بایگانی مطالب: محیط زیست
پرندگان ایران در حراجیهای عربی
«اول قاچاق، دوم قاچاق، سوم قاچاق، چهارم تخریب زیستگاه!» «آرش حبیبیآزاد»، پرندهنگر، مهمترین تهدیدهای پیش روی حفاظت از پرندگان شکاری را اینطور دستهبندی میکند. اما قاچاق هم شیوههای مختلف دارد. «رضا کیامرزی»، دامپزشک و پژوهشگر پرندگان شکاری، از تغییر روشهای برداشت شکاریها از طبیعت در سالهای اخیر میگوید: «در گذشته، بیشتر جوجههای نابالغ صید میشدند، اما اکنون مشتریها تمایل بیشتری برای خرید پرندگان بالغ دارند. صید یک پرنده بالغ، از بین بردن چندین جوجه بالقوه است و چرخه تولید نسل را دچار اختلال میکند.» «ایمان ابراهیمی»، حفاظتگر، نیز روی موضوع دیگری تأکید دارد: «الگوی حفاظت ما از پرندگان، مشابه پستانداران و سایر گونهها، در محدوده مناطق چهارگانه است، درحالیکه قاچاق و صید آنها در مناطق آزاد اتفاق میافتد.» این روزها همزمان با شمارش پرندگان شکاری مهاجر توسط پرندهشناسان و پرندهنگرها در مناطق شمالی ایران، گروه دیگری هم سخت درگیر پرندگان هستند؛ قاچاقچیان و رابطهایشان. آنها در شمال و جنوب ایران به کار صید و زندهگیری و انتقال محمولههای پرندگان بومی و مهاجر به کشورهای عربی مشغولاند. دسته سومی هم داریم که پرندگان را از کشورهای آسیای میانه و مرزهای شرقی از ایران عبور میدهند تا به دست مشتریان برسانند؛ در بازار سیاه!
پادکست خبری ۲۴ شهریور
سدِ پرهزینه
|پیام ما| ساخت سد فینسک که اردیبهشتماه سال ۱۴۰۱ با مخالفت جدی فعالان محیطزیست، میراثفرهنگی و مردم محلی متوقف شده بود، حالا با تصویر جدیدی روبهرو است، از سد ساختهنشده لولهکشی شروع شده، آنهم در منطقه حفاظتشده پرور. این اتفاق بهگفته «حنیفرضا گلزار»، فعال محیطزیست مازندران، تلاشی است برای فشار بر دولت تا بعد از پایان لولهگذاری مجوز برای ساخت سد و آبگیری آن شروع شود. آنهم در شرایطی که گزارشهای بسیاری در سالهای اخیر ساخت این سد را هم برای محیطزیست و هم برای آثار باستانی مضر دانستهاند. گفته میشود با ساخت این سد سه روستا زیر آب میرود و در ادامه بیآبی گریبان شالیزارها و روستاهای مازندران در پاییندست را خواهد گرفت.
مردی با ردپایی سبز
پادکست خبری ۲۳ شهریور
باروری بیحاصل ابرهای عقیم
«محمدمهدی جوادیانزاده»، رئیس سازمان توسعه و بهرهبرداری فناوریهای نوین آبهای جوی، از انجام پرواز هواپیما و ۵۰ پرواز پهپاد برای بارورسازی ابرها جهت مقابله با خشکسالی خبر داد، اما «احد وظیفه»، مسئول مرکز ملی پایش و هشدار خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی کشور، در گفتوگو با «پیام ما»، بارورسازی ابرها را بهعنوان راهکار مقابله با خشکسالی رد کرد.
کاسپین؛ دریا یا بیابان
پهنه آبی خزر برای بسیاری از مردم ایران فراتر از پدیدهای طبیعی، بخشی از حافظه اجتماعی آنهاست. دریای کاسپین، اثر عمیقی بر محیطزیست پیرامونش دارد. مطالعات نشان داده است اگر این دریا نبود بارشهای استانهای ساحلی بهویژه گیلان و مازندارن ۶۰ درصد کاهش مییافت. رطوبت و اعتدال دمایی در همراهی با البرز رخ میدهد که همچون مانعی، تکمیلکننده اثر دریا است. دیر نبوده زمانی که پیشروی دریای کاسپین، کابوس مردمان ساحلنشین بود. این روزها اما دریا کاهش سطح تراز و پسرَوی را پی گرفته است. سالهاست گمانههای زیادی درباره علت این روند معرفی میشود و هنوز استدلال یکسانی مطرح نشده است؛ احتمالاً به این دلیل که زیر سایه درونگرایی شوروری سابق، تعامل شفافی میان محققان این منطقه وجود ندارد. از علت پسروی دریا که بگذریم، چگونگی رفتار در مقابل این پدیده اولویت دارد.
کشت برنج در اصفهانِ فرونشسته
|پیامما| برداشتهای بیرویه آب از سفرههای زیرزمینی برای کشاورزی، در پی اضافه بارگذاریهای آبی بر زایندهرود و از دسترس خارجشدن منابع آبی قابلاستفاده برای کشت و زرع در اصفهان، عامل اصلی فرونشست در این منطقه بزرگ جمعیتی معرفی میشود. بااینحال، کشاورزان این استان حالا به برداشت آب از چاههای عمیق روی آوردهاند. اکنون برداشت آب از چاه، چسبیده به مناطق مسکونی شهری، جایی که همین حالا هم در خطر فرونشست گسترده قرار دارد، برای برنجکاری انجام میشود. محصولی که در میان تمام محصولات کشاورزی نامش به «آببری» شهره شده است. دانشگاه صنعتی اصفهان پیشنهادهای جوابپسدادهای برای مدیریت این بخش دارد که هم کاشت برنج منجر به فرونشست نشود و هم نفع کشاورز در آن دیده شود. پیشنهادی که از سوی دولت و مردم جدیگرفته نشده است.
«تنگ دیل»، شاهد مرگ بلوطها
«البرز زارعی» بعد از خاموش کردن آتش «خامی» در خردادماه سال ۹۹، به کوه دیل رفت. خودش تعریف کرده بود که «داخل دیوارهای گیر کردم. آتش از پایین زبانه کشید و آمد سمت من. هیچ راه فراری نداشتم. همانجا ماندم و سوختم.» او در دشت دیل سوخت، در میان بلوطها و بادامها. دو هفته جسم عفونتکردهاش در بیمارستان برای زنده ماندن تلاش کرد، اما نشد. او برای حفظ درختان تنگ دیل کهگیلویهوبویراحمد جانش را به آتش داد، همان جایی که حالا میخواهند با جادهسازی درختانش را نابود کنند و محلیهایش نام البرز از دهانشان نمیافتد: «البرز برای حفظ درختان اینجا جانش را داد، حیف!». این پوشش گیاهی متراکم بعد از تونلی است که برای روان شدن تردد بین گچساران تا روستای دیل و چرام کشیده شده، اما فعالان میگویند نیازی به عریض کردن جاده در خروجی تونل نیست؛ آنهم در منطقه حفاظتشده. بهانه فعلی اما ملی بودن این طرح است و حمایت نماینده مردم گچساران در مجلس بدون توجه به اثرات مخرب محیطزیستی و بیتوجهی ادارهکل محیطزیست استان به این تخریب، نگرانیها را چندین برابر کرده است.
پادکست خبری ۲۲ شهریور
