بایگانی مطالب برچسب: جنگلهای هیرکانی
جنگلهای هیرکانی در دنیای بینظم سیاستها
تلاش برای حذف و نادیده گرفتن اندیشه مخالف، برچسب بیسوادی، وابسته بودن به گروههای مافیای چوب، نادان، احساسی، متخصصان هفتدرصدی، لشکرکشی مجازی و ... را امروز از سوی طرفداران و مخالفان طرح تنفس جنگل میشنویم. تأسفبارتر آنکه در این کشمکش اگر تا دیروز با چشمپوشی از جنگلهای زاگرس، ایران و تورانی، خلیج و عمانی و ارسبارانی منظور از جنگلهای کشور، جنگلهای هیرکانی بود! امروز منظور آن بخشهایی از جنگلهای هیرکانی است که قابلیت برداشت درختان شکسته و افتاده دارند!
پارک ملی گلستان؛ تجزیه یا یکپارچگی
پارک ملی گلستان با مساحت ۹۱ هزار و ۸۹۵ هکتار مرداد ۱۳۳۶ بهعنوان منطقه حفاظتشده «آلمه وایشکی» تحتمدیریت کانون شکار و صید درآمد. این محدوده در ۲۲ فروردین ۱۳۴۳ «پارک وحش» نامگذاری شد و هفت سال بعد در شهریور ۱۳۵۰ منطقهای به اسم «قرخود» به آن افزوده شد. درنهایت، در سال ۱۳۵۳ «پارک ملی گلستان» بهعنوان اولین پارک ملی ایران به ثبت رسید. از همان سال ۱۳۳۶ که شاهد شکلگیری منطقه حفاظتشده «آلمه وایشکی» بودیم، بحث سکونتگاهها و روستاها مطرح و قرار بود برای یکپارچه کردن زیستگاه، زمینها از مردم خریداری شود و با پرداخت حقوق ذینفعان، آنها از این محدوده خارج شوند. بااینحال، در سالهای اخیر با برنامههای ادارهکل منابعطبیعی خراسانشمالی برای خارج کردن اسناد این پارک از دست ادارهکل محیطزیست گلستان نگرانیهای جدی بابت دستاندازی به عرصههای پارک ملی گلستان بهوجود آمده است.
خطر نابودی میراث جهانی عباسآباد؛ درخواست برای اقدام فوری
پایان دوران چوبمحور در جنگلهای هیرکانی
برداشت یا عدم برداشت از درختان شکسته و افتاده همچنان موضوعی داغ در میان کارشناسان است. درحالیکه برخی از اساتید و کارشناسان چنین برداشتی را آسیبزننده به جنگل میدانند و معتقدند کار سازمان منابعطبیعی و آبخیزداری تأمین چوب برای کارخانهها و درآمدزایی از این طریق نیست، گروه دیگری از کارشناسان و اساتید چنین برداشتی را بهشکل محدود میپذیرند. روزنامه «پیام ما» تلاش کرده در حد وسع و توان خود دیدگاههای دو طرف را پوشش دهد. پنجشنبه، ۲۲ آذر، یادداشتی در همین زمینه منتشر شد که گروه مخالفان برداشت انتقاداتی به آن داشتند. «حنیفرضا گلزار»، کارشناس خاک، یکی از مخالفان برداشت است که در هفت بخش انتقادات خود را مطرح کرده است.
درختان افتاده ؛ فرصتی برای احیا یا تهدیدی برای اکوسیستم؟
مسئله درختان افتاده در جنگلها و دلسوزی بیش از حد در مورد حیات قارچها، ویروسها و باکتریهای موجود در خاک اخیراً به یک هیجان غیرقابلکنترل در جامعه محیطزیستی تبدیل شده است! جنگلهای هیرکانی علیرغم تبلیغات گسترده مبنیبر قدمت ۴۰ میلیون ساله آنها، جنگلهای طبیعی بکر و دستنخورده نیستند بلکه منابعی هستند که سالیان متمادی به اشکال مختلف در آنها دخالت شده است. ازاینرو، متوسط حجم سرپای این جنگلها پایین و بهتبع رشد سالانه درختان آنها نیز بسیار کمتر از توان تولیدی این جنگلهاست. علیرغم شرایط آبوهوایی مناسب و خاکهای غنی در شمال کشور، متأسفانه رویش سالیانه این جنگلها ۲ تا ۲.۵ مترمکعب در هکتار برآورد شده؛ درحالیکه این رویش در جنگلهای مشابه در اروپا ۸ تا ۹ مترمکعب در سال و هکتار است.
