بایگانی مطالب: جامعه

بوی کباب، دست‌های پُرمیوه و دل سوخته

اثر رژ لب چیست؟

تبعیض، پرستاران را فرسوده و بی‌انگیزه کرده است

کمبود شدید نیرو و شیفت‌های طاقت‌فرسا، مهاجرت به خارج از کشور و ترک شغل در میان پرستاران و تبعیض‌های شغلی علیه آنان، موجب شده است «محمد شریفی‌مقدم»، دبیرکل خانه پرستار، وضعیت پرستاری در ایران را بحرانی بداند. او در گفت‌وگو با «پیام ما» می‌گوید: فشار کاری، تبعیض در پرداخت‌ها و اجرای ناقص قانون تعرفه‌گذاری، پرستاری را به یکی از فرساینده‌ترین مشاغل کشور بدل کرده است.

این فیلم بخشی از تراژدی تاریخ معاصر ایران است

نمایش و نقد و بررسی فیلم «کودکی ناتمام» با حضور ناصر صفاریان (کارگردان و تهیه‌کننده)، حسین شیخ‌الاسلامی (نویسنده، پژوهشگر و منتقد ادبی)، علی‌اکبر زین‌العابدین (پژوهشگر) و سید احمد محیط‌طباطبایی (رئیس ایکوم و پژوهشگر میراث فرهنگی)، روز گذشته، چهارشنبه ۱۶ مهرماه، در سالن فردوس موزه سینما برگزار شد.

آخرین سفر تمبر

در سال ۱۸۴۰ نخستین تمبر جهان «پنی‌بلک»، در انگلستان چاپ شد. نزدیک به سه دهه بعد، ناصرالدین‌شاه در سفر به اروپا با تمبر آشنا شد؛ رهاورد این سفر انتشار نخستین تمبر ایرانی به‌نام «تمبر باقری» در سال ۱۸۶۸ بود. حالا ۱۵۷ سال از آن روز می‌گذرد و تمبر، این سند کوچک ارتباطات، در ایران حال خوشی ندارد؛ کشوری که زمانی از نخستین اعضای اتحادیه جهانی پست بود، تمبر را به حافظه تاریخی سپرده و در مراسلات پستی به برچسب بی‌هویت سفیدی تبدیل شده‌است. طبق قوانین اتحادیه جهانی پست (UPU)، هر کشور موظف است سالانه مجموعه‌ای از تمبرهای چاپ‌شده خود را برای بایگانی و تبادل فرهنگی میان ۱۹۲ کشور عضو این اتحادیه ارسال کند. به‌این‌ترتیب، تمبرهای ایران در کشورهایی نظیر اسرائیل و آمریکا که روابط دیپلماتیک رسمی با ایران ندارند نیز دیده می‌شود. این مهم گواه اهمیت و نقش بی‌بدیلی است که تمبر در دیپلماسی فرهنگی ایفا می‌کند. به‌ مناسبت تأسیس اتحادیه پست هرساله ۹ اکتبر (مصادف با ۱۷ مهرماه) را روز جهانی پست و تمبر می‌دانند. در این گزارش دلایل مهجوریت تدریجی این رهاورد فرنگی ناصرالدین‌شاه را مرور می‌کنیم.

کنترل والدین در ChatGPT

تعادلی تازه میان امنیت، آزادی و اعتماد دیجیتال

نجات مرگ‌آور

عصر جمعه یازدهم مهرماه، در پی عملیات نجات زن کوهنوردی که در ارتفاعات اشترانکوه لرستان گرفتار شده بود، بالگرد امدادی جمعیت هلال‌احمر به‌همراه تیم عملیاتی امداد کوهستان به محل اعلام‌شده اعزام شد. این زن کوهنورد که به‌دلیل افت دما، دوبینی و کاهش هوشیاری از گروه خود جدا شده و مسیر را گم کرده بود، صبح روز شنبه، ۱۲ مهرماه، از طریق امداد هوایی به مرکز درمانی منتقل شد. اما مأموریتی که قرار بود نجات‌بخش باشد، خود به حادثه‌ای مرگبار بدل شد: بالگرد هلال‌احمر در جریان عملیات دچار سانحه شد و دو نفر از کادر پروازی آن جان باختند. این کوهنورد در تماس خود گفته بود: «افت دما دارم، دچار دوبینی شدم، کاهش هوشیاری پیدا می‌کنم، شرایط خوبی برای من نیست و مسیر را گم کرده‌ام. گروه من را تنها گذاشته‌اند.»

خطر بیوتروریسم دارویی

سه سال پس از مصوبه هیئت دولت برای عرضه دارو از طریق سکوهای اینترنتی و مخالفت‌ نظام سلامت با آن، سرانجام «دستورالعمل جدید عرضه اینترنتی دارو» توسط وزرای بهداشت و ارتباطات امضا شد. با وجود این توافق، «هادی احمدی»، عضو هیئت‌مدیره انجمن داروسازان ایران، به «پیام ما» گفت: «اگر ضوابط این دستورالعمل رعایت نشود، سرقت اطلاعات بیماران ممکن است علاوه‌بر ایجاد زمینه‌های فساد و رانت، موجب خطر بیوتروریسم شود.»

