بایگانی مطالب برچسب: میراث طبیعی

طبیعت به‌عنوان میراث ملی؛ درس «اسکندر فیروز»

چشمه «کیه‌نی دروزن» در کبیرکوه ایلام؛ چشمه‌ای کارستی با جریان متناوب و نامی برگرفته از باور محلی

چشمه «کیه‌نی دروزن» در ارتفاعات کبیرکوه ایلام، یکی از پدیده‌های طبیعی شاخص این منطقه است که به‌دلیل جریان متناوب و قطع و وصل ناگهانی آب، در میان مردم محلی به «چشمه دروغ‌گو» شهرت یافته است. این چشمه کارستی در یکی از بکرترین بخش‌های زاگرس میانی قرار دارد و رفتار ویژه آن، نتیجه مستقیم ساختار زمین‌شناختی و اقلیم خاص کبیرکوه است.

میراث عصر یخبندان

جنگل‌های هیرکانی، نوار سبز و کهنسالی که سواحل جنوبی دریای خزر تا دامنه‌های شمالی البرز را در بر می‌گیرد، نه‌تنها بخشی از چشم‌انداز طبیعی ایران، بلکه صفحه‌ای زنده از تاریخ تکامل کره زمین است. این جنگل‌ها با قدمتی بیش از ۳۰ میلیون سال، از بازمانده‌های دوره ترشیاری و از معدود مناطقی‌اند که دوران یخبندان را پشت سر گذاشته و در برابر تحولات اقلیمی و زمین‌شناختی مقاومت کرده‌‌اند. هیرکانی‌ها تنها جنگل‌هایی نیستند که در طول هزاران سال دوام آورده‌اند؛ آنها یکی از «فسیل‌های زنده» سیاره زمین‌اند؛ آزمایشگاهی طبیعی برای مطالعه تکامل گیاهان، تنوع ژنتیکی و فرایندهای زیستی و میراثی که در سال ۲۰۱۹ به‌عنوان یک ارزش جهانی استثنایی در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد.

تخریب میراث طبیعی کوه «شیوشگان»

در غفلت سازمانی و بحران در مدیریت میراث طبیعی کشور اتفاق افتاد

ما فقط یک کارگر داشتیم و یک شلنگ!

خشکیدن و قطع درختان موزه فرش، چند روزی است فعالان محیط‌زیست را نگران کرده است. اعتراضات پی‌در‌پی به این اقدام و نگرانی‌ها درباره سرنوشت درختان این موزه، ما را به موزه کشاند که از نزدیک جویای مشکل شویم. «محمدجواد اینانلو»، مدیرموزه ملی فرش ایران، پاسخگوی سوالات «پیام ما» شد. او بیشترین تقصیر را متوجه مدیران قبلی می‌داند و می‌گوید کمبود بودجه برای جذب نیروی کافی، وجود غرفه‌های فرش در بخش شمالی تا قبل از دوران مدیریت او و بی‌توجهی مدیران قبلی به فضای سبز موزه، دلیل خشکی درختان و قطع بعضی از آنهاست. به‌گفته اینانلو، قطع درختان «زیرنظر شهرداری و کارشناسان این حوزه انجام شده و بی‌دلیل نبوده است».

چه نهادی ناجی «بوخو» جزیره قشم می‌شود؟

اظهارات شائبه‌برانگیز «احمد مرادی»، نماینده مردم مرکز استان هرمزگان در مجلس شورای اسلامی، در حاشیه سفر رئیس‌جمهور به بندرعباس (۱۰ مهر ۱۴۰۴) و در دفاع از یکی از بهره‌برداران طرح پرورش میگو که موجب تعرض و تخریب عرصه اثر ملی طبیعی «بوخو» جزیره قشم شده است، نمادی از قانون‌گریزی یک سیاستمدار در حوزه قانونگذاری نسبت به قوانین ملی است. این اقدام به‌دلیل تعارض با اصول توسعه پایدار و بی‌توجهی به جایگاه حقوقی و فرهنگی عرصه‌های میراثی، قابل‌نقد است.

