بایگانی مطالب برچسب: سلامت روان

جامعه در آستانه سرریز خشم فروخفته

خشم این روزهای ایران، صرفاً یک واکنش لحظه‌ای نیست؛ در صف نان، پشت فرمان، زیر پست‌‌های شبکه‌های اجتماعی و حتی در سکوت خانه‌ها مدام جریان دارد. بعد از بحران‌های پی‌درپی، از اعتراضات دی‌ماه تا فشارهای اقتصادی و فرسودگی اجتماعی، حسی در روان جمعی ما انباشته شده است؛ تنشی مزمن که به‌سادگی فروکش نمی‌کند و با هر محرک کوچکی دوباره سر برمی‌آورد. این خشم، واکنش به یک تجربه خاص نیست؛ حاصل سال‌ها تجربه بی‌ثباتی، ناامنی و احساسات فروخورده است که به این روزهای ما خلاصه نمی‌شود. وقتی خشم در یک جامعه مزمن می‌شود، به حافظه جمعی راه پیدا می‌کند و آهسته‌آهسته به نسل‌های بعد منتقل می‌شود. خشم سرکوب‌شده می‌تواند به‌شکل پرخاشگری پنهان، فرسودگی، بی‌اعتمادی یا حتی بی‌حسی عاطفی بازتولید شود و تداوم یابد. اما این خشم انباشته، جامعه را به چه سمت می‌برد؟ آیا به چرخه‌ای از فرسایش روانی و اجتماعی دامن می‌زند یا شکل‌های تازه‌تری از تنش و گسست را در سال‌های پیش‌ رو رقم خواهد زد؟ «سید وحید شریعت»، رئیس انجمن علمی روان‌پزشکان ایران، در گفت‌وگو با «پیام ما» از ریشه‌های این خشم و پیامدهای آن می‌گوید.

مواجهه مداوم با اخبار منفی سلامت روان را تهدید می‌کند

یک روانشناس با هشدار نسبت به گسترش انتشار اخبار و تصاویر خشونت‌آمیز در فضای مجازی اعلام کرد تداوم مواجهه با این محتواها، در صورت مدیریت‌نشدن، می‌تواند به افزایش اضطراب، اختلال خواب، فرسودگی روانی و گرایش به رفتارهای ناسالم در جامعه منجر شود.

ایستادن کنار روانِ زخمی جامعه

در شرایطی که جامعه با امواج پیچیده‌ای از تحولات روبه‌روست، همواره نقشی فراتر از وظیفه‌ رسمی برخی گروه‌ها، چراغ راهی برای تاب‌آوری جمعی می‌شود. بحران‌ها هر کدام چهره‌ای ویژه دارند و پاسخ به آنها نیز بسته به ماهیتشان، نیازمند پیشگامی گروه‌های خاصی است. در دوران همه‌گیری کووید‑۱۹، کادر درمان با ایثاری فراتر از شرح وظایف حرفه‌ای، در خط مقدم سلامت جسمانی جامعه ایستادند. در بلایای طبیعی چون سیل و زلزله گروه‌های امدادی و خدمت‌رسان، در میدان جنگ رزمندگان و در آتش‌سوزی جنگل‌ها محیطبانان، آتش‌نشانان و طبیعت‌دوستان، هر یک با ازخودگذشتگی، مسئولیت اجتماعی خود را در قبال جامعه به منصه‌ ظهور رساندند. مسئولیت اجتماعی در اینجا نه صفتی انتزاعی، بلکه عملی انسانی و اقدامی عینی است که فرد یا گروه، فارغ از نقش رسمی خویش، برای کاهش رنج دیگران و حفظ کرامت انسانی پیش می‌کشد. پرسش کلیدی این است: در بحران کنونی که جامعه با آن دست‌به‌گریبان است، انتظار پیشتازی و ایثار از کدام گروه می‌رود؟ برای پاسخ، باید نگاهی موشکافانه به ابعاد این شرایط داشت.

سهم کودکان ما از بحران‌‌ها

ایرانِ پریشان

«زندگی معمولی» بسیاری از ایرانی‌ها در هفته‌های اخیر مختل شده. نمونه‌اش «مریم‌»، «محسن»، «تینا»، «فاطمه»،‌ «مهدی» و «پریرخ»! آنها عزیزی را از دست نداده‌اند‌، بهشت زهرا و کهریزک نرفته‌اند،‌ ناچار نبودند هر لحظه خبرها را دنبال کنند‌، به‌جز یک نفرشان بقیه برای پست‌هایشان در شبکه‌های اجتماعی مورد بازخواست قرار نگرفته‌اند. با این‌همه همان تصاویر و فیلم‌های محدودی که از اشک و خون و عزاداری‌ دیده‌اند، آنها را از پا درآورده است. بروز بیرونی آن هم شده درد و عود کردن بیماری!

«تاب‌آوری اجتماعی» برای دانش‌آموزان

|پیام ما| در روزهایی که ایران زیر فشار هم‌زمان بحران‌های اجتماعی و روانی و اقتصادی نفس می‌کشد، واژه «تاب‌آوری» بیش از هر زمان دیگری در ادبیات رسمی تکرار می‌شود؛ مفهومی که قرار است پاسخی باشد به اضطراب جمعی، فرسایش اعتماد عمومی و زخم‌هایی که هنوز التیام نیافته‌اند. حالا روز یکشنبه (۱۲ بهمن) رئیس جمعیت هلال‌احمر از برگزاری آزمون «تاب‌آوری اجتماعی» برای ۲۷۰ هزار دانش‌آموز خبر داده و سخنگوی جمعیت هلال‌احمر ضمن ارائه توضیحاتی درباره این طرح به «پیام ما» می‌گوید برگزاری آن به‌دلیل شرایط فعلی جامعه نیست و تقارن آن «اتفاقی» شده است.

