بایگانی مطالب برچسب: صنایع دستی معاصر

نقش می‌زنیم، بازار نمی‌سازیم

صنایع دستی ایران برای ورود به بازارهای جهانی با کمبود نقش، رنگ، مهارت یا پیشینه فرهنگی روبه‌رو نیست؛ مسئله از جایی آغاز می‌شود که محصول از کارگاه بیرون می‌آید و باید برای خود در زندگی و سبد خرید مشتری جایی پیدا کند. هنرمندی که ساعت‌ها برای ساخت یک اثر وقت می‌گذارد، لزوماً نمی‌داند خریدار در کشور دیگر چه می‌خواهد، چه کاربردی برای محصول در نظر دارد و حاضر است چه بهایی برای آن بپردازد.
اصالت، مهم‌ترین سرمایه صنایع دستی ایران است، اما به‌تنهایی فروش را تضمین نمی‌کند. محصولی که با مهارت ساخته شده، اگر با نیاز مصرف‌کننده، طراحی متناسب با زندگی امروز، استانداردهای بازار هدف، بسته‌بندی و شبکه توزیع همراه نباشد، ممکن است در نمایشگاه تحسین شود و در ویترین بماند. مسیر رسیدن به بازار جهانی فقط از کیفیت ساخت نمی‌گذرد؛ شناخت مشتری و تبدیل ارزش فرهنگی به ارزش اقتصادی نیز بخشی از همین مسیر است.
گره اصلی در فاصله میان تولید و خرید شکل می‌گیرد؛ جایی که هنرمند گاه باید هم‌زمان طراح، تولیدکننده، بازاریاب و فروشنده باشد و تصمیم‌هایش را بر اساس تصوری که از سلیقه مشتری دارد بگیرد. در چنین وضعی، حتی محصولی برخوردار از هویت تاریخی نیز ممکن است از چرخه مصرف روزمره دور بماند. عبور از ویترین به بازار نیازمند بازنگری در رابطه میان اصالت، طراحی، شناخت بازار و سازوکار فروش است؛ رابطه‌ای که بدون آن، تولید بیشتر الزاماً به فروش بیشتر منتهی نمی‌شود.
نقش میزنیم، بازار نمی سازیم