بایگانی مطالب: جامعه
جدال بر سر هتلی روی گسل
در تلاقی خیابان ولنجک و بلوار دانشجوی تهران، پشت دیوارهایی که روی آن نوشتهاند: «هتل ویترین تاریخ و فرهنگ یک کشور است»، پروژهای قرار دارد که چند صباحی است، محل اختلاف فعالان حوزه شهری و شهرداری تهران است؛ پروژهای موسوم به هتل ولنجک. برج ۴۲طبقهای که از آن حرف میزنیم، به گواه فعالان حوزه شهری مشکلات متعددی دارد، یکی از مهمترین آنها احداث بنا در حریم گسلی شمال شهر تهران است. باوجود اعتراض فعالان حوزه شهری، دو روز پیش، «علیرضا زاکانی»، شهردار تهران، در نشست خبری خود اعلام کرد این هتل هیچ منع قانونیای ندارد و به تمام انتقادات پاسخهای کارشناسی داده شده است. بااینحال، معاون وزیر راهوشهرسازی در گفتوگو با «پیامما» تأکید دارد شهرداری مکلف به اجرای قانون است.
نانواها «نان» میخواهند
مشکلات معیشتی واحدهای نانوایی در سراسر کشور به میزانی رسیده که بسیاری از این واحدها را به تعطیلی کشانده است. قیمت نان در برخی استانها طی یک سال و در برخی استانها طی سه سال ثابت مانده است. قطع مکرر برق بر زیان این واحدها افزوده است. واحدهایی که برای جبرانِ نبودِ برق از موتورهای بنزینی تولید برق استفاده میکنند نیز میگویند حالا هزینه بنزین به مخارجشان اضافه شده و ایمنی نانواییها با این «بمبهای متحرک» در خطر است. نانواییهای فعال عنوان میکنند که چارهای جز «اداره خانوادگی نانوایی» ندارند و دیگر امکان استفاده از «کارگر متخصص» وجود ندارد. دولت وعدههایی برای اعلام نرخ جدید داده، اما صاحبان این کسبوکارها که از یکسو، معیشتشان را میبینند و از سوی دیگر نانی که باید به دست مردم بدهند، چندان به تصمیمات دولت امیدوار نیستند.
«رمون» در تنهایی سوخت
«رَمون» در آتش سوخت و روایت مردم محلی میگوید ۷۰ درصد یک روستا خاکستر شد. آتشی که گویا بهدلیل عبور غیراستاندارد کابلهای برق فشار قوی از اراضی باغی و بیتوجهی شرکت توزیع برق به هشدارهای مردم اتفاق افتاده است. بیش از یک سال از اعتراض و زنهارهای مردم که جرقههای اتصال شبکه را در میان درختان میدیدند و برقگرفتگی یک باغدار میگذرد، اما هیچ اقدامی انجام نشده است. حالا باغها سوخته، دامها سوخته، خانهها سوخته و اهالی در نبود توزیع اقلام مورد نیاز امدادی، «حاشیهخوابِ جاده» شدهاند. تنها چشمه تأمینکننده آب روستاها هم سوخته است و اهالی میگویند: «حالا از آب رودخانه مینوشیم.» آبی که نهتنها بهداشتی نیست بلکه میتواند منشأ بسیاری از بیماریها باشد: «حتی چشمه سوخته است.» رمون به محرومیت عادت دارد. در این منطقه نه مدرسهای وجود دارد، نه خانه بهداشتی و نه جاده و مسیر دسترسی قابلاعتنایی که حتی نیروهای امداد را زودتر به آنان برساند. رمون جایی در مناطق صعبالعبور جیرفت استان کرمان، در تنهایی خودش و مردمانش سوخت. مسئولان کرمان اما میگویند: «هنوز ارزیابی خسارت انجام نشده است. میزان خسارت را اعلام میکنیم.» میزان کدام خسارت؟ آتش یا محرومیت سالها مانده بر تن رمون و ساکنانش؟
فیلترینگ؛ دههها عقبگرد در توسعه پایدار
|پیام ما| اینترنت آزاد، فراتر از وعدههای انتخاباتی، مطالبهای است که عمری به درازای محدودیتهای سخت ایجادشده در این حوزه دارد. «وضعیت خطرناک اینترنت ایران» که در آخرین گزارشهای بررسی کیفیت اینترنت بر آن تأکید شده، با تداوم سیاستهای محدودکننده داخلی، مشکلات زیرساخت و شبکه و همینطور تحریمهای خارجی، ادامه یافته است. با وجود تکرار هشدارها از زبان کارشناسان و فعالان این حوزه، در هنوز بر همان پاشنه میچرخد. سال گذشته در پاسخ به مطالبه مردم، فقط شاهد رفع فیلتر دو ابزار بودیم که تأثیر چندانی در کاهش استفاده از فیلترشکنها نداشت و هیچیک از وعدهها به جایی نرسید که دست آخر، امکان استفاده آزادانه از اینترنت را برای مردم فراهم کند. این شرایط درحالیاست که اینترنت بهعنوان یکی از زیرساختهای اساسی توسعه پایدار شناخته میشود. از طرف دیگر، طبق اهداف توسعه پایدار سازمان ملل (SDGs)، دسترسی به اینترنت نهتنها دسترسی به اطلاعات را تسهیل میکند، بلکه زمینهساز آموزش، اشتغال و کاهش نابرابریهاست که ایران با چالشهای عمیقی در این حوزه مواجه است.
