جستجو
بایگانی
نویسندگان
نظرات
همراهی
ارتباط با ما
دربارهٔ ما
شناسنامه
خانه
جستجو
بایگانی
نویسندگان
نظرات
همراهی
ارتباط با ما
دربارهٔ ما
شناسنامه
محیط زیست
حیاتوحش
محیط زیست انسانی
زیستبوم
تغییراقلیم
منابع طبیعی
جامعه
فرهنگ
میراث
شهر
روستا
نهادهای مدنی
مسئولیت اجتماعی
اقتصاد
انرژی
فناوری
گردشگری
کشاورزی
اقتصاد محیط زیست
معیشت پایدار
بیشتر
سبک زندگی
جهان پژوهش
یادداشت
تجدیدپذیر
تازهها
باشگاه نویسندگان
رسانۀ توسعۀ پایدار ایران
صفحۀ نخست
محیط زیست
حیاتوحش
محیط زیست انسانی
زیستبوم
تغییراقلیم
منابع طبیعی
جامعه
فرهنگ
میراث
شهر
روستا
نهادهای مدنی
مسئولیت اجتماعی
اقتصاد
انرژی
فناوری
گردشگری
کشاورزی
اقتصاد محیط زیست
معیشت پایدار
بیشتر
بیشتر
سبک زندگی
جهان پژوهش
یادداشت
تجدیدپذیر
تازهها
باشگاه نویسندگان
بایگانی مطالب برچسب:
تنگه هایقر
لطفا یک عبارت را وارد کنید!
سوختند تا زاگرس نسوزد
«مامان هیچی نیست»؛ البرز نیمخیز روی برانکارد نشسته بود، در آمبولانس را که جلوی بیمارستان گچساران باز کردند، رو به مادرش این جمله را گفت. بعد صورت سیاهشده از دود و سوختگیاش را به سمت خواهر چرخاند: «مامان را آرام کن، من مشکلی ندارم.» انگار آب سردی روی صدیقه ریختند، جانش آتش گرفت؛ مثل تن و بدن و ریه البرز که برای نجات زاگرس و بلوطهایش سوخته بودند. صدیقه نمیدانست چه بر سر ریه برادرش آمده، باید زمان میگذشت. چه آن روز در بیمارستان گچساران که شش ساعت بیهوده نگهشان داشتند و چه روزهایی که در بیمارستان یاسوج بود. یکییکی مسئولان آمدند، عکس گرفتند و رفتند تا اینکه یک روز پرستاری او را به گوشهای کشید و گفت اگر میخواهی برادرت زنده بماند، بفرستش اصفهان. صدیقه همه این روزها امیدوار بود زخمهای برادرش بهزودی خوب شوند و به خانه برگردند، در اصفهان فهمید که حضور هشتروزه البرز در عملیات اطفای حریق ریهاش را پر از دود بلوطهای آتشگرفته کرده است. البرز عصر جمعه ۳۰ خرداد تمام کرد؛ هر چند راه او ادامه یافت، همچنان که نامش! «مردم از شمال و جنوب با ما همدردی کردند، حتی بعضی از آنها که با من تماس گرفتند نمیتوانستند فارسی صحبت کنند. همه گفتند البرز را دوست داشتند. یکی بهنام البرز در منطقهای دورافتاده در چهارمحالوبختیاری مدرسه ساخت، یکی جهیزیه عروس و داماد را به یاد البرز تهیه کرد. قلههای زیادی را با خاطره او فتح کردند. اگر مردم نبودند، نمیدانم وضع ما چه میشد. افسوس میخورم که مدیران منابعطبیعی و محیطزیست قدر طبیعت را نمیدانند.» آتشسوزی در کوهستان زاگرس در سالهای اخیر جان ۲۱ نفر را گرفته، از این تعداد ۱۹ نفرشان داوطلبانه برای اطفای حریق رفته بودند. آنها پدر و پسر کسانی بودند که زندگیشان پس از سوختن این عزیزان، در آتش افتاده است.