بایگانی مطالب برچسب: کودکان

بازوی فکری مردم یا بازوی اجرایی دولت؟

سازمان‌های مردم‌نهاد و انجمن‌های خیریه دو بالِ فعالیت‌های داوطلبانه هستند. نهادهایی که هر یک با شرح وظیفه مشخص و ساختار منسجم در تلاش‌اند تا فارغ از دولت و حاکمیت به وظایف اصیلی که برای یک سازمان مردم‌نهاد تعریف شده است؛ بپردازند. از اواخر دهه ۹۰ خورشیدی، مجموعه سیاست‌های اتخاذی و قوانین مصوب در مداری حرکت کرد که نتیجه‌اش تضعیف و تقطیع بال سازمان‌های مردم‌نهاد و گسترش فعالیت‌های خیریه بود. روند فرسایشی و زمان‌بر صدور و تمدید پروانه فعالیت سازمان‌های مردم‌نهاد در کنار فرایند احراز هویت و رد صلاحیت گسترده اعضای این انجمن‌ها در زمره قوانینی هستند که فعالیت داوطلبانه در ایران را با مشکل اساسی مواجهه کرده‌ است. به‌دنبال چنین رویکردی بود که در جنگ دوازده‌روزه شاهد عملکرد قابل‌قبولی از انجمن‌های مردم نهاد نبودیم.

نسلی که با عشق به طبیعت سبز می‌شود

بحران‌های محیط‌زیستی در دنیای امروز، دیگر مفاهیمی دور و انتزاعی نیستند؛ تغییراقلیم، کاهش منابع آب، نابودی جنگل‌ها و آلودگی هوا، همه و همه واقعیت‌هایی هستند که روی کیفیت زندگی نسل امروز و فردا اثر می‌گذارند. بنابراین، اگر بخواهیم آینده‌ای سبزتر داشته باشیم، باید از امروز، کودکان خود را با محیط‌زیست آشنا کنیم. اما این آشنایی قرار نیست در قالب پند و اندرز و «بکن، نکن» باشد. تجربه نشان داده که فرمان دادن و نصیحت کردن، تأثیر ماندگاری ندارد. آنچه اثرگذار است، ایجاد شناخت، احساس تعلق و حس مسئولیت‌پذیری است. پس می‌توانیم از تجربه‌های واقعی شروع کنیم و به‌جای اینکه به بچه بگوییم «درخت مهم است و نفس کشیدن ما را آسان‌تر می‌کند»، اجازه دهیم زیر سایه‌اش بازی کند، برگ‌هایش را لمس کند یا میوه‌اش را بچیند. چون او وقتی عاشق طبیعت می‌شود که آن را لمس کند، ببیند و بشنود. یک بازدید ساده از پارک یا باغ‌وحش شهری، یک گردش خانوادگی در جنگل یا کنار رودخانه، حتی یک باغچه کوچک در خانه، می‌تواند نخستین قدم باشد. یک راه مؤثر دیگر برای آشناکردن بچه‌ها با محیط‌زیست، قصه و داستان است.

کشتار هدفمند راویان واقعیت

«اگر این واژگان به شما رسید، بدانید که اسرائیل در کشتن من و خاموش‌کردن صدایم موفق شده». این پیامی است که در حساب کاربری ایکس «انس الشریف»، خبرنگار ۲۸ساله «الجزیره» که به‌طور گسترده‌ای حملات اسرائیل در شمال غزه را پوشش می‌داد، منتشر شده است. یکشنبه‌شب او به‌همراه چهار خبرنگار دیگر الجزیره در چادری در نزدیکی بیمارستان «الشفاء» در حمله‌ای از سوی ارتش اسرائیل کشته شد.

