بایگانی مطالب برچسب: اکوسیستم

«تنگ دیل»، شاهد مرگ بلوط‌ها

«البرز زارعی» بعد از خاموش کردن آتش «خامی» در خردادماه سال ۹۹، به کوه دیل رفت. خودش تعریف کرده بود که «داخل دیواره‌ای گیر کردم. آتش از پایین زبانه کشید و آمد سمت من. هیچ راه فراری نداشتم. همانجا ماندم و سوختم.» او در دشت دیل سوخت، در میان بلوط‌ها و بادام‌ها. دو هفته جسم عفونت‌کرده‌اش در بیمارستان برای زنده ماندن تلاش کرد، اما نشد. او برای حفظ درختان تنگ دیل کهگیلویه‌وبویراحمد جانش را به آتش داد، همان جایی که حالا می‌خواهند با جاده‌سازی درختانش را نابود کنند و محلی‌هایش نام البرز از دهانشان نمی‌افتد: «البرز برای حفظ درختان اینجا جانش را داد، حیف!». این پوشش گیاهی متراکم بعد از تونلی است که برای روان شدن تردد بین گچساران تا روستای دیل و چرام کشیده شده، اما فعالان می‌گویند نیازی به عریض کردن جاده در خروجی تونل نیست؛ آن‌هم در منطقه حفاظت‌شده. بهانه فعلی اما ملی بودن این طرح است و حمایت نماینده مردم گچساران در مجلس بدون توجه به اثرات مخرب محیط‌زیستی و بی‌توجهی اداره‌کل محیط‌زیست استان به این تخریب، نگرانی‌ها را چندین برابر کرده است.

پارادوکس نیکوکاری در ایران

تحلیلی بر صنعت «فروش حال خوب» و ناکارآمدی ساختاری خیریه‌ها

حفظ پیوستگی زیستگاه‌­ها

ضرورتی در حفاظت از تنوع‌زیستی
حیات وحش

کرکس، سرمایه ارزشمند اکوسیستم

جنگیدن حتی در زمان صلح

«آنقدر برای به‌دست‌آوردن هر چیز ساده‌ای جنگیده بودم که حتی در میانه صلح هم عادت کرده بودم بجنگم و آدابِ ساده دیدن از یادم رفته بود.» اینها گفته «شیما مفید»، کنشگر محیط‌زیست و مدیر مجموعه ابرسین، است. نام ابرسین با حوزه تنوع‌زیستی و حیات‌وحش گره خورده است‌، هرچند در حوزه میراث‌فرهنگی هم کارنامه قابل‌قبولی دارد. در روزهایی که برگزاری نشست‌‌ها و جمع‌های محیط‌‌زیستی کمرنگ است و فضایی برای دورهمی‌های کارشناسان حیات‌وحش و حفاظتگران مهیا نیست، این مجموعه بناچار بار همه خلأها را به دوش می‌کشد. در گفت‌وگویی که با «شیما مفید» داشتم، پرسیدم چطور وارد وادی محیط‌زیست شد‌ و ابرسین را شکل داد و زن بودن چه محدودیت‌هایی پیش پایش گذاشت؟

دریاچه ارومیه؛ آینه اقلیمی ایران

یک فیلم، یک تایم‌لپس ماهواره‌ای و یا یک عکس نوستالژیک از سال‌های دور از ارومیه پرآب با کپشن «مرگ و نابودی»؛ روزی نیست که این تصاویر تن و روان ما را نلرزاند و آهی به افسوس نکشیم! نگین فیروزه‌ای شمال‌غرب این روزها به کما رفته و این‌بار فقط چند لکه آب کم‌عمق و قرمزرنگ در خود دارد و عملاً خشک شده است. هامون و گاوخونی و بختگان و جازموریان کم بود، دریاچه بزرگ و پهناور ارومیه که تا همین سی سال پیش با ۳۲ میلیارد مترمکعب اندوخته، پرآبی و پیشروی آب آن باعث زحمت و دردسر اهالی حاشیه آن می‌شد، الان به یک شوره‌زار بی‌انتها و وهمناک تبدیل شده است. مردمان حاشیه این دریاچه اکنون به سوگ این پهنه آبی که نمادی هویت‌مند برای آنها بود، نشسته‌‌اند و یک اضطراب جمعی از این سؤال بی‌پاسخ که سرنوشت این دریاچه چه خواهد شد، تمام شهرها و مردم حاشیه آن را در خود گرفته است.

گام‌های لرزان حفاظت ژنتیکی گونه‌ها

|پیام ما| در سال‌هایی که انقراض گونه‌های جانوری و گیاهی در ایران سرعت گرفته است، درست در زمانی که وضعیت یوزپلنگ‌ها مصداق مسیر انقراض است و فرصت برای حفظ میراث ژنتیکی گونه‌ها روزبه‌روز کمتر می‌شود، حفاظت از ذخایر ژنتیکی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. در جهان، بانک‌های ژن و مراکز پیشرفته توالی‌یابی DNA برای مطالعه و شناخت گونه‌ها و همین‌طور حفظ آنها شناخته‌شده‌اند. بانک ژن بیمه‌ای برای آینده و حتی راهی برای بازگرداندن گونه‌های ازدست‌رفته است؛ از باغ‌وحش منجمد سن‌دیگو گرفته تا بانک‌های ژن منطقه‌ای در آسیا و اروپا، انبوهی از داده‌های ژنتیکی گردآوری و ذخیره‌ شده که پشتوانه‌ای مطمئن برای حفاظت و مدیریت تنوع‌زیستی به‌شمار می‌رود. در ایران اما، با وجود تلاش‌هایی که در دو دهه اخیر برای راه‌اندازی بانک ژن و جمع‌آوری نمونه‌ها انجام شده، گام‌های حفاظت ژنتیکی لرزان است.

