بایگانی مطالب: محیط زیست

فرصت کوتاه برای نجات پایتخت از فرونشست

«فرونشست» در تهران شبیه هیولایی در حال پوست‌اندازی است که چهره عوض می‌کند. این‌بار رئیس بخش خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی می‌گوید هندسه جدیدی از فرونشست زمین در منطقه ۱۸ تهران به وسعت ۵۵ هکتار در تصاویر ماهواره‌ای دیده شده است که خطر ریزش و تخریب مستحدثات و ساختمان‌ها را افزایش می‌دهد. شکلی از فرونشست موسوم به «هاله‌ای» که تا دو سال گذشته در تهران دیده نشده بود. به‌نظر می‌رسد اصلی‌ترین دلیل این رخداد که می‌تواند پیامدهای جدی به‌همراه داشته باشد، برداشت بیش‌از‌حد آب از چاه‌های موجود و یا حفر چاه‌های جدید است. متهم توسعه چاه‌ها در شهر تهران همیشه دو بخش بوده است: یکی تأمین آب شرب و دیگری فضای سبز تهران. محدودیت‌های اجتماعی قابل‌ملاحظه‌ای در بخش شرب وجود دارد، اما صرفه‌جویی در بخش آبیاری فضای سبز به فراموشی سپرده شده است. شهرداری تهران طی سه سال سه تفاهم‌نامه‌ با وزارت‌ نیرو امضا کرد، اما مفاد هیچ‌یک به‌تمامی اجرا نشده است. رئیس بخش خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی می‌گوید هنوز برای مقابله با فرونشست دیر نیست و می‌توان یک بازه زمانی ۵ تا ۱۰ ساله اقدام‌های‌ مؤثری برای مقابله با آن انجام داد.

سوختن زاگرس زیر سایه سیاست و اقتصاد

در شرایطی که آتش‌سوزی‌های گسترده به جان جنگل‌های زاگرس افتاده و بخش‌های از آن را نابود کرده، نبود تجهیزات کافی اطفای حریق در این مناطق به یک بحران ساختاری تبدیل شده است. این کمبود شامل ابزارهایی مانند دمنده و خودروهای مناسب اطفای حریق جنگل، بالگردهای مستقر و آماده‌به‌کار است؛ مسئله‌ای که در مناطق کوهستانی و صعب‌العبور زاگرس اهمیت مضاعفی دارد و بارها هشدار آن از سوی کارشناسان و نمایندگان محلی داده شده است. شرایط طبیعی منطقه، به‌ویژه رشد سریع پوشش گیاهی در فصل بهار و خشک‌شدن آن در تابستان، اکنون به عاملی برای گسترش سریع آتش تبدیل شده است. در کنار این شرایط، عوامل انسانی مانند نبود مدیریت یکپارچه، بی‌توجهی گردشگران و نبود سیستم نظارتی پایدار نیز زاگرس را در برابر آتش بی‌دفاع کرده است. به‌گفته یک نماینده مجلس، تمام این اتفاقات به یک دلیل رخ می‌دهد‌، در نظر مسئولین اقتصاد و سیاست بر محیط‌زیست برتری دارد.

از زباله‌ها به شاهکارها

|پیام‌ما| در دل کپنهاگ، در مرکز معماری دانمارک، نمایشگاهی با نام «بازآفرینی» گشایش یافته که در آن، بازیافت و استفاده مجدد از مصالح، راهی برای مقابله با بحران‌های اقلیمی است. این نمایشگاه با تکیه بر قدرت تغییرات فرهنگی، از مفاهیم سنتی زیبایی فاصله می‌گیرد؛ جایی که هر قطعه از مواد دورریخته‌شده، داستانی تازه از فرصت‌های بی‌پایان برای ساخت آینده‌ای پایدارتر را روایت می‌کند.

پادکست ۲۹ اردیبهشت

زنگ خطر تابستان داغ از اروپا تا ایران

|پیام‌ما| باد گرم هشدارها را با خود می‌آورد. در روزهایی که هنوز بوی بهاری دارد، مؤسسه «ماکس پلانک» در آلمان با پیش‌بینی تابستانی بی‌سابقه در گرما برای اروپا، بار دیگر زنگ خطر تغییراقلیم را به صدا درآورد. این بار، آنچه در پیش است، نه‌فقط برای اروپا بلکه برای ایران و بسیاری نقاط جهان پیامدهایی جدی دارد. درحالی‌که جهان همچنان با بحران اقلیمی دست‌وپنجه نرم می‌کند، گزارش تازه‌ای از مؤسسه ماکس‌ پلانک برای مطالعات هواشناسی در هامبورگ منتشر شد که توجه بسیاری را جلب کرده است. به‌گفته این مؤسسه، اروپا احتمالاً با یکی از گرم‌ترین تابستان‌های چند دهه اخیر روبه‌رو خواهد بود؛ پیش‌بینی‌ای که برپایه داده‌های دقیق اقیانوسی شکل گرفته است. تجمع غیرعادی گرما در اقیانوس اطلس شمالی عاملی کلیدی در این پیش‌بینی محسوب می‌شود.

