اعلام کرده «هزینه حدود ۸۰۰ هزار بلیت به مردم مسترد شده و بهای حدود ۳۹ هزار بلیت نیز باقی مانده.» از طرفی بخشی از مطالبات مردم مربوط به هتل‌ها و ایرلاین‌های خارجی است که حاضر به استرداد مبلغ نیستند. در چنین شرایط پیچیده‌ای همچنان موضوع بدهی مردم از بخش گردشگری کشور، چالشی است که بخش زیادی از مسافران با آن مواجه‌اند و از سویی می‌تواند موجب سلب اعتماد مردم به بخش‌هایی از این ساختار شود.

میراث شهریار عدل

۱۰ سال گذشت، از زمانی که تلخی‌های پی‌درپی میراثی، روح خسته «شهریار عدل» را هم بی‌تاب کرد؛ مردی که همه عمرش یک‌تنه برای حفاظت از میراث کشورش جنگید، تا صبح یکشنبه، ۳۱ خرداد سال ۹۴، که قلبش بی‌طاقت شد. شهریار، تمرکز علمی خود را روی جهان ایرانی قرار داده بود، اما روزهای بعد از درگذشتش به‌درستی درباره او گفتند: «شهریار عدل کسی بود که هرچند در مجامع مهم بین‌المللی شناخته شده و صاحب اعتبار و نفوذ بود، اما در کشور خود آن‌چنان‌که شایسته بود قدر ندید و بر صدر ننشست.» قرار بود این گزارش در خردادماه منتشر شود، اما جنگ مجال نداد تا امروز.

متروی اصفهان زیر ذره‌بین یونسکو

مسجدجامع عتیق اصفهان، از کهن‌ترین و اصیل‌ترین بناهای مذهبی ایران، نه‌تنها میراثی بی‌بدیل در عرصه معماری اسلامی بلکه نمادی زنده از تداوم حیات اجتماعی، فرهنگی و مذهبی شهر اصفهان در طول بیش از هزار سال است. این بنای تاریخی که در دل بافت قدیمی شهر جای گرفته، همچون کتابی گشوده، روایتگر لایه‌های مختلف تاریخ معماری ایران از دوران آل‌بویه تا عصر قاجار است. گچ‌بری‌های منحصربه‌فرد، مناره‌های کهن، شبستان‌های چنددوره‌ای و ایوان‌های باشکوه این مسجد، آن را به یکی از نمونه‌های برجسته در تاریخ تمدن اسلامی بدل کرده است. اهمیت این بنای سترگ تنها به جنبه‌های معماری و مذهبی آن محدود نمی‌شود. مسجدجامع اصفهان در سال ۲۰۱۲ میلادی به فهرست میراث جهانی یونسکو اضافه شد و ازآن‌پس هرگونه فعالیت عمرانی و زیرساختی در محدوده آن، زیر ذره‌بین نهادهای بین‌المللی قرار دارد. عبور پروژه‌های کلان عمرانی در نزدیکی چنین آثاری، همواره با حساسیت‌های فراوانی از سوی جامعه جهانی، فعالان میراث‌فرهنگی و حتی افکار عمومی همراه بوده است. در ماه‌های اخیر، عبور خط دوم متروی اصفهان از جوار این بنای تاریخی، توجه رسانه‌ها و کارشناسان را به خود جلب کرده و سازمان یونسکو نیز از دولت ایران توضیح خواسته است. این موضوع، پرسش‌های جدی را در سطح ملی و بین‌المللی مطرح کرده؛ از جمله اینکه آیا عبور مترو از این محدوده می‌تواند به این بنای تاریخی لطمه وارد کند؟ چه میزان از الزامات فنی و میراثی در طراحی مسیر مترو لحاظ شده است؟ و اینکه درصورت اثبات تهدید، چه سرنوشتی در انتظار مسجدجامع اصفهان و جایگاه جهانی آن خواهد بود؟ در شرایطی که افکار عمومی اصفهان با حساسیت ویژه‌ای این موضوع را دنبال می‌کند، پرداختن به ابعاد فنی، حقوقی و میراثی عبور مترو از حریم این اثر ارزشمند، ضرورتی انکارناپذیر است. به‌همین‌منظور، در گفت‌وگو با «امیر کرم‌زاده»، مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان اصفهان، تلاش کردیم زوایای پنهان و دغدغه‌های کارشناسی پیرامون این پروژه حساس مورد واکاوی قرار گیرد. این گفت‌وگو می‌تواند پاسخگوی پرسش‌های فراوانی باشد که این روزها ذهن فعالان حوزه میراث‌فرهنگی، شهروندان اصفهان و حتی جامعه جهانی را به خود مشغول کرده است.

