بایگانی مطالب: میراث فرهنگی
«شاپور» تختجمشید
|پیام ما| پیش از او تاریخ هخامنشیان را دانشمندانی چون «اریک اشمیت»، «رومن گیرشمن»، «ارنست هرتسفلد» و دیگران روایت میکردند. آنها که نتایج مطالعاتشان در مجلات علمی معتبر جهان منتشر میشد و حق کاوش در تختجمشید و دیگر محوطههای باستانی ایران را داشتند. «علیرضا شاپور شهبازی» اما این معادله چندینساله را تغییر داد. او نخستین ایرانیای بود که مقالاتش درباره سرزمین مادری و تاریخ هخامنشیان در مجلات معتبری چون مجله تاریخ باستان آمریکا منتشر شد. آنقدر در این راه استمرار و همت داشت که بعد از درگذشتش «ریچارد فرای»، ایرانشناس برجسته آمریکایی، او را بهترین نویسنده تاریخ هخامنشی نهتنها در ایران بلکه در دنیا معرفی کرده بود. امروز زادروز مردی است که تاریخ ایران باستان را بهگونهای دیگر برای جهانیان و ایرانیان روایت کرد. مردی که تا آخرین سالهای عمر به هویت ایران و تاریخ ارزشمندش وفادار بود و برای معرفی آن از هیچ تلاشی فروگذار نکرد.
ایران بیموزه
میخواست با دستهای خودش تابلوها را روی دیوار موزه نصب کند. این رؤیا آنقدر برایش شیرین بود که سالها برای تحققش تلاش کرد. از خانه پاریس گذشت تا سرمایهای جور کند برای ساخت موزه، از فروش تابلوهایش چشم پوشید تا روزی خستگی یک عمر تلاش را با دیدنشان روی دیوار آن به در کند. میخواست موزهاش جایی باشد برای آشنایی با هنر معاصر و تا آخرین روزهای حیات از این خواسته چشم نپوشید. او میدانست تحقق این هدف چه خدمتی به فرهنگ این سرزمین میکند. بهدنبال نمایش آثارش نبود، نگاهش فراتر از اینها بود: «باید زنده باشم تا آن مرکز فرهنگی که آرزو دارم را ایجاد کنم؛ مرکز تبادل فرهنگی ایران با کشورهای دیگر باشد.» امروز زادروز «ایران درودی» است. زنی که نومیدی را نمیشناخت، اما آنقدر عشق و سخاوتش را نادیده گرفتند و وعدههای بیسرانجام به او دادند که بالاخره مرگ سر رسید و آرزوی موزه را به دل «ایران» گذاشت. هرچند دوستانش به رؤیای او وفادار ماندهاند و هنوز نامهنگاریها و پیگیریهایشان ادامه دارد، اما بیتوجهیها و تنگنظریها هم به قوت خود باقیاند. «تکتم نعیمی»، مدیرعامل و «محمدرضا کارگر»، نایبرئیس هیئتمدیره «مؤسسه ایراندخت درودی» در گفتوگو با «پیام ما» از آخرین وضعیت موزه ایران درودی گفتهاند و تلاشی که چهارسال بعد از درگذشت او همچنان ادامه دارد.
کنش در برابر فراموشی و فجایع
|پیام ما| حفاظت از میراثفرهنگی در جنگها و بحرانها چه اصول و ضوابطی دارد؟ وقتی جان انسانها در خطر است و منابع، امنیت و دسترسیها محدودند، چگونه میتوان از میراثفرهنگی محافظت کرد؟ آیا در شرایط جنگی اولویت بخشیدن به حفاظت از میراثفرهنگی هزینههایی در پی خواهد داشت؟ اینها سؤالاتی است که حالا دیگر برای ما تازگی ندارد. در جریان جنگ دوازدهروزه بارها با این سؤالات مواجه شدیم و پاسخهایی هم برای آن پیدا کردیم. پس از آتشبس هم بارها کارشناسان به این سؤالات پاسخ دادند و تجربیات جهانی را مرور کردند. اما حفظ میراثفرهنگی در بحرانها موضوعی نیست که تنها محدود به شرایط جنگی باشد و از طرفی در کشوری که همچنان سایه جنگ بر سرش سنگینی میکند، توجه به این مقوله در شرایطی که آرامش نسبی جریان دارد، از ضروریات است.
