بایگانی مطالب: منابع طبیعی

گرداب مدیریت سیلاب

در ایران ۹ نظام‌نامه‌ و دستورالعمل‌ اجرایی در زمینهٔ پیشگیری، مقابله و مهار سیل شامل «نظام‌نامهٔ مدیریت ریسک وزارت نیرو»، «نظام‌نامهٔ مدیریت سیلاب وزارت نیرو»، «نظام‌نامهٔ مدیریت بحران»، «پدافند غیرعامل وزارت نیرو»، «راهنمای روش‌های غیر سازه‌ای مدیریت سیلاب»، «طرح جامع سیل کشور»، «راهنمای مدیریت سیلاب دشت»، «دستورالعمل شورای هماهنگی مدیران مدیریت بحران» و «پدافند غیرعامل، استراتژی‌ها، شاخص‌ها و طرح‌ها» وجود دارد.

مرگ آبخوان همه‌چیز را نابود می‌کند

در مقیاس جهانی پدیده فرونشست از شرق آسیا تا چین و هند، پاکستان، ایران و عربستان، حتی در بخش‌هایی از ایتالیا و امریکا مشاهده می‌شود

زمین دهان باز می‌کند

«شما روزی خواهید شنید که چرخ هواپیمایی در چاله‌ای گیر می‌کند، یا قطاری به ناگهان از روی ریل سقوط می‌کند، یا جاده‌ای خودروها را می‌بلعد. شاید این موضوع الان برای برخی مانند یک جوک باشد، اما اگر وضعیت به همین شکل پیش برود، این اتفاقات خواهد افتاد.» این را «غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی»، رئیس پیشین سازمان نقشه‌برداری کشور با صدایی حاکی از نگرانی زیاد می‌گوید. هفتهٔ قبل نیز «علی جاویدانه»، رئیس فعلی همین سازمان، به کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی رفته بود و دربارهٔ آنچه این روزها «فرونشست زمین» گفته می‌شود، هشدار داده بود؛ جلسه‌ای که از آن فقط یک جمله به رسانه‌ها رسید: «فرونشست به مرحلهٔ خطرناکی رسیده و در کشور پنج برابر نُرم جهانی فرونشست در حال وقوع است.» جمله‌ای که چندان هم مورد توجه رسانه‌ها قرار نگرفت. اگرچه دربارهٔ خالی‌ شدن آبخوان‌ها و اضافه‌برداشت از منابع آب زیرزمینی در رسانه‌ها صحبت‌های زیادی مطرح شده است، اما فرونشست به‌عنوان یکی از تبعات مهم این اضافه‌برداشت‌ها چندان محل بحث‌های داغ نیست. با خالی‌ شدن آبخوان‌ها سطح‌ زمین آرام‌آرام و نامحسوس پایین می‌رود و به چشم نمی‌آید. فقط در جاهایی مانند دهانهٔ چاه‌ها که لوله داخل زمین رفته است، این پایین رفتن سطح زمین آشکار می‌شود. کشاورزان قدیمی تصور می‌کردند که لولهٔ فرورفته در زمین آرام‌آرام در حال بیرون آمدن است، به همین دلیل برخی به این پدیده، «لوله‌زایی چاه‌ها» هم می‌گفتند. اما ماجرا بسیار فراتر از اینهاست؛ نه فقط فرونشستن زمین نشان از خالی شدن و کاهش ظرفیت و تخریب آبخوان دارد، که تبعاتی هولناک‌تر هم از پی آن در انتظار پهنه‌های خاکی است. زمین سست می‌شود و سازه‌هایی که به اعتبار استحکام زمین بر آن برپا شده‌اند نااستوار می‌شوند، ساختمان‌ها و تأسیسات متزلزل می‌شوند و خسارت به‌بار می‌آورند. گاهی نیز تونل‌های طبیعی و زیرزمینی خالی‌شده از آب دیگر توان تحمل بار لایه‌های رویی خود را ندارند، زمین به‌ناگاه دهان باز می‌کند و «فروچاله» تا صدها سال بر سطح زمین باقی می‌ماند. این تصویری‌است از آنچه تاکنون در نقاطی از ایران رخ داده و دست‌کم در ۱۱ درصد مساحت ایران در شرف وقوع است.

رگبار باران و وزش باد شدید در برخی استان‌ها

قشلاق بی‌رونق ایلات

سازمان منابع‌طبیعی و آبخیزداری کشور می‌گوید حدود ۶.۵ برابر بیش از ظرفیت مجاز جامعهٔ انسانی از مراتع کشور بهره‌برداری می‌شود. عشایر کشور از گذشته یکی از ذی‌نفعان مهم در بهره‌برداری از مراتع بودند. حالا با وجود این اعداد غافلگیرکننده از برداشت مراتع کشور و ورشکستگی بیش از ۶۰ درصد مراتع کشور، این ذی‌نفعان می‌گویند دولت آنان را در استفاده از مراتع چنان محدود کرده که معیشتشان را تحت‌تأثیر قرار داده است. همچنین، این محدودیت‌ها مدام زمانبندی کوچ را به‌هم می‌زند. اعداد تکان‌دهنده از فقر مراتع و گلایهٔ ذی‌نفعان در شرایطی است که قانون به‌صراحت شیوه‌نامهٔ برداشت از مراتع را اعلام و ابلاغ کرده است، اما مانند همیشه مدیریت تعارض میان حفظ منابع‌طبیعی و نیاز مردم، در این بخش نیز می‌لنگد.