بودن یا نبودن سطل‌های زباله؟

سه سال از آن بهاری که اهالی سراوان مقابل ماشین‌های حمل زباله برای چند هفته ایستادند تا زباله‌ به جنگل نرسد، می‌گذرد. سه سال بعد از آن برخوردهای سخت با مردمی که دهه‌ها از بو و کوه چند‌صدمتری زباله خسته بودند، «فاطمه مهاجرانی»، سخنگوی دولت، در هفته گذشته به گیلان سفر کرد و گفت «موضوع زباله در گیلان قابل‌حل است؛ چون زباله در شمال کشور هنوز به مرحله بحران نرسیده است.» از نظر سخنگو، کوه‌های زباله در جنگل و ساحل، نبود سایت‌های استاندارد، مشکل گسترده کارخانه کود آلی و زباله‌سوزها، بی‌توجهی به تفکیک از مبدأ و زباله‌های سرگردان در روستاها و اعتراضات و بستن راه بر ماشین‌های حمل زباله هنوز به مرحله بحرانی نرسیده! این صحبت‌ها در حالی از سوی نماینده دولت مطرح شده است که از اسفند گذشته صدای دهیاران روستاهای گیلان بلند بود. آنها سردرگم میان عملکرد استانداری برای مدیریت پسماند قرار گرفته‌ بودند؛ زمانی به‌اجبار سطل‌های زباله از روستاها جمع شد و به آنها گفتند خودشان باید زباله‌های روستاهایشان را مدیریت کنند و حالا به آنها گفته شده به‌اجبار باید سطل زباله بگذارند. آنها می‌پرسند چه چیزی در این چند سال تغییر کرده؟ آیا محل دپوی جدیدی برای زباله‌ها تعیین شده؟ آیا فکری به حال ساماندهی سراوان و دیگر محل‌های دپو کرده‌اید و آیا قرار است حالا برخلاف سال‌های قبل زباله‌های روستایی را جمع کنید؟ دهیاران بسیاری از روستاها بدون پاسخ از سوی استانداری، سرگردان در این شرایط هستند و بسیاری از آنها می‌گویند بازگشت سطل‌های زباله یعنی برگشت به عقب.

لشکرکشی گونه‌های مهاجم

گونه‌های مهاجم چه آسیب‌هایی برای مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست دارند؟ پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی چه نقاط ضعف و قوتی داشته؟ نگاه حراستی و امنیتی به محیط‌زیست چه تبعاتی بر این حوزه دارد؟ وقتی از مشارکت مردم حرف می‌زنیم آیا حاضریم تصمیم‌گیری را هم به آنها بسپاریم؟ اینها و موضوعات دیگر، همگی موضوع سخنرانی‌های سومین همایش «پارک‌های ملی و مناطق حفاظت‌شده» بود که توسط اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست استان فارس و دانشگاه شیراز و با همکاری دانشگاه کشاورزی و منابع‌طبیعی گرگان،‌ دانشگاه تهران، دانشگاه حکیم سبزواری‌، دانشگاه تربیت مدرس و سازمان حفاظت محیط‌زیست در دانشگاه شیراز برگزار شد.

پادکست ۲۷ اردیبهشت

فیش‌هایی که دل جنگلبانان را سوزاند

فیش‌های نجومی مدیران سازمان منابع‌طبیعی در حالی خبرساز و پرسش‌برانگیز شده است که برخی نیروهای محلی همکار این سازمان در زاگرس، بعد از پنج‌ماه دستمزد دریافت می‌کنند؛ آن‌هم با اما و اگر. «از برج سه تا برج هشت‌، ۲۴ساعته باید در اختیار می‌بودیم تا هر وقت آتش‌‌سوزی شود،‌ برای رفع حریق عازم شویم. گفتند ماهی هشت میلیون تومان می‌دهند. تا آخر سال خبری نشد، اول امسال ۳۹ میلیون تومان برایم واریز کردند و گفتند ۹ میلیون تومان بابت بیمه و... کم کرده‌اند.» اینها گفته یکی از محلی‌های ساکن زاگرس است. نمی‌خواهد نامش را در گزارش بیاوریم، مبادا دوباره او را به کار نگیرند. روی این ۴۸ میلیون تومان حساب کرده بود، نگفت خانم می‌دانید آن روز دلار چقدر بود و وقت واریز چقدر؟ «به من گفتند بیمه بی‌نام می‌شوم، اما بعد پول بیمه تأمین اجتماعی را از من کسر کردند.» این روزها فیش حقوقی مدیران سازمان منابع‌طبیعی دست‌به‌دست می‌چرخد‌، عده‌ای می‌گویند در سازمان همیشه این مسئله بوده و به این رئیس و رئیس قبلی محدود نمی‌شود،‌ آنچه باید به آن پرداخت، شایسته‌سالاری، تبعیض در امکانات و پرداخت‌ها و بی‌توجهی به نیروهای میدانی است. نمونه‌اش این مرد زاگرس‌نشین که بابت همین ۳۹ میلیون تومان که برای پنج ماه برایش واریز کرده‌اند، باید تنش بلرزد که مبادا اسمش بیاید و وقت حریق از او نخواهند همکاری کند.

پادکست ۲۴ اردیبهشت