مشارکت همگانی برای حفظ جنگلها
رئیس پیشین سازمان منابعطبیعی و آبخیزداری کشور عنوان کرده بود جنگلهای زاگرس این قابلیت را دارند که سالانه نزدیک به یکهزار مترمکعب آب را در خاک جذب کنند. اگر اقدامات آبخیزداری بهدرستی رخ دهد، سالانه شش میلیارد مترمکعب آب در این خاک تزریق میشود و ۴۰ درصد آب کشور توسط جنگلهای زاگرس تأمین خواهد شد و بهصورت چشمه بیرون خواهد آمد. جنگلهای شمال قادرند سه میلیارد و ۶۰۰ میلیون مترمکعب آب را در خود ذخیره کنند و تولیدات کشاورزی بخشی از استانهای شمالی از جمله گلستان، مازندران، خراسانشمالی، جنوب البرز و بخشی از تهران، زنجان، اردبیل و قزوین از این طریق تأمین میشود. درواقع، بیش از دوپنجم جمعیت ساکن در این خطه مدیون جنگلهای زاگرس هستند، لذا باید به امنیت زیستمحیطی آن بیشتر توجه شود. اگر سالانه ۵۰ میلیارد مترمکعب آب به مراتع این جنگل تزریق شود، ایران سهساله میتواند بدهی آبی خود را به طبیعت برگرداند.
منازعه داغ بر سر جنگلهای هیرکانی
|پیامما| برداشت درختان شکسته و افتاده از هیرکانی موجی از واکنشها را در جامعه بههمراه داشته و باعث اظهار نظرهای مختلف از سوی مسئولان شده است. در این گزارش تلاش کردیم دیدگاههای مختلف در این زمینه را پوشش دهیم. «حنیفرضا گلزار»، کارشناس خاک، سه پرسش را در یادداشت خود مطرح کرده است: «نخست اینکه گزارش کارکرد و دستاوردهای شصت سال استیلای طرحهای بهرهبرداری چوب از جنگلهای شمال چرا منتشر نمیشود؟ و دوم اینکه درآمدهای حاصل از استخراج، تولید و فروش بیش از ۶۰ میلیون مترمکعب چوب در آن شصت سال چه شد؟ سوم اینکه چرا جامعه متخصصین جنگل تنها نگران اعمال تخصص در تنها هفت درصد از پوشش جنگلی کشور (برابر ۵۰ درصد سطح جنگلهای شمال) هستند؟» در مقابل «رسول اشرفیپور»، مشاور رئیس سازمان منابعطبیعی و آبخیزداری، در یادداشت خود آورده است: «در نظام اجرایی جنگلداری برداشت پایههای شکستهافتاده و ریشهکن عموماً مبتنیبر ضرورت است تا طرح. خصوصاً برای جنگلهای شمال ایران که بهدلیل شرایط فیزیوگرافی، عمق کم خاک و شرایط اقلیمی پاییز و زمستان درصد بادافتادگی قابلملاحظه است.» «رحیم ملکنیا»، عضو هیئتعلمی دانشگاه لرستان، نیز مانند گلزار چند پرسش را در یادداشت خود مطرح کرده است: «چرا وضعیت سایر جنگلها و بهطور خاص در زاگرس که در آن برداشت چوب صنعتی وجود ندارد، بحرانی است؟ آیا میتوان برداشت چوب از شمال را در شرایط زوال زاگرس، مهمترین موضوع مدیریت منابعطبیعی کشور دانست؟ اگر بهرهبرداری برنامهریزیشده از شمال برای جنگل خسارتزا است، بهرهکشی بیبرنامه و نظارتنشده از جنگل در قالب قاچاق، چرای دام و استفاده سنتی چه تأثیری دارد؟»
صدای «جنگل» شنیده شد
|پیامما| کارزار «نه به فرمان قتل جنگلهای هیرکانی» که از اواخر آبان و در پی برداشت دوباره چوب از جنگلهای هیرکانی آغاز شد و به ۴۸ هزار امضا رسید، یکی از موضوعات مطرحشده در نشست روز گذشته سخنگوی دولت با خبرنگاران بود. «فاطمه مهاجرانی» در این نشست از تغییر رویکرد وزارت جهادکشاورزی و سازمان منابعطبیعی در قبال حفاظت از جنگلهای هیرکانی خبر داد و اگرچه برداشت چوب خشک یا درختان خشکشده را مطابق قانون مجاز اعلام کرد، اما گفت: «با تغییر رویکرد و افزایش نظارت حفاظت هم افزایش پیدا میکند.» این کارزار از «مسعود پزشکیان» خواسته بود با هرگونه طرح و مصوبه و مجوزی که باعث بازگشت مافیای چوب و ورود مجدد به هیرکانی بهبهانه برداشت درختان شکسته و افتاده شود، مخالفت کند و اجازه ندهید «قانون تنفس جنگل» شکسته و یا بهطور ناقص و گزینشی اجرا شود و نگذارید مافیای چوب دوباره به جنگل بازگردد.