بازگشت یوز

«به‌اندازه یک‌دهم توران هم دیده‌ نشده‌ایم. از سال ۸۸ نه نیروی محیطبانی زیاد شده و نه تجهیزات. پارک ملی توران برای هر پاسگاه محیطبانی یک خودرو دارد، اما ما حتی یک خودروی عملیاتی نداریم! از ابتدایی‌ترین ابزار حفاظتی محروم‌ایم. آب داریم، ولی آبرسانی با تراکتور با ظرفیت فقط سه تا چهار هزار لیتر انجام می‌شود،‌ درحالی‌که استان‌های خراسان‌جنوبی و سمنان کامیون‌های مخصوص آبرسانی ۱۲ هزار لیتری دارند.» اینها گفته‌های «احمد صفرزاده»، رئیس اداره حفاظت محیط‌زیست شهرستان جاجرم، است. پناهگاهی که با پنج سال کوشش مداوم او، محیطبانان، مردم محلی و همراهی اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست خراسان‌شمالی احیا شده و شاهد حضور دوباره یوزپلنگ آسیایی بوده است. در روز ملی یوز درحالی‌که همه نگاه‌ها به‌سمت توران چه به‌لحاظ زیستگاه، سایت فراجمعیت و جاده عباس‌آباد است،‌ سراغ میاندشت رفتیم.

فعالیت‌های مدنی راهی برای تاب‌آوری

تاب‌آوری، توانایی جوامع برای مقابله و بازیابی از بحران‌ها، امروز بیش از هر زمان دیگری حیاتی است. تغییراقلیم و فشارهای اجتماعی-اقتصادی ناشی از آن نشان می‌دهد تقویت ظرفیت‌ها و مشارکت ذی‌نفعان برای ساختن آینده‌ای پایدار و مقاوم، ضروری است. سندی که به‌تازگی در مورد تاب‌آوری در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا منتشر شده، حاوی نکات ارزشمندی پیرامون تاب‌آوری اقلیمی در شرایط گرمایش جهانی و تغییراقلیم است که توسط بنیاد صلح کارنگی منتشره شده است. فارغ از تأیید یا تکذیب اهداف این بنیاد بین‌المللی که بدون شک در برهه‌هایی با سیاست‌های ایالات متحده آمریکا هم‌راستاست، با توجه محدوده اطلاعاتی که در این سند آمده است و انتقال مجموعه تجریبات مطرح‌شده می‌تواند گشایشی پیرامون تاب‌آوری اقلیمی از دیدگاه اجتماعی و انسانی باشد.

۳۴ خانواده، ۴ سال آوارگی

اهالی روستای «خِرِشت پایین» در رودبار بعد از گذشت چهار سال هنوز صدای رانش کوه را به یاد دارند. هنوز در گوش‌هایشان غرش سنگ‌هایی که به‌دلیل برداشت بی‌رویه معدن شن و ماسه راهی پایین دست شده، تلخ‌ترین صدایی است که شنیده‌اند و آن روز خردادماه سال ۱۴۰۰ را که باعث شد ۳۴ خانوار مجبور به ترک خانه‌هایشان شوند، فراموش نکرده‌اند. هرچند فعالیت معدن بعد از این رانش متوقف شد، اما از یک سال قبل تلاش‌هایی برای راه‌اندازی دوباره به راه افتاده، آن‌هم در شرایطی که نه خسارتی به ۳۴ خانواده آواره پرداخت شده و نه زمینی که قرار بود بنیاد مسکن روبه‌روی روستای خالی‌شده برای ساخت‌وساز مجدد اختصاص دهد، به آنها داده شده است. آنها هنوز بعد از چهار سال با همان خشم و استیصال روزهای نخست به معدن و کوه می‌نگرند، به روستای آبا و اجدادی‌شان که حالا خالی از سکنه شده است.

میکروب‌ها، عاملان پنهان ذوب سریع‌تر

در یک روز تابستانی گرم و مه‌آلود در اسوالبارد «آروین ادواردز»، متخصص بوم‌شناسی یخچال‌ها، بر سطح یخی ایستاده بود که زیر پایش آب روان می‌شد و سنگ‌ها از ستیغ کوه فرو می‌ریختند. او این صحنه را به «حضور در شهری در حال سوختن در میانه یک حمله هوایی» تشبیه کرد. چنین تصویری، نه شرح جنگ که روایت زیست‌شناسی است که دو دهه عمرش را وقف پژوهش در مناطق قطبی کرده و اکنون شاهد سرعت گرفتن مرگ یخچال‌هاست.

کنگیر، رودخانه‌ای که به صنعت باخت

برداشت بی‌رویه از چاه‌های آبی در منطقه ایوان استان ایلام، موسوم به چاه‌های سراب که آب مورد نیاز یک پالایشگاه را تأمین می‌کنند، رودخانه «کنگیر» را به خشکی کشانده است. اتفاقی که فعالان محیط‌زیست و اهالی منطقه می‌گویند گسترش پیدا خواهد کرد و با مصرف منابع آبی، تمام اکوسیستم منطقه را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. اهالی ایوان در کارزاری از رئیس‌جمهوری خواسته‌اند تا چاه‌های آب مذکور را پلمب کند و این منابع آبی را به طبیعت و مردم ایوان برگرداند و منابع آب شیرین را صرف صنعت نکند. نماینده ایوان می‌گوید قرار است این چاه‌ها تا شهریور پلمب شوند، اما اهالی می‌گوید به این تصمیم خوشبین نیستند.