زنان کویر، طلایه‌داران امید

به‌بهانه دو دستاورد بین‌المللی کرمانی‌ها

سرگردانی در سرزمین بی‌تالاب

فرض کنید از تهران عازم زاهدان هستید. مسیر طولانی است و‌ باک بنزین شما ظرفیت محدودی دارد. به‌ناچار در میانه راه ناچار می‌شوید بنزین بزنید. باز فرض بگیریم پمپ بنزین تعطیل شده باشد و هیچ ماشینی هم برای کمک توقف نکند. چه می‌کنید؟ احتمالاً سراغ اولین آبادی نزدیک می‌روید، اما اگر شهر و روستایی نباشد، آنتن موبایل خط ندهد و در جاده‌ای خاکی و فرعی دورافتاده گیر افتاده باشید، چه؟ زندگی پرندگان مهاجر در ایران همین‌قدر سخت است و البته پیچیده‌تر از این مثال ساده! تالاب‌ها که نقش پمپ بنزین را برای پرنده‌ها دارند، خشک شده‌اند یا شرایط‌شان مساعد نیست. پرندگان سرگردان به هر دری می‌زنند تا آبی پیدا کنند، برخی پساب گیرشان می‌آید،‌ برخی شکار می‌شوند،‌ گروه سوم خوش‌شانس هستند و به سفرشان ادامه می‌‌دهند. آنها که خودشان را با بحران سازگارتر می‌کنند، جمعیتشان افزایش می‌‌یابد،‌ گونه‌های حساس‌تر به آرامی محو می‌شوند و در ادامه تبعات آن تنوع‌زیستی ایران را تحت‌تأثیر خود قرار می‌‌دهد. وضعیت تالاب‌ها و پرندگان مهاجر یکی داستان است پر آب چشم!

فرصت ازدست‌رفته ایران در کنگره جهانی حفاظت ۲۰۲۵

سدسازی به قیمت نابودی تاریخ ایران

وقتی سخن از سدسازی در ایران به میان می‌آید، معمولاً نخستین محورهای بحث، تخریب محیط‌زیست، برهم‌خوردن نظام‌های هیدرولوژیک رودخانه‌ها و نابودی زیست‌بوم‌های پایین‌دست است. اما کمتر گفته می‌شود که یکی از پیامدهای مهم‌ و جبران‌ناپذیر سدسازی، ضربه‌ای است که به پیکره میراث‌فرهنگی و محوطه‌های تاریخی وارد می‌شود. نخستین اعتراض گسترده و عمومی به یک پروژه سدسازی در ایران، در جریان ساخت سد سیوند بر رودخانه پلوار در استان فارس شکل گرفت. این سد نه‌تنها بخشی از محوطه باستانی «تنگ بلاغی» را به زیر آب برد، بلکه نگرانی‌های جدی درباره افزایش رطوبت و تهدید میراث جهانی پاسارگاد ایجاد کرد. همین تجربه بود که برای نخستین‌بار واکنش جامعه مدنی و رسانه‌ها را نسبت به تبعات سدسازی در حوزه میراث‌فرهنگی به‌طور جدی برانگیخت. در این یادداشت می‌خواهیم به‌شکلی کوتاه و مستند مرور کنیم که در دهه‌های گذشته سدسازی چه بر سر میراث‌فرهنگی ایران آورده است. نباید فراموش کنیم که محیط‌زیست و میراث‌فرهنگی در ایران توأمان مورد تخریب و ظلم قرار گرفته‌اند. این دو عرصه هم‌زمان و هم‌سرنوشت، قربانی توسعه شتاب‌زده و بی‌محابا شده‌اند.