شهر جهانی شوش بار دیگر قربانی شد

|پیام ما| تصاویر واضح‌اند؛ رفت‌وآمد اعضای گروه تعزیه، اسب‌ها و شترها و ماشین‌های تدارکات و تردد تماشاگران، گردوغباری سنگینی را روی عرصه جهانی محوطه باستانی شوش به راه انداخته‌ است. گردوغباری که برای یک روز و یک ساعت نیست، بلکه سالانه و هر سال چندین و چندبار تکرار می‌شود برای برگزاری تعزیه بزرگ شهر شوش. این وضعیت آنقدر ادامه‌دار است که از سال‌ها قبل از ثبت‌ملی شدن محوطه شوش، تپه شمالی محوطه جهانی شوش را به‌عنوان مکان برگزاری تعزیه ثبت‌ملی‌شده مردم شوش انتخاب کرده‌اند و اگر باران نبارد یا شرایط جوی بد نباشد همه تعزیه‌ها را همین‌جا برگزار می‌کنند؛ با بیش از ۱۰۰ عضو تعزیه و بی‌شمار مخاطبان تعزیه از اهالی شوش و خوزستان.

تنش آبی در جنگ با میراث جهانی

|پیام ما| خشکسالی، تنش آبی و پدیده‌های حدی موضوعاتی که یونسکو در گزارش اخیر خود در مورد آنها هشدار داده و اعلام کرده است حدود ۷۳ درصد از سایت‌های میراث جهانی در کشورهای مختلف در معرض تهدید ناشی از این پدیده‌ها قرار دارند. تهدیدهایی که از سویی ریشه در تغییراقلیم دارد و از سویی مربوط به مدیریت ناپایدار منابع به‌ویژه منابع آبی و توسعه نامتوازن است. براساس تازه‌ترین تحلیل یونسکو و مؤسسه منابع جهانی (WRI)، مجموع این عوامل ساختار و ارزش‌های فرهنگی و طبیعی این مکان‌های منحصربه‌فرد را که میراث بشری محسوب می‌شوند، با خطر جدی مواجه کرده است. هر چند در گزارش یونسکو به مخاطراتی که آثار جهانی ایران را تهدید می‌کند، اشاره‌ای نشده است اما در سال‌های اخیر کارشناسان بارها در مورد تهدیدات مرتبط با مخاطرات آبی به‌ویژه فرونشست زمین که نتیجه مدیریت غیراصولی منابع آب زیرزمینی است، هشدار داده‌اند. براساس آخرین گزارش مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، سایت‌های تاریخی در ایران از جمله تخت‌جمشید، نقش‌جهان، مسجدجامع اصفهان، گنبد سلطانیه و شهر تاریخی یزد در معرض آسیب‌های شدید ناشی از فرونشست قرار دارند. این بررسی نشان داده است از ۶۳ سایت میراث جهانی ایران ۲۷ سایت در مناطق پرخطر فرونشست زمین قرار دارند. کارشناسان و پژوهشگران راهکارهایی برای محافظت از این آثار هم ارائه داده‌اند و همچنان مطالعاتی در این زمینه در حال انجام است، در گزارش اخیر یونسکو نیز راهکارهایی به دولت‌ها پیشنهاد شده تا میزان آسیب ناشی از این مخاطرات را به حداقل برساند و خواستار تقویت تاب‌آوری، مدیریت پایدار آب و بهره‌گیری از تجربه‌های محلی و فناوری‌های نوین برای جلوگیری از بروز فاجعه‌ای فرهنگی شده است.