تهران؛ ۲۳۹ سال پایداری

دیگر نه از آن انارستان‌ها و چنارستان‌هایش خبری‌ست، نه از آن آب‌وهوای خوشش. دود و ساختمان‌های بلندمرتبه است که تا چشم کار می‌کند در آسمان پایتخت دیده می‌شود. انگار نه انگار که اینجا همان شهری‌ست که آقامحمدخان قاجار آن را به اصفهان و شیراز و تبریز ترجیح داد تا حالا برای دویست‌وسی‌ونهمین سال هنوز هم پایتخت بماند. شهری که تاب‌آوری بالایی داشت و کوه‌های البرز هم سدی بودند تا دشمنان نتوانند پایتخت را مورد حمله قرار دهند. اما سال‌ها گذشت و در بر پاشنه دیگری چرخید و حالا نبود برنامه‌ریزی شهری و توسعه بدون محدودیت طی دهه‌های گذشته آن را با معضلات زیادی مواجه کرد. به‌طوری‌که موضوع انتقال پایتخت برای چندمین‌بار مطرح شد و آخرین‌بار دهم مهر بود که رئیس‌جمهوری آن را نه «انتخاب» که «اجبار» خواند. حالا «فرزانه ابراهیم‌زاده»، پژوهشگر تاریخ، در گفت‌وگو با «پیام ما» از دلایل انتخاب تهران به‌عنوان پایتخت می‌گوید و «سولماز حسینیون»، پژوهشگر شهری، عوامل ازبین‌رفتن تاب‌آوری تهران در طول سال‌ها و مشکلات برنامه‌ریزی شهری در دهه‌های گذشته را بررسی می‌کند.

زلزله پنهان طبقه متوسط فقیر

نمی‌دانم تابه‌حال در میدان انقلاب دیده‌اید کسی با کت‌وشلوار مرتب و عینک فریم‌نازک، بساط دست‌فروشی کتاب یا ساز پهن کرده باشد و هم‌زمان تحلیل رمزارزها را چک کند؟ یا در کافه‌ای در مرکز شهر به فردی برخورده‌اید که ساعت‌ها درباره هنر مدرن حرف می‌زند، اما شب به آپارتمانی کوچک در حاشیه شهر بازمی‌گردد؟ این تصویرهای پراکنده، نشانه ظهور لایه‌ای اجتماعی‌اند که نه کاملاً «فقیر» به‌معنای سنتی آن است و نه «طبقه متوسط» به سبک کلاسیک؛ بلکه گروهی برزخی و سیال را شکل داده‌اند که جامعه‌شناسان از آن با عنوان «طبقه متوسط فقیر» یا شما بخوانیدش «طبقه متوسط تهی‌شده» یاد می‌کنند. این طبقه در دهه‌های اخیر به بازیگر خاموش اما مؤثر تحولات اجتماعی ایران بدل شده است؛ نیرویی که همچون زلزله‌ای زیرپوستی، فشارهای پنهان را در دل جامعه انباشته می‌کند و گاه در بزنگاه‌های تاریخی، خیابان‌ها را به لحظه اسپینوزایی (خیزش نهایی) درمی‌آورد.

حسرت یک زندگی معمولی

این روزها پای درد دل خیلی از مردم که می‌نشینیم دنبال یک مفهوم گمشده‌اند: «زندگی معمولی». به‌نظر می‌رسد، داشتن یک زندگی معمولی بستری می‌خواهد که امروز خیلی از ایرانی‌ها از آن دریغ شده‌اند. با این وجود هستند کسانی که همچنان افرادی که زندگی معمولی می‌خواهند را مورد هدف قرارداده و آنها را قضاوت و تفسیر می‌کنند. این مطلب تلاش می‌کند از میان گستره وسیعی از ویژگی‌های رسیدن به یک زندگی معمولی، یکی از دلایل اقتصادی ایجاد این حسرت را زیر ذره‌بین ببرد و تحلیل کند. بنابراین به سراغ یکی از «تراژدی»‌های نسلی می‌رویم که با نقشه‌ای در دست به میدانی فرستاده شده که هیچ شباهتی به آن نقشه نداشت. نقشه، همان قرارداد اجتماعی نانوشته‌ای بود که می‌گفت تحصیل، کار و پس‌انداز به یک «زندگی معمولی» و باثبات می‌رسد. اما میدان، واقعیتی اقتصادی بود که در آن قواعد بازی به‌نفع سفته‌بازی و انباشت دارایی تغییر کرده بود، نه کار و تخصص. این نوشته استدلال می‌کند که حسرت فراگیر برای «زندگی معمولی»، نه از سر تنبلی یا نوستالژی، بلکه محصول «اثر دن کیشوت» است: تلاش صادقانه اما بیهوده نسلی که با وفاداری به قواعد منقضی‌شده، در جنگ با آسیاب‌های بادی اقتصاد جدید، مدام شکست می‌خورد و سردرگم می‌شود.