موج بیماری‌های روانی در راه است

بیش از سه هفته از وقوع اعتراضات اخیر در ایران و وقایع پس ‌از آن می‌گذرد. تأثیر این وقایع بر سلامت روان جامعه موجب شده است «وحید شریعت»، رئیس انجمن روان‌پزشکی ایران، در گفت‌وگو با «پیام ما» از احتمال افزایش اختلالات سلامت روان و بروز رفتارهای خودکشی ابراز نگرانی کند و هم‌زمان «محمدرضا شالبافان»، مدیرکل سلامت روان وزارت بهداشت، در مورد تبعات روانی تصاویر خشونت‌آمیز هشدار ‌دهد.

روان آدم‌ها تکه‌تکه می‌شود

|پیام ما| روایت‌های بی‌شماری از شهرهای مختلف به «پیام ما» درباره احساساتی که بسیاری از مردم در این روزها تجربه کردند، رسیده است. بر آن شدیم که گفت‌وگویی با «سپیده دهقانی»، روان‌شناس بالینی در این زمینه داشته باشیم.

ایستاده میان بیم و امید

این روزها در گوشه‌گوشه ایران، مردم در حال تجربه حس‌های مختلفی همچون خشم، غم، درماندگی و ناامیدی هستند. با قطع اینترنت هر فردی به جزیره‌ای جداافتاده تبدیل شده است. بسیاری از مردم روزهای تلخی و دردناکی را تجربه می‌کنند. آمار کشته‌شدگان تکان‌دهنده است. ما به سراغ «قشر خاکستری» جامعه رفته‌ایم تا از حال آنها بپرسیم؛ حالی که به گفته بسیاری از آنها این‌گونه است: «انگار در زندان هستم، حتی پنجره کوچک آنجا را هم ندارم.» روان‌شناسی که با او گفت‌وگو کردیم هم می‌گوید: «این‌قدر روان مردم زخم خورده که دیگر توانی برایشان باقی نمانده است.» از دیدگاه او: «ما مقصر این وضعیت نیستیم. خشم نباید نسبت به خودمان در نظر گرفته شود.»

بدن‌ها سخن می‌‌گویند،‌ با درد

گوش «حمیرا» دچار گرفتگی شد،‌ برای حل مشکل سراغ شست‌وشو رفت،‌ بدتر شد. پماد زد،‌ بدتر شد. تصمیم گرفت دکترش را عوض کند‌، متخصص به او گفت دچار سکته گوش(ISSNHL) شده است. این روزها یکی از گوش‌هایش نمی‌شنود و در گوش دیگرش صدای سوت می‌پیچد. حمیرا کلافه است. هر روز دکتر می‌رود و آمپولی تزریق می‌کند. او‌ نگران است مبادا شنوایی‌اش را از دست بدهد. حمیرا تنها کسی نیست که این روزها دچار مشکلات جسمی شده‌؛ «منا» سر کار نشسته بود که دردی در دلش پیچید. فکر کرد همان دل‌دردهای همیشگی است. دکتر رفت و سرم زد، اما بدتر شد. نیمه‌شب دوباره از درد به درمانگاه مراجعه کرد. درنهایت به او گفتند از استرس و اضطراب دچار این وضعیت شده است. «لیلا» هم این روزها علائم سرماخوردگی دارد.‌ او می‌گوید آبریزش بینی و سایر علائم او هیچ ارتباطی به ویروس ندارد و از اضطراب و سوگی نشئت گرفته که این روزها می‌‌گذراند. «طراوت واحدی»، روان‌پزشک، در گفت‌وگو با «پیام ما» با تأیید این تجربه‌ها به‌لحاظ پزشکی، عنوان می‌کند که در زمانه تروما بدن‌ها سخن‌‌ها می‌گویند،‌ با درد،‌ با کسالت و با تشدید علائم بیماری!

تناقض امید

در سال‌های اخیر، واژه «امید» در جامعه ایران به یکی از پرکاربردترین و هم‌زمان پرابهام‌ترین مفاهیم بدل شده است؛ مفهومی که گاه همچون چراغی لرزان در دست افراد می‌درخشد و گاه به سوژه‌ای تحلیلی برای جامعه‌شناسان و پژوهشگران اجتماعی تبدیل می‌شود. در زندگی روزمره، مردم از «امید داشتن» سخن می‌گویند، اما هم‌زمان از «امیدواری سخت» و دشوار ناله می‌کنند.

شورش علیه خود یا امتداد رنج

در طول تاریخ، «خودکشی» نه‌تنها یک کنش فردی بلکه مسئله‌ای عمیق در فلسفه و جامعه‌شناسی بوده است؛ از یونانیانی که جان انسان را امانت خدایان می‌دانستند تا فلاسفه مدرن که آن را انتخابی فردی در برابر رنج تفسیر کردند، به تعیین جایگاه اخلاقی آن پرداخته‌اند. با ورود جامعه‌شناسی، این پدیده از سطح تجربه شخصی به ساختارهای اجتماعی، بی‌هنجاری، پیوندهای انسانی و امید اجتماعی پیوند خورد و به ضرورتی برای فهم رابطه میان فرد، جامعه و فشارهای مدرن تبدیل شد.