محرم از نگاه گردشگران فرنگی

در روزگاری که روایت‌های بومی از بسیاری آیین‌ها و مناسک ایرانی کمتر به قلم آمده، گاهی نگاه ناظران بیگانه، به میراث‌فرهنگی این سرزمین عمق و دقتی بخشیده که در منابع داخلی کمتر می‌توان نشانی از آن یافت. یکی از این آیین‌های سترگ، سوگواره محرم است که نه‌تنها در حافظه تاریخی ایرانیان، بلکه در یادداشت‌ها و سفرنامه‌های گردشگران فرهنگی و مذهبی جایگاهی ویژه یافته است. کتاب «محرم از نگاه گردشگران فرنگی» به نویسندگی و تصویرگری «مهدی تمیزی» تلاشی است در بازخوانی و بازآفرینی روایت‌هایی که دیپلمات‌ها، بازرگانان و مبلغان مذهبی از محرم ایران به یادگار گذاشته‌اند؛ روایت‌هایی که اگرچه از دل فرهنگ غربی برآمده‌اند، اما توانسته‌اند تصویری زنده و ملموس از آیین‌های عاشورایی در دوره‌های مختلف به‌ویژه صفویه و قاجاریه برای ما به‌جا بگذارند. این اثر، تنها گردآوری چند سفرنامه نیست؛ بلکه بازنگری خلاقانه‌ای است که متن و تصویر را در‌هم آمیخته و با بهره‌گیری از تصویرهای اصیل چاپ سنگی، روایت مکتوب را به میراث بصری پیوند زده است. تصاویری که برخی از آنها در دل کتاب‌های کهن ایرانی پنهان مانده بودند، در این مجموعه جانی دوباره گرفته‌اند و به‌عنوان ابزاری ارزشمند در معرفی آیین‌های عاشورایی به مخاطبان داخلی و گردشگران خارجی ایفای نقش می‌کنند. آنچه مهدی تمیزی در این کتاب پیش روی ما می‌گذارد، صرفاً مرور یک سنت نیست؛ بلکه تلاشی برای احیای بخشی از هویت فرهنگی و آیینی ایران است که بی‌توجهی به آن می‌تواند گسستی در زنجیره انتقال میراث ناملموس این سرزمین ایجاد کند. روایت‌های او ما را به یاد این واقعیت می‌اندازد که گاه بخشی از حافظه تاریخی ما نه در اسناد بومی، که در یادداشت‌های مسافران فرنگی محفوظ مانده است. در این گفت‌وگو، تلاش کرده‌ایم از منظری نو، به ظرفیت‌های این کتاب در حوزه میراث‌فرهنگی و گردشگری بنگریم و از مهدی تمیزی درباره کارکردهای مغفول این روایت‌ها، جایگاه آنها در طراحی مسیرهای گردشگری مذهبی و اهمیت مستندسازی امروز برای آیندگان بپرسیم.
گروهی از تعزیه‌خوانان و زنان حاضر در تکیه دولت تهران جهت تماشا در اواخر دوره قاجاریه