امید یک زن جهان را دگرگون کرد

«بزرگ‌ترین میراث جین‌ گودال گسترش امیدواری در جامعه است». این گفته «عبدالحسین وهاب‌زاده»، اکولوژیست ۷۸ساله، است. وهاب‌زاده از برجسته‌ترین صاحب‌نظران ایرانی در حوزه محیط‌زیست است که با پایه‌گذاری مدارس طبیعت در ایران،‌ توجه به کودکان در امر حفاظت را برجسته کرد. با تلاش و پیگیری‌های او و شاگردانش این مدارس در شهرهای مختلف کشورمان شکل گرفتند؛ هرچند در ادامه، کارشان با مشکلات متعددی مواجه شد. او همچنین عضو کمیته آموزشی اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت (IUCN) است و کتاب‌های متعددی در حوزه محیط‌زیست،‌ بوم‌شناسی،‌ تکامل و… ترجمه کرده؛ «حق مادرزاد، انسان و طبیعت در دنیای امروز» نوشته «رابرت کلرت»، استاد بوم‌شناسی اجتماعی در دانشگاه ییل، یکی از این کتاب‌هاست. در این اثر،‌ ارتباط ما با طبیعت به عنوان بخشی از میراث زیست‌شناختی‌مان معرفی شده؛ نکته‌ای که وهاب‌زاده بارها آن را مطرح و در طول دهه‌ها پیگیری کرده است و جین گودال همواره بر آن تأکید داشت. وهاب‌زاده با سه واژه «شادمان»، «فعال» و «موفق» زندگی «جین گودال» را توصیف می‌کند و منشأ آن را چند عامل می‌داند؛ تجربه کودکی در طبیعت، مادر حمایتگر به‌جای کنترلگر، داشتن رؤیای کودکی و ارتباطش با «لوئیس لیکی»، دیرینه‌شناسی که به او و کارش اعتماد کرد. هرچند وهاب‌زاده ماهیت باشگاه‌های «ریشه‌ها و جوانه‌ها» را که گودال بنیانگذار آن بود، با «مدارس طبیعت» در ایران متفاوت می‌داند. در اولی برگزاری رویداد و برنامه در اولویت است و در مدارس طبیعت،‌ ارتباط کودکان با طبیعت بدون پرداختن به مقوله آموزش رسمی! «من هر روز از روز قبل امیدوارترم»؛ پاسخ محوری این اکولوژیست است به پرسش‌های چالشی همچون «آیا انجام فعالیت‌های کوچک می‌تواند در برابر سیل‌های ویرانگر اثرگذار باشد؟» و حتی این سؤال کلی که «در شرایط امروز جامعه ایران چقدر به آینده امیدوار است؟» در این گفت‌وگو او مفصل پاسخ این سؤال را می‌دهد: «آیا ایده مدارس طبیعت را از باشگاه‌های «ریشه‌ها و جوانه‌ها» گرفته و در آن تغییری داده؟»  

لاله‌زار زیر تیغ جویندگان طلا و مس

۲۰ روز پس از کوچ عشایر، بیل‌های مکانیکی و تجهیزات معدنی از دهنه راهبری وارد کوه‌های لاله‌زار شدند؛ بزرگ‌ترین چمن‌زار پیوسته جنوب‌شرق کشور که سال‌ها محلی‌ها و مسئولان منطقه‌ای از معرفی آن خودداری می‌کردند تا بکر باقی بماند. حالا آن چمن‌های سرسبز و بکر زیر ماشین‌آلات اکتشافی رفته‌اند و بخشی از منبع آب لاله‌زار، بردسیر و کرمان و زیباترین محدوده گردشگری استان، برای یافتن رگه‌های مس و طلا کاوش می‌شود. چرا در چنین محدوده بکر گردشگری پروانه اکتشاف صادر شده است؟ این گزارش برای پاسخ به این سؤال، مراتب را از محیط‌زیست، شرکت آب‌منطقه‌ای و سازمان صمت جویا شده است. سازمان صمت یک هفته است که پاسخگو نبوده، اما یک منبع آگاه فاش کرده که مجوز بدون استعلام منابع‌طبیعی و آب‌منطقه‌ای صادر شده است. مردم محلی و طبیعت‌گردان کارزاری علیه تخریب به راه انداخته‌اند تا شاید صدای اعتراض‌ها بتواند جلوی نابودی این میراث طبیعی و گردشگری استان کرمان را بگیرد.