دیگراندیشی و دگریاری با «آش شیر»
پادکست ۲۲ اردیبهشت
پرستاران در دوراهی بیمارستان و فرودگاه
«سود پرستاری به زیانش نمیارزد. برای همین است که خیلیها شغلی که سالها برایش زحمت کشیدهاند را ترک میکنند، ترجیح میدهند در اسنپ و مشاغل آزاد کار کنند یا حتی خانهنشین شوند. بهترین حالت این است که مهاجرت کنند.» این را «مسعود»، پرستاری که ۱۲ سال در یکی از بیمارستانهای قائمشهر فعالیت میکند، به «پیام ما» میگوید. تجربه این پرستار تنها یک روایت فردی نیست، بلکه بازتابی از وضعیت بسیاری از پرستاران ایرانی است که سالهاست با مشکلات ساختاری دستوپنجه نرم میکنند؛ از حقوق ناعادلانه و اضافهکاریهای ارزان و اجباری گرفته تا فشار کاری و نبود امنیت. همین مشکلات، سال گذشته به یکی از بیسابقهترین اعتراضات تاریخ پرستاری ایران انجامید؛ اعتراضاتی که در بیش از ۵۰ شهر کشور، با تجمع یا اعتصاب پرستاران همراه بود. از طرفی در سالهای اخیر، آمارهای نگرانکنندهای از مهاجرت پرستاران ایرانی منتشر شده که تأییدی بر وجود بحران در نظام پرستاری کشور است. در ادامه این گزارش، به مناسبت روز جهانی پرستار با گروهی از پرستاران گفتوگو کردهایم که هر کدام در نقطهای از ایران مشغول به کارند، اما روایتهایشان نشان میدهد که مشکلاتشان نه فردی، که ساختاری و مشترک است.
فرار از فقر به چاه مرگ
صدای ضجههای زنان میآید. اما خیلی دورتر از جایی که مرد با من تلفنی صحبت میکند. اتفاق عجیب و دردناک بود. روستای «بساط بیگی» از توابع شهرستان «کوهدشت» هفت نفر از فرزندانش را در کمتر از یک ساعت در یک چاه آب از دست داد. جوانترین جانباخته ۲۹ سال سن داشته است. دو خواهر همزمان شوهر از دست دادهاند. یک روستا عزادار است. آخر برای چه؟ برای بیآبی مزارع. کدام مزارع؟ مزارع کشت خشخاش. کجا اتفاق افتاد؟ چاهی متروکه و البته ممنوعه که حفرش از همان ابتدا غیرقانونی بود. در چاه چه میکردند؟ دنبال آب بودند. «مردم ناچارند اینجا خشخاش بکارند. اینجا محرومیت مطلق است. یک لیوان آب اگر اضافه بیاید، میریزند پای مزارع خشخاش. رفته بودند چاه را احیا کنند که دچار گازگرفتگی شدند. یکی پس از دیگری برای نجات رفتند. هیچکس زنده بیرون نیامد. نیروهای امدادی وقتی رسیدند که همه مرده بودند. اینهم از بدبختی ماست.» اینها را آقای «طرهانی» میگوید که دو شوهرخواهر و دوستان و بستگانش را در حادثه جمعه «بساط بیگی» از دست داده است. حادثهای که میگوید اگر در این محرومیت شدید نبودیم، اتفاق نمیافتاد: «آدم بدبخت محکوم است به بلا و مصیبت.»
پادکست ۲۰ اردیبهشت
پشت صحنه ویدئو افراطیترین مینیمالیست جهان
چرا قربانی کردنِ لذتهای روزمره، 5/4 میلیون بازدید گرفت؟