در سنگر ایران باستان چه گذشت؟

«حتی یک نفر از مقامات با من تماس نگرفت تا درباره وضعیت موزه سؤال کند، انگار اصلاً ما در شهر وجود نداشتیم.» جنگ بود. آتش می‌بارید و شهر خلوت شده بود. هر کس خود را به مأمنی رسانده بود و هیچ‌کس نمی‌دانست یک ساعت بعد چه اتفاقی خواهد افتاد. موزه ملی ایران استثنا نبود، در آنجا هم لحظات سختی می‌گذشت. روایت رئیس این موزه تنها بخشی از این سختی را نقل می‌کند؛ او از بیان بسیاری از سخنان عبور می‌کند و شاید قرار است در زمانی دیگر آنها را نقل کند. اما سخت‌ترین تجربه در آن ۱۲ روز همین جمله بود که نوکنده در سخنانش به آن اشاره کرد: در شهر به‌جز آن چندنفری که مشغول انتقال اشیا به مخزن بودند و کارشناسان و دغدغه‌مندانی که دور و نزدیک پیگیر شرایط موزه بودند، کسی به آن ساختمان آجری نجیب و موقر تقاطع خیابان سی‌تیر و سرنوشتش در آن آتش‌افروزی‌ها فکر نمی‌کرد؛ ساختمانی که حالا فصل جدیدی از تاریخ را از سر گذرانده است. «جبرئیل نوکنده»، رئیس موزه ملی ایران، عصر دوشنبه در دبیرخانه ایکوم ایران در نشستی با عنوان «موزه‌ها و منازعات» بخش کوچکی از آن ۱۲ روز سخت را مرور کرد. روزهایی که مدیران موزه با کمک کارکنان و جمعی از داوطلبان، بخشی از شناسنامه هویتی ایران را نجات دادند؛ آن‌هم در سخت‌ترین شرایط و با محدودیت‌های بسیار. او بارها در سخنانش بر یک نکته تأکید می‌کند؛ بعد از گفتن از محدودیت‌ها، بعد از مرور کمبودها و بعد از بیان مشکلات در آن شرایطی که همه‌چیز نامعلوم بود، می‌گوید: «ما در تمام لحظات فقط به نجات آثار فکر می‌کردیم.»

نقشه‌ راهی برای نجات میراث در بحران

|پیام ما| از دولت نهم و دهم، میراث‌فرهنگی ایران با آسیب‌های ساختاری جدی روبه‌رو شد و تبعات برخی از آن آسیب‌ها تا امروز هم در این حوزه قابل‌لمس است. یکی از مهمترین این آسیب‌ها نادیده‌گرفتن توانایی و ضرورت حضور بدنه کارشناسی در ساختار میراث‌فرهنگی کشور بود که از دولت نهم آغاز شد و تا سال‌ها ادامه پیدا کرد. آسیب این نگاه همچنان در بخش‌هایی از این ساختار مشاهده می‌شود. با این‌همه در طول سال‌ها و در بزنگاه‌های مختلف، کارشناسان این حوزه دغدغه‌مندانه برای حفظ میراث‌فرهنگی ایران تلاش کردند. نمونه اخیر آن، اقدامی است که توسط برخی کارشناسان به‌شکل خودجوش در روزهای پرالتهاب جنگ اخیر صورت گرفت. هم‌زمان با روشن شدن آتش جنگ برخی مرمتگران و باستان‌شناسان در نامه‌ای اعلام کردند که آمادگی دارند تا در کنار کارکنان موزه‌های کشور برای حفظ میراث‌فرهنگی ایران حضور داشته باشند. درعین‌حال، برخی نیز در قالب یک گروه در شبکه‌های اجتماعی به آگاهی‌بخشی و گردآوری دانش حفاظت در شرایط بحران در قالب یک بولتن روی آوردند و نسبت به اصول حفاظت و استانداردهای موجود بین‌المللی اطلاع‌رسانی کردند. با «مهدی رازانی»، عضو هیئت‌علمی دانشگاه هنر اسلامی تبریز که ایده تشکیل این گروه را ارائه کرد و با استقبال بدنه کارشناسی میراث‌فرهنگی روبه‌رو شد، گفت‌وگوی کوتاهی داشتیم درباره این اقدام و ضرورت توجه به میراث‌فرهنگی در شرایط بحران. او می‌گوید تشکیل این گروه و گردهم‌آمدن متخصصان و دغدغه‌مندان حوزه میراث‌فرهنگی در روزهای ملتهب جنگ با استقبال خوبی مواجه شد و تأکید دارد تدوین یک سیاست کلان برای «حفاظت میراث در موقعیت‌های اضطراری» بسیار ضروری است.