همه کسانی که به عنوان جاسوس محیط زیستی دستگیر شدند، بیگناه بودند

عیسی کلانتری: کاوه مدنی وطن پرست بود و همه کسانی که به عنوان جاسوس محیط زیستی دستگیر شدند، بیگناه بودند.

انتقال آب خزر به دریاچه ارومیه تخیل یا واقعیت؟

خشکی بی‌سابقهٔ دریاچه ارومیه با ثبت کم‌ترین تراز سطح آب این دریاچه در طی پنجاه سال گذشته در کنار پسروی و کاهش تراز سطح آب دریای خزر از جمله مباحث داغ محیط‌ زیستی شهریور امسال بود. اما در میان اخبار مربوط به این دو پهنهٔ آبی، یکی از تیترها نام هر دو دریاچه را در کنار هم به نمایش می‌گذاشت: «پیشنهاد انتقال آب از خزر به ارومیه از سوی سازمان مدیریت بحران کشور».

فشار فزاینده بر خزر

کارشناسان می‌گویند برای دستیابی به زیست‌بوم پایدار در محیط زیست دریای خزر و پیرامون آن، باید میثاق‌ها و مقرراتی حاکم بر همهٔ کشورهای ساحلی این دریا وضع و با همکاری و نظارت آنها اجرایی شود. کنوانسیون تهران به‌عنوان نخستین گام برای نظم و انسجام بخشیدن به برنامه‌های حفاظت از محیط زیست دریایی خزر شناخته می‌شود که به‌تازگی سندی بر این کنوانسیون با عنوان «لایحهٔ ارزیابی اثرات زیست‌محیطی فرامرزی الحاقی به کنوانسیون چارچوب حفاظت از محیط زیست دریایی دریای خزر»، قرار است به آن اضافه شود. این الحاقیه پس از بررسی در کمیسیون کشاورزی، آب، منابع‌طبیعی و محیط زیست مجلس شورای اسلامی به صحن رفته است. اکنون مرکز پژوهش‌های مجلس، گزارشی کارشناسی بر آن ارائه داده و تأکید کرده است با توجه به فشار فزاینده بر خزر، با تصویب و اجرای سند الحاقی ارزیابی اثرات محیط زیست فرامرزی، الحاقی به کنوانسیون چارچوب حفاظت از محیط زیست دریایی دریای خزر چارچوب حفاظت از این زیست‌بوم تقویت خواهد شد.

قانون‌نویسی علیه جنگل‌ها

رعایت قانون‌نویسی و قانونگذاری در پرتو الزامات از مکانیزم‌های سازنده جامعه مدنی است ولی این موضوع ‌از مجلس یازدهم‌ ظاهرا انتظار بیهوده‌ای‌ست. توقع احساس مسئولیت و نگاه کارشناسی معاونت‌های حقوقی سازمان‌های دولتی هم شاید انتظار بجایی نباشد. گویی مهم آن است که قانون نوشته شود برای اینکه از سوی مخاطب قانون مورد تبعیت قرار بگیرد. اینکه در حوزه جنگل مشارکت و بهره‌مندی ذینفعان کجاست یک طرف موضوع است. سویه دیگر این است که چطور در جلسه ۲۳ مرداد مجلس «کمیسیون ویژه جهش و رونق تولید و نظارت بر اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی» درباره طرح تامین مالی و جهش تولید (از طریق اصلاح قوانین «حداکثر استفاده از توان تولیدی و خدماتی کشور و حمایت از کالای ایرانی » و «رفع موانع تولید رقابت پذیر و ارتقای نظام مالی کشور ») اصل ۴۳‌ای را تصویب می‌کند که کل اصول پایداری جنگل را زیر سوال برده است.

حصار سنگی پای ریشه‌های بلوط

تصاویر، بیل مکانیکی بزرگی را نشان می‌دهد که سنگ‌ها را به کنار ریشه‌های از خاک بیرون افتاده بلوط می‌برد. اینجا «الگن» است. منطقه‌ای در ۷۰ کیلومتری مرکز شهرستان کهگیلویه و از توابع بخش «چاروسا» که از دو سال قبل پروژه‌ای به نام «ریشه در باد» در آن اجرایی شده. به این ترتیب بنیاد الگن با جمع‌آوری کمک‌های مردمی، ریشه بلوط‌های از خاک بیرون‌زده را با دورچین کردن سنگ محصور می‌کند تا «مانع افتادن آنها و فرسایش خاک» شود. پروژه اما مخالفانی هم دارد. بسیاری این کار را دستکاری در اکوسیستم منطقه، فریب دادن اذهان و ورود بیل مکانیکی و تجهیزاتی از این دست به مناطق بکر زاگرس را اشتباهی فاحش می‌دانند. اتفاقی که در طولانی‌مدت نه تنها باعث حفاظت از بلوط نخواهد بود که اذهان را از انجام کارهای اصولی و پیگیری مشکلات اصلی زاگرس دور خواهد کرد.