تجلیل از مفاخر میراثفرهنگی با حضور اهالی سینما و سیاست
اشکفت سلمان زیر تیغ شهرداری
محوطههای باستانی و آثار تاریخی شهرستان ایذه در خوزستان در وضعیت نگرانکنندهای قرار دارند. فعالان میراثفرهنگی و مردم فرهنگدوست ایذه از سال ۲۰۰۷ چشم به راه تهیه و ارائه پرونده ثبت جهانی این شهر هستند، اما تعرض و تخریب عرصه محوطه ۳۲۰۰ساله اشکفت سلمان توسط شهرداری ایذه، یادآور بیپناهی میراثفرهنگی در برابر بیلهای مکانیکی و لودرهای تخریبگر است. با این روند تخریب گسترده و تعرضهای مکرر شهرداری به تپهها، محوطهها و بناهای تاریخی ایذه، تحقق ثبت جهانی آن بیشازپیش دور از دسترس بهنظر میرسد.
مهمانی موریانهها در قلعه قجری
|پیام ما| موریانهها از درون پوکش کردهاند. چوبهای سقف و درهای چوبی خوراک موریانهها و سوسکهای چوبخوار شده است. هر از گاهی سقف یکی از اتاقها تسلیم شده و فرو میریزد و کف یکی از اتاقها بهدست حفاران غیرمجاز سوراخ میشود. دیوارها را رطوبت سست کرده و احوال قلعه خوش نیست. سخن از قلعهای باشکوه است در ساحل خلیجفارس، جایی که روزگاری بزرگترین معاملات تجاری را به خود دیده است و میزبان افراد مهمی بوده. «قلعه خاندان مرزوقی» یا «قلعه مغویه» از آنهمه شکوه و رونق، حالا نشان چندانی ندارد. سیمانهایی که به ازاره و گچهایی که بر تن دیوارها کشیدهاند، نفسش را بریده و باعث شده رطوبت تا عمق جانش نفوذ کند. برخی میگویند این اشتباهات به زمانی برمیگردد که قرار بود لوکیشن فیلم «کشتی آنجلیکا» شود. برخی هم مرمتهای غیراصولی در سالهای اخیر را عامل اینهمه آسیب و نفوذ رطوبت به جان بنا میدانند. مسئولان محلی میگویند میخواهند عمارت را نجات دهند، اما اعتبارات یک در میان میرسد و آنچه میرسد، کفاف کار اساسی برای مرمت را نمیدهد. همین گاهبهگاهی اعتبارات بیشتر به بنا آسیب زده و باعث شده بیش از آنکه نجات پیدا کند، از مرمت مقطعی آسیب ببیند و بهتدریج تخریب شود. از طرفی بنا قابل واگذاری به سرمایهگذار نیست، چون مالک شخصی دارد و ورثه هنوز رضایت ندادهاند که ملک اجدادیشان احیا شود. همین است که عمارت باشکوه مرزوقیها از درون در حال فرو ریختن است.
قبرفروشی در گورستان ۱۲۰۰ ساله؟
|پیام ما| از یادگارینویسی روی سنگ قبرهای هزارساله تا آتشسوزیهایی که نشان از تجمع بیخانمانها در محوطه گورستان دارد و بسیاری تصاویر دیگر، نشان از وخامت اوضاع قدیمیترین گورستانهای ایران دارد. «دارالسلام» در شهر شیراز یکی از سه گورستان کهن ایران است که متعلق به دوران اولیه اسلامی است. اما اقدامات شهرداری و بیتوجهیهای اوقاف در این مجموعه ردپای پررنگی از تخریب و آسیب به هویت تاریخی آن بهجا گذاشته است. در آخرین مورد، شهرداری شیراز اقدام به ساختوساز در عرصه این گورستان ثبت ملی کرده است؛ پروژهای که بدون اخذ مجوز و ارائه طرح پروژه به میراثفرهنگی، از سر گرفته شده است. بهگفته معاون میراثفرهنگی استان فارس، شهرداری قصد داشت بخشی از خیابان مجاور را به مجموعه گورستان اضافه کند و بهعنوان قطعه هنرمندان و مشاهیر در نظر گیرد. کلیات این طرح توسط میراثفرهنگی تصویب شد، اما شهرداری هنوز جزئیات آن را به میراثفرهنگی ارائه نکرده. مدتی است که در همان محل ساختوسازهایی آغاز شده، هرچند هنوز معلوم نیست پروژه همان قطعه هنرمندان است که شهرداری قصد ایجادش را داشت یا پروژه دیگری در حال اجراست؟
«سورت» رنگی اسرار کهن را فاش میکند
|پیام ما| چشمههای سورت در مازندران که با مناظر طبیعی منحصربهفرد و رنگهای چشمنواز و فرم پلکانیاش شناخته میشد، حالا قرار است صفحه جدیدی از تاریخ مازندران را ورق بزند و روایت استقرار بشر را در مجاورت این عارضه کمنظیر طبیعی نقل کند. بهتازگی گروهی از باستانشناسان برای تعیین عرصه و حریم محوطه باستانی سورت در این منطقه مستقر شدهاند و به شواهدی دست پیدا کردهاند. براساس گزارش پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری، بررسیهای اولیه باستانشناسان نشان میدهد این محوطه در مسیر یکی از مهمترین گذرگاههای تاریخی در میان تمدن قوشه (شهر صددروازه، دامغان امروزی) و دشت گرگان قرار گرفته و شواهدی از توالی استقرارهای کهن را در خود جا داده است.