کاهش بیش از ۶۰ درصدی ارتباط انسان با طبیعت

در دو قرن گذشته اتفاق افتاد

تابستانی دیگر در «کهنانی‌کش»

قابی از آموزش در روستایی دوردست

اعتراض انجمن اوتیسم به مجسمه‌های بدقواره

وقتی هنر قرار است روایتگر هویت یک شهر باشد، چگونه می‌تواند به موضوعی جنجالی و دردسرساز تبدیل شود؟ در روزهای اخیر تصاویری از مجسمه‌هایی بدقواره در امکان شهرهای مختلف به‌خصوص رشت منتشر شده که بحث و نقدهای زیادی را برانگیخته و سوال‌های جدی درباره نحوه طراحی و اجرای این پروژه‌ها مطرح کرده‌اند. پس از سیل نقدهای مختلف، گفته شد که این مجسمه‌ها کار کودکان اوتیسم است که در فضای شهری نصب شده اما انجمن اوتیسم طی بیانیه‌ای اعلام کرد اجرای ناشیانه چنین پروژه‌هایی، نه‌تنها کمکی به پذیرش اجتماعی افراد دارای اوتیسم نمی‌کند، بلکه آنان را در معرض استهزا و آسیب‌های روحی و روانی بیشتری قرار می‌دهد. البته که برخی از شهرسازان هم معتقدند این مجسمه‌ها کار کودکان اوتیسم نمی‌تواند باشد و تنها یک بهانه برای توجیه است.

کودکی میان دو مرز

روایتی از کودکی افغانستانی در ایران که قربانی خشونت، بی‌هویتی و بی‌قانونی است

اخراج مهاجران؛ امنیت یا توهم؟

در روزهایی که هنوز غبار جنگ دوازده‌روزه ایران و اسرائیل فرو ننشسته، صدای تلخ طرد و اخراج مهاجران افغانستانی بالا گرفت؛ صدایی که نه‌فقط در کوچه‌ها و خیابان‌ها، بلکه در قاب تلویزیون‌ها و تیتر رسانه‌ها نیز پیچیده است. طردی که دیگر تنها یک «سیاست مهاجرتی» نیست، بلکه به بحرانی اخلاقی بدل شده که پایه‌های انسانیت را لرزانده است. در این وضعیت آشفته و پیچیده، برخی وجدان‌ها خاموش و برخی زبان‌ها به ستایش این خشونت گشوده شده‌اند؛ گویی در کشاکش مشکلات عدیده کشور، مهاجر افغانستانی بدل به مسکن موقتی ناکامی‌ها شده است؛ دشمنی ساختگی برای فرار از پاسخگویی به مطالبات انباشته مردم. انگار در این میانه، حاکمیت و بخشی از افکار عمومی، صورت‌مسئله را پاک کرده‌اند. از گرانی، فساد، دزدی، ناکارآمدی، تحریم، بی‌آبی، کمبود برق و گاز، بگیر تا شکاف طبقاتی و فرسایش سرمایه اجتماعی، حتی ضعف‌های اطلاعاتی و غافلگیری‌ها نیز، بی‌سرو‌صدا به گردن مهاجر انداخته شد. مهاجر افغانستانی ناگهان مسئول تمام این فجایع شد. انگار با قربانی‌کردن، می‌شد تمام زخم‌های جامعه را موقتاً پنهان کرد.

سفر بدون مرز برای همه معلولان

|پیام ما| موانع فیزیکی، کمبود امکانات و زیرساخت‌های مناسب، گردشگری و سفر را برای بسیاری از افراد دارای معلولیت به یک چالش بزرگ تبدیل می‌کند. درباره این چالش‌ها در سال‌های اخیر زیاد گفته و نوشته شده، اما نه‌تنها همچنان در بر همان پاشنه می‌چرخد، بلکه این مشکلات فقط محدود به مسیرهای ناهموار یا نبود آسانسور نیست؛ نگرش‌های جامعه و ضعف در زیرساخت‌های گردشگری دسترس‌پذیر نیز سد راهی است که باید شکسته شود تا گردشگری حق همه باشد، نه یک امتیاز ویژه. «بهروز مروتی»، فعال حقوق معلولان، به «پیام ما» از چالش‌های موجود در مسیر گردشگری و سفر برای این گروه اقلیت می‌گوید. در این میان گروه‌هایی هم هستند که تلاش می‌کنند این مسیر را برای افراد دارای معلولیت هموارتر کنند.

