جستجو
آرشیو نشریه
نویسندگان
نظرات
همراهی
ارتباط با ما
دربارهٔ ما
شناسنامه
خانه
جستجو
آرشیو نشریه
نویسندگان
نظرات
همراهی
ارتباط با ما
دربارهٔ ما
شناسنامه
محیط زیست و اقلیم
تغییراقلیم
آب و منابع طبیعی
حیاتوحش
آلودگی و سلامت محیط
زیستبوم ها
جامعه
زنان
جوامع محلی
شهر و روستا
سبک زندگی
نهادهای مدنی
اقتصاد پایدار
انرژی پاک
کشاورزی پایدار
گردشگری پایدار
اقتصاد سبز
معیشت پایدار
مسئولیت اجتماعی شرکتها
میراث
میراث فرهنگی
فرهنگ
کتاب و اندیشه
دیدگاه
یادداشت
نظر مخاطب
بیشتر
چندرسانه ای
آرشیو نشریه
کل مطالب سایت
باشگاه نویسندگان
رسانۀ توسعۀ پایدار ایران
محیط زیست و اقلیم
تغییراقلیم
آب و منابع طبیعی
حیاتوحش
آلودگی و سلامت محیط
زیستبوم ها
جامعه
زنان
جوامع محلی
شهر و روستا
سبک زندگی
نهادهای مدنی
اقتصاد پایدار
انرژی پاک
کشاورزی پایدار
گردشگری پایدار
اقتصاد سبز
معیشت پایدار
مسئولیت اجتماعی شرکتها
میراث
میراث فرهنگی
فرهنگ
کتاب و اندیشه
دیدگاه
یادداشت
نظر مخاطب
بیشتر
چندرسانه ای
آرشیو نشریه
کل مطالب سایت
باشگاه نویسندگان
بایگانی مطالب برچسب:
سرباز وظیفه
لطفا یک عبارت را وارد کنید!
روستـاهــا رخت عـزا پوشیــدند
صبح زود روز ۲۴ تیر ۱۴۰۵، دیگر هیچ چیز در «رودین راویز» مانند گذشته نبود. حالا همه اهالی روستا در همان ساعات نخستین بامداد از جنایت هولناک رخداده باخبر شده بودند. گرچه همه دستبهکار بیرون آوردن رخت عزا از کمدها و گنجهها بودند تا سری به خانه «دبیر» بزنند، اما از چشم در چشم شدن با آن مرد پرهیز میکردند. چشم در چشم شدن با مردی که نابهنگام در عزای پسرش مینشیند، دل شیر میخواهد. دبیر بهتر از هر کسی میداند چه بر سرش آمده است: «عباس، پسر بزرگش؛ همان که نمیخواست از امتیاز رزمندگی و جانبازی پدر برای معافیت استفاده کند. عباس که گفته بود مگر خون من از خون جوانهای دیگر رنگینتر است؟ عباس که مدیری مدبر بود، درسخوان، سرش به کار خودش بود و اهل کمک به خانواده؛ بامداد در حمله آمریکا به آسایشگاه سربازان تیپ ۳۸۸ نیروی زمینی ارتش در شهر بمپور، شهرستان ایرانشهرِ سیستان و بلوچستان، شهید شد. موشک بر سرش فرود آمد؛ آن هم وقتی خواب بود.»