برجها خط آسمان زایندهرود را شکستند
زایندهرود، شاهرگ تاریخی اصفهان، امروز زیر سایه برجهای سر به فلک کشیده و دیوارهای شیشهای، نفسنفس میزند. هر طبقه اضافه، بخشی از هویت تاریخی شهر را فرو میبلعد و چشمانداز منحصربهفرد اصفهان را درهم میشکند. رودخانهای که روزگاری قلب حیات فرهنگی و اجتماعی شهر بود، اکنون در معرض تخریب تدریجی قرار دارد. خط آسمان تاریخی اصفهان در حال فروپاشی است و روند شتابان ساختوساز، هیچ نشانهای از توقف ندارد. هر مجوز بیرویه، زخمی تازه بر پیکره میراث طبیعی و فرهنگی شهر وارد میکند و فرصتی که برای حفظ هویت تاریخی باقی مانده، در حال تباهشدن است. این تهدید، هر شهروند و گردشگری را که به حریم زایندهرود میآید، به سکوتی پر از اضطراب و نگرانی میکشاند. این گزارش با هدف واکاوی دقیق برجسازیها در حریم زایندهرود و پیامدهای خطرناک آن برای هویت تاریخی اصفهان تهیه شده است. در ادامه، کارشناسان، معماران و مسئولان مرتبط، در گفتوگو با «پیام ما» جزئیات تهدیدهای جاری را بیان میکنند و هشدارهای جدی خود را درباره نابودی میراث فرهنگی شهر مطرح میکنند.
درآمد پایگاهها و موزهها کجاست؟
|پیام ما| دیروز یکی از اعضای کمیسیون اقتصادی مجلس در گفتوگو با فارس از ارسال پرونده تخلفات وزارت میراثفرهنگی به دادسرای دیوان محاسبات کشور خبر داد. بهگفته «فتحالله توسلی»، نماینده بهار و کبودرآهنگ در مجلس، این وزارتخانه در یک سال گذشته و پس از ابلاغ قانون برنامه هفتم توسعه، درآمدهای پایگاهها و موزههای تحت نظارت خود را به حساب خزانه کل کشور واریز نکرده است. درحالیکه براساس قانون برنامه هفتم، ملزم به واریز صد درصد این درآمدها به حساب خزانه است تا بعد از انجام تشریفات این درآمدها در همان پایگاه و موزه هزینه شود. این مسئله در سالهای اخیر منجر به بروز چالشهایی بهویژه برای پایگاههای میراثفرهنگی شده است، چراکه به درآمدهای پایگاه که باید صرف حفاظت و مرمت و پروژههای مطالعاتی شود، دسترسی ندارند و براساس رویه ایجادشده در نهضت تفویض اختیار، درآمد پایگاهها در اختیار مدیران کل استانها قرار میگیرد و آنها به صلاحدید و براساس اولویتهای موجود آن را هزینه میکنند. با اینکه قائممقام وزیر میراثفرهنگی بارها قول اجرای این قانون را داده، هنوز این موضوع پا را از حریم وعدهها فراتر نگذاشته است.