آموزش، سرمایه‌ای برای عبور از فقر

|پیام ما| آموزش به‌عنوان کلید رهایی از چرخه فقر شناخته می‌شود، اما دستیابی به عدالت آموزشی و کیفیت یادگیری برای کودکان فقیر همواره با چالش‌های عمیقی همراه بوده است. بااین‌حال، دسترسی به آموزش باکیفیت برای کودکان خانواده‌های کم‌درآمد، به‌ویژه در مناطق محروم، همواره با موانع ساختاری و فرهنگی متعددی روبه‌رو بوده است. مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی با عنوان «فقرزدایی مدرسه‌محور» به بررسی این موضوع می‌پردازد که چگونه می‌توان از مدارس به‌عنوان پایگاه‌های اجتماعی برای شناسایی، حمایت و توانمندسازی کودکان فقیر و خانواده‌های آنان استفاده کرد؛ آن‌هم در شرایطی که روﻧﺪ ﺧﻂ ﻓﻘﺮ در ﺳﺎلﻫﺎى ﭘﺎﻳﺎن دﻫﻪ ٩٠ در ایران ﺷﻴﺐ ﺑﻴﺸﺘﺮى ﮔﺮﻓﺘﻪ و در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ ﺣﺪود ﻳک‌ﺳﻮم ﺟﻤﻌﻴﺖ ﻛﺸﻮر زﻳﺮ ﺧﻂ ﻓﻘﺮ ﻗﺮار دارﻧﺪ.

بازگشت به وطن نادیده، خداحافظی با مدرسه

از پنج ماه پیش که برگه‌های سرشماری مهاجران بی‌اعتبار شد، بیش از دو میلیون مهاجر افغانستانی ناگهان در وضعیت غیرمجاز قرار گرفتند. از آغاز امسال تاکنون، هشت هزار نفر از اتباع، کشور را ترک کرده‌اند و مسیرهای بازگشت در سه مرز میان ایران و افغانستان هنوز شلوغ است. براساس اعلام نماینده سازمان یونیسف در افغانستان، در میان این افراد، پنج هزار کودک بدون همراه نیز از مرز عبور کرده‌اند؛ کودکانی که برخی‌شان در خاک ایران به دنیا آمده‌اند و اکنون به سرزمینی بازگردانده شده‌اند که خاطره‌ای از آن ندارند و وضعیت اقامتشان مبهم است. سال گذشته، حدود پانصد هزار کودک مهاجر در مدارس ایران تحصیل می‌کردند، اما در افغانستان بسیاری از آنان دیگر قادر به ادامه تحصیل نیستند. آنچه در این میان به‌شدت مغفول می‌ماند، ابعاد انسانی ماجراست؛ تأثیرات عمیق روانی و اجتماعی که نه‌تنها کودکان مهاجر، بلکه همکلاسی‌ها و خانواده‌هایشان را نیز درگیر می‌کند. در کنار نادیده گرفتن حقوق کودک در جریان این رد مرزها، واقعیت‌های تلخ و پیامدهای انسانی چنین جابه‌جایی‌های اجباری‌ای کمتر دیده و شنیده می‌شود. در یادداشت پیش رو، یکی از معلمان از لحظات تلخ خداحافظی با این دانش‌آموزان نوشته است.

اینترنت طبقاتی علیه اینترنت آزاد

با گذشت بیش از ۲۰ روز از اعلام آتش‌بس، اینترنت هنوز به وضعیت قبلی برنگشته است. البته وضعیت قبلی هم هیچ‌وقت عادی نبود. اختلال‌های گاه‌وبی‌گاه، کیفیت و سرعت کم و حتی قطعی کامل، تجربه همیشگی کاربران از اینترنت ایران بوده است. این‌بار اما علاوه‌بر افزایش اختلال‌ها، با ایده‌هایی مثل «اینترنت اضطراری»، «منطقه آزاد سایبری»، «دسترسی سازمانی» و اینترنت‌های مجوزمحور و سطح‌بندی‌شده مواجه‌ایم. طرح قدیمی اینترنت طبقاتی با نام‌هایی گمراه‌کننده بازسازی شده است: تقسیم مردم به «دارندگان اینترنت آزاد» و «محرومان از آن». با اینکه بعضی مسئولان از مخالفتشان با تبعیض دیجیتال سخن می‌گویند، مصوبات شورای‌عالی فضای مجازی بر محدودیت بیشتر تمرکز دارد و ادامه اختلالات، ادعاها درباره پایبندی به «اینترنت آزاد» را